جمعه 30 بهمن 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
از خوش‌باوری است اگر باور کنيم هر آن‌چه از تنور آزادی‌خواهان وطنی غربت‌نشين بيرون می‌آيد، حکمأ بايد مورد قبول عموم ملت ايران باشد که چرايی آن هم به چند دليل است ... [ادامه مطلب]

پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی

بابک اميرخسروی
درست برخلاف ادعای ايشان، آن‌چه به‌روشنی از اين اسناد می‌توان دريافت؛ در تأئيد اين نظر است که: حزب توده ايران به‌واقع، به‌دست ايرانی، با فکر اصيل ايرانی، به ابتکار عده‌ای آزادی‌خواه مترقی و شخصيت‌های ملی دموکرات و عناصر مارکسيست و کمونيست؛ با برنامه‌ای دموکراتيک و اصلاح‌طلبانه، تأسيس گرديد ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

تيتر يک: جادوی پائيز فقر در راه است، بيژن صف‌سری

بيژن صف سری
همه ترسم از نکبت فقر است که مبادا هم‌چون جادوی پائيز، سبزها را زرد و نارنجی کند، شهر از مه غبارآلودِ فقر پُر شده‌است، نمی‌بينی‌؟ عنقريب فضای خانه‌های‌مان را هم پُر کند، آن وقت ايمان است که از پنجره‌ها بيرون می‌رود. مگر آن که ثروت به داد عشق رسد تا تاريخِ مصرفِ خوش‌بختی را تمديد کند!

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


کتاب اين ‌روزهای مرا ورق بزن خواندنی‌تر شده‌ام، کتاب اين ‌روزهای من و ما را می‌گويم، اگر چه قرار نيست که خوانده شويم، اما قفس هر چه تنگ‌تر، پَرپَرزدن بيش‌تر، حالا گويی ديگر زندگی مهربانی برنمی‌دارد بايد سنگ‌دل باشی که جاذبه‌ی زمين، جذاب‌تر از آن است که بگذارد انسان آسمانی شود.

می‌گويد تو چه می‌دانی از جان‌کَندن برای يک لقمه نان؟ قلم به‌ دست گرفته‌ای و نظاره می‌کنی و اگر جرأتی باشد، می‌نويسی، آن هم با صد کنايه و اشاره که مبادا اسرار هويدا کرده‌باشی.

می‌گويم حق با توست برادر، اما تو برای نان عرق می‌ريزی، من برای تمام کلمات‌ام اشک می‌ريزم.

بر ظاهر آباد من منگر / من خانه‌ای ويرانه‌ام / بنگر به دل خونين من، مگر نه اين است که دل، تنها عضوی است که با نگاه لمس می‌شود؟ مرا بنگر! اين روزها هر گُلی که سرخ‌تر است، بيش‌تر سيلی خورده‌است.

اول خاک‌مان کردند، سپس لگدمال‌مان، حال هم، خشت ميدان شهر شده‌ايم ، ميدان آزادی.

هيچ بوی عيد به مشام‌ات می‌رسد؟ نه بوی عيد می‌آيد و نه بوی بهار؛ اگر چه همه جا سبز است. راستی چه دردی‌ست، درد جوانه‌زدن.

همه‌ی ترسم از نکبت فقر است که مبادا هم‌چون جادوی پائيز، سبزها را زرد و نارنجی کند، شهر از مه غبارآلودِ فقر پُر شده‌است، نمی‌بينی‌؟ عنقريب فضای خانه‌های‌مان را هم پُر کند، آن وقت ايمان است که از پنجره‌ها بيرون می‌رود. مگر آن که ثروت به داد عشق رسد تا تاريخِ مصرفِ خوش‌بختی را تمديد کند!

خبرت دهم در خبرها آمده‌بود: بنا بر آخرين گزارش منتشرشده توسط بانک مرکزی در هفته‌ی منتهی به ۲۳ بهمن‌ماه قيمت اقلام گروه کالايی چای، ‌برنج، ‌قندوشکر، حبوب و لبنيات نسبت به هفته‌ی قبل از آن به ترتيب ۱، ۰.۸، ۰.۶ و ۰.۲ درصد افزايش يافت که بدين ترتيب بيش‌ترين افزايش قيمت در مورد چای بوده است.

چای...، يادش به‌خِير، چه رخوت بی‌نظيری بود صدای بارون روی شيروونی خانه‌ی مادربزرگ؛ سرما؛ کُرسی ِ داغ و چايی؛... اما حالا نان فقر را اگر در چای نوستالژی هم بزنيم خشک‌تر می‌شود، عجيب است هنوز حقوق بشر پرداخت نشده، تورم چند برابر می‌شود!

ـ بانک مرکزی اعلام کرد: افزايش ۳۶ تا ۴۷ در صدی قيمت گوشت در يک سال
ـ بحران شديد اقتصادی و احتمال تورم ۴۰ درصدی در سال آينده
ـ نماينده سابق کارفرمايان در سازمان جهانی کار از افزايش خط فقر به يک ميليون تومان در سال آينده خبر داد
ـ نماينده اسلام‌آباد غرب: احتمال گرانی ۴ برابری با اجرای پيشنهاد دولت
ـ غفوری‌فرد نماينده اصول‌گرای مجلس هشتم: سال آينده تورم به ۴۰ تا ۵۰ درصد خواهد رسيد
ـ مصباحی‌مقدم رئيس ويژه‌ی طرح تحول اقتصادی: بودجه ۸۹ تورم سنگينی در پی دارد
ـ پيش بينی تورم ۱۹ تا ۲۲ درصدی از سوی وزير اقتصاد
ـ نماينده آبادان : مجلس و دولت در مورد نرخ تورم در سال آينده با يکديگر اختلاف نظر دارند
.....
.....
....
تيتر يک: جادوی پائيز فقر در راه است!

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.025 seconds