طنزنويس مردمی! و دغدغههايش، طنز نوشتهای از شريف دادوند
خبرنگار: با سلام خدمت شما، لطفا خودتون را معرفی کنيد.
طنز نويس مردمی: با سلام خدمت همه طرفداران من در ايران و همه دنيا، که البته ميدونم خيلی زياد هستند، من طنز نويسی مردمی و البته کاملا مستقل هستم و طرفدار هيچ گروه يا سازمانی نيستم و کاملا فرا جناحی عمل میکنم و البته کمی طنز آميز بگم: برای هيچکس تره هم خورد نميکنم و هيچ انتظاری هم از اين گروهها و سازمانهای يا به اصطلاح اپوزيسيونها ندارم!. تاکيد میکنم مطلقاً هيچ انتظاری.
خ: شما در آثارتون و يا در همون طنز نوشته ها، اين استقلال را رعايت میکنيد؟
ت : کاملا، اگه نگاهی به طنزهای من بندازيد کاملا متوجه ميشيد که من تقريبا حال تمام گروههای سياسی و جناحها را ميگيرم و به موقع دماغشون را ميسوزونم! که البته برای بهبود وضعيت سياسی و ديد سياسی کاملا لازم هست، يعنی من با بيان، به اصطلاح قديمی ها، شجره نامه شون، اونا را سر جاشون مينشونم. يعنی بهشون ميگم چيکاره بودند و چه کارهايی کردند، در گذشته، يا اوائل انقلاب تا روشون زياد نشه. اين برای اصلاح ديد سياسی ما ايرانیها کاملا لازم هست.
خ : چرا قيد تقريبا را به کار برديد، فرموديد تقريباهمه گروهای سياسی....
ط : خب، اين به اين خاطر هست که گروههای سياسی محدودی هستند که واقعاً مردمی، وطن پرست، پيشرو هستند البته يکی، دو گروه يا دقيق بگم، يک گروه از گروههای سياسی در خارج از ايران هست که دقيقا واجد چنين ويژگیهايی هستند!! و من قيد تقريبا را به اين خاطر آوردم.
خ : ميشه اين گروه سياسی را معرفی کنيد
ط : نه، متاسفم، همونطور که گفتم من طنز نويسی مستقل و مردمی هستم و نميتونم اسمشون را بيارم چون در اون صورت محبوبيت من که در بين هموطنانم بی نظير !! هست خرج اعتبار اين گروه سياسی ميشه و اونوقت استقلال سياسی من زير سوال ميره. البته من اينکار را برای اينکه بدخواهان حرف در نيارند میکنم وگرنه اين گروه اونقدر خوشنام هست و جايگاه مردمی داره که..خب نوش جونش!
. خ : چطور شده که شما به طور ضمنی از اين گروه حمايت میکنيد؟
ط : عرض کردم من کاملا فراجناحی عمل میکنم، خواهش میکنم حرف تو دهن من نذاريد!. من اگه اين حرفا را ميزنم به اين خاطر هست که از سابقه درخشان اين دوستان در وطن پرستی، حس مسئوليتشان در دفاع از مام ميهن آگاهم، وگرنه من...خوب بگذريم.
خ : خب میشه لطفا نظرتون را در مورد جنبش سبز مردم ايران بفرمائيد.
ط : بله
خ : خوب بفرمائيد ديگه!
ط : آها، جنبش سبز ايران يک جنبشی هست که برای يک انقلاب مجدد، و روی کار آمدن آرمانهای مقاومتی! برپا شده است، و اون جوانان و انسانهای برومندی که در آن شرکت دارند عمدتاً دوستان شجاع ما هستند...
خ : دوستان شما؟ شما که گفتيد فراجناحی هستيد.
ط : پدر جان، منظورم اين نيست که من دوستی ندارم، منظورم کسانی هستند که من خوب ميشناسمشان، اما برای عامه هنوز آن بصيرت در شناختشان حاصل نشده است.
خ : نظرتون را در مورد رهبری جنبش سبز بفرمائيد؟
ط : از اينجا؟
خ : مگه از اينجا هم رهبری ميشه؟
ط : شما مثل اينکه خيلی از دنيا عقبی، تمام رهبری از اينجا صورت ميگيره، دوستان ما با زحمات شبانه روزی اون جوانان جان بر کف را هدايت ميکنند، اونها تنها دستورات را عمل ميکنند.
خ : خب من منظورم آقايان موسوی و کروبی و خاتمی بودند.
ط : ببين حال منو به هم نزن. اينا که خودشون جنايتکار و ضدّ بشر هستند، من در طنز هام کلی ليچار بارشون میکنم. اصلا عمده مشکل جنبش سبز اينها هستند. اين آقای خاتمی مگه رئيس جمهور نبود، موسوی نخست وزير خمينی نبود، کروبی هم که ديگه طشت افتاده از بام هست!
خ : چرا اينا مشکلات جنبش سبز هستند؟
ط : ببين ، همين آقای خاتمی زمانی میخواست در ايران اصلاحات کنه، مگه امکان داره؟ خود اين آدم زمانی افلاطون و فيلسوف نظام بود. از اينطرف مطبوعات را آزاد ميذاشت و از اون طرف به دادگاه ميگفت اون را توقيف کنند. هی با دانشجوها لاس ميزد و بعدش اونها را زندانی ميکرد، همه را خودش تنها انجام ميداد، اصلا اون ۲۲ ميليون رای هم ساختگی بود، اون اولين بار تقلب را به اينا ياد داد. اگه اون شروع به اصلاحات نميکرد ما الان خيلی جلوتر بوديم!
ببين عزيزم، تو ايران که نميشه اصلاحات کرد بايد از اول يک انقلاب بشه، مثل پنجاه و هفت، بعد يک سری اعدام بشن ، حال يک سری را بگيريم، از جمله خاتمی و موسوی و کروبی و اين اصلاح طلبهای پر رو، که الان تو کيش حموم آفتاب ميگيرن، اون موقع يک دولت دمکراتيک مردمی با حفظ ولی فقيه! ( از نوع آپ گريد شده) روی کار مياد. کو حالا!. به همين خاطر هست که من ميگم اين آقايان خيانتکار اصلی هستند و حسابی با طنز هام حالشون را ميگيرم!!.خبر ميرسه که چقدر هم اين طنز هام موثره!!
خ : شما اين مطالب را از طرف خودتون ميگيد؟
ط : خير، اين صدای همه ملت ايران هست، من حتی خدمتتون عرض کنم به نظر من هيچ تقلبی هم در کار نبوده، آخه کی موسوی را تحويل ميگيره که بهش رای بده. به همين خاطر اين مير حسين خودش دستش تو کاره، اون تظاهرات هم بخشی ساختگی بود ، بخشی هم دوستان ما بودند.
خ : به عنوان سوال آخر نظر شما در مورد آينده ايران چی هست؟
ط : من معتقدم که بايد خرابی از حد بگذرد تا آبادی صورت گيرد، و لذا مشکل اصلی در اين راه اصلاح طلبها و کسانی هستند که خواستار تحولات آرام هستند، مثل اين سه نفر، بايد ايران اونقدر خراب بشه، نابود بشه تا دوستان آبادش کنند و من همينجا عرض میکنم که اون گروه خشونت طلب اقتدار گرا در ايران صد مرتبه به اين افراد معلوم الحال ياد شده شرف دارند و در اين راستا، من پيکان طنزام را به سوی اينان نشانه ميرم.
خ : با تشکر از حسن ظّن و ديد وسيع سياسی و استقلال فکری شما.
ط : من هم ممنونم، خودتی ، به خودت تيکه بنداز.
شريف دادوند