گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! انتخابات یازدهم ، فینال حذفی با ذخیره ها، سعیا حیدری[email protected] اصلاح طلبان در سیبل حملات تند روهای محافظه کاران قرار گرفته اند و هر چه به موعد انتخابات نزدیک می شویم دامنه و وسعت این حملات افزایش می یابد . محافظه کاران حضور غریبه ها در انتخابات پیش رو را بر نمی تابند و این ربطی با پایگاه فکری و سیاسی کاندیداها ندارد . اسفندیار رحیم مشائی ، سید محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی به رغم تفاوتهایی که در سوابق سیاسی و وابستگی جناحی دارند ، همه با یک چوب رانده می شوند . اگر رضا پهلوی هم می آمد بیش از آنچه به هاشمی رفسنجانی حمله شده است مورد هجمه قرار نمی گرفت . امام جمعه مشهد می گوید "کل جریانهای فتنه و انحراف را در یک پکیج وارد کرده و جلوی مردم قرار دهیم که به آنها رأی ندهند ". ویژگی مشترک این سه نامزد ، ایجاد تحرک و تحت تاثیر قرار دادن آرا خاموش است اتفاقی که محافظه کاران رسمی از آن می ترسند و علی رقم نامگذاری امسال به عنوان سال حماسه سیاسی ، نوعی از ایجاد تحرک در لایه های خاکستری را به شرطی که به سود سبد آرا آنها باشد می پذیرند . مشکل اصلی این است هر چه تعداد رای دهندگان بیشتر می شود سهم محافظه کاران از کل آرا متناسب با افزایش آمار واقعی رشد نمی کند. بر همین اساس از نظر برخی از محافظه کاران انتخاب فرد اصلح با رای کمتر، حماسه ای با شکوه تر از انتخاب فرد صالح با رای بیشتر بیشتر است . نامزد اصلی اصلاح طلبان – خاتمی- امیدی به عبور از نظارت استصوابی شورای نگهبان نداشت و نامزد ذخیره - هاشمی رفسنجانی - خود را به تنهایی ناتوان برای عبور دادن کشور از آنچه بحران می نامد می بیند . در میانه این دو تردید هر دو همچنان بخت اول پیروزی در این انتخابات بودند . خاتمی مرد عرصه های چالش بر انگیز نیست هرچند افشای قتل های رنجیره ای در دوره او اتفاق افتاده است .وقتی درمان و علاج بیماری ناممکن است به ناچار باید به مسکن پناه برد و هاشمی مسکنی است که می تواند برای حیات دوباره اصلاح طلبان فرصت تازه ای خلق کند.آخرین تعبیری که خاتمی در وصف هاشمی به کاربرده خلاصه چهره این سیاستمدار است . " هاشمی تواناترین فرد برای اجرای برنامه های رهبری است". چنانچه برنامه های هاشمی به اهداف قدرت سیاسی تبدیل شود مجری توانایی برای پیشبرد آن برنامه ها به حساب می آید اما چنانچه با تمام و حتی بخشی از قدرت سیاسی زاویه پیدا کند، او به مرد قدرتمند خنثی تبدیل می شود .مفهوم ضمنی اظهارات چند روز گذشته وزیر اطلاعات گویای این است هاشمی حتی در صورت شرکت درانتخابات و کسب آرا نباید امیدوار به برآوردن انتظاراتی باشد که در رای دهندگانش بوجود می آورد .با ورود هاشمی اصلاح طلبان نخستین جریانی بودند که ناگزیر از حضور با بازیکن ذخیره شدند . به رغم این که هاشمی تغییری نداشته اما مجموعه حوادث و اتفاقات سالهای اخیر او را به ناچار از انتهای مرز اردوی محافظه کاران به ابتدای مرز اصلاح طلبان پرت کرده است .