سد بزرگ(سربازي)، كاظم سعادت
از جمله عواملي كه باعث بروز تنش و جنگ سياسي ــ نظامي مي شود مي توان به مناقشات مزري، رشد جميعت، كمبود منابع طبيعي، خشكسالي، مهاجرتهاي دسته جمعي، خصومتهاي مذهبي، تنشهاي نژادي، و شرايط زيست محيطي اشاره كرد كه مي توان سير دلايل جنگها را بطور كلي در طول تاريخ از جنگهاي اقتصادي بسمت جنگهاي فرهنگي دانست در قديم اين جنگها بيشتر ناشي از عوامل اقتصادي و منابع مادي بوده و در بين آنها بصورت محلي جنگهاي نژادي، قوميتي و مذهبي نيز وجود داشته است ولي در گذر زمان و مخصوصا بعد از اسلام به جنگهاي فرهنگي مي رسيم كه به كشورگشاييهاي بزرگ انجاميده است. در دوران معاصر به جنگهاي فرهنگي -ـ اقتصادي ميرسيم كه كشورگشايي در آن بي معني ميباشد. و به گفته بزرگان مي توان كشورهاي موجود راهمانند بادكنكهايي در داخل يك اتاق بعنوان دهكده جهاني تصور كرد كه هر كدام از كشورها بدون اينكه از مرز جغرافيايي ديگري عبور كند تغيير اندازه مي دهد پيشرفت و پسرفت مي كند بدون اينكه جنگ ظاهري در كار باشد.و ديگر رشد و پيشرفت نيازي به كشورگشايي پيدا نمي كند.دراينجا مي توان به عواملي چون تكنولوژي، فرهنگ، دموكراسي و نقش سياست در روابط بين الملل بعنوان عوامل موثر دراين نوع پيشرفت اشاره كرد.
در دنياي امروز براي جلوگيري از بروز جنگها عوامل ديگري اضافه شده اند كه كه در جنگهاي قديمي دخالت نداشته است. دنيا امروز به سمتي حركت مي كند كه جنگهاي فيزيكي كاهش و از شدت و تلفات آن كاسته شده كه اين باعث خوشبختي است.اما مسايلي امروزه بايد به آن دقت شود توجه به سياست در دوبخش داخلي و خارجي مي باشد كه در بخش داخلي آن بايد به ايجاد يك پشتوانه مردمي همت گماشت كه اصلي ترين مانع در مقابل تجاوزات مي باشد و براي بدست آوردن اين پشتوانه بايد يك حكومت مردمي بر سر كار باشد.
براي درك نقش پشتوانه مردمي به وضعيت كشورهاي تحت سلطه عراق و افغانستان مي توان اشاره كرد كه فاقد حكومت مردمي بوده اند ودر بخش سياست خارجي كه نقش سياست داخلي درآن مهم مي باشد بايد به قوانين بين الملل تن داد و همچنين براي دفاع فرهنگي بايد دفاع از فرهنگ را به دست مردم سپرد نه حكومت.
اگر بخواهيم نگاهي به نحوه بروز جنگ ها در طول تاريخ داشته باشيم متوجه خواهيم شد كه اين جنگ ها، ابتدا جنگ هاي زميني و سپس جنگ هاي دريايي كه بعدا جنگ هوايي نيز به آن اضافه شد و حتي نقش اصلي از نيروي زميني به نيروي دريايي و در نهايت به نيروي هوايي منتقل مي شود. در مقابل جنگ هاي زميني موانع زيادي موجود است چون سطح زمين داراي ناهمواري ها و ناملايمات زيادي است و در نتيجه، اين جنگ تلفات شديد است. ولي در جنگ هاي دريايي و مخصوصا هوايي موانع خيلي كم است و براي كشور داراي آن تكنولوژي تلفات كاهش مي يابد. در نهايت مي توان به بمب هسته اي اشاره كرد كه سه تا نيروي قبل را شديدا تحت تاثير قرار مي دهد. زيرا استفاده از آن نيازي به سه تاي نيروي قبل ندارد و بيشتر از آن نيرو ها اثر مي گذارد.
در اينجا براي مثال مي توان به جنگهاي امريكا با كشورهاي ويتنام، افغانستان، عراق و ژاپن و جنگ عراق و كويت اشاره كرد. در جنگ ويتنام كشور امريكا در يك نبرد زميني بعلت موانع زميني شكست مي خورد ولي در جنگ افغانستان مشاهده مي شود كه نقش نيروي هوايي بعنوان عامل اصلي است و در نهايت در جنگ عراق علاوه بر حمله هوايي عوامل سياسي نقش مهمي در جنگ ايفا مي كند. در جنگ كويت و عراق با توجه به اشغال چند ساعته كويت توسط عراق عوامل سياسي بعنوان اصليترين نقش باعث برگشت اوضاع به حالت عادي در كويت گرديد و در نهايت در جنگ ژاپن و امريكا مي بينيم كه بمب اتمي چه فاجعه اي آفريد بدون اينكه عوامل نيروي زميني يا هوايي و يا دريايي در مقابل آن دفايي صورت دهد. و مسله ديگر حساسيت جهان كنوني در برابر توليد سلاحهاي هسته اي است كه اهميت آنرا نشان مي دهد.
در كشور ايران آموزشهايي كه براي سربازان نظام وظيفه انجام ميشود در حد ٢ تا ٤ ماه اول خدمت صورت گرفته و در ادامه خدمت آموزشي صورت نمي گيرد و به نوعي به گذران وقت تبديل شده است. حتي به جرات ميتوان گفت كه آموزش كادرها نيز در حد ابتدايي بوده و با توجه به اوضاع كنوني دنيا نمي توان براي دفاع از كشور روي اين آموزشها حساب كرد.
