سه شنبه 12 مهر 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

شلاق و زندان و خلع لباس روحانيت برای آرش هنرور از هواداران آيت‌الله منتظری، خانه حقوق بشر ايران

مادر آرش هنرور وبلاگ‌نويس روحانی از صدور حکم چهار سال زندان تعزيری به علاوه ۵۰ ضربه شلاق و ۸۰۰ هزار تومان جريمه نقدی و خلع لباس روحانيت برای هميشه برای فرزندش خبر داد.

مجتبی سميع‌نژاد: آرش هنرور شجاعی وبلاگ‌نويسی است که بعد از يک سال بازداشت با حکم چهار سال زندان، ۵۰ ضربه شلاق، ۸۰۰ هزار تومان جريمه نقدی و خلع لباس از روحانيت به صورت مادام‌العمر از طرف دادگاه ويژه روحانيت روبرو شده است.

مادر اين وبلاگ‌نويس از او به عنوان فردی ياد می‌کند که همواره در حال مطالعه، خواندن و تحقيق بوده است. هنرور به پنج زبان زنده‌ی دنيا مسلط است و دارای تحصيلات حوزوی و دانشگاهی در مقطع فوق ليسانس. يک سال زندان با وجود فشارهای گوناگون جسمی و روحی صدمات بی‌شماری بر وی وارد کرده است و وی در زندان از بيماری‌های سختی رنج می‌برد که اين بيماری‌ها و وضعيت نامناسبش سبب نگرانی مادرش شده است.

مادر آرش هنرور شجاعی در خصوص صدور حکم زندان برای فرزندش به خبرنگار «خانه حقوق بشر ايران» گفت: «اين حکم هنوز به صورت کتبی ابلاغ نشده است. ديروز به ما به صورت شفاهی گفتند چهار سال زندان تعزيری به علاوه ۵۰ ضربه شلاق و ۸۰۰ هزار تومان جريمه نقدی و خلع لباس روحانيت برای هميشه. هنوز اطلاع ندارم که اين حکم به وکيل ايشان هم ابلاغ شده است يا نه، اما روز گذشته از دادگاه ويژه روحانيت با ما تماس گرفتند که با آن‌جا برويم. ما آن‌جا رفتيم و خود آرش را در آن‌جا ديديم که از زندان به آن‌جا آورده شده بود و به خودش اين حکم را ابلاغ کرده بودند.»



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


هنرور شجاعی با اتهامات زيادی در پرونده‌ی خود روبرو بوده است، در شبی نيز که بازداشت شده بود، به او اتهام «محاربه با خدا» را اعلام کرده بودند. از مادر وی پرسيدم که اين حکم بر اساس چه اتهاماتی صادر شده است که وی پاسخ گفت: «اتهامات زيادی در پرونده وجود داشت، اتهاماتی که ما فهميديم و وکيل ايشان هم آن را گفت، جاسوسی، اقدام عليه امنيت ملی، تبليغ عليه نظام، توهين به رهبری، توهين به مقدسات، توهين به رحانيت، جعل اسناد و مدارک تحصيلی و خيلی اتهامات ديگر. البته من که در دادگاه حضور نداشتم، اما وکيلش گفت که خيلی از اين اتهامات مورد قبول قرار نگرفت و آرش از آن‌ها تبرئه شد که البته من الان حضور ذهن ندارم که دقيق بگويم از چه اتهاماتی تبرئه شد.»

مادر اين وبلاگ‌نويس روحانی ادامه می‌دهد: «من به عنوان مادر آرش می‌توانم صد در صد بگويم که اتهاماتی مثل جاسوسی، توهين به مقدسات و نظاير اين‌ها به هيچ عنوان در مورد آرش مصداقی ندارد و چنين اتهاماتی به وی نمی‌چسبد. برای اين‌که آرش شخصی است معتقد، اجتهاد کامل دارد، کسی است که تمام اصول دينش و اخلاق را رعايت می‌کند، چنين شخصی نمی‌تواند جاسوس يا ملحد باشد. ولی به هر حال حرف من نه می‌توانست کمکی کند و نه تاثيری داشت و نه سنديتی داشت در دادگاه که بتوانم به او کمک کنم. اما قسم می‌خورم که فرزندم از اين اتهامات مبرا است و اين اتهامات بی‌جهت به وی تفهيم شده و به خاطر آن محکوم شده است.»