او همان نقشی را که در انتخابات مجلس ششم برای محافظه کاران بازی کرد در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم برای اصلاح طلبان بر عهده گرفته است . در صورت اعلام حمایت موسوی و کروبی از هاشمی احتمال حضور بخشی از بدنه اجتماعی اصلاح طلبان در ستادهای تبلیغاتی هاشمی و راه افتادن دوباره جشن و پایکوبی های شبانه وجود دارد.اما نباید فراموش کرد دعوت موسوی و کروبی به حضور در پای صندوق رای به منزله پایان جریانی به نام جنبش سبز خواهد بود . زمزمه های رد صلاحیت هاشمی به گوش می رسد که رفته رفته جدی تر خواهد شد.بیانیه منتسب به یکصد نماینده مجلس ، اظهارات باقری لنکرانی ، قالیباف ، حداد عادل و ولایتی در باره عدم تایید کسانی که در فتنه 88 با رهبر همراهی نکردند واظهارات وزیر اطلاعات که اگر به عنوان نظر رسمی این وزارتخانه تلقی شود امکان رد صلاحیت هاشمی دور از ذهن نخواهد بود .فضا سازی رسانه ای محافظه کاران تند رو موضوعی که این روزها در مصاحبه های صدا و سیما نمود بیشتری پیدا کرده..اما آثار و نتایج رد صلاحیت هاشمی چیزی نیست که بتوان با تعدادی مصاحبه در کوچه و خیابان تمام کرد. محافظه کاران با طرح ضمنی رد صلاحیت هاشمی ریسک بزرگی را در رفتار انتخاباتی خود به کار بسته اند . اگر هاشمی رد صلاحیت شود آسیب های جدی به نظام در داخل و خارج از کشور وارد می شود و اگر تایید شود ، محافظه کاران ناخواسته نقطه ضعف هاشمی نزد مردم و طرفداران خاکستری اش را ترمیم کرده اند . زیرا بعد از این همه هجمه و اصرار محافظه کاران مهر تاییدی بر توانایی هاشمی خواهد بود.سکوت موسوی و کروبی در اعلام حمایت از هاشمی شاید ریشه در مناسبات پرونده صلاحیت ایشان داشته باشد . هرگونه تحرک فعلی این دو سیاستمدار در حصر بهانه تازه ای برای تشدید حملات به هاشمی فراهم می کند . 2- دولتی ها ، زنده باد رییس زنده آنها در هیچ یک از دسته بندی های سیاسی قرار نمی گیرند . نه به معنی رایج جامعه ایران محافظه کارند ، نه تند رو ، نه اسلام گرا ، نه لائیک ، نه چپ ، نه راست ، نه درون نظام و نه بیرون نظام . مجموعه ی افرادی ناهمگن که بر اساس اتفاق دور رییس یک دولت می گردند و هر وقت از مناصب خود کنار گذاشته می شوند به مخالف سرسخت همان رییس تبدیل می شوند . شواهد نشان می دهد نامزد این جریان را رییس دولت انتخاب کرده است . اسفندیار رحیم مشائی که رییس تا به امروز سنگین ترین هزینه را بخاطر او پرداخته و اظهارات حاشیه ساز اسفندیار که رفته رفته به چشم اسفندیار دولت تبدیل شده است . مشائی و حامی اصلی اش خوب میدانند در شرایط عادی حتی در بین اعضای کابینه هم نمی توانند اکثریت آرا برای احراز صلاحیت او را به دست آورند تا چه رسد به احراز صلاحیت از سوی فقهای شورای نگهبان که به گفته یکی از آنها برای تایید و رد صلاحیت نامزدها بین خود و خدای خود گیر کرده اند . ریشه های حمایت رییس از اسفندیار نه فقط مناسبات قوم و خویشی که بالا بودن شانس موفقیت در رقابت با کاندیداهای دیگر است . در پشت این نگاه است که رییس ، مجموعه دولت را مجاب می کند – و شاید در خفا می ترساند - در برابر اصرار های پایان ناپذیرش برای حمایت از مشاعی و هزینه هایی که به دولت تحمیل نموده است سکوت کنند . دولتی ها راهی جز سکوت در برابر رییس و پیروزی در این انتخابات ندارند . هر گونه اشتباه که موفقیت نامزد آنها را تهدید کند به حذف دائمی آنها از قدرت منجر می شود. حذفی که گشوده شدن پرونده های مالی ، امنیتی و سیاسی به دنبال خواهد داشت .در صورت عدم موفقیت دولتی ها فقط کنار نمی روند بلکه باید خود را برای نابودی کامل آماده کنند . به همین خاطرمصلحت وقت در آن می بینند تا اعلام رسمی صلاحیت ها صدای اعتراضی از درون آنها به بیرون درز نکند تا راه شورای نگهبان برای رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشائی هموار نشود . تهدیدهای تکراری رییس و رفتار مشهور به" بگم بگم "های ایشان تا به حال در هیچ مقطعی دستاورد ملموسی برای او نداشته و همه امید آنها به این است که در فینال نتیجه ای داشته باشد . حتی خوشبین ترین افراد خارج از حلقه طرفداران مشائی نیز میداند ایشان امیدی برای عبور از فیلتر شورای نگهبان ندارد ، چه وقتی احمدی نژاد در اوج نزدیکی به رهبر نتوانست او را به عنوان معاون اول که بیشتر مقامی تشریفاتی است به نظام تحمیل کند ، ساده لوحی است بتواند صلاحیت نامزدی ریاست جمهوری را در زمانی که بدترین شرایط را با رهبری دارد بدست آورد. ویژگی مهم احمدی نژاد بازی با برگهای سوخته است به شرطی که بتواند بازی را به هم بریزد اما این انتخابات محل به هم ریختن بازی نیست چرا که احمدی نژاد پشتوانه ای به غیر از خودش ندارد .او در شرایطی که از پیگرد قضایی اقداماتش مصوون باشد ، حمله همه جانبه و بدور از هر گونه ملاحظه را به عنوان روش بر می گزیند .احمدی نژاد قادر به نقد عملکرد رقبا در چارچوبهای قانونی و اخلاقی نیست اما در خارج از چارچوبهای قانونی توانایی اش شکوفا می شود و مهارت ویژه ای دارد زیرا می داند دیگران نمی توانند به همین راحتی روش او را به کار بگیرند . اسم این کار در ادبیات محاوره ای سو استفاده از نجابت حریف است . ولی ماه عسل احمدی نژاد مدتهاست به پایان رسیده است .اعلام اخیر سخنگوی شورای نگهبان در باره معرفی اقدام احمدی نژاد در همراهی با مشاعی در روز ثبت نام به قوه قضاییه یاد آوری پایان دوران مصوونیت احمدی نژاد برای بر هم زدن قواعد و عبور از مرزهای قانون است که در این سالها به آن عادت کرده است . به نظر می رسد مخاطب اصلی تذکر علنی رهبری مبنی بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر شخص رییس جمهور باشد . خبر تایید نشده بازجویی از رییس دولت نیز می تواند به رغم شایعه بودن حامل پیامی باشد تا رییس برای روزهای باقی مانده از دوره ریاستش محدوده اظهار نظر و دامنه تهدیدهای مبهم خود را بشناسد و خطوط قرمز نظام را رعایت کند. رد صلاحیت مشاعی ممکن است اقدامات ساختار شکنانه ای به دنبال داشته باشد اما چنانچه این افشاگری های احتمالی به تحریک توده ها برای رای به کاندیدایی خاص منجر نشود یک بازی سراسر باخت برای آنها به دنبال خواهد داشت . رد صلاحیت مشائی دور از انتظار نیست ، هر چند عواقب آن ممکن است دور از انتظار باشد .درست بر خلاف هاشمی که رد صلاحیت اش دور از انتظار است ولی واکنش هاشمی حداکثر به شکایت دوم نزد خدا محدود می شود .پیش بینی می شود دولتی ها با یکی از کاندیداهای ذخیره به همراه معرفی مشائی به عنوان معاون اول رییس جمهور در انتخابات بمانند .