شنبه 14 مرداد 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سلام به "اقتصاد مقاومتی"، سعيد درخشندی

سعيد درخشندی
به‌يقين قربانيان اصلی تحريم‌ها و تشديد فشارهای اقتصادی، مردم هستند اما مظلوم‌سازی و معصوم‌سازی و سلب مسئوليت از آن‌ها گرهی از مشکلات نخواهد گشود. شوربختانه ديرزمانی است که بنابر يک سنت و عادت مألوف، مسئوليت‌پذيری، در زندگی ما ايرانيان جايی ندارد

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


ويژه خبرنامه گويا

سخن از تحريمها، گرانی و تورم اين روزها از هر سو بگوش می رسد. از يکسو حکومت تحريمها را فرصت و خود را در موقعيت "بدر و خيبر" می بيند. از سوی ديگر، بخشی از مخالفان و منتقدان حکومت با تحريم ها مخالفت می ورزند. همزمان، کارشناسان در مورد تحريمها و تبعات زيانبار و همه جانبه آن می گويند و مردم سختيها و فشارهای همه جانبه ناشی از تحريم ها را بدوش کشيده و سعی شان اينست که حتی يک "آخ" هم نگويند. دراين آشفته بازار مسئله قابل تامل، نزديکی و قرابت، ميانِ ذهنيت و ديدگاه حاکمان و جمعی از مخالفان و منتقدان است که در عرصه واقعيت و در صورت تحقق، به نتيجه يکسانی می رسند.

امروز، حاکميت بخوبی واقف است که تحريمهای کنونی هم از نظر موضوع، گستردگی و اجماع بين المللی و هم از نظر شيوه های سختگيرانة اجرا و نظارت و تاثيرات مخرب، به هيچ روی قابل مقايسه با گذشته نيست؛ ولی با اين وجود در ظاهر مدعی است که تحريمها، پيشينه ای به قدمت عمر جمهوری اسلامی دارند و سه دهه مقاومت و ايستادگی در برابر آن، تبديل به فرصتی برای پيشرفت و خودکفايی کشور شده است. دراينجا اين سوال مطرح می شود که حاکميت چه هدف يا اهدافی را با توجه به اين نحوه برخورد، دنبال می کند؟ از جمله اهدافی که در اين خصوص می توان به آن اشاره کرد اينست که حاکميت سعی دارد با عادی نشان دادن شرايط ، بی عملی و تحمل وضع موجود را به مردم تحميل کند و بر اين اساس مسئوليت تورم و وضعيت بد اقتصادی را متوجه معلولهايی چون "اخلال گران اقتصادی و دلالان "، " انگاره سازيهای دشمن در جنگ نرم" و حتی سوء مديريت و ناکارآمدی دولت کرده و در نهايت از زير بار مسئوليتِ وضع موجود شانه خالی کند؛ چرا که اگر به فرض، حاکميت بپذيرد تنگناها و فشارهای اقتصادی ايی که بر دوش مردم سنگينی می کند نتيجه تحريمها و سياستهای کلان داخلی و خارجیِ خود است، آنگاه ناگزير است در قبال عواقب و آثار آن نيز مسئول و پاسخگو باشد و بنابراين بديهی است که با سخت تر شدن شرايط، اولين خواست و مطالبه مردم از حکومت، پايان دادن به سياستهايی خواهد بود که به اعمال تحريمها و انزوای کشور انجاميده.

درکنار شيوه برخورد حاکميت با تحريمها ، جمعی از مخالفان و منتقدان نيز مخالف اعمال تحريمها می باشند و دليل مخالفت خود را ، فشار آن بر زندگی فرو دستان و طبقه متوسط جامعه می دانند. اين گروه با ابراز مخالفت خود از طرفی به زعم خويش ادای وظيفه و رفع تکليف می کنند و از سوی ديگر خود را حامی و پشتيبان مردم نشان می دهند. اما پيش فرض منطقیِ پنهان در اين ابراز مخالفت، پنداشت مردم به عنوان افرادی محجور و بدون تکليف می باشد، نه شهروندانی صاحب حق و مسئول، که قادر به تاثير گذاری در حوزه زندگی شخصی و اجتماعی خود می باشند و نتيجه منطقی مورد انتظار از چنين ذهنيتی، انفعال مردم و سلب مسئولیِت از آنها خواهد بود. به يقين قربانيان اصلی تحريمها و تشديد فشارهای اقتصادی، مردم هستند اما مظلوم سازی و معصوم سازی و سلب مسئوليت از آنها گرهی از مشکلات نخواهد گشود. شوربختانه دير زمانی است که بنابر يک سنت و عادت مالوف، مسئوليت پذيری، در زندگی ما ايرانيان جايی ندارد؛ هيچگاه نپذيرفته ايم که فرد فردِ ما - اعم از فقير، غنی، ملی، مذهبی، روشنفکر، چپ، راست، خارج نشين و ... - در شکل گيری واقعيتهای اجتماعی، سياسی و تاريخی اين سرزمين، به سهم خود نقش داشته ايم و هميشه با مسئوليت گريزی و با همان به اصطلاح عقلانيت انتقادی تنها به نقد عاملان خارجی و حاکمان داخلی نشسته ايم و از قبول نقش و نقد خود سر باز زده ايم. بی شک اگر احاد شهروندان با نگاهی منتقدانه به خويش ، باور داشته باشيم که همزمان بخشی از مسئله و بخشی از راه حل هستيم، آنگاه با رويکردی عملگرايانه و مبتنی بر واقعيت ها و به عنوان يک متغير و بازيگر مهم ، می توانيم درحوزه هايی که توان و امکان تاثيرگذاری داريم در جهت تغيير شرايط و اصلاح امور ايفای نقش کنيم؛ همچنانکه در صورت انفعال و تداوم وضع موجود و چرخشِ در برهمان پاشنه قديمی البته که همه بايد به تحريم ها، روزگار سخت تر و "اقتصاد مقاومتی" سلام گوييم.

سعيد درخشندی


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016