دوشنبه 30 اردیبهشت 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
15 فروردین» برای تفکيک جنسيتی بينندگان تلويزيون هم کاری بکنيد! ميترا فخيم
بخوانید!
پرخواننده ترین ها

زن در آئينه‌ی ضرب‌المثل‌ها، ميترا فخيم

موضوعات پايه‌ای ضرب‌المثل‌ها همه از تجربيات و فعاليت‌های ابتدايی انسان الهام گرفته‌اند و جسم انسان نخستين الهام بخش آفرينش تصاوير و مقايسه‌هاست و در ضرب‌المثل‌ها بازتاب يافته است.

پيش‌داوری‌های فرهنگی و مذهبی در باره‌ی زنان در سراسر جهان به ضرب‌المثل‌ها و کلمات قصار راه ياقته‌اند و بدن زنان يک منشاء غنی برای ضرب‌المثل‌هاست. "مينکه اسخيپر"((Mineke Schipper انسان‌شناس هلندی در ۱۵۰ کشور مختلف به جستجوی ضرب‌المثل‌ها در باره‌ی زنان پرداخته است. او بيش از ۱۵ هزار ضرب‌المثل از ۲۴۰ زبان مختلف جهان را بررسی و مقايسه کرده است. نتيجه تحقيقات او کتابی است تحت عنوان: "هرگز با زن بزرگ‌پا ازدواج نکن؛ آگاهی جهان درباره‌ی زنان"*

اين نوشته با استفاده از فصل اول، و نتيجه‌گيری کتاب تهيه شده است.

بررسی و مقايسه ضرب‌المثل‌ها نشان می‌دهد گرچه تفاوت‌های جغرافيايی و فرهنگی محلی قطعا نقش ايفا می‌کنند اما اشتراکات جهانی ضرب‌المثل‌ها خيره کننده است. اين امر بطور خاص درباره‌ی کثرت فوق‌العاده‌ی بايدها و نبايدهايی مصداق دارد که فرهنگ‌های مختلف برای تحت کنترل نگهداشتن زنان(و بطور خاص رحِم آنان) توسط "صاحب قانونی" آنان وجود دارد؛ "صاحب قانونی" که می‌خواهد از طريق کنترل زنان توليد نسل خود را امن سازد.

ضرب‌المثل‌ها سرشارند از ايده‌ها در باره‌ی "زن" بعنوان يک دسته بندی مجزا و پيام‌ها و ارزشگذاری‌های منفی، متحجر و تعيين شده بر اساس نقش‌های از پيش تعيين شده درباره‌ی زن (به جز در مواردی که زن بعنوان مادر مطرح است). اغلب پيام‌ها از نگاه مردانه داده شده و برتری مرد بر زن را بعنوان يک اصل پايه‌ای برسميت شناخته‌اند. ضرب‌المثل‌هايی که مردان را از نگاه زنانه ارزيابی کند، نادرند.

در ضرب‌المثل‌ها اغلب از زنان بعنوان کسانی ياد می‌شود که از نظر اقتصادی وابسته‌ی به مردانند و از مردان بعنوان کسانی که از نظر جنسی به زنان وابسته‌اند. زنان بر اساس شکل ظاهری و فايده‌شان با اشيا مقايسه شده‌اند: "زنت را نبايد با ديگران تقسيم کنی، همانگونه که اسبت، شمشيرت و خنجرت را با ديگران تقسيم نمی‌کنی". بی‌ترديد وابستگی اقتصادی زنان سبب شده است که زنان نيز بنحو اجتناب ناپذيری در آينه‌ی تصورات و انتظارات مردان به خود نگاه کنند.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


نقش تفاوت‌های جسمی در تداعی ساختار قدرت

قد مردان در همه‌ی جای جهان بطور متوسط از زنان بلندتر است. تفاوت حدودا ۱۰ سانتيمتر است. نوزادان پسر قد بلندتری از نوزادان دختر دارند و وزنشان هم بيشتر است. اين در مورد مردان و زنان بزرگسال نيز صادق است: وزن مردان بطور متوسط ۱۰ درصد بيشتر از زنان و قدشان ۷ درصد بلندتر است.

آمار نشان می‌دهد که نوزادان دختر کمتر از نوزادان پسر در برابر بيماری‌ها آسيب پذيرند. مردم "اوامبو" در ناميبيا و آنگولا می‌گويند: "دختر درخت زيتون است و پسر، بچه قورباغه". به اين معنا که دختر سريعتر از پسر رشد می‌کند.

يک ضرب‌المثل از راجستان هند از اين واقعيت نتيجه‌ می‌گيرد: "دختر نيازی به مواظبت ندارد: مثل کاکتوس رشد می‌کند؛ از پسر خوب مراقبت کن، مثل يک بوته‌ی رز". در شرايط فقر دخترانی که برادران زيادی دارند با اين خطر مواجه هستند که غذای کافی برای خوردن به آن‌ها داده نشود. يک ضرب‌المثل قبيله‌ "گيکويو" در کنيا حاکی است: "دختری که در ميان پسران رشد کند، ضعيف‌تر است".