این بهترین فرصت برای رحیم مشائی است تا همه داشته و نداشته هایش را در ایام تبلیغات به زبان بیاورد و همه خود سانسوری های سالهای اخیر به یک باره منفجر شوند . هرچند طرح دوباره موضوعاتی از قبیل مکتب ایرانی ، پایان دوره اسلامگرایی و یا دوستی با مردم اسراییل می تواند فضای سیاسی انتخابات را به مرحله انفجار برساند و چه بسا ساختارهای سیاسی کشور ما توان طرح این همه موضوعات نزاع بر انگیز را نداشته باشد .
بچه های حرف گوش کن " از بین ما ، یک نفر با تایید رهبر انتخاب می شود " مهمترین اظهار نظر ولایتی در روز های اخیر بود که چندان مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت .ائتلاف سه نفری "حداد عادل، باقر قالیباف ،علی اکبر ولایتی" بخاطر نزدیکی دو نفر از سه نفر به رهبری محافظه کاران رسمی به حساب می آیند .در اخبار غیر رسمی علت دعوت قالیباف به این ائتلاف را سرگرم کردن ایشان و نفر اصلی را دکتر ولایتی معرفی می دانند . اما قالیباف بی آنکه به زبان آورده باشد شرایط خود را به این جمع تحمیل و سپس به جمع آنها ملحق شده است. نخست این که هرگونه تصمیم گیری برای نامزد اصلی به بعد از ثبت نام موکول شود و نتایج نظر سنجی ها به عنوان معیاری برای گزینش نامزد نهایی در نظر گرفته شود . این هر دو شرط رفته رفته به سود قالیباف تمام شد .هم مانعی برای فعالیت ستادهای چند ساله ایشان بوجود نیاورد و هم با کسانی به محک نظر سنجی ها رفت که مطمئن بود از آنها پیشی می گیرد.همین بود که دومین اظهار نظر جدی ولایتی در روزهای اخیر کم رنگ کردن اهمیت نتایج نظر سنجی ها برای گزینش نامزد نهایی و جایگزین کردن نظر علما و بزرگان بود . در ادبیات محاوره ای محافظه کاران ، منظور از علما و بزرگان بیشتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران موسوم به جامعتین است که در این انتخابات شاید به سمت هیچ کدام از این سه نفر متمایل نشوند . ورود هاشمی به انتخابات اجازه ادامه بحث داخلی این ائتلاف را بلا وجه کرد تا آنها ناگزیر از تدوین برنامه ای جدید برای شرایط جدید باشند. شاید بیشترین تاثیر حضور هاشمی بر هم زدن مناسبات این جمع سه نفره بود که علائم آن قبل و بعد از ثبت نام هاشمی مشهود بود . یک روز قبل از ثبت نام هاشمی حداد عادل به صراحت اعلام کرد "هاشمی قطعن نخواهد آمد" . این می توانست پاسخ غیر مستقیم به سوال هاشمی در باره نظر رهبری پیرامون حضور او باشد . یک روز بعد از ثبت نام نیز ولایتی حمله به هاشمی را کلید زد :"هاشمی در جریان انتخابات 88 رهبری را تنها گذاشت" اینها می تواند پیامهایی به شورای نگهبان در باره احراز صلاحیت هاشمی باشد . ثبت نام هاشمی کفه تصمیم گیری در این ائتلاف سه نفره را ابتدا به سمت قالیباف سنگین کرد اما در ادامه مهمان ناخوانده ای به نام سعید جلیلی را پشت درهای این ائتلاف نشاند . آنها ناگزیر از حضور در انتخابات با نفر ذخیره و شاید قرضی باشد . در صورت حضور قالیباف ، هاشمی و مشائی ، مهمترین رقابت در شهرهای بزرگ بین این سه نفر شکل می گیرد و روستاها و طبقات فرودست جامعه متاثر از نزاعهای سنگین آنها آرایش می گیرند . این می تواند