در همين زمينه
1 اسفند» نيمی از زنان خانه دار تهرانی خشونت خانگی را تجربه کرده اند، سرمايه14 بهمن» شیوع مصرف شیشه میان زنان در مناطق پایین شهر تهران، کلمه 10 بهمن» مشاور سازمان دفاع از قربانيان خشونت: زنان كارمند كمتر كتك ميخورند، ایونا 9 بهمن» صدا و سيما نمای بزرگ چهره بازيگران زن با آرايشهای غليظ را ممنوع کرد، فردا 7 بهمن» مجلس ایران سهم ارث زنان را پس از ۷۰ سال افزایش داد، بی بی سی
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! خشونت های خانگی: زنانی که قربانی جهل همسران خود و ضعف قوانین می شوند، مجید معتمدی، سيناتهران، خبرگزاری سینا ـ ناهنجاریهایی در سطح جامعه وجود دارد که بسیاری از زنان از آن رنج می برند. این مسایل مربوط به مشکلاتی است که مردان با استفاده از قدرت فیزیکی برتر و با حمایت سنن و هنجارهای اجتماعی برای زنان ایجاد می کنند. خشونت های خانگی نیز یکی از این موارد است. محیط خانه غالبا به عنوان "پناهگاه امنیت و خوشبختی" تصور می شود اما خشونت خانگی بخشی از تجربه بسیاری از زنان است. روانشناسان میزان آزار خانگی زنان با سطح بینش و رشد یافتگی همسران آنها نسبت عکس دارد به همان میزان که سطح معرفتی مردان افزایش می یابد از تعداد و شدت خشونت بر ضد زنان کاسته می شود. هر چند که مردان تحصیلکرده هم دست به خشونت می زنند و گاهی از شیوه های پیچیده تری برای آزار زنان خود استفاده می کنند. با توجه به اظهار نظر حقوقدانان در حال حاضر هیچ حمایت قانونی از زنان آسیب دیده وجود ندارد و توسل به قانون برای زنانی که گرفتار خشونت های خانگی می شوند، دشوار است. روال قانونی خاصی برای رسیدگی به ضرب و حرج زنان پیش بینی نشده است. زنانی که مورد آزار همسران خود قرار می گیرند باید با مراجعه به پزشکی قانونی طول درمان گرفته و برحسب مورد ضرب و جرح به دادگاه شکایت کنند.در این موارد دستگاه قضایی معمولا به آرام کردن مشاجره و ترغیب زن به ادامه زندگی می پردازد و دادگاه حکم به سازش می دهد .در صورت اصرار زن به شکایت خود در نهایت حکم جریمه نقدی(دیه) همسر صادر می شود ،در این حالت زن به خانه شوهر باز می گردد و خشونت های سابق با شدت بیشتری تکرار می شود. زنانی که با آزار روحی جسمی و جنسی همسران خود دست به گریبانند غالبا به دلایل مختلف اقتصادی ، اجتماعی و از جمله به علت احساس مسئولیت نسبت به فرزندان ،امکان مانور چندانی در برابر اقدامات خشن همسرانشان را ندارند.حتی زنان شاغل که از درآمد کافی برای اداره زندگی مستقل برخوردارند به دلیل مشکلات پس از جدایی و وجود فرهنگ مردانه ای که به زن مطلقه به عنوان یک "شکار" و "لذت جنسی بالقوه" می نگرد، از طلاق احتراز می کنند. بیشتر زنان ترجیح می دهند آزارهای خانگی همسران خود را تحمل کنند و با الزامات تنها زیستن و ناامنی روانی و اجتماعی بعد از جدایی مواجه نشوند. در چنین وضعیتی حمایت های قانونی نقش زیادی در حمایت از حقوق زنان دارد. حقوق دانان معتقدند به علت ضعف قوانین ، فرهنگ و سنن مردسالارانه ایرانی و نگاه مردانه قانونگذار در تدوین قوانین،حمایت های قانونی لازم برای حمایت از زنان آسیب دیده وجود ندارد. یکی از راه کارهای این مساله ایجاد "خانه های امن" برای زنانی است که در محیط خانواده با خشونت و آزارهای جنسی و جسمی همسران خود رو به رو هستند. در کشورهای غربی زنان می توانند با مراجعه به این مراکز و سکونت در آنجا(تا مشخص شدن وضعیت زندگی) از حمایت های قانونی و امنیت فیزیکی و روانی بهره مند شوند.به تازگی در برخی از شهرهای کشور ایجاد خانه های امن مد نظر مسوولان قرار گرفته است. اما چرا خشونت های خانگی متداول است؟ در برخی موارد عشق بیش از اندازه مرد به زن (که از ضعف شخصیت و عقده های حقارت مرد ناشی می شود) و ترکیب عواطف شدید و هیجانات روحی سبب بروز خشونت های به اصطلاح "عاشقانه" می شود. برخی مردان مرز بین عشق و نفرت را در هم می آمیزند و به آزار بیمار گونه همسران خود می پردازند. از نظر فرهنگ اجتماعی میزانی از خشونت های خانگی مجاز شمرده می شود و اجتماع سطحی از همسر(زن) آزاری ها را تحمل و تایید می کند. در محل کار و محیط های عمومی هیچ کس نمی تواند به دیگری تعرض کند حتی اگر طرف مقابل رفتار اشتباه و تحریک آمیزی داشته باشد اما در درون خانه چنین نیست و مردان اجازه هر گونه برخوردی را به خود می دهند. آزار خانگی زنان اشکال مختلفی دارد .آزارهای روحی ، تخریب شخصیت اجتماعی و خانوادگی زن در جمع اطرافیان ،تحقیر ،انتساب القاب ناپسند و تهمت های ناموسی به زن از جمله موارد شایع در این زمینه است. گذشته از آن ضرب و شتم زن رواج دارد و در برخی از موارد آزار جنسی زن از سوی شوهر دیده شده است. روانشناسات معتقدند که مردان زن آزار از بیماری های مختلف روحی و روانی رنج می برد.عقده حقارت، خود کم بینی، ضعف منزلت اجتماعی و توهم قدرت در بسیاری از مردان همسر آزار وجود دارد. در حال حاضر برخی از مردان مشکلات مختلف اقتصادی و روحی و روانی خود را با آزار همسران خود تخلیه می کنند. پروفسور "حسین باهر" در تبیین تاریخچه این پدیده می گوید: خشونت علیه زنان به شکل های مختلفی روی می دهد و تاریخ بیشریت مشحون از انواع و اقسام آن است. در دوران بدویت بشر ، زن به عنوان انسانی مصرف کