گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! رد صلاحیت هاشمی و تصمیم سیاسی اصلاح طلبان، مصطفی صحرائی اردکانیدر این نوشته موضع اصلاح طلبانه به معنی رایج آن مفروض است. بنابراین راه حل هایی نظیر مداخله خارجی و تغییرات ناگهانی خارج از حیطه مورد بحث می باشند. رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی فارغ از تبعاتی که برای حاکمیت ایران داشت٬ دوباره اصلاح طلبان را به تصمیم گیری سیاسی وادار کرده است. علیرغم دودلی موجود در اردوگاه اصلاح طلبان٬ به نظر می رسید اکثریت نخبگان اصلاح طلب تصمیم به رای دادن به آقای هاشمی و دعوت از جامعه برای رای دادن به ایشان داشتند. گرچه هنوز شوک ناشی از این تصمیم کمابیش افراطی و غیر قابل پیش بینی حاکمیت مبنی بر رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی از بین نرفته و شاید برای شنیدن نظر نهایی اصلاح طلبان زود باشد٬ ولی از هم اکنون می توان تشطط را در فرایند تصمیم گیری آنان مشاهده کرد. گزینه های پیش رو عبارتند از: ۱) تحریم انتخابات ۲) قرار گرفتن پشت یکی از کاندیداهای نزدیک به طیف اصلاحات یعنی آقایان عارف و روحانی ۳) حمایت از کاندیدای اصولگرای کما بیش میانه رو مثل آقای قالیباف. از انعکاس اتفاق رخ داده در کلام بسیاری از اصلاح طلبان و حامیان این طیف سیاسی چنین بر می آید که قصد قهر کردن با صندوق های رای و حاکمیت را دارند. البته این تصمیم اگر بعد از بررسی کامل گزینه های موجود و تحلیل سود و زیان های احتمالی و نه بر پایه احساسات ناشی از رد صلاحیت آقای هاشمی صورت گرفته باشد کاملا پذیرفتنی است. ولی متاسفانه به نظر نویسنده اکثر کسانی که بر طبل تحریم می کوبند هیچ تحلیل واقع بینانه ای از فواید این انتخاب ارائه نمی دهند. در عالم تصمیم گیری سیاسی روش معمول تخمین سود و زیان گزینه های موجود است. اگر گزینه ای وجود داشته باشد که سود مورد انتظار از آن از زیانش بیشتر باشد می توان آن را گزینه مناسبی نامید. در نهایت اگر گزینه های متعددی مناسب باشند٬ بهتر انتخاب آن است که برایند سود و زیان آن از سایر گزینه ها بیشتر باشد. در ادامه سعی می شود به اختصار فواید و ضررهای سه راه حل ممکن برای اصلاح طلبان در شرایط موجود بررسی شود. مدافعان تحریم انتخابات اعلام می کنند که حال که حاکمیت حتی حاضر نیست گزینه میانه رویی مانند هاشمی را بپذیرد٬ ما در بازی حکومت شرکت نخواهیم کرد. از دیگر دلایل اصلی تحریمی ها می توان به عدم تمایل آنها برای مشروعیت بخشیدن به حاکمیت اشاره کرد. در یک تحلیل واقع بینانه باید دید که در صورت انتخاب این گزینه توسط اصلاح طلبان چه مقدار از مشارکت مردم کاسته خواهد شد؟ تجربه هایی مانند انتخابات مجلس هفتم و نهم که عملا طیف اصلاحات در انتخابات شرکت نکرد موجود است. آن چه از این تجربه های می توانیم بیاموزیم این است که تحریم انتخابات نمی تواند میزان مشارکت را به قدری کاهش دهد که حکومت را نگران کند. احتمالا حتی با وجود تحریم اصلاح طلبان مشارکت مردم چیزی در حدود پنجاه درصد یا بیشتر باشد و این میزان کافی است که حکومت بتواند خوراک تبلیغاتی و رسانه ای لازم برای نشان دادن شرکت مردم داشته باشد. در هرصورت و فارغ از حضور یا عدم حضور اصلاح طلبان٬ حاکمیت موجود انتخابات و شرکت مردم را به منزله تایید خود و سیاست هایش عنوان خواهد کرد. به عقیده نویسنده تحریم فقط در صورتی می تواند باعث احساس خطر از طرف حاکمیت و در نتیجه تغییر رفتار حکومت بیانجامد که مشارکت را به شدت کاهش دهد و به رقم هایی در حد بیست و پنج درصد و حتی پایین تر برساند. به این ترتیب عدم شرکت در بازی انتخابات حکومت سود ملموسی به همراه ندارد. رای دادن به آقایان عارف و روحانی به عنوان گزینه دوم اصلاح طلبان مطرح است. مساله اصلی در مورد این آقایان