نوعی تغییر خط مقدم انتخابات یازدهم با دو دوره انتخابات قبلی باشد که خط مقدم آن در میان طبقات زیر متوسط و روستاها بود. 3- پایه های لرزان جبهه پایداری اگر سعید جلیلی می پذیرفت به عنوان نامزد اصلی جبهه پایداری معرفی شود می توانستند حضور جدی تری در این انتخابات داشته باشند اما جلیلی تمایل چندانی به نزدیکی بیش از حد به این جبهه نشان نداد تا مریدان آیت الله مصباح یزدی به ناچار نامزد ذخیره خود – باقری لنکرانی – را معرفی کنند . نامزد ذخیره این جریان فاقد ویژگیهای لازم برای رقابت در این عرصه است. اجرای شوهای نمایشی از قبیل رو نمایی از برنامه دولت یازدهم و یا حضور در محافل دانشجویی در حالیکه پایگاه اصلی رای آنها خارج از محیط های دانشگاهی است ، نشانه سر گردانی است . با این که پدر معنوی این جریان توانایی ویژه ای برای سازماندهی نیروهای هم فکر و تربیت و کادر سازی دارد اما به بخاطر نوپا بودن و نداشتن تجربه فعالیت مستقل در انتخابات ریاست جمهوری ، نتوانسته اند ورود مناسبی حتی در حد انتخابات مجلس هشتم به این انتخابات داشته باشند .یک تفاوت عمده انتخابات مجلس و ریاست جمهوری تغییر انگیزه اعضای فعال ستاد های انتخاباتی قبل و بعد از معرفی نامزدهاست . در انتخابات مجلس به خاطر تعدد نامزدها در حوزه های مختلف عملن بدنه فعالی بطور مستقل در هر حوزه رای وجود دارد اما در انتخابات ریاست جمهوری تنها یک نامزد برای کل حوزه های رای گیری معرفی می شود و فعالیت ستادها با انگیزه ای که در انتخابات مجلس برای خود فعالیت می کنند پیش نمی رود . همین طوردر انتخابات مجلس نامزدهای اصلی در حوزه های انتخابیه خود مستقر می شوند اما در انتخابات ریاست جمهوری تمایل به حضور در ستادهای مرکزی در تهران ، و مراکز استانها ، کادرهای اصلی گروهها را از حضور دائمی در نقاط دور از پایتخت باز می دارد . جبهه پایداری برای کسب تجربه به منظور سازگاری ساختارهای درونی اش با این تفاوتها به زمان طولانی تری نیاز دارد .این جبهه تجربه انتخاباتی اندکی دارد و تفاوتهای انتخاباتی مجلس و ریاست جمهوری را نمی تواند در سازماندهی اقداماتش تفکیک کند . با ثبت نام سعید جلیلی مشکلات این جریان بیشتر شد و اظهارات باقر لنکرانی مبنی بر پرهیز از رقابت درون جبهه ای پایه های لرزان ستاد های انتخاباتی این جبهه را بیش از پیش هویدا کرد . اما رهبر معنوی آنها نگذاشت این ناپایداری رشد کند و به سرعت حمایت همه جانبه و همیشگی جبهه پایداری از لنکرانی را با قاطع ترین کلمات ممکن برزبان راند شاید بتوان برای توصیف نقش آنها در این انتخابات گفت : می جنگم پس هستم . آنها با هاشمی به عنوان نماینده فتنه گران، با قالیباف به عنوان ساکتین فتنه و با نامزد جریان دولت به عنوان جریان انحرافی در ستیز خواهند بود . امتیاز بزرگشان قابلیت بالای طراحی ادبیات مناسب برای ستیز با دیگر گروهها در پوشش ادبیات تاریخی انقلاب و بعد از انقلاب است . آنها به راحتی و با بهره گیری از اظهارات بنیان گذار انقلاب ، بیانات مقام رهبری و چنانجه کمبودی پیش آمد از حوادث صدر اسلام ، رقبای خود را شبیه سازی کرده و برای هر رقیب برچسبی مناسب می تراشند که از قضا انطباق شکلی