گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
21 آذر» استثنا در قصاص، عبدالصمد خرمشاهی، شرق27 آبان» محمد جواد لاریجانی: قصاص حق "مردم" است، نه "حکومت"، فارس 21 آبان» محمد جواد لاريجانی: قصاص و اعدام در ايران حق است، راديو بين المللی فرانسه 4 مهر» قصاص يک چشم برای کارگر اسيدپاش تأييد کرد، شرق 25 تیر» قاچاقچيان کالا در تعزيرات حکومتی سيستان و بلوچستان نقرهداغ شدند، ايسنا
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! صدور سومين حکم قصاص چشم در کشور، ايسناعامل نابينايی «فاطمه» نيز به قصاص محکوم شد «محمدرضا.ن» که متهم به ريختن آهک در چشمان «فاطمه .ک» است، به قصاص از ناحيه دو چشم برای سلب بينايی محکوم شد. امير ضياءالدينی ـ وکيل «فاطمه» ـ در گفتو گو با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان (ايسنا)، با اعلام اين خبر تصريح کرد: اين حکم که از سوی هيات قضايی دادگاه کيفری استان کردستان صادر شده است، ظرف ۲۰ روز در ديوان عالی کشور قابل تجديدنظرخواهی است. به گزارش ايسنا، «امير.ک» پدر اين کودک درباره جزئيات حادثه میگويد: ۱۷ تيرماه سال ۸۸ ساعت ۹:۳۰ صبح به همراه خانوادهام از روستايمان در اسدآباد همدان به روستايی در شهرستان قروه سنندج رفتيم تا سری به خواهرم بزنيم. وی ادامه میدهد: شوهرخواهرم به نام «محمدرضا» ۳۳ ساله که به مواد مخدر اعتياد دارد ساعت ۲۴ به خانه آمد و حدود ساعت سه بامداد بود که خوابيديم اما قبل از خواب «محمدرضا» سه ليوان شربت درست کرد و به من و «فاطمه» داد اما «فاطمه» آن را نخورد. پدر اين دختربچه میافزايد: حدود ساعت پنج صبح مادر «فاطمه» از خواب بيدار شد و فهميد که «فاطمه» در اتاق نيست. من هم که از خواب بيدار شده بودم متوجه نبودن شوهرخواهرم شدم و زمانی که از بالکن نگاه کردم، ديدم «فاطمه»، ته حياط که يک اتاق مخروبه هم آنجا بود افتاده و «محمدرضا» نيز آنجاست. وی اظهار میکند: در حالی که خواهرم و همسرم داد و فرياد میکردند، سراسيمه خود را به حياط رسانديم و ديديم که «فاطمه» دستانش آهکی است و تمام لباسهايش سفيد شده است. چون نمیتوانست نفس بکشد، فکر کرديم مرده است. پدر اين کودک با بيان اينکه «فاطمه» صورتش سوخته و کبود شده بود، خاطرنشان میکند: شوکه شده بوديم و خواهرم يقه شوهرش را گرفته بود که چرا اين کار را با فاطمه کرده اما او عنوان میکرد که از بلندی به پايين پرت شده است. وی اظهار میکند: پس از آنکه «فاطمه» را در اين شرايط پيدا کرديم، بلافاصله به روستای خودمان برگشتيم و او را به درمانگاه برديم اما آنجا تشخيص ندادند که چه اتفاقی برای او افتاده است. در نتيجه دخترم را به بيمارستان «بعثت» همدان برديم اما پزشکان گفتند که ديگر دير شده و چشمان «فاطمه» نابود شده است. پدر «فاطمه» میگويد: نمیتوانستم صبر کنم. «فاطمه» را به تهران آوردم و دخترم يک ماه در بيمارستان مورد مدوا قرار گرفت اما پزشکان نتوانستند برای بينايی او کاری انجام دهند. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||