گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
12 شهریور» مِرسی برای مُرسی، سعيد درخشندی14 مرداد» سلام به "اقتصاد مقاومتی"، سعيد درخشندی 4 آبان» مسئله تقلب و جنبش سبز، سعيد درخشندی 19 شهریور» جنبش سبز و نشانی اشتباه، سعيد درخشندی 26 مرداد» "برای حقوق بشر"، سعيد درخشندی
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! ما و تحولات سوريه هشداری برای آينده، سعيد درخشندی![]() ويژه خبرنامه گويا «تقديم به صبوری و ايستادگی خانواده زندانيان سياسی»
۲ – مردم سوريه بيش از چهار دهه اختناق و سرکوب رژيم خاندان اسد را تحمل کردند و در طی اين مدت طولانی هرگاه در راستای حقوق و مطالبات خود اقدامی نمودند حرکتشان با خشونت، به خاک و خون کشيده شد. خشونتی که در نتيجه آن اکثر مخالفان حذف و زندان و آنهايی هم که جان سالم بدر بردند جلای وطن کردند. با شکل گيری بهار عربی در کشورهای تونس، ليبی و مصر در سوريه هم جرقه شکل گيری اعتراضات مردمی زده شد. رژيم سوريه با آگاهی از عدم وجود انسجام و همگرايی در صفوف مخالفين و معترضين و خلا رهبری و آلترناتيو قدرتمند در مقابل خود، به سياق گذشته و تجربه های پيشين، درصدد مقابله با حرکت اعتراضی مسالمت جويانه مردم برآمد و روز به روز بر شدت و دامنه خشونتها در سرکوب معترضين افزود. اين حرکت ازسوی حکومت اسد کاملا طبيعی بود، چرا که وجود اپوزيسيون قوی با پشتوانه اجتماعی و توان سازماندهی وبسيج نيروهای اجتماعی باعث تعديل رفتار و واکنش عقلانی تر چنين حکومتهايی در برخورد با مخالفان می شود. اما بدلايلی ازجمله سقوط رژيم های بن علی، قذافی و مبارک و تاثير آن بر روحيه و اعتماد به نفس مردم معترض، مداخله قدرتهای منطقه ای و فرا منطقه ای، سازمان ملل و شورای امنيت ( متغيرعامل خارجی ) و همچنين ورود جنگجويان القاعده و سلفی به صحنه نبرد، شرايط آنچنان که مورد انتظار اسد بود رقم نخورد و سرکوب و کاربرد وسيع خشونت توسط رژيم اسد نتوانست آتش جنبش را فرو نشاند. پس از چندی اعتراضها به جنگ داخلی ختم گرديد؛ جنگی که با گذشت بيش از دو سال و کشته و زخمی شدن دهها هزار نفر تا کنون به سرانجامی نرسيده است. نگاهی به تحولات سوريه در دو سال اخير نشاندهنده اين است که دليل اصلی عدم انعطاف رژيم اسد و توسل به خشونت عريان و کور در مقابل معترضان، فقدان رهبری و اپوزيسيون توانمند ، منسجم و معتقد و ملتزم به مبارزه مسالمت آميز بوده است. همچنانکه تغيير مسير اعتراضات مسالمت جويانه مردم به درگيری مسلحانه و جنگ داخلی و امتداد خشونت و فرسايشی شدن جنگ داخلی را نيز در همين راستا می توان تحليل کرد و ريشه آن را در تفرق، تشتت و اختلافات ميان گروههای مخالف دانست. اين اختلافات در کنار ريشه های بنياد گرايی و سلفی گری در ميان گروههای مخالف رژيم به حدی است که بر روی ارسال کمک های لجستيک و تجهيزات نظامی به مخالفين از سوی قدرتهای دخيل در ماجرا تاثير سوء گذاشت، چه، اگر غير از اين بود بدون شک روند حوداث به شکل ديگری رقم می خورد. ۳ - شباهت زيادی ميان وضعيت کنونی ايران با سوريه قبل از شکل گيری قيام مردمی وجود دارد. نارضايتی گسترده مردمی از حکومت، سرکوب آزاديها و حقوق اساسی شهروندان، خلاء وجود نيروهای مخالف قدرتمند و منسجم و اختلاف و عدم همگرايی ميان مخالفان حکومت، وجود شکافهای قومی – مذهبی و انزوای بين المللی و فشارهای خارجی از جمله اين شباهتها می باشند. در ايران نيز نيروهای شاخص مخالف به مانند سوريه يا حذف شده يا در زندان بسر می برند و يا بخاطر سرکوب حکومت و دلايل ديگر که در اين وجيزه نيازی به گفتن آن نمی باشد به اجبار و يا اختيار به خارج از کشور مهاجرت کرده اند. اپوزيسيون خارج از کشور نيز دچاراختلاف و تفرقه اند و دوری از کشور عليرغم وجود امکانات وسيع ارتباط جمعی و تکنولوژيکی بر اشراف آنان به اوضاع سياسی، اجتماعی و اقتصادی تاثير منفی گذاشته واز نفوذ و توان تاثيرگذاری آنها بر توده مردم بشدت کاسته است. تحولات سوريه و موقعيتی که ما در آن بسر می بريم زنگ خطری است هم برای حاکميت جمهوری اسلامی و هم برای اپوزيسيون ايرانی که خواهان گذار مسالمت آميز به دموکراسی و حقوق بشر می باشند، اما آنچه مربوط به جبهه مخالفان می باشد اينست که وضعيت سوريه می تواند يکی از سناريوهای پيش رو در رابطه با آينده ميهنمان باشد؛ بنابراين برای جلوگيری از به واقعيت رسيدن چنين سناريويی ضرورت جدی در ميان اپوزيسيون دموکرات و آزاديخواه، همگرايی، سازماندهی، تهيه برنامه و اتخاذ راهبرد مناسب برای روزهای سخت آينده است. بيراه نيست اگر گفته شود که در قدم اول، جبهه مخالفين مبارزه چندين دهه خود با جمهوری اسلامی را - با همه نتايج درخور و مشعشع - تعطيل نموده و مسير مبارزه را در جهت ائتلاف، همگرايی و هم افزايی و ايجاد آلترناتيو قدرتمند تغيير دهند. سعيد درخشندی Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||