گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
4 تیر» نقشهای در کار نبوده دوست خوب من، محمدرضا شکوهیفرد17 اسفند» فرض کنيم آمدند، محمدرضا شکوهیفرد 23 آذر» نه يک دفاعيه، نه يک کيفرخواست، تأملی در باب ضبط و انتشار يک مکالمه، محمدرضا شکوهیفرد 21 آبان» چرا نبايد از او حمايت کرد؟ محمدرضا شکوهیفرد 16 اسفند» روزنامهنگاری محفلی؛ اين بيماری بايد درمان شود، محمدرضا شکوهیفرد
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! حماسهی زردِ حضورِ بنفشِ آن سبزها، محمدرضا شکوهیفرد![]() ويژه خبرنامه گويا [email protected] فارغ از بحث قديمی واکاوی چيستی سوژه ای به واقع فنومنال به نام " انتخابات" در ساخت جمهوری اسلامی، که پرداختن به آن از فرط تکرار، اينک شايد اندکی کسل کننده به نظر آيد، آنچه بسته به شرايط فعلی لازم به پرداختن می نمايد، تحليل محتوای رونديست که منتهی به مشارکت گسترده مردم در انتخابات و پيروزی آقای روحانی شد. بر خلاف ادعای تکراری حاکميت از يک سو و ائتلاف رمانتيک اصلاح طلبان و راست های سنتی پا به سن گذاشته از سويی ديگر ، نه می توان شرکت وسيع مردم در انتخابات را تجديد بيعت با حاکميت جمهوری اسلامی با تعريف دقيق آن تلقی کرد و نه می توان رای ۵۲ درصدی آقای روحانی را رويکرد مثبت مردم به جريان اصطلاحات معتدل و اصلاح طلب و همپيمانان اين روزهايشان به مثابه يک گزينه دلخواه برشمرد و پذيرفت. بی کمترين ترديد اين هر دو ادعاهاييست به غايت گزاف و پوچ و صد البته منبعث از هژمونی گرايی سياسی محض هر دو طرف، هر يک به نوع خود که متاسفانه توانسته در قالب واقعيت به برخی اذهان القا شود و باورپذير بنمايد. واقعيت اما اين نيست. با نگاهی منطقی که گزاره های واقعی را مبنای توضيح چند و چون وضعيت قرار دهد می توان دريافت پايه ای ترين دلايل برانگيزاننده ۷۲ درصد از واجدين حق رای برای حضور جدی در انتخابات، دل چرکينی تجميع شده نسبت به فضای هشت ساله گذشته سياسی کشور و بسط استنباطی عمومی از امکان تغيير نسبی روند مديريتی کشور بوده است بدان شکل که بتواند فقط و تنها فقط اندکی از آلام جان فرسای مردم را نقطه التيامی باشد، نه آنچه تريبون های رسمی حکومت تجديد عهد با نظام و رهبر می نامند و نه آنچه اهالی خيمه شاد اصلاح و اعتدال مهر تاييد جامعه آماری ۱۸ ميليونی بر رويکرد خود می خوانند. بحران ملموس اقتصادی که شاخه اصلی بحران کارآمدی سيستم است و صد در صد محصول هشت سال صدارت محمود احمدی نژاد و تک صدايی محض در حوزه مديريت اقتصادی کشور معرفی و تبليغ می شد ( گويی مسبب همه بلايای دامنگير اين روزهای مردم، نوع نقش آفرينی اين منتصب بازيگوش رهبر و متحدان اصولگرايش بوده وبس)، در کنار پيامدهای تاخت و تاز شيوه هدايت جنون آميز کشور در حوزه سياست خارجی که عملا شرايط زندگی مردم را به شکل بی سابقه ای متاثر از آثار و عواقب منفی خود کرده است همه و همه همراه شد با بر ساخته شدن هوشمندانه اسم رمز پروژه مهندسی انتخابات در قامت راديکاليزم حزب اللهی و جريان هراس آفرين سعيد جليلی، آری، اين همه دست به دست هم برای القای ۲۴ خرداد به عنوان بزنگاه امکان تغيير نسبی شرايط و جلوگيری از بروز يک فاجعه به اذهان عمومی کافی بود تا از سويی مقدمات و موخرات خلق حماسه سياسی دلخواه رهبر جمهوری اسلامی دست چين شود و روح مشارکت در کالبد فوج فوج