در سراسر جهان، آن گونه که آمار نشان می‌دهد، گرچه مردان عموما استخوان‌های محکم‌تر و قدرت عضلانی بيشتری نسبت به زنان دارند، به نظر می‌رسد که زنان قويتر و پی‌گيرترند و اميد به زندگی در آنان بالاتر است.

اما بزرگی جسم و قدرت فيزيکی مردان به نسبت زنان و اين واقعيت که اين زنان هستند که بچه می‌زايند، نتايج غيرقابل انکاری بر تاريخ جنسيتی انسان داشته است. تفاوت فيزيکی و اندازه‌ی جسم در رابطه‌ی قدرت نيز نقش بازی می‌کند، احتمالا به اين دليل ساده که انسانهايی با جثه‌ی کوچکتر برای ديدن انسان‌های با جثه‌ی بزرگ بايد به معنای دقيق کلمه "به بالا" نگاه کنند. رفتارشناسان تائيد کرده‌اند که مردان بلند قد با جثه‌ی بزرگ، تاثير بيشتری می‌گذارند.

در حقيقت اين پديده در روابط اجتماعی نيز نقش بازی می‌کند: افرادی با مقام بالاتر با نشستن بر صندلی‌های بلند بر اهميت خود تاکيد می‌کنند. امپراتوران و شاهان نه تنها بر تخت می‌نشينند بلکه تاجی هم بر سر می‌گذارند و بزرگتر، و بدين وسيله مهم‌تر به نظر می‌رسند. مردان با جثه‌ی بزرگتر جذابتر ارزيابی می‌شوند تا مردان با جثه‌ی گوچک: انسانها به سادگی چنين نتيجه می‌گيرند که ميان ترکيب مردانه و اهميت اجتماعی ارتباط طبيعی وجود دارد.

زن ايده‌آل، از مرد کوچکتر است

بسياری از زنان و همه‌ی کودکان از نظر فيزيکی از مردان کوچکترند و از اين رو مردان به معنای دقيق کلمه از بالا به آنان نگاه می‌کنند. در بسياری از ضرب‌المثل‌ها زنان، درست مانند کودکان، کوچک و صغير شمرده می‌شوند. اين تفکر که زن بايد از نظر فيزيکی از مرد کوچکتر باشد، اغلب بطور خاص در ضرب‌المثل‌ها مورد تاکيد قرار گرفته است:

· زن، بدبختی، و خيارشور کوچکش خوبه (مجارستان)

· زن و ماهی ساردين: هر چه بزرگتر باشند، ضرر بزرگتر است (پرتفال، اسپانيا، برزيل، آرژانتين)

· يک زن و يک دسته بيل وقتی خوبند که کوتاه‌تر از قد مرد باشند ( قبيله اورومو در اتيوپی)

· زن خانه‌دار از گلدان کوچک خوشش مياد، شوهر از زن کوچک( بنگلادش)

مردان نه تنها دوست دارند زنشان از آن‌ها کوچکتر باشد بلکه جوانتر. و اين تنها در ضرب‌المثل‌ها نيست. جثه‌ی کوچک تداعی‌گر کودکی است. يک ضرب‌المثل‌ ايتاليايی می‌گويد: "زن ريزنقش را هر وقت ببينی، انگار تازه ازدواج کرده". بنظر می‌رسد که احتمالا زن ريزنقش را راحت‌تر از زن درشت اندام می‌توان کنترل کرد، در عين حال که اين تضمينی بر يک رابطه‌ی بی‌مشکل نيست. يک ضرب‌المثل‌ آلمانی هشدار می‌دهد: "حتی يک زن ريزنقش می‌تواند به شيطان درس بدهد". در ساير زبان‌های اروپايی مشابه اين ضرب‌المثل هست. اين پيام بصورت سمبليک در ضرب‌المثل‌های آمريکای لاتين نيز موجود است:

· روغن خوب در شيشه‌ی کوچک است، اما مسموم هم می‌کند (اسپانيايی، شيلی/کوبا)

· هر چه از قد کم می‌آورند، در حيله‌گری روی دست ندارند(اسپانيايی، بوليوی)

زنان درشت اندام معيار اندازه‌های ايده‌آل زن را درهم می‌ريزند و ترسناکند. يک ضرب‌المثل‌ها سوکومايی از تانزانيا می‌گويد: "چيزی که يک زن بلند قد آويزان کرده يک مرد کوتاه نمی‌تواند پائين بياورد". زنان خود نيز اغلب ترجيح می‌دهند شوهرانشان از هر نظر از آن‌ها بزرگتر باشند.