مادر اين روحانی ۳۰ ساله کليپی را تکذيب می‌کند که در برنامه‌ی خبری ۲۰:۳۰ در شبکه‌ی دو صدا و سيما جمهوری اسلامی در مرداد ماه پخش شده است: «در اين کليپ شخص ديگری به نام “آرش بی‌خدا” حضور داشت. اين ويدئو مونتاژ شده بود. در اين ويدئو با ديگرانی که تحت تأثير آن شخص قرار گرفته بودند مصاحبه شده بود. در اين ويدئو صدای آرش هنرور را اما گذاشته بودند و می‌خواستند اين را القا کنند که “آرش بی‌خدا” در واقع “آيش هنرور” يعنی فرزند من است که آن افراد هم تحت تأثير او قرار گرفته‌اند، اما بعد مشخص شد که آن شخص آيش هنرور نيست و شخص ديگری است.»*

اتهامات سنگينی به اين روحانی جوان منتسب شده و بابت آن‌ها بازجويی شده و برايش حکم زندان و شلاق صادر شده است، مادر وی در خصوص اين‌که آيا مصداقی برای اين اتهامات وجود داشته است، به «خانه»ی ما گفت: «تا آن‌جايی که من می‌دانم و اشراف دارم به موضوع، آرش با هيچ دسته و گروهی همکاری يا فعاليتی نداشته است، آرش عضو هيچ جايی نبود، اما وبلاگ‌نويسی می‌کرد، اکثر مقالاتی هم که در وبلاگش می‌نوشت، تا آن‌جل که من می‌دانم و بخشی از آن‌ها را فرصت می‌کردم بخوانم، بيشتر مقالات علمی و تحقيقی بود. او دوست داشت مطالبی را که ياد می‌گيرد برای استفاده‌ی ديگران هم روی وبلاگش بگذارد تا همه به راحتی به آن دسترسی داشته باشند.»

از اتهامات سنگين منتسب شده به هنرور «جاسوسی» است که مادر وی در اين مورد گفت: «هيچ مصداقی برای اين اتهام سنگين وجود نداشته و ندارد. در بازجويی از خود من هم که به عمل آمد از من پرسيدند که او چرا زبان‌های مختلف را بلد است، که پاسخ دادم خب آرش زبان آلمانی را بلد است. يک پسربچه‌ی ۱۵ ساله بود که من او را در موسسه «گوته» ثبت‌نام کردم. موسسه گوته وابسته به قسمت فرهنگی سفارت آلمان است و آرش آن‌جا درس می‌خواند. هر کسی می‌رود هر جايی درس می‌خواند که نمی‌توان به او اتهام جاسوسی زد. خب ۱۰ سال از اين ماجرا گذشته است، من خودم رفتم آن‌جا که تحقيق کنم ببينم آيا آن‌جا فعاليت ديگری داشته است يا نه. با يکی از اساتيدش که صحبت کردم، که گفتند نه اين‌جا هيچ فعاليتی صورت نمی‌گيرد، اين‌جا کتاب‌هايی هست که ما خودمان در اختيار محصلين قرار می‌دهيم که اين کتاب‌ها هم حتا از بيرون وارد نمی‌شود. تنها کاری که اين جا می‌شود اين است که درس دانشجو داده می‌شود و از او امتحان گرفته می‌شود. خيلی ساده. حالا آرش يک دانشجوی ممتاز بوده و هميشه بهترين نمره‌ها را می‌گرفته است. بعد از اين‌که آرش مدرک زبان آلمانی را از موسسه گوته می‌گيرد ديگر هم به آن‌جا بازنگشته است.»

آرش هنرور در شرايطی در زندان به سر می‌برد که از وضعيت نامناسب جسمی حادی برخوردار است، مادر وی با اعلام اين‌که وی قبل از زندان بيماری نداشته است، گفت: «اين بيماری‌ها که الان آرش دارد، همه از انفرادی برای وی پيش آمده است. دچار تشنج‌های شديد می‌شود. برای او بايد داروهای بسيار گرانی را تهيه کنيم، بعد از برگزاری دادگاهش به من نسخه دادند و گفتند که بايد داروهايش را از بيرون از زندان تهيه کنيم. دليل‌شان هم اين بود که اين داروها گران است و آن‌جا نمی‌توانند آن را تهيه کنند. در حال حاضر من هر هفته برايش دارو‌های ضد تشنج به زندان می‌برم.»