ملت دميده شود و از ديگر سو مهره ای اهلی و سابقه دار از احباب نزديک امنيت خانه عظمی، که همزمان ارادت و رفاقتی دير و دور با پدرخوانده ظاهرا مغضوب درگاه نيز دارد، بخت آن يابد که لباس اصلاح و اعتدال و تدبير و اميد به تن بيارايد و در اين وانفسای جعلی، کليد به دست، همچون شبانی، خلق عاصی و هراسان و تشنه ی هيجان را سوداگرانه گرد خود جمع کند و هم اندکی سيرشان کند و نيز از اين رهگذر چکی تضمينی دريافت کند تا پازل مطلوب مهندسان حماسه سياسی تکميل شود و خيال آشفته سلطان و همپيمانان و مريدانش را گرچه برای مدتی نامعلوم مرهمی باشد.اين همه داستان "حماسه" حضور بود مختصر و بدون روتوش. با اين همه اما پيش و پس اين "حماسه" از ديد اينجانب حايز چند نکته جالب توجه بود و هست. يکی اينکه که اينبار حاکميت در "حماسه" خواندن داستان تنها نيست. به هر روی اندک نبودند و نيستند آنهايی که آويزان ديوار کوتاه رنگ ها بشوند و به مدد کوله پشتی سنگين فانتزی هايشان، درام تيره واقعيت را سبز نمايش دهند، البته يک کمی هم بنفش. نکته ديگر سزارين چپ مدرن از ناکجاآباد راست سنتی بود که اين هم خودش حکايتيست صورتا طنز. يک سال پيش ابراهيم اصغر زاده گفته بود : " ماشين رایجمعکنی چپها هر وقت از پارکينگ بيرون میآمد تن راستها میلرزيد "، اينبار اما ظاهرا اين ماشين راست های سنتی با پلاک روحانی ۹۲ بود که توانست هم خودش و هم اصلاح طلبان را از پارکينگ بيرون بياورد البته صرفا برای خلق حماسه سياسی بی آنکه الزاما تن کسی بلرزد. نکته سوم اينکه از آنجايی که بخشی از نيروهای سياسی همراه و حامی حرکت اعتراضی سال هشتاد و هشت عمدتا ساکن خارج از کشور طی چهار سال گذشته علی رقم همه تحولات واقعی، مداوما علت العلل معضلات گريبانگير کشور را دولت محمود احمدی نژاد و رويکردهای وی بر می شمردند و در موضعگيری نسبت به حاکميت و راس، در خوشبينانه ترين حالت اغلب لکنت زبان داشتند و تاکتيک ها و استراتژی هايشان در شعار " رای من کو " خلاصه می شد، اينبار خيلی ناخودآگاه و خودجوش تبديل به هفت دهم درصدی شدند که حسن روحانی را راهی پاستور کرد. بر اين اساس يک تحول عمده ای که روی ميدهد اينست که اين دوستان اينبار که دولت اعتدال و تدبير و اميد نماينده ی خودشان هم هست و از لولويی به نام دولت احمدی نژاد خبری نيست، در صورت مشاهده ماندگاری يا تزايد مشکلات يک نيم نگاهی هم به کليت حاکميت و ساختار پيدا خواهند کرد و انگشت اشاره شان بر ديدن و اشاره به متهم، معلق نمی ماند. اين به خودی خود تحول مثبتيست که نمی توان از آن به سادگی گذشت. به هر روی راقم و شايد اقليتی چون او علی رغم لحاظ روايتی ديگر از چيستی اين "حماسه"، بخيلِ خير و خوبیِ ملک و ملت نيستند. گرچه ديرگاهيست ريشه مصايب و معايب را اصل و فرع هويت و تاريخ و عملکرد و اساسا فلسفه کشورداری اين حاکميت می دانيم و نه دولت احمدی نژاد و شيوه مديريت در قوه مجريه، اما از صميم قلب آرزو می کنيم حتی درصدی از شعارها و وعده ها و آمال و آرزوهای منتخب اين حماسه و اميدواران به وی عملی شود و اندکی از فشردگی ابرهای سيل زای تحريم و تورم و بيکاری و فقر از آسمان زندگی مردم کاسته شود، حالا در اين ميان اگر جرعه ای از شراب قدرت به اصلاح طلبان و اعتدال جويان برسد، دلگيری ندارد، گوارای وجودشان. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||