به نظر مي رسد كه يكي از عوامل اصلي مشكلات موجود در جامعه امروز ايران ناشي از سيستم نظام وظيفه موجود باشد.
از مشكلات ناشي از نوع نظام وظيفه مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:
١ـمشكلات رواني: در خدمت سربازي جوانان در يك مرحله بحراني از زندگي از محيط زندگي خارج شده و به پادگانهاي خشك و بي روح روانه ميشوند كه اثرات جبران ناپذيري براي جوانان به وجود مي آورد. جوانان برخلاف ميل باطني در اين محلها حاضر ميشوند و اين عاملي است كه باعث مشكلات فوق ميشود. با اين سيستم زندگي براي جوانان به دو بخش تقسيم كرده و روح و روان انان را منقلب ميسازد و حاصل بهداشت روان انان را در زمان قبل از خدمت را از بين ميبرد.
٢ـ عقب ماندگي جامعه: همانطور كه قبلا ذكر شد زندگي جوانان و مخصوصا تحصيل كردگان به دو بخش قبل از سربازي و بعد از آن تقسيم ميشودكه باعث جدايي آنها از محيط علم و عمل ميشود. اگر بخواهيم بين علم و صنعت ارتباطي برقرار كنيم بايد بلافاصله بعد از محيط علمي وارد محيط عملي شد كه متاسفانه با انجام خدمت سربازي يك فاصله اي ايجاد مي شود. مسله ديگري كه اينجا بايد به آن اشاره كرد اينكه جوانان با اين تصور كه بعد از تحصيل مجبور به خدمت سربازي هستند زياد مشتاق به انجام كارهاي علمي كاربردي نميشوند و به سمت پيشرفت علمي حركت نميكنند زيرا اعتقاد دارند كه ارتباطي هم ايجاد كنند توسط خدمت سربازي از بين خواهد رفت.
٣ـازدواج و اشتغال : همچنين نظام وظيفه با سيستم موجود در ايران باعث كاهش ازدواج بصورت جدي شده است زيرا بعنوان مانع زماني و اقتصادي در راه جوانان سد شده و علارغم ميل باطني جوانان باعث عدم توجه به مسله ازدواج ميشود.
حذف خدمت سربازي به شيوه سنتي نقش مثبتي در اشتغالزايي ايفا ميكند كه از دو جنبه قابل توجه است اولا اينكه رابطه علم و صنعت زياد شده و جوانان بدون اينكه دغدغه وقفه زماني داشته باشند همزمان با تحصيل به سمت صنعت پيش ميروند كه باعث اشتغالزايي براي افراد ديگر نيز ميشود. به اين ترتيب در هنگام تحصيل به فكر اشتغال و اشتغالزايي هستند. جنبه دوم اينكه با اين كار در بخش نظامي نياز به آموزش افراد بصورت حرفه اي پيدا ميشود كه اشتغالزايي ايجاد خواهد كرد.
راه حلي كه به نظر ميرسد اين است كه يك آموزش در مدت زمان كم و مفيد براي عموم بطور پيوسته به اجرا درآيد و زمان آن به خود افراد موكول بشود. و يا مي توان آنها را بصورت تعهدي در مكانهايي كه به آنان نياز است به خدمت واداشت همانند تعهدهايي كه در قوه قضاييه و وزارت آموزش و پرورش انجام ميشود.
به نظر ميرسد كه مصوبه اخير مجلس نيز در اين راستا بوده و با درك مشكل ساز بودن نظام وظيفه سنتي اين طرح در مجلس مطرح گشته است.
و كساني كه با آن مخالف بوده و مخصوصا دغدغه دفاع از كشور را دارند بايد به اين مسله توجه كنند كه زمان دفاع سنتي گذشته است و بايد به عوامل ايجاد تنش و دفاع حرفه اي در عمل توجه شود. با استفاده از پشتوانه داخلي و خارجي ميتوان تنشها را كاهش داد تا نيازي به دفاع نباشد و اگر هم دفاعي نياز باشد با اين سيستم نظام وظيفه سنتي نميتوان از كشور دفاع كرد و بايد بصورت حرفه اي استقلال كشور را حفظ كرد. براي ايجاد پشتوانه داخلي بايد دموكراسي در كشور حاكم شود و براي پشتوانه خارجي به قوانين بين الملل احترام گذاشت كه نقش پشتوانه داخلي در سياست بين الملل حائز اهميت است .
در مورد ايراد ديگري كه وارد شده است مبني بر اينكه نبابد بين تحصيل كرده و نكرده فرق گذاشت قابل ذكر است كه اگر اينطور بينشي باشد ابتدا بايد در مورد روحانيون كه از خدمت معافند مطرح شود مسله بعد اينكه ما در كشور خودمان بخاطر پيشرفت به سرمايه داري رو آورده يم و به آن اهميت ميدهيم چون سود آن را به سود كشور ميدانيم پس چطور حاضر نيستيم از تحصيل كردگان مملكت كه ميتوانند باعث پيشرفت كشور شوندو سود آن به افراد تحصيل نكرده نيز خواهد رسيد حمايت كنيم .
و مسله آخر اينكه دانشگاه سنگري بس بزرگتر است و محصلين چند برابر خدمت سربازي در اين سنگرند
در تاييد اين مسايل قابل ذكر است كه در كشور تركيه براي سربازان ديپلمو زير ديپلم دو سال و براي ليسانس يك سال و براي فوق ليسانس شش ماه خدمت قرار داده شده است. همچنين در كشور آمريكا سربازي بصورت حرفه اي است و جوانان داوطلبانه و در قبال دريافت حقوق به سربازي اعزام ميشوند.
والسلام
كاظم سعادت
دانشجوي زمين شناسي نفت دانشگاه تهران