هنرور ادامه داد: «همين برنامه بيست و سی را که ديده بود، از نظر روحی دچار حالت بسيار بدی شده بود و حالت سکته به او دست داده بود. قلبش هم بعد از اين دچار ناراحتی شده بود که قرار بود او را آنژيو کنند، ولی بعد از معاينه پزشکان گفتند در حال حاضر نيازی به آن ندارد. روی کتفش يک بار جراحی صورت گرفته است. دو هفته پيش هم در ملاقات به من گفته بود که يک طرف سرش دچار دردهای شديدی می‌شود که نمی‌دانم آن‌جا چقدر به وی رسيدگی می‌شود. از نظر اين‌که پزشکان حاذقی آن‌جا هستند يا نه حرفی نمی‌زنم از اين‌که چقدر تجهيزات آن‌جا برای چنين شخصی وجود دارد صحبت می‌کنم. بدون وجود دستگاه‌های ام.آر.آی و سی.تی.اسکن و ديگر تجهيزات او را معاينه کرده بودند و از مويرگ‌هايی عصبی صحبت کرده بودند که باعث ميگرن در سر او می‌شود و گفته بودند ژنتيکی است. اين در حالی است که آرش تا همين دو هفته پيش حتا سردرد عادی هم نگرفته بود. به هر صورت يک سری چيزها هست که آرش در زندان به آن‌ها مبتلا شده است. حالا يا ضربه‌های روحی است يا… نمی‌دانم. يک بار ديگر در اثر همين تشنج‌ها به خاطر اين‌که داروهايش را به او نداده بودند، زمين خورده و پايش آسيب ديده بود، و در روز ملاقات با عصا حاضر شد. خب همه‌ی اين‌ها مسائلی است که نگران کننده است و….

مادر هنرور که با تلخی اين مسائل را بازگو کرد مکثی کرد و ادامه داد: «نمی‌دانم، امروز که در ملاقات او را ديدم، لرزش دستهايش دوباره بود، ولی گفت که تشنجم يک مقداری بهتر شده است.»

وی در مورد دوران بازداشت آرش هنرور گفت: «از پنجم آبان ماه که بازداشت شد تا ۲۶ اسفند که من برای اولين بار ملاقاتش کردم در بند ۲۰۹ زندان اوين در سلول انفرادی به سر می‌برد. اين حضور در بند ۲۰۹ انفرادی تا ۲۵ خرداد که روز دادگاهش بود ادامه داشت که دقيق نمی‌دانم ديگر چه اندازه آن را در انفرادی با سلول‌های چند نفره بوده است. بعد از آن هم چند روز در بند قرنطينه اوين به سر برد و سرآخر هم که منتقل شد به بند ۳۵۰ زندان اوين.»

هنرورشجاعی در دفتر آيت الله فقيد منتظری فعال بوده و کتابی نيز نوشته است به نام «در مدار شريعت» درباره آيت الله شريعت مداری که به نظر همين مساله از جمله مسائلی بوده که موجب برخوردها با وی شده است. همچنين از ديگر استنادات اين اتهامات فتاوای شرعی وی در وبلاگ‌اش بوده است، مادر وی در اين خصوص گفت: «آرش به آيت‌الله منتظری خيلی ارادت داشت و کتاب‌های ايشان را هميشه مطالعه می‌کرد و خدمت ايشان می‌رفت، حالا اين‌که در دفتر ايشان کار و فعاليت می‌کرد برای من زياد روشن نيست، اما هميشه به آن‌جا رفت و آمد داشت.»

وی در مورد اين‌که آيا اين فشاها و صدور اين حکم سنگين به خاطر رفت‌وآمد و همکاری وی با دفتر آيت‌الله منتظری بوده است يا نه می‌گويد: «من واقعا نمی‌دانم اين اتهامات به اين دليل صادر شده است. انقدر اين پرونده اتهام داشت که نمی‌شود دقيق گفت. پرونده‌ی آرش يک پرونده‌ی ۸۰۰ ـ ۷۰۰ صفحه‌ای بوده است. که من اصلا نمی‌توانم تشخيص بدهم که اين‌ها چه هست و نيست. حتا من از وکيلش پرسيدم که شما که فقط دو بار آن هم به مدت يک ساعت اين پرونده را توانستيد بخوانيد چطور، اين همه را خوانديد. که گفتند که بسياری از صفحات تکراری بود، اما از آن‌ها موضوعات گوناگونی استخراج شده بود و کسی که وارد باشد می‌داند که چه‌طور سريع آن را بخواند.»

