پنجشنبه 16 دی 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سرکوب و اعدام در ايران و حکايت ملا نصرالدين، شريف دادوند

می‌گويند ملا نصرالدين همسرش را به سختی کتک ميزد، همسرش که از بد خلقی‌ او به جان آمده بود شکايت به قاضی برد. قاضی ملا نصرالدين را خواست و از او پرسيد:
ملا با همسرت مشکلی‌ داری؟.
پاسخ داد : خير
پرسيد : زن ناساز و ناپاکی هست؟
قاضی پاسخ شنيد که: خير، اتفاقاً بسيار سازگار و پاکدامن است.
قاضی با عصبانيت گفت: پس چه مرگت هست که مدام او را کتک ميزنی‌؟
ملا نصرالدين پاسخ داد: اتفاقاً آقای قاضی جان کلام همينجاست. من نه‌ ميتوانم برايش سر پناهی تهيه کنم. نه‌ خرج خورد و خوراکش را ميدهم و نه‌ ميتوانم برايش لباسی تهيه کرده و يا او را به سفر ببرم، اگر او را کتک نزنم چگونه مشخص شود که شوهرش هستم؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


حالا اين لطيفه کهن در مورد کشور ما و زمامداران حاکم بر آن مصداق دارد.
دولت فعلی نه‌ تنها نتوانسته معيشت مردم را تمام و کمال برآورده کند، حتی در بر آوردن حداقل حاجات آنان نيز در مانده است. منابع و ذخائر زيرزمينی ايران، چون نفت و گاز و... به جای اينکه صرف بهبود وضعيت کشور شود و اقتصاد ايران را بارور کند، در دست زمامداران کشور ما به وسيله ازدياد قدرت طبقه حاکم بدل گشته است.
با اين همه بضاعت انسانی‌ و قدرت خلاقه در کشور ما و آن تاريخ درخشان، ايران در ميان کشورهای توسعه نيافته جای گرفته و روز به روز سير قهقرايی طی‌ می‌کند. منافع ملی‌ ايران چون زمان قاجار به تاراج رفته و کار به جايی‌ رسيده که در مورد دريای خزر و منابع خليج فارس، حقوق ايران نامعلوم و چه بسا پامال گشته است. يگانگی اقوام ايرانی از ميان رفته و شعار جدايی طلبی که بيشک از خواسته‌های دشمنان تماميت ارضی ايران است بيش از گذشته نمود کرده و گاه چون سيستان و بلوچستان به فاجعه‌ای ميانجامد. فشارهای خارجی‌ چون تحريم بيشتر و بيشتر شده و فشار مضاعف بر گرده ملت ايران است.
خوب، حالا انصاف بدهيد که در اين گير و دار و مصيبت، اگر جمهوری اسلامی دختران را در خيابان به جرم بد حجابی کتک نزند يا بازداشت ننمايد چگونه معلوم شود که ايران دولتی دارد؟
اگر در انتخابات تقلب نشود و بعد معترضان آرام را به خاک و خون نکشند، چگونه معلوم شود که ايران پليس و نيروی انتظامی و وزير کشور و رئيس جمهور و رهبر دارد؟
اگر در زندان‌ها با زندانيان آنگونه معامله نکنند چگونه معلوم شود که قوّه قضايیّه‌ای هست و قاضی و نيروی امنيتی و...؟
اگر در اين همه بدبختی و فقر بنيان کن که دختران ايرانی را روانه کشورهای عربی‌ می‌کند يا آنان را به ازدواج مصلحتی در ديگر کشورها می‌کشاند، به سکينه آشتيانی کليد نکنند، چگونه عدل اسلامی آشکار شود؟
اگر وکلای مجلس در مجلس نگويند که ما مطيع امر رهبريم ، چگونه چندين کرور ايرانی بدانند که نمايندگانشان در امر قانونگذاری نقش دارند؟
حالا نتيجه گيری ساده شد، پس اين بگير و ببند و سرکوب و اعدام لازم است تا ما احساس کنيم که دولت مهرورزی در کشور ما و سايه سر ماست و ...
و خدا هيچ خانه‌ای را بی‌ بزرگتر نکند !!!.
الهی آمين!

شريف دادوند


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016