گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! آرای عاريتی، مهدی حسينزاده![]() ويژه خبرنامه گويا نتايج نهايی انتخابات رياست جمهوری يازدهم در روز ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ بدين ترتيب اعلان شد: روحانی ۵۰.۷۱%، قاليباف ۱۷.۵۶%، جليلی ۱۱.۳۶%، رضايی ۱۰.۵۹%، ولايتی ۶.۱۸%، آرای باطله ۳.۳۸% و غرضی ۱.۲۲%. (عارف و حدادعادل از شرکت در انتخابات انصراف دادند.) آمار رياست جمهوری يازدهم گويای اين واقعيت است که جريان منهای اصولگرايی ۵۱ درصد آراء رای دهندگان ۷۲ درصدی را در سبد خود داشته است و تحت هر شرايط چهار سال مستاجر کاخ رياست جمهوری می شدند، ولی در عمل سناريو پيروز دستخوش رودستی واقع گشت که عاقبت، کهنه کار سياست دست بالا را گرفت. تصور کنيد عارف تا انتها در صحنه رياست جمهوری باقی می ماند و آرای ۵۱ درصد در سبد روحانی، بين اين دو متقارن يا نامتقارن در دور اول تقسيم می شد. در بدترين شرايط، عدم تقارن بيش از يک سوم می بود و مِنهای اصولگرای پيشرو حائز بيش از ۳۵ درصد آرا و با اصولگرای پيشرو به دور بعد راه می يافت که نظر به داشتن ۵۱ درصد آرا، جريان منهای اصولگرايی پيروز انتخابات بودند و در بهترين شرايط نامتقارن که عدم تقارن کمتر از يک سوم می بود (۳۴% به ۱۷%)، هر دو بر آرای قاليباف پيشی می گرفتند و راهی دور دوم می شدند و در اين دور دو قطبی اصولگرايان – اصلاح طلبان به دو قطبی اصلاح طلبان – ميانه روها تغيير ماهيت می داد. در اين شرايط آرای اصولگرايان به سبد روحانی به عنوان فاسد مقبول در برابر عارف به عنوان اَفسد متمايل می شد و روحانی آرای دور اول خود را درسبد عارف و آرای اصولگرايان را در سبد خود می يافت. بنابراين جای اين دو عوض و امروز عارف بود که بر مسند رياست جمهوری تکيه می زد و جريان ميانه روی هاشمی به حذف کامل از صحنه سياسی ايران نزديک و نزديک تر می شد تا اينکه احيا شود و مردم با رای به نامزد وی در سند حقوقی مکتوب (تعرفه های رای) اقرار به عذرخواهی از آنچه سال ۸۴ با او کردند نمی کردند. اين بهترين سناريوی ملی بود که دوباره به همت هم آغوشی سياسی خاتمی ظرفيتش آزاد نشد. اگر عارف تا انتها در صحنه می ماند چه بسا عقبه اصولگرايی با حمايت اجباری از روحانی دچار تشتت افکار و آرا برای دوره ای طولانی می شدند، چرا که اصولگرايی را به پای سياست قربانی کرده بودند. بار ديگر هاشمی بين دو صندلی خوش نشست و تا روزی که اين دو صندلی (دو قطبی اجتماعی بدل از حفظ وضع موجود– تغيير وضع موجود در قالب اصولگرا – اصلاح طلب) تغيير آرايش ندهد جريان فرصت طلب هاشمی روی چهارپايه ی عاريتی از دوصندلی با خيال آسوده خواهد نشست. هاشمی ۹۲ بسان الغريق يتشبث بکل حشيش قـُمپزی برآورد که اگر قرار است من حذف شوم تو هم بايد حذف شوی! (If I go down, you go down) و خاتمی واقعاً هراسيد يا تظاهر به هراس کرد تا فردای حماسه هم آغوشی، رسوايی خويش را توجيه کند. حال بار ديگر تصور کنيد دو اردوگاه مقابل هم آرايش گرفته اند و قصد يارگيری دارند. يارکِشی بر اين اصل استوار است که اَقويا در اردوگاه خودی و ضُعفا در اردوگاه رقيب، چرا که رقيب ضعيف از يک سو جهت بقاء به شما امتياز خواهد داد و از سوی ديگر انرژی اردوگاه رقيب را تحليل خواهد برد و بر رفيق ضعيف رجحان دارد. (مشابه استراتژی نظامی حريف را زخمی کن تا دو نيروی فعالشان به وی مشغول شوند!) با اين شرايط بهترين نتيجه برای اصولگرايان در حالت قبول شکست، تحميل استراتژی مرغابی نشسته (Sitting Duck) به حريف است؛ يعنی انتخاب يک ميانه رو به اتکای آرای شکننده عاريتی نه البته از سبد اصولگرايان. نتيجه انتخابات را بار ديگر مرور کنيم: "پيروزی شکننده حسن روحانی، کانديدای ميانه رو به اتکای آرای عاريتی اصلاح طلبان." با اين توصيف عارف را می توان برنده از پيش باخته ای دانست که در حين دميدن سوت آغاز مسابقه، از بُعد روانی ميدان را به رقيب رفيق نما واگذار کرد. چرا که اصلاح طلبان تجربه تلخ مُعين سال ۸۴ را در کارنامه داشتند و احمدی نژاد را مولود عدم ائتلاف خود با هاشمی می دانستند، غافل از اينکه سال ۸۴ خود هاشمی حضور داشت و ثقل انتخابات را از اطراف اصلاح طلبان منحرف کرده بود و سال ۹۲ بدل هاشمی در صحنه بود و ثقل انتخابات حول جريان منهای اصولگرايی متمرکز بود که در شرايط عدم خودباوری و عذاب وجدان مزمن از هموارسازی شرايط سزارين احمدی نژاديسم (طفل نامشروع منتسب به همخوابگی سران چپ و راست) مبتلابه کثيرالشکی شد و بالاخره عارف به حکم امامت خاتمی نماز خود را شکست. حسن روحانی کانديدای مَرضی الطرفين قريب به اتفاق گروه های ريشه دار سياسی و ارتش در سال ۸۴ بود که ائتلاف آبادگران (احمدی نژادی ها) معادلات را برهم زد و هاشمی با درخواست عدم حضور از ولايتی و روحانی وارد گود شد و چون اصلاح طلبان آرای خود را به وی عاريه ندادند و صندلی کِشان سياسی به راه انداختند لذا هاشمی بين دو صندلی چپ و راست نقش بر زمين شد و هشت سال به طول انجاميد تا خود را جمع کند. گرچه عضو هيات داوری جامعه روحانيت مبارز هشت سال دير بر اين مَسند تکيه می زند ولی حسن روحانی فرصت مناسبی بوده و هست تا به اتکای دکترين قعود حسنی در برابر قيام حسينی، در قامت مرد دوران عقب نشينی های تاکتيکی جمهوری اسلامی ايران، چک های نظام را نقد کند و در بستر ديپلماتيک تحريم ها را دور بزند تا ميلياردها دلار بلوکه شده نفت فروخته شده دوران احمدی نژاد که دو قلم چين و هند بالغ بر دو سال بودجه کل کشور است به دولت او سرازير شود. متاسفانه حسن روحانی قادر به برآوردن تغييرات مدنی که آرای عاريتی از وی خواستارند چون برابری حقوق زن و مرد، عدم ايجاد محدوديت در آزاديهای اجتماعی و... نيست و مخلص کلام تيغ اجتهاد وی بر احکام شريعت کارساز نخواهد بود و ديری نخواهد پاييد که عقبه عاريتی وی احساس فريب خورده ای رهاشده خواهد کرد و قدرت چانه زنی از دارنده شکننده ترين آرای تاريخ رياست جمهوری ايران خواهند ستاند. کابينه سهامی خاص روحانی نيز که وامدار گروه ها و اشخاص خاص خواهد بود بُرش مطلوب نخواهد داشت و در جنگ قدرتی فرسايشی برای تصاحب قطعه بزرگتر کيک، مضمحل و دچار روزمره گی خواهد گشت. يادآوری تجربه مشابه؛ خاتمی به پشتوانه بيش از ۷۰% آرای عمومی پس از هشت سال در گزارش به ملت خود را يک تدارکاتچی ناميد. حال حسن روحانی گرچه بُعد روحانی اش بر خاتمی ارحج است و از مجتهدين زنده دوران است اما با پشتوانه آرای عاريتی عملاً مرغابی نشسته ای ست که هرآن تسليم شرايط شده و راه تمکين را خواهد پيمود، چرا که داشته هايش به طريق اولی کفاف خواسته ها از وی را نخواهد داد. اگر روزی روزگاری دندان عاريه ای پدربزرگ که اين روزها با آستانه هشتاد سالگی کلنجار می رود وقت گاز زدن سيب سبــز در آن جای نماند، کليد عاريتی هم در کلنجار با قفـل در آن جای نمانده و نخواهد شکست. گواه واقعيت اين است که گرچه روحانی ۵۱% آرای رياست جمهوری را در سبد خود يافت ولی ۷۰% همان مشارکت کنندگان در همان زمان و همان مکان رای شوراهای خود را که الگوی توزيع آرای انتخابات مجلس آتی خواهد بود در صندوق همجوار و سبد رقيب ريختند تا به روحانی پيام دهند: مهدی حسين زاده Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||