بيانيه حزب دمکراتيک مردم ايران در حمايت از رئوس کلی بيانيه هفدهم ميرحسين موسوی: طرح شعارهای راديکال با ظرفيت های کنونی جنبش سازگار نيست
هم ميهنان گرامی!
پس از کودتای انتخاباتی و نشاندن احمدی نژاد بر صندلی رياست جمهوری کشورمان، موج توانمند خروش و پرخاش ميليونی مردمی برخاست و بسرعت به يک جنبش پردامنه ی دگرخواهی تبديل گرديد. شعار « رای من کو؟»، بعنوان خواست اوليه مردم اعتراض گر، بازتابی از شناخت و آگاهی همراهان و همپايان اين جنبش در دفاع از حقوق شهروندی خويش بود. بدنه اصلی اين سيل پرخروش اعتراض، که به جنبش پرآوازه ی سبز معروف شد، به ويژه زنان و جوانان پرشور و دليری بودند، برخاسته از لايه های گوناگون اجتماعی و با باورهای رنگارنگ يعنی از مذهبی گرفته تاعرفی.
اينک جنبش سبزمردمی ايران، در پی حوادث خونين عاشورا و رويارويی با کيفيت نوينی از سرکوب و کاربرد خشونت از سوی رژيم، در برابر چالش و چشم انداز نوينی قرارگرفته است. جنبش گسترده ی مسالمت آميز و شهروندی در مواردی در مقابله با نيروهای سرکوبگر رژيم به مقاومت فعال روی آورد، ولی با خويشتنداری و هشياری از گسترش دامنهی خشونت جلوگيری کرد و نگذاشت مردم پا را در دامی بگذارند که نيروهای سرکوبگر برای آن از قبل آماده کرده بودند.
در روزهای تاسوا و عاشورا شاهد آن بوديم که نيروهای افراطی از امکانات سرکوب، تحريک و ترورخود برای به خشونت کشاندن جنبش مسالمت آميز مردم در ابعاد بی سابقه ای بهره جستند. حمله به سخنرانی خاتمی، ضرب وشتم حاضران و تخريب مسجد جماران، حمله کفن پوشان به مسجد قبا در شيراز و طومار نويسی عليه آيت الله دستغيب، پرتاب تظاهرکنندگان مسالمت جو از روی پل هوايی، به زير گرفتن مردم با خود روی « ون» نيروی انتظامی و ترور خواهر زاده ی موسوی،از جمله اشکال خشونت ورزی هايی بودند که برای تحريک تظاهر کنندگان و دامن زدن به فضای ترس و وحشت در جامعه صورت گرفت.
همزمان دستگاه تبليغاتی رژيم کودتا با انعکاس صحنه هايی از درگيری های پراکنده ی تحميل شده به جنبش، البته با حذف نقش تحريک آميز و خونبار خود، به جنگ روانی ـ تبليغاتی گسترده ای دامن زده و با آوازه گری پيرامون شعار های تند و ساختارشکنانه در صدد به انزوا کشاندن اعتراض گران و جلب حمايت قشرهای محافظه کار در جامعه برآمدند تا بر بستر اين زمينه سازی ها جنبش را مسلحانه سرکوب کنند. نبايد از نظر دور داشت که تاکنون شيوه مبارزه مسالمت آميز و طرح خواستهای قانونی جنبش سبز به خودی خود مانعی جدی و توجيه ناپذير برای القاء ضرورت سرکوب جنبش به جامعه و ايجاد يک پارچگی در صفوف نيروهای راست موسوم به اصول گرايان بوده است.
از اين رو، ازديدگاه ما، طرح و برنامۀ پيشنهادی آقایِ ميرحسين موسوی دربيانیّۀ هفدهم خويش، پايه و چارچوب واقع بينانه و متناسب با شرايط روز ِکشور و همخوان با آرايش و توازن نيروها و راهگشای برون رفت از بحران سياسیِ کنونی است. در واقع او با طرح خواست عدم پشتيبانی شخص خامنه ای از دولت احمدی نژاد و مسئول شمردن دولت در برابر مجلس و قوه ی قضاييه، پيشنهادی راهگشا برای خلع قانونی دولت کودتا بدست می دهد. او دولت نامشروع احمدی نژاد را، که در سايه ی حکومت کودتايی و با اتکاء به مافيای سپاهی - اقتصادی بر قدرت تکيه زده است، مسئول همه نابسامانی های کشور و پاسخگو معرفی می کند. بيانيه موفق شد که بار ديگر در اتحادی که می رفت برای سرکوب خونين پا گيرد، اختلال ايجاد کند و دست افراطيون نيروی امنيتی ـ نظامی در حاکميت را در سرکوب خونين جنبش ببندد.
