پنجشنبه 5 بهمن 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

دو امدادگر زلزله آذربايجان: در منطقه زلزله زده مگر می شد تبليغ فرقه بهاييت يا کار سياسی کرد؟

کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران ـبر اساس حکمی که برای ۲۱ امدادگر يکی از کمپ های کمک رسانی به زلزله زدگان آذربايجان صادر شده است آنها ا به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنيت ملی مجموعا به ۱۸ سال حبس در دادگاه انقلاب به رياست قاضی حلمبر محکوم شده اند اين در حاليستکه هنوز اين ۲۱ نفر با دو اتهام ديگر با عناوين تهديد عليه بهداشت عمومی و تمرد در مقابل دستور مامور نيروی انتظامی روبه رو هستند. برخی از اين افراد به سه ماه، برخی ديگر به ۶ ماه و برخی به دو سال زندان محکوم شده اند.

۲۱ مرداد ماه امسال زلزله شديدی در استان آذربايجان شرقی اتفاق افتاد و به دنبال آن مردم به صورت دواطلب برای کمک رسانی به اين منطقه عازم شدند. يکی از کمپ های کمک رسانی در انبار کارخانه ای در روستای سرنج حد فاصله جاده ورزقان و تبريز بود که ۱۰ روز پس از کمک رسانی، نيمه شب ۳۱ مرداد ماه با حمله نيروی انتظامی پلمب شد و تمام ۳۵ نفر عضو اين کمپ به اتهام داشتن مواد غذايی غير بهداشتی با ضرب و شتم دستگير شدند. در ميان اين امدادگران حسين رونقی ملکی، زندانی سياسی که در مرخصی به سر می برد به همراه برادر و پدرش که همگی اهل تبريز هستند، نويدخانجانی، زندانی بهايی که او نيز در مرخصی بود و همچنين خانم شيما قوشه، وکيل دادگستری حضور داشتند. تمام زن ها، مردهای مسن و راننده های کاميون در روزهای اول بازداشت آزاد شدند و ۲۱ نفر ديگر در زندان ماندند.

از تمام اين ۲۱ نفر قبل از آزادی با قيد قرار وثيقه تعهد گرفته شده است که ديگر وارد استان آدربايجان نشوند و در بلايای طبيعی آينده حق شرکت در هيچ کانون امدادرسانی را ندارند و اگر خلاف آن صورت گيرد به بازداشت آنها منتهی می شود.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


بر اساس گفته ميلاد پناهی پور و هومن طاهری دو نفر ا ز اعضای کمپ کمک رسانی سرنج که با کمپين سخن گفتند تمام وسايل و مواد غذايی که از سوی مردم برای کمک به زلزله زده ها در آن کمپ جمع شده بود پس از بازداشت آنها مفقود شده است. همچنين وسايل شخصی آنها به همراه پول و موبايل هايشان نيز که پس از دستگيری توسط ماموران ضبط شده بود تا کنون به آنها بازگردانده نشده است. آنها هيچکدام از اتهامات وارده در پرونده را قبول ندارند.

گفتگوی کمپين را با دو نفر از امدادگرانی که با حکم حبس مواجه شدند را بخوانيد:

ميلاد پناهی پور، ۲۵ ساله و دانشجويی ترم آخر کارشناسی ارشد حقوق جزا و ساکن تهران

-گفته شده که اعضای اين کمپ همه فعالان سياسی بوده اند؟

تعدادی از اعضا فعالان سياسی و مدنی بودند اما آنجا کسی حرکت سياسی نمی کرد. کسی که بخواهد فعاليت سياسی انجام دهد جای می رود که پتانسيلش را داشته باشد نه در منطقه زلزله زده که همه عزا دار هستند، خانه ها خراب است و غذا به زور پيدا می شود. در اين فضا کسی نمی تواند فعاليت سياسی انجام دهد. در ضمن هيچکدام از اهالی روستاهای اطراف زبان فارسی نمی دانستند و از بين ما ۳۵ نفر هم فقط ۳،۴ نفر زبان آذری می دانستند. چطور می توانستيم فعاليت عليه امنيت ملی داشته باشيم.

- مصاديق اتهام اجتماع و تبانی عليه امنيت ملی در کيفرخواست چگونه عنوان شده بود؟

به ما سه اتهام تفهيم شد. دادگاه فعلی ما فقط درخصوص اتهام آخر يعنی اجتماع و تبانی عليه امنيت ملی بود که بنابراين بايد منتظر دادگاه دو اتهام ديگر مان هم باشيم. اما مصاديق اين اتهام در دادگاه تبليغ مذهب بهاييت و مصاحبه با رسانه های خارجی عنوان شد. در مورد تبليغ بهايت بايد بگويم که در جمع ما فقط ۳ نفر بهايی وجود داشت بنابراين برای بقيه اين اتهام مفهومی پيدا نمی کند و آن سه نفر بهايی هم فارسی زبان بودند و ترکی نمی دانستند که تبليغ کنند. ما در دادگاه هم خواستيم که بگويند آنها به چه صورت تبليغ بهاييت کردند؟ مثلا جزوه پخش کردند، کتاب مقدس شان را، سخنرانی کردند يا چيز ديگری ..اما هيچ توضيحی در کيفرخواست در خصوص چگونگی تبليغ بهاييت داده نشده و فقط يک ادعا است. در مورد مصاحبه با رسانه ها هم اصلا مخابرات منطقه قطع بود، تلفن ما آنتن هم نداشت که حتی با خانواده هايمان تماس بگيريم. اينترنت هم قطع بود حالا چطور می توانسته ايم با خارجی ها ارتباط بگيريم. قاضی دادگاه در پايان جلسه دادگاه به يکی از وکلا گفته بود که اگر فشار اداره اطلاعات تبريز نباشد همه اين ۲۱ نفر را تبرئه می کنم چون درکيفرخواست هيچ دليلی مبنی بر مجرميت آنها نيامده است اما حالا حکم صادر شده و ما مجموعا به ۱۸ سال حبس محکوم شديم. ما هيچکدام از اتهامات را قبول نداريم و از فعاليت خودمان در آن ده روز نيز در کمپ پشيمان نيستيم.

