گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! درگذشت مسعود برزين، روزنامهنگار گاندی دوست، سعيد سعيد![]() مسعود برزين که در ۲۷ مرداد ماه ۱۳۸۹ در تهران درگذشت از روزنامه نگاران و کارشناسان روابط عمومی دوران پهلوی دوم بود. وی در دولت شاپور بختيار، آخرين دولت حکومت پهلوی، مدتی رياست راديو و تلويزيون ملی را به عهده داشت و قبل از آن مسئوول روابط عمومی دفتر فرح پهلوی و روابط عمومی شرکت نفت در آبادان بود. وی همچنين از بنيانگذاران سنديکای نويسندگان و خبرنگاران ايران محسوب ميشد. به گفته خودش، در زندگی اجتماعی و در طول عمر ۹۰ ساله اش، به دو چيز عشق می ورزيد. اول روزنامه نگاری، و دوم، آرمانهای مهاتما گاندی، رهبر جنبش عدم خشونت هند. گاندی را سرمشق خود ميدانست و در سن ۳۶ سالگی از سر احترام به فرهنگ سياسی هند، خاطرات او را به فارسی ترجمه کرد. عکسی را که از دوران جوانی با خانم اينديرا گاندی و جواهر لعل نهرو گرفته بود هميشه روی ميز کارش داشت. مانند بسياری از نخبگان دوره پهلوی عنصری غير سياسی بود و هميشه همان طور باقی ماند. سياست را ميدان رقابت های شخصی ميدانست و معتقد بود که با تزريق ديوان سالاری و کارشناسی و تکنوکراسی ميتوان مملکت را آباد کرد و از کنار حوزه عقب مانده سياست بی سر و صدا گذشت.
در زندگی شخصی، انسانی خوشبين و صبور بود و از کمک به آشنا و غريبه کوتاهی نميکرد. از فرماليسم و عوام پرستی مذهبی سخت گريزان بود و و هرگز تظاهر به مذهب و يا بی مذهب نکرد ولی عميقا به مبادی اخلاقی اعتقاد داشت و تا آخرين روزهای زندگی راز و نياز خلوت شب را فراموش نکرد. تاليفات انقلاب پس از انقلاب، برزين به اتهام واهی ملاقات با سفير امريکا دستگير شد و ۱۲۳ روز را در بند زندانهای قصر و اوين گذراند. به گفته خودش در دوران بازداشت، اعدامهای بی محاکمه و محاکمه های بی ضابطه روحش را بسيار آزرد. پس از آزادی از زندان، عملاً برای چند دهه خانه نشين شد. .بيش از ۱۲ سال ممنوع المعامله يا ممنوع الخروج و ۲۳ سال بدون حقوق بازنشستگی و حق بيمه بود. در چند مورد روزنامه کيهان مقالات تندی عليه او نوشت. برزين هرگز از اين بی حرمتی ها زبان به شکايت نگشود و به احدی بی ادبی نکرد. در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی، که جو سياسی مملکت بازتر شد، چند سازمان غير دولتی و دولتی از او به نيکی ياد کردند و خدمات مطبوعاتی اش را يادآور شدند. در چند سال پايانی عمر، حقوق بازنشتگی و بيمه اش را از وزارت نفت دريافت کرد. سنديکا سابقه خانوادگی کار و پيشه در دهه ۱۳۳۰ در سفارت هند مترجم و سپس رابط فرهنگی سفارت شد. ۳۶ ساله بود که به استخدام شرکتهای عامل نفت ايران درآمد اما هميشه به کار نويسندگی و مطبوعاتی ادامه داد. سپس به ماموريت اداره روابط عمومی شرکت تصفيه نفت در آبادان رفت . دو سال آنجا بود و اين شهر را بسيار دوست داشت و همانجا دوستان فراوانی يافت. با بروز تنش ميان ايران و عراق کشيک شبانه پستهای حفاظتی شهر را به عهده گرفت. برزين در سال ۱۳۴۸ به رياست روابط عمومی دفتر فرح پهلوی منصوب شد. سعی بر اين داشت که تماس مردم عادی را با شهبانو افزايش دهد. چند بار هم او را در سفرهای خارجی همراهی کرد. با اينکه خاطرات فراوانی از اين دوران داشت به ندرت از آنها ياد ميکرد. معتقد بود که قضاوت نهايی در مورد دوران پهلوی را بايد بدست تاريخ سپرد تا آيندگان به حق داوری کنند و به دور از حب و بغضٍ، يا دوستی و دشمنی، جنبه های مثبت و منفی منفی پهلوی را محک زنند. در سال ۱۳۵۳ بدنبال اختلاف نظر با برخی از مقامات دفتر فرح از کار خود استعفا داد و به دانشگاه تهران رفت. مدت چهار سال مشاور رييس دانشگاه و مدرس روزنامه نگاری و روابط عمومی بود. زندگی شخصی نخست در دبستان ادب تهران و سپس در شبانه روزی کالج اصفهان درس خواند. پس از بازگشت به تهران به دبيرستان فيروز بهرام رفت و پس از آن در دانشگاه تهران به تحصيل ادبيات انگليسی پرداخت. برای مدتی به انگلستان سفر کرد و يک دوره روزنامه نگاری را در کالج مطبوعاتی لندن گذراند. خدمت نظام وظيفه را در مدرسه افسری سپری کرد. در ۲۱ آبان ۱۳۲۱، در دوران حکومت قوام در يک تظاهرات ضد دولتی در تهران هدف گلوله سربازان متفقين قرار گرفت و پای راستش جراحت برداشت. علی رغم اين نوع ماجراجويی های جوانی هيچ گاه وارد فعاليت سياسی نشد و در تمام عمر نيز تمايلی به شرکت در هيچ دسته و گروهی پيدا نکرد. در دهه ۱۳۳۰ با مهين عظيما، که فارغ التحصيل دانشکده هنرهای زيبا و نقاش بود و بعدها از پيشکسوتان نقاشی پشت شيشه شد، در سالهای آخر زندگی، برزين دچار بيماری پارکينسون و زمينگير بود. اما روحيه آرام و خوشرويی خود را حفظ کرد و هرگز شکايتی به زبان نياورد. در اين دوران همسرش زحمت مراقبت شبانه روزی و طاقت فرسای او را به دوش کشيد. در خاطرات خود می نويسد: "در طول چهل سال بيش از ۱۷ شغل مختلف داشتم. علتش اين که ميز اداره راضی و قانعم نمی ساخت. ميل داشتم از اين شاخه به آن شاخه بپرم. تجربيات اجتماعی و فرهنگی بيابم. هميشه فردی بودم جستجوگر." امير مسعود برزين در تهران بدنيا آمد و در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ در گورستان بهشت زهرای همان شهر به خاک سپرده شد. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||