حزب دموکراتيک مردم ايران، از رئوس کلی ازبيانيه هفدهم ميرحسين موسوی پشتيبانی می کند. پيشنهاد های آقای موسوی در باره " مسئوليت پذيری دولت، تدوين قانونی شفاف واعتماد برانگيز برای انتخابات، که به باور ما، تاکيد برلغو نظارت استصوابی شورای نگهبان از ضروریّاتِ آنست؛ آزادی زندانيان سياسی، آزادی مطبوعات و رسانه ها و نيز به رسميت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکيل احزاب،" نيز راه حل هايی اند که برای خروج کشور از"بحران"، سزاوار پشتيبانی همۀ آزاديخواهان ايران اند. هر چند اين خواست ها در نگاه اوّل خواست های حداقل به نظرمی آيند، امااين خواست ها در گوهر خود، کليد وپيش شرط هایِ هر خواست و آرمان بزرگ تر، ازجمله خواست انتخابات آزاد و ديگرخواست های آزادی خواهان ايران در راستای حرکت بسوی تامينِ تمام و کمال حاکمیّت ملّت در همۀ ارگان هاست.
هم ميهنانِ گرامی!
درلحظه ی کنونی، خواستِ محوری جنبش سبز، پيکار برای آزادی ها و دموکراتيزه کردن جامعه و تلاش برای فراهم ساختنِ پيش شرط های يک انتخاباتِ آزاد است. طرح شعارهای راديکال و شتابزده با ظرفيت های کنونی جنبش سازگار نيست و علاوه بر آن که موجب پراکندگی اين جنبش و شکل گيری يک ائتلاف ضد جنبش سبز در قطب ديگر جامعه خواهد شد و دست ها را برای سرکوب خونين باز خواهد کرد. مناسب ترين شيوه دست يابی به آزادی ها ودموکراتيزه کردن جامعه، از راه پيکارِآرام و گام به گام و با مشارکت آزاد و آگاهانه و گسترده ی مردم امکان پذير است. در شرايط کنونی بايد با ايجاد يک تعادل تازه سياسی در زندگی کشور، با بهره گيری از قوانين موجود و جلب گروه های تازه ای از زحمتکشان شهر و روستا و نيروهای بينابينی اصول گرا به توانمند سازی اين جنبش پرداخت و زمينه های لازم را برای عملی کردن خواست های اصلاح طلبانه ی جنبش سبز فراهم ساخت.
هم ميهنانِ گرامی!
بی گمان، بهره گيری ازامکانات گوناگونِ موجود، ـ از جمله مناسبت هایِ ملی، سياسی، اجتماعی يا مذهبی در جمهوری اسلامی ـ برایِ تظاهرات خيابانی، با انگيزه ی بيان خواست هایِ به حقّ خود و در اعتراض به اعمال خشونت آميز و وحشيانه ی رژيم کودتا، بسيار مفيد و بايسته است. اين ها ازحقوق اساسی و اوليه ی شهروندی بشمار می رود که حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران نيز بازتاب يافته است. البته گردانند گان اصلی حکومت، زبانی جز زبان ِ سرکوب و اِعمال خشونت و درگيری نمی شناسند. آنها حتّی به تظاهرات قانونی يورش آورده و می کوشند با دامن زدن به خشونتِ هر چه بيشتر، بخشی از جوانان برآشفته و خشمگين از اين شيوه ی عملکرد را تحريک کنند و به خشونت متقابل بر انگيزند. از اين رو، بايد از روی آگاهی، شکيبائی و خويشتنداری از افتادن در اين دام حاکمیّت پرهيز کرد.
تظاهرات مسالمت آميزوبدورازخشونت درخيابان ها، برای طرح خواست ها،درراستای آزادی وتامين حقوق ملت؛ وبرای نشان دادنِ اراده وعزمِ مردم ايران برای دستيابی به خواست های بحق خود؛ به ويژه با استفاده از موقعیّت های مساعد ، ازحقوق مسلم مردم است. درعين حال، نبايد ازنظردورداشت که تظاهرات خيابانی، تنها شکل پيکاربرای آزدای نيست. می بايد به اشکال و روشهای مبارزه ی مسالمت آميزديگری انديشيد، که گاه می توانند به نتايج بهتر و کاراتر و با تحمل هزينه کمتری بينجامند. دراين راستاست که توجّه به مبارزات صنفی و سنديکائی؛ به خواست های معقول و به حقّ اقلیّت های قومی و مذهبی - فرهنگی؛ مسالۀ زنان، مسائل دانشگاهی و دانشجويان؛ گرانی ها و بسته شدن کارخانه ها و رشد بی سابقۀ بيکاری و دربدری ها و بسياری مسائل اجتماعی - اقتصادی ديگر، اهمیّت بسزائی می يابند.
بی گمان، کشور ما برای گام گذاردن و دستيابی به دمکراسی پايدار، بيش از هر چيز به نهادهای دمکراتيک، رهبران دمکرات و پايبند به آزادی دگرانديشان نياز دارد و اين در گرو فرمانروايی شهروندان آگاه و جاافتادنِ فرهنگ دموکراسی در صفوف آنهاست. اميدواريم که در سايه ی تلاش متحد و همبستۀ آزاديخواهان، همۀ نيرو های پويا و دگرخواهِ ميهن ما، در جبهۀ واحد اصلاح طلبان و آزادی خواهان گرد هم آيند و بسترساز هر تغيير و تحول مثبت و دمکراتيک در آينده گردند.
حزب دمکراتيک مردم ايران
۲۱ ديماه ۱۳۸۸
برابر ۱۱ ژانويه ۲۰۱۰