آرش هنرور شجاعی از شب پنجم آبان ماه ۱۳۸۹ بازداشت و تاکنون در زندان اوين به سر می‌برد، مادر وی در خصوص نحوه‌ی بازداشت وی به خبرنگار «خانه حقوق بشر ايران» گفت: «درست يک هفته از چهلم پدرش گذشته بود که روز پنجم آبان، ساعت حدود ۱۰:۳۰ شب، يک دفعه در منزل شکسته شد و چند نفر ريختند داخل خانه، به آرش دست‌بند زدند، به من گفتند که دمر بخواب و هيچ حرفی نزن. يک سری کتاب و کتاب‌چه، نوشته‌ها، لوازم شخصی، کامپيوتر را جمع‌آوری کردند. تا ساعت حدود يک و نيم شب در منزل ما بودند. بعد هم او را بردند. تا چند وقت هم اصلا من نمی‌دانستم که آرش کجا است. البته يک کاغذ به من نشان دادند که من بدون عينک نتوانستم آن را بخوانم، به سرعت هم آن را از من پس گرفتند. ولی بند ۲۰۹ را که با خودکار نوشته بودند ديدم. از آن‌ها پرسيدم که به چه اتهامی او را بازداشت می‌کنيد؟ آيا اتهام سياسی دارد؟ که گفتند نه بالاتر از آن است، محاربه با خدا است.»

وی ادامه داد: من اصلا شوکه شدم، فرزند من و اتهام محاربه با خدا؟ همه‌ی زندگی آرش دين و مذهبش بود. به کتاب‌های او نگاه کنيد، همه کتاب‌های بزرگان دين، نهج‌البلاغه و…. من نمی‌توانم اصلا اين اتهام را بفهمم. ولی به هر حال بدين شکل بازداشت شد. يک مدت هم پرونده‌اش در دادگاه انقلاب بود، بعد چون ديدند که روحانی است پرونده‌اش را به دادگاه ويژه روحانيت منتقل کردند.»

وی در خصوص وضعيت ملاقات و تماس با فرزندش گفت: «بعد از محاکمه‌اش به هر هفته ملاقات کابينی داريم، اما تماس تلفنی نداريم، اما قبل از محاکمه هر دو هفته يک‌بار ملاقات داشتيم و هفته‌ای يک بار تلفن. ملاقات حضوری هم بعد از مدت‌ها ديروز داشتيم.»

مادر هنرور در خصوص تحصيلات و فعاليت‌های فرزندش می‌گويد: «پدر آرش روحانی نبود، خود آرش علاقه داشت. عاشق روحانيت و اهل بيت بود. درس‌های دانشگاهيش را هم خوانده و اعجاب کار آرش اين بود که درس‌ها را با نوار و سی دی و کتاب خوانده و مورد تأييد قرار گرفته است. تحصيلات دانشگاهيش هم ليسانس حقوق، فوق ليسانس فلسفه است. همچنين آرش مسلط به پنج زبان زنده دنيا است.»

خانم هنرور در پايان گفت: «من در مقام يک مادر، مادری که برای فرزندش زحمت کشيده، همه‌ی مادرها اين حق را دارند و اصلا ذاتا اين‌گونه است که حاضرند هر بلايی سر خودشان بيايد، اما سر فرزندان‌شان هيچ بلايی نيايد. وجود پدر و مادرها در وجود بچه‌های‌شان خلاصه می‌شود. و من سی سال برای اين بچه زحمت کشيدم و خوشحالم بچه‌ای را تحويل جامعه دادم که سربار جامعه نباشد. فرد تحصيل کرده و دانايی باشد و بتواند برای جامعه مفيد باشد. اين که موفق شدم يا نشدم را نمی‌دانم، ولی می‌دانم مادرانی که فرزندان‌شان دربند هستند خيلی نگران هستند.»

*دستگيری شخصی با نام «آرش بی‌خدا» تاکنون چند بار از سوی مراجع امنيتی و قضايی اعلام شده است، اما بنابر اخبار و آن‌طور که مشخص شده وی بازداشت نشده است و اخبار منتشر شده از صدا و سيما کذب است. ويدئوی مورد اشاره و پخش شده در برنامه‌ی خبری ۲۰:۳۰ را می‌توانيد در زير ببينيد:


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016