جمعه 28 اسفند 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

چگونه ايرانی برای فردا؟ زهرا بنی‌صدر، روزنامه سوئيسی LE TEMPS

ترجمه مقاله زهرا بنی صدر مندرج در روزنامه LE TEMPS (زمان) سوئيس به تاريخ ۱۵ مارس ۲۰۱۰

جنبش همگانی گسترده ای که در اعتراض به انتخاب مشکوک احمدی نژاد، در ايران بطور خودجوش برخاست، مار ا به وجد آورد و به يمن نيرومندی و عزم خويش، به ما افتخار بخشيد. در همان حال که ترجمان غرور ملی ما گشت، پرسش از طبيعت خواستهايمان را نيز در برابرمان قرار داد.
ما برای ايران چه ميخواهيم؟
اصلاح دولت، همان که مير حسين موسوی و مهدی کروبی و محمد خاتمی توقع دارند؟ اما چند و چون اصلاحی که توقع دارند، چيست؟ آيا قصد از آن، تغيير رژيم، همان که بخشی از اپوزيسيون جلای وطن گفته است؟ اگر آری، بديل رﮊيم کدام است؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


بحث هايی که بين هموطنان در می گيرند، فرصت بروز اختلاف نظرهای بنيادی بر سر تمايلها و خواستها می شوند و تلخ کاميها و درد و خشم فروخفته ببار می آورند. با وجود اين، بر سر يک امر اشتراک نظر می يابيم : ما، همه از همبستگی حاصل از جنبش همگانی که از سد اختناق کور و خونريز گذر و بسوی احقاق حقوق مشروع خويش، روی می نهد، احساس غرور می کنيم. اين عزم، عزم بر احقاق حقوق، قاطع است. شعار «ما از مرگ هراسی نداريم ، از سکوت می ترسيم» گواه اين عزم استوار است.
کمتر ملتی، در فاصله صد سال، اينهمه به جنبش همگانی روی آورده، برای آنکه حقوق خويش را بطلبد و بخواهد که نظام مردمسالاری برپا شود:
 جنبش همگانی مردم ايران، در خاورميانه، اولين قانون اساسی و استقرار سلطنت مشروطه را، در سال ۱۹۰۶، به دولت استبدادی تحميل کرد. و
 در۱۹۵۰، همراه با دکتر محمد مصدق به جنبش برای ملی کردن صنعت نفت برخاست. و
 در سال ۱۹۷۹ انقلابی را آغاز کرد که استقلال، آزادی و بازيافت هويت ملی ايرانی، هدفهای آن بودند.و
 بالاخره امروز، مردم ايران به جنبش روی آورده اند تا که حقوق خويش را بازيابند.
اين مبارزه مداوم درد ناک، اما بدون شک، عامل همبستگی و غرور ملی اين ملت بوده اند.
اين مبارزه امروز نيز ادامه دارد. اما عدم شفافيت و ابهام موجود در گفتار رهبران کنونی جنبش در ايران مانع حرکت جنبش به پيش شده است. ميان خواستهای مردم و مطالبات رهبران جنبش، فاصله ويا دو گانگی وجود دارد.
برای اينکه تمامی اقشار جامعه به جنبش بپيوندند، از جمله، گذشته رهبران جنش سبز می بايد شفاف شود. گرچه مردم به مير حسين موسوی رای دادند، اما آيا می توانند از ياد ببرند، که در رياست جمهوری آيت الله خامنه ای، نخست وزير و بنا بر اين مسئول (بخاطر حمايت صريح و يا غير مستقيم، از رهگذر سکوت) بسياری از تبهکاری ها است که توسط ديکتاتوری مذهبی، انجام گرفته اند؟:
ساقط کردن نخستين رئيس جمهوری منتخب مردم ، ابوالحسن بنی صدر، دستگيری و شکنجه مخالفان سياسی،ادامه جنگ ايران و عراق و فساد مالی: صد ميليارد دلار از درآمدهای ايران در دوران حکومت آقای موسوی ناپديد شد.
در باره اين دوره از تاريخ، سانسور کاملی بر قرار است. مير حسين موسوی در باره اين گذشته سنگين بار، بس کم سخن گفته است. بدتر از همه اين که هاشمی رفسنجانی، يکی از پايه گذاران استبداد دينی، از کانديدا توری او به هنگام انتخابات رياست جمهوری، حمايت مالی کرده است.
دومين امری که درخور شفاف شدن است، برداشتی است که از رای به مير حسين موسوی ميشود:آيا اين رأی به معنی پذيرفتن برنامه اوست که در چهار چوب رﮊيم جمهوری اسلامی و پذيرش قانون اساسی و رهبری آن ( ولايت فقيه) است و يا تنها به معنای ابراز مخالفت با آقای احمدی نژاد است؟