با رفتار و عملکرد آنها پیدا می کند . اگر نفر پیش رو مرجع تقلید باشد ، پای آیت الله شریعتمداری و منتظری و در تاریخ اسلام ابوموسی اشعری را به میان می کشند و اگر از یاران نزدیک امام خمینی در سالهای اول انقلاب باشند پای طلحه و زبیر را به وسط می کشند . ماجرای پسر نوح ، عایشه بعد از پیامبر ، عقیل برادر امام علی ، و دهها حادثه و داستان دیگر که ظرفیت های مناسبی برای شبیه سازی توجیه حذف رقبا را فراهم می کند . لنکرانی به عنوان نامزد این جبهه ناگزیر از به کار گیری ادبیات و مشی سیاسی آنهاست و به همین خاطر در کمتر از سه روز از ثبت نام هاشمی چند بار هاشمی را مورد خطاب قرار داده است تا در کنار تمرین نحوه فعالیت سیاسی در قالب جبهه پایداری بتواند دو قطبی ایجاد شده توسط احمدی نژاد با هاشمی را شبیه سازی کند . بیشترین هزینه با کمترین دست آورد نتیجه احتمالی اولین حضور مستقل جبهه پایداری در انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود . ثبت نام سعید جلیلی یکی دیگر از اتفاقات غیر منتظره ای بود که بین جناح های سیاسی بیشترمورد توجه و نه استقبال قرار گرفت . این دیپلمات بسیجی برای مردم چهره شناخته شده ای نیست و از زمانی که به عنوان مذاکره کننده هسته ای معرفی شد مردم با چهره اش – و نه صدایش - آشنا شدند . تصویرهمیشگی در کنار خانم اشتون که چند قدم به طرف هم برمی دارند و با رعایت فاصله شرعی متوقف می شوند . مجری تلویزیون مطالب ازقبل تنظیم شده اش را بر روی تصویر می خواند . این تکراری ترین تصویر سالهای اخیر است که هر چند ماه یک بار از تلویزیون های داخلی پخش می شود . اتفاق مهم و قابل توجهی نیز در دوره مدیریت ایشان در پرونده هسته ای رخ نداده است تا به شهرت ناگهانی اش در افکار عمومی منجر شود . اگر مذاکرات هسته ای با هر نتیجه ای مورد توافق با غرب قرار بگیرد نام و چهره کسی که توافق نامه با غرب را از طرف ایران امضا می کند سالها در اذهان مردم می ماند. اما جلیلی ویژگی ممتازی دارد که در بین کاندیداهای اصولگرا او را از بقیه متمایز کرده است . نخست این که سیاستمداری تازه کار است و در کشمکش های سیاسی داخلی حضور نداشته تا موافقین و مخالفین جدی داشته باشد . زمانی به طنز در باره شاعران می گفتند اما در ایران امروز بیشتر شامل حال سیاستمداران شده است . "برای این که آدم معروفی شوید لازم است تعدادی دوست جدی و تعدادی دشمن جدی داشته باشید" . سعید جلیلی از هر دوی اینها محروم است .مشی برگزیده اش برای فعالیت در مسائل سیاسی ، بخصوص موضوعات مربوط به سیاست داخلی روشی آرام ، و پنهان است. اعتماد رهبری به ایشان از طرفی و جدید بودن در فضای سیاسی کشور از سوی دیگر و احتمال اجماع جریانات مختلف اصولگرا من جمله جبهه پایداری ، ولایتی ، حداد به سود او ، بخت اقبال اش را به پرواز در آورده است . هرچند در میان مردم جلیلی نامزد درجه دو به حساب می آید اما در میان جناح های ساسی نامزد درجه یک و حتی ممتاز است .در حداد و ولایتی علائمی برای کنار کشیدن به سود جلیلی بیشتر با انگیزه به حاشیه راندن قالیباف دیده می شود تا اعتقاد به توانمندی و یا رای آوری جلیلی .