گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
19 آذر» ما و تحولات سوريه هشداری برای آينده، سعيد درخشندی12 شهریور» مِرسی برای مُرسی، سعيد درخشندی 14 مرداد» سلام به "اقتصاد مقاومتی"، سعيد درخشندی 4 آبان» مسئله تقلب و جنبش سبز، سعيد درخشندی 19 شهریور» جنبش سبز و نشانی اشتباه، سعيد درخشندی
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! اعترافی که بايد کرد، قدری که بايد قدر دانست، سعيد درخشندی![]() ويژه خبرنامه گويا " به ياد شهدای ۲۵ خرداد ۸۸" بدعت های خوبی گذاشته شد. حاکميت رای مخالفان نظام را به حساب آورد و شايد برای اولين بار منافع ملت و مصلحت کشور را در کنار منافع و مصلحت نظام به رسميت شناخت. برای اولين بار گفتمان غالب حاکميت، به شکلی شفاف و صريح، در روند برگزاری انتخابات در معرض انتخاب مردم قرار گرفت و مردود شد. خط کشی ها و قطب بنديهای موجود رنگ باخت و تعامل و ديالوگ تاثير گذار و سازنده، بين نيروی منتقد و مخالف، اصلاح طلب و محافظه کار ، تحريمی و مشارکتی در جهت اهدافی که بعضا مشترک بود برقرار گرديد و منافع مردم بر منافع شخصی و گروهی ارجحيت يافت. مشخص شد تفريق و تکثر در جناح اصولگرا به هر دليل، اتفاق افتاده و واقعی است و کليشه "همه از يک قماش هستند" ديگر مورد مصرف ندارد. شهدای جنبش سبز، زندانيان سياسی ، کروبی، ميرحسين و رهنورد هيچگاه و در هيچ شرايطی از ياد نرفتند. مهمتر از همه اينکه مردم نشان دادند اگر روزنه ای برای تغيير و تحول مدنی و مسالمت آميز پيدا شود هميشه در صحنه حاضر و در خط مقدم خواهند بود و در استفاده از فرصتها درنگ نخواهند کرد. برای نخستين بار تاکيد مردم بر حق انتخاب خود، محاسبه ها و تصميم های انتخاباتی جريانهای سياسی منتقد درون کشور را - چه قبل و چه بعد از نظارت استصوابی - تغيير داد و بر تصميمات شورای نگهبان تاثير عمده گذاشت. کنشگران واقعی عرصه اجتماعی و سياسی، مردم شدند و نيروها و گروههای سياسی ، تنها، کنشگران و بازيگران تبعی اراده مردم گرديدند و سرانجام مهندسی انتخابات به مردم رسيد. در نهايت اين مردم بودند که به حق پيروز ميدان شدند و هيچ شخص يا گروهی نمی تواند اين پيروزی را مصادره کند. قدردان اين بدعتها بايد بود. اين بدعتهای نيکو و پيروزی بايد نهادينه شود و در فرهنگ سياسی تبلور و عينيت يابد. تثبيت و ماندگاری پيروزی به مراتب مهمتر از پيروزی است و قبول مسئوليت از سوی همگان و مداومت در پيگيری مطالبات، بار گرانی است که می تواند به اين ماندگاری بيانجامد. تجربه انتخابات ۸۸ و ۹۲ نشان داد که مشارکت يا تحريم انتخابات با هر استدلال و منطق، درست يا غلط ، به خودی خود نه در خور ذم است و نه شايسته مدح ، نه فضيلت است و نه رذيلت و آنچه مهم است مسئوليت پذيری شهروندان در قبال اقداماتشان می باشد. چه بسا يک تصميم يا اقدام نادرست با مسئوليت پذيری به اتفاقات و نتايج خوش بيانجامد. البته مسئوليت پذيری بدون واقع گرايی نيز الکن و ناقص است. بنابراين فراموش نکنيم که در انتخابات اخير قريب به ۲۸ درصد از واجدين شرايط به هر دليل شرکت نکردند و بخشی از سبد رای رئيس جمهور منتخب - در کنار رای اصلاح طلبان و معتدلهای محافظه کار- رای مخالفان حاکميت با رويکرد خاص خود می باشد. همچنانکه به فرض درستی و دقت در نتايج اعلام شده، بخش نسبتا بزرگی از رای ديگر کانديداها – قريب ۴۹ درصد - که از قضا قسمتی از آن، رايی سازمانی و موثر است، رای جناح اصولگرا و تندروست و اين بايد به عنوان يک واقعيت در هر استراتژی و برنامه ای از سوی کوشندگان راه آزادی و حقوق بشر لحاظ شود. تا اسقرار دموکراسی و حقوق بشر راه درازی در پيش است و توشه اين راه، صبوری، واقع گرايی و مسئوليت پذيری در کنار رواداری و باور به خرد و عمل جمعی است. سعيد درخشندی Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||