- اتهام ديگرتان اين است که در کمپ مواد غذايی غير بهداشتی وجود داشته است؟

در مورد مواد غذايی غير بهداشتی فقط در کيفرخواست نان کپک زده و کنسرو از تاريخ گذشته قيد شده است. اما ما اصلا نان در ميان زلزله زده گان پخش نمی کرديم. مقداری نان در کمپ برای استفاده شخصی خودمان بود. در ضمن تا روز بازداشت هم نان کپک زده نداشتيم که حالا شايد چند روز پس از دستگيری ما نان ها کپک زده باشد که اين اتفاق طبيعی است. کنسرو از تاريخ گذشته هم وجود نداشت. در کيفرخواست اينها مطرح شده اما مدرکی برايش نياورده اند مثلا کارشناس بهداشت تاييد نکرده و فقط يک ادعا است.

- چه اتفاقی برای مواد غذايی و پوشاکی که در انبار برای زلزله زده ها جمع شده بود افتاد؟

ما خبر نداريم. وقتی پلمب انبار را کنده و وارد شده بودند ما در بازداشت بوديم. ما بعدتر شنيديم که اهالی منطقه ديده بودند ۷، ۸ کاميون از انبار خارج شده است. ديگر نمی دانيم جنس ها کجا رفته است. وسايل شخصی ما امدادگران هم که در داخل کمپ بود به اضافه پول و موبايل هايمان که در هنگام دستگيری جمع آوری شد ديگر باز گردانده نشده است. طبق گفته بچه ها مجموعا حدود ۳ ميليون پول در کيف پول ها بوده است.

هومن طاهری، ۲۱ ساله، امدادگرداوطلب

- چطور و به چه دليل در کمپ کمک رسانی دستگير شديد؟

ما يک روز بعد زلزله در منطقه برای امداد رسانی مستقر شديم. دو روز قبل از بازداشت ماموران نيروی انتظامی آمدند و خواستند من ، حسين رونقی ملکی و حميد رضا مسيبيان را با خودشان ببرند که ما در آن روز در کمپ حضور نداشتيم بعد دوباره آمدند و گفتند که کمپ اصلا بايد پلمب شود و ماوران بهداشت بايد از آن بازديد کنند. خانم قوشه که وکيل هستند گفتند تا مجوز پلمب را نشان ندهند اجازه پلمب ندارند. ما هم گفتيم که اول مامور بهداشت بيايد بازديد کند اگر وسايل غير بهداشتی بود بعد پلمب شود. بعد گفتند که شما پس مواد را پخش نکنيد تا مامور بيايد. ما هم پخش را متوقف کرديم. اما ناگهان ساعت ۱۲ شب ماموران گارد ويژه تبريز ريختند و با ضرب و شتم همه ما را بازداشت کردند حتی راننده های خاور را هم دستگر کردند. البته آنها دو روز بعد ازاد شدند. دخترها هم بعدتر ازاد شدند و بقيه که ۲۱ نفر بوديم را نگه داشتند. ما را اول به پليس امنيت و بعد به زندان تبريز و نهايتا به اداره اطلاعات تبريز بردند. ما اول شهريور ماه دستگير شديم، دوم شهريور اتهام تهديد بهداشت و ۴ شهريور تمرد از دستور ماموران انتظامی به ما تفهيم شد و ۱۳ روز بعد از بازداشت اتهام امنيت ملی به ما تفهيم شد. همه بچه ها کم کم تا آخر شهريور ماه آزاد شدند.

- آيا شما و وکلايتان در روز دادگاه فرصت دفاع داشتيد؟

برخورد قاضی خيلی خوب بود. ما همه وکلايمان را از تهران برده بوديم و آنها از کيفرخواست ايراد گرفتند و استدلال هايشان را بيان کردند. خودمان هم دفاع کرديم. کلا در ۵ ساعت زمان دادگاه ما و وکلايمان حرف زديم. قاضی دادگاه هيچ حرفی نزد و نماينده دادستان نيز در دادگاه حضور نداشت. قاضی فقط می خنديد و آخر سر به يکی از وکلا گفته بود که اگر فشار نباشد من همه شان را آزاد می کنم. ما هيچکدام از اتهاامت را قبول نداشتيم.

- موادی که در انبار برای کمک به زلزله زدگان وجود داشت آيا به دست شان رسيد ؟ چه اتفاقی سر آن کالاها آمد؟

ما خبر نداريم. من مسول انبار بودم، هر کسی در آن کمپ مسوليتی داشت. من می دانم که حداقل ۸۰ ميليون تومان کنسرو در انبار وجود داشت که کارخانه دلپذير برای ما فرستاده بود. چيزی حدود ۲۵۰ ميليون جنس در انبار بود که نمی دانيم چه بر سر آنها آمد.ما برای خانواده ها و زنان لوازم بهداشتی بسته بندی کرده بوديم. ۳۰ نفر يک هفته روی اين بسته بندی ها کار کرده بودند بعد وقتی مراجعه کرديم ديديم که همه بسته بندی ها پاره و بلااستفاده شده بود. پول نقد و وسايل شخصی ما هم در هنگام بازداشت که برداشته شده بود تا حالا پس داده نشده است.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016