البته ضرب‌المثل‌ها قدرت جسمی زنان، تلاش آن‌ها و قدرت پايداريشان در حيطه‌ی خانه‌داری را ارج می‌نهند زيرا به مردان نفع زيادی می‌رساند، چنان نفعی که حتی استفاده‌ی وحشيانه از قدرت را نيز توجيه می‌کند تا مانع شوند که زنان بال‌های خود زياد باز کنند و جهت ديگری را در زندگی انتخاب کنند. ضرب‌المثل‌ها بر خلاف اين که برای مردان پيام‌های تشويق‌کننده‌ای دارند، برای زنان در تمامی عرصه‌هايی که به زندگی اجتماعی مربوط می‌شوند، پيام‌هايشان ترمز کننده‌ است. به رفتارهای زنانه‌ی خارج از الگوهای تعيين شده، برچسب‌های "بدکارگی" و "خرابی" می‌‌خورند.

چرا اين همه ضرب‌المثل عليه زنان؟

اسخيپر می‌نويسد از من به کرات پرسيده شده است که آيا ضرب‌المثل‌هايی نيستند که خلاف اين روايت‌ها باشند؟ و پاسخ می‌دهد يافتن ضرب‌المثل‌هايی که نحوه‌ی فکر زنان در گذشته را تصوير کند، دشوار است زيرا اسناد در اين زمينه نادرند- و اين به خودی خود بيانگر مسائل بسياری است. گرچه بسيار تلاش کردم در منابع ثبت شده چيزی پيدا کنم و همواره در اين باره از منابع شفاهی‌ام سوال کرده‌ام، اما صداهای چالشگر زنانی که موانع را در هم کوبيده‌اند اغلب شنيده نشده يا در عرصه‌ی عمومی تابو بوده‌اند. ضرب‌المثل‌های فمينيستی اين اواخر در غرب هم مانند: " زنِ بدون مرد مثل ماهی بدون دوچرخه است" و يا "من مالک جسم خودم هستم" مربوط به سالهای شصت قرن بيستم‌اند. حتی اين احتمال وجود دارد که اکثريت خاموش اجداد مادری ما خود را به معيارهای حاکم بر زمانه‌ی خود که بعنوان "معيارهای طبيعی" ديده می‌شد، تسليم کرده باشند. با اين حال نبايد بی‌توجه بود که قدرت زنان و تاثيرگذاری زياد آنان ، علی‌رغم همه‌ی ابرقدرتی مردان، در ضرب‌المثل‌ها جلب توجه می‌کند.

چرا بايد اين همه ضرب‌المثل‌ها وجود داشته باشد که به زنان (و بويژه زنان بعنوان همسر) چنين نگاه منفی داشته باشند؟ از ديد روانشناسان غربی اين واقعيت فيزيولوژيک که زنان جنين را در خود پرورش می‌دهند، می‌زايند و شير می‌دهند نقش بسيار مهمی در اين مساله دارد. در اين مرحله‌ی اوليه، بخاطر اين که زنان بيش از مردان از کودکان مراقبت می‌کنند، پسربچه‌ها خود را از طريق مادرشان هويت يابی می‌کنند که از آن‌ها مراقبت می‌کند. آن‌ها برای اين که ياد بگيرند "چگونه مرد باشند"، در وهله‌ی اول بايد بياموزند که "زن نباشند". نياز مردانه به قدرت و برتری از سوی روانشناسان ناشی از وابستگی شديد نوزادان پسر به مادران قدرتمندشان است. ورود به صحنه‌ی اجتماع، پسربچه‌ها را به اين جهت سوق می‌دهد که محکم و "مردانه" باشند و اين می‌تواند منجر به تقويت اين ايده در آن‌ها شود که برای حفظ موقعيت برتر مردانه‌ی خود، کارهای زنانه را تحقير کنند. اين امر اغلب بطور خاص در جوامعی نمود دارد که برتری مردان بسيار پر رنگ است.

زبان و استفاده از زبان بنحو اجتناب ناپذيری بر الگوهای رفتاری تاثير می‌گذارند و روايت عمومی ضرب‌المثل‌‌ها درباره‌ی زنان تصاوير افراطی از زن، رفتار زنانه و "کار زنانه" ايجاد کرده است:

زنانی که در چارچوب تصوير کليشه‌ای قابل پذيرش نمی‌گنجند، توسط گروه اجتماعی که به آن تعلق دارند، ساير زنان و مردان به حاشيه رانده می‌شوند. اين تلاشی است عليه زنان منفردی که می‌خواهند خودشان باشند.

کتاب، ضرب‌المثل‌ها را به دسته‌های مختلف تقسيم کرده است. نگاه به بدن زنان، مراحل مختلف زندگی زنان، از دختربچه تا عروس، همسر، مادر، مادر شوهر يا مادر زن و مادر بزرگ، شادی و غم ناشی از عشق، سکس و بارداری؛ کار زنان و قدرت زنان.

* Mineke Schipper, Trouw nooit een vrouw met grote voeten


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016