شانس پایین رای آوریشان در شرایطی است که آقای هاشمی هم رد صلاحیت شده اند. نویسنده موافق است که احتمال رای آوری دو کاندیدای نزدیک به طیف اصلاحات بالا نیست ولی این احتمال هرچه که هست بالای صفر است. اگر مجموعه اصلاح طلبان و در راس آنان آقایان خاتمی و هاشمی به طور تمام قد پشت یکی از نامزد های مذکور قرار بگیرند احتمال رای آوری کاندیدای مورد اجماع بیشتر هم خواهد شد. عدم همراهی دولت با سایر اصول گرایان نیز به افزایش احتمال سلامت انتخابات کمک خواهد کرد. با فرض احتمال بیست درصدی برای رای آوری کاندید اصلاح طلب و با فرض پنجاه درصدی برای سلامت انتخابات٬ این گزینه منجر خواهد شد که با احتمال ده درصد دولت آینده را اصلاح طلب ها تشکیل دهند و به احتمال ده درصد دیگر حکومت را وادار به تقلب در انتخابات و دادن هزینه بیشتر کنند. هرچند این دو احتمال بالا نیست ولی به هرحال از صفر بیشتر است و به نظر می رسد از گزینه تحریم انتخابات سود بیشتری عاید جامعه کند. گزینه آخر نیروهای اصلاح طلب شرکت در انتخابات و رای دادن به یک گزینه معقول اصولگرا است. البته اقناع بدنه حامیان به رای دادن به یک اصول گرا سخت تر از یک گزینه اصلاح طلب خواهد بود. در نهایت هم در صورت پیروزی این گزینه معلوم نیست چه میزان از مطالبات اصلاح طلبانه توسط رئیس جمهور اصولگرای مورد حمایت اصلاح طلبان پی گیری شود. سود توسل به این انتخاب در مقابل انتخاب های دیگر درگیری کمتر با حاکمیت و احتمال کمتر برای تقلب خواهد بود. در نهایت این گزینه٬ انتخاب سخت اصلاح طلبان بوده و مستلزم مذاکره با کاندیدای اصولگرا و امتیاز گرفتن می باشد. ولی باز هم باید متذکر شد که علیرغم وجود نایقینی و پیچیدگی های بسیار در نتیجه حاصل از انتخاب این گزینه٬ سود حاصله از عدم شرکت در انتخابات بیشتر است. تنها زیان ملموس شرکت در انتخابات که به روشنی در تحریم انتخابات از آن اجتناب خواهد شد ریزش بخش تند روی حامیان٬ به علت شرکت در انتخابات خواهد بود. علت وجود این هزینه عدم درک کافی سیاسی در این قشر تند رو و وجود توقعات غیر واقعی از واقعیت های فعلی جامعه است. رهبران و نخبگان باید بکوشند به هر طریق که می توانند توقع جامعه از عمل های سیاسی مثل شرکت در انتخابات را به سطحی معقول و واقعی برسانند. به علاوه اصلاح طلبان باید تحلیل خود از سود و زیان راه حل های پیشنهادی خود را برای جامعه شرح دهند. در این صورت جامعه خواهد توانست از فرصت های ظریف بهتر استفاده کرده و به دام احساسات نیفتد. نویسنده از شدت انسداد فضای رسانه ای در ایران آگاه است و کمبود رسانه ای اصلاح طلبان را یکی از مشکلات پیش روی آنها برای ارتباط با جامعه می داند. ولی این مساله کم کاری اصلاح طلبان و عدم وجود نقشه راهی روشن برای خروج از شرایط اسفناک کنونی را توجیه نمی کند. به عنوان مثال گزارش دو بخشی نخبگان اصلاح طلب به آقای خاتمی به جز کلیاتی از وصف شرایط فعلی و شرایط ایده آل خالی از هرگونه راه حل عملی و روشن بود. گذار از تحلیل هایی از این دست به بررسی های عملی و روشن با نگاهی به آینده به همراهی ارزیابی سود و زیان احتمالی هر گزینه می تواند راه را برای خروج کشور از انسداد سیاسی موجود هموار کند. در پایان نظر نویسنده بر این است که شرکت در انتخابات چه با کاندیدای اصلاح طلب و چه اصولگرا می تواند حداقل در مقام احتمالات برای اصلاح طلبان بهتر از تحریم باشد. هرچند با توجه به نزدیکی انتخابات٬ رهبران اصلاح طلب باید هرچه زود تر یکی از گزینه های پیش رو را انتخاب کرده و سعی در اقناع بدنه حامیان برای انتخاب گزینه مطلوب داشته باشند. در غیر این صورت رای اصلاح طلبان٬ هر میزان که باشد٬ پخش شده و سود احتمالی اصلاح طلبان از انتخابات را کاهش خواهد داد. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||