اما جبهه پایداری بعید است که با اظهارات جلیلی مبنی بر این که بصورت مستقل در انتخابات شرکت کرده است حاضر به تعویض لنکرانی با جلیلی باشد .برای جبهه پایداری شکست با کاندیدای اختصاصی پیروزی بزرگتری از برد با کاندیدای غیر اختصاصی به حساب می آید .وقتی همه کنش ها و واکنش ها به اتفاقات روزمره سیاسی از تکلیف شرعی ریشه می گیرد توجیه رفتارها هر چند به راحتی امکان پذیر می شود اما هزینه های دراز مدت سنگینی دارد .اگر جلیلی بتواند با همین آهنگی که در میان لایه های بالا دستی پیش می رود بین پایگاه رای محافظه کاران نیز نفوذ کند بعید نیست جامعتین او را به عنوان نامزد معرفی کنند . در چنین شرایطی کار برای قالیباف بیش از همه نامزدها سخت خواهد شد . ابوترابی و دیگر نامزدهای محافظه کار که بصورت انفرادی ثبت نام کرده اند به سود جلیلی کنار می روند . اما برای این که جلیلی بتواند در برابر هاشمی و قالیباف خودش را به دور دوم برساند به کمکهای همه جانبه محافظه کاران نیاز دارد . 5- بازار کساد متفرقه ها سایر نامزدهای نقش چندانی در این انتخابات ندارند . ابوترابی به عنوان نامزدی که از ائتلاف 5 نفره معرفی شده است نه در لایه های سیاسی قدرت و نه در میان پایگاه رای محافظه کاران وزن چندانی ندارد . توانایی شخصی محدودی برای راه اندازی جریانی چشمگیر در انتخابات ریاست جمهوری دارد .ائتلاف 5 نفره بیشتر نمایش عریانی از سهم خواهی بود تا اقدامی جدی . وقتی صحبت از جدی ترین انتخابات ریاست جمهوری می شود فلسفه وجودی ائتلافی که نامزد اصلی اش را با قرعه کشی انتخاب می کند نیازی به جدی گرفته شدن ندارد .دیگر کاندیداهای محافظه کاران وضعیت ضعیف تری از ابوترابی دارند . محس رضایی علی رغم حضور طولانی مدت در انتخابات ریاست جمهوری نه از طرف مردم و نه از سوی لایه های قدرت جدی گرفته نمی شود و می رود که به نامزد حرفه ای ریاست جمهوری تبدیل شود . زاکانی ، فلاحیان و سعیدی کیا نیز شاید قبل از شروع تبلیغات رسمی کنار بکشند .قاسم شعله سعدی تنها نامزدی که حاضر است با صدای امریکا و بی بی سی مصاحبه کند اگر تا قبل از اعلام صلاحیت ها دستگیر نشود سر و صدایش تا آغاز تبلیغات رسمی به گوش خواهد رسید .کواکبیان هم ممکن است بعد از رد صلاحیت ضمن تشکر از شورای نگهبان از هاشمی حمایت کند تا شاید تنها در حد یک رای خودش به هاشمی از او قدر دانی شود . سخن آخر سرنوشت یک جنبش نارس ، هم آوردی جدی بین نیروهای سیاسی داخلی و رقابت درون جناحی از جمله ویژگیهایی است که در پیرامون این انتخابات شکل گرفته است .یکی از دلایل شکل گیری این وضعیت بسته بودن نسبی فضای سیاسی در چند سال اخیر بوده. اولویت اصلی جناح های سیاسی خنثی ، کم اثر و ناتوان کردن رقیب است . تجربه طولانی اصلاح طلبان با این شرایط آنها را در این انتخابات پیش انداخته است. شرایط برای گروهها به نحوی درآمده که هر کدام بنا بر مصلحت و یا اجبار نمی توانند با نامزدهای اصلی خود در انتخابات حاضر شوند . نامزد اصلی اصلاح طلبان - خاتمی - نا امید از تایید صلاحیت به طور کامل ثبت نام نکرد اما به نفع هاشمی فعال خواهد بود .نامزد اصلی محافظه کاران رسمی علی اکبر ولایتی بود و چنانچه هاشمی ثبت نام نمی کرد گزینه مناسبی برای محافظه کاران به شمار می آمد تا در یک رقابت درونی امید چندین ساله خود برای حضور در پاستور را محقق کند . ممکن است تمام تلاش خود را برای جا انداختن سعید جلیلی به عنوان کاندیدای اصلی محافظه کاران به کار بگیرد .اگر جلیلی بتواند رای اکثریت گروههای سیاسی محافظه کاران را به دست آورد امید بیشتری برای ورود به مرحله دوم دارد . موافقان و مخالفان دولت تردیدی برای رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشائی ندارند . انصراف چند عضو دولت که در انتخابات ثبت نام کرده بودند بیشتر ارسال دوباره پیام به شورای نگهبان بود که رد صلاحیت مشاعی برای رییس دولت خط قرمز به حساب می آید . مبهم ترین اتفاق احتمالی این انتخابات واکنش غیر قابل پیش بینی احمدی نژاد به رد صلاحیت مشاعی است که ممکن است تا سقوط دولت ادامه داشته باشد اما به نظر می رسد نظام سیاسی بخاطر یکپارچگی بین سایر نهادها و قوای قانونی ، می تواند همه ابعاد واکنش های احتمالی رییس دولت را مهار کند . جبهه پایداری بخاطرنداشتن تجربه حضور مستقل با نامزد اختصاصی در انتخابات ریاست جمهوری نباید برای بدست آوردن چیزی بیشتر از تجربه در این دوره امید داشته باشد . محمد باقر قالیباف علی رغم اینکه در داخل ائتلافی سه نفره قرار دارد اما قبل از آغاز تبلیغات رسمی میتوان این ائتلاف را به تاریخ سپرد .قالیباف به عنوان نامزد منفرد فارغ از این که مورد حمایت کدام ائتلاف و جناح و گروه سیاسی است تا انتها رقابت خواهد کرد . احتمال بسیار کمی وجود دارد در صورت تایید صلاحیت هاشمی ، قالیباف به عنوان نامزد نهایی اصولگرایان معرفی و به دوئل با هاشمی برسد .مبهم ترین شرایط بین نامزدهای جدی ، سعید جلیلی است که ممکن است به عنوان پدیده این دوره از انتخابات ظهور کند . گروههای سیاسی فعال در این دوره از انتخابات ناگزیر از حضور با نامزد ذخیره خود هستند . در میان نامزدهای ذخیره جناح ها نامزد اصلاح طلبان – هاشمی – موقعیت مناسبتری نسبت به بقیه دارد .نکته مهم دیگر این که نامزدهای بازنده در این دوره از انتخابات بخت چندانی برای حضور در دوره بعد ندارند و به طور نسبی از مناسبات قدرت خارج خواهند شد . ساختار سیاسی در جمهوری اسلامی بر اساس مدلی طراحی شده است که انتخابات ریاست جمهوری محل به اوج رسیدن رقابت های سیاسی است و این ماموریت های قوه مجریه را در بعد از انتخاب با مشکلاتی مواجه می کند . یکی از راههای اصلاح این ساختار حزبی کردن انتخابات است که می تواند بخشی از این چالش ها را قبل از آنکه به سطح جامعه کشیده شود در داخل احزاب مستهلک کند . راهکار دیگر احیای دوباره سیستم نخست وزیری و حرکت به سمت نظام پارلمانی است که تنش ها ی سیاسی را به انتخابات مجلس منتقل می کند . علی رغم این که تمایل قلبی نویسنده این سطور دیدن دوباره سیدمحمد خاتمی در قامت ریاست جمهوری بود اما شاید اگر اتفاقات به نحوی پیش می رفت که علی اکبر ولایتی برای چهار سال پیش رو رییس جمهور می شد نویسنده در کنار مردم ایران می توانست روزهای آرامی را با امید به گشایش های مهمی در سیاست داخلی و خارجی به نظاره بنشیند . Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||