در روزهای آغاز جنبش به اين سئوال مشکل ميشد پاسخ داد . اما امروز، شعار ها بيشتر از پيش، گويا شده اند: « مرگ بر ولايت فقيه»، « مرگ بر ديکتاتور»، « استقلال، آزادی، جمهوری، جمهوری ايرانی».....
با وجود اين، مير حسين موسوی اين خواستها را ناشنيده می گيرد (مهدی کروبی و محمد خاتمی نيز چنين می کنند). او مدام به آيت الله خمينی ولزوم رعايت قانون اساسی وجمهوری اسلامی و اصل ولايت فقيه، رجوع می کند.
آيا براستی، اين گذشته و اين قانون اساسی و ولايت فقيه، همان چيزهايی هستند که ايرانيان ميخواهند؟ مردم ايران، طی تاريخ خويش با استبداد ها و بی عدالتی ها و تهديدهای خارجی مقابله کرده اند و از معرکه، پيروز بدرآمده اند. هر بار اتحاد جسته، به مبارزه برخاسته و هربار هدفهاشان شفاف بوده اند، پيروز شده اند. در انقلاب ۱۹۷۹، هدف روشن بود: پايان بخشيدن به ديکتاتوری شاه و سلطه آمريکا. اتحاد و روش مردم ايران را اين هدف معين کرد.
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰، هنگامی که صدام حسين به ايران حمله کرد از پيروزی مطمئن بود. ايرانيان به مقابله برخاستند. با آنکه ارتش ايران متلاشی وايران تحت محاصره اقتصادی بود و جهان غرب از تجاوز عراق به ايران حمايت ميکرد، ايرانيان دست بالا را يافتند و متجاوز را عقب نشاندند. تنها يک خطابه (سخنرانی بنی صدر خطاب به ارتشيان)، نيرو و توان دشمن شکن را برانگيخت. آن سخن ارزشهای ديرين ايران، بيانگر وطن دوستی و اتحاد ملی بودند که فردوسی وصف و شرحشان کرده است.
هدف روشن بود: واپس راندن متجاوز. اماو سيله ها؟ آنها را می بايد ابداع می کردند و اين خلاقيت بود که نخستين پيروزی ها را از آن ارتش ايران کرد و اين ارتش غرور خويش را باز يافت. پس از مدتهای مديد، برای نخستين بار، ارتش ايران با مردم ايران جوشيد. امروز، ايرانيان، در نبرد خود با دولت سرکوبگر، بايد ارزشهای واقعی خويش را باز جويند. بايد هدفهای خويش را معين و نيز شفاف کنند. در حقيقت، برقرار کردن دموکراسی در محدوده نظامی که به ولايت فقيه مشروعيت می بخشد، به تصور نيز نمی آيد. چرا که اين دو مقوله متناقضند و آشتی نا پذير.
ما بايد، از مير حسين موسوی و مهدی کروبی، که امروز در مقابل تمايلات توتاليتر احمدی نژاد ايستاده اند، بخواهيم بيان خود در باره اصلاحات و همچنين اشاره و مراجعه دائم به آن چه که خط امام می خوانند را شفاف کنند.
ما بايد شايسته تاريخ خويش باشيم. نمی توانيم به فردوسی، مصدق رجوع کنيم و مجد و بزرگی ايران را جشن بگيريم و در همان حال به آينده ای حقارت بار، بسنده کنيم. بايد اعتماد بنفس از دست رفته خويش را بازيابيم، اعتماد بنفس و توانی را باز يابيم که سالها جمود آن را فلج کرده و ازبين برده بود. بايد در برابر بيان وگفتمان مرگ و کينه رﮊيم حاکم، بيان زندگی و بردباری را، قرار دهيم. ما بايد بتوانيم سرنوشت خويش را خود انتخاب کنيم . زندگيای را برگزينيم که شکوفائی به يمن خلاقيت، نوگردانی، در فضای اجتماعی باز، بارورشدن هوش و استعداد ايرانی را ممکن بگرداند.
برای آنکه پيروز شويم، ،اشتباه ها و جنايت ها که در گذشته انجام گرفته اند، می بايد از سوی نيروی مخالف درون کشور، بازشناخته شوند تا آشتی ملی، در چشم انداز اميد قرار گيرد. هدفها بايد تعريفهای دقيق وشفاف بجويند. تنها در اين صورت است که جنبش اعتراضی همگانی می شود و می تواند تمامی ملت ايران را، در مبارزه خود، بردبار و نوگردان، از يک ديناميک مثبت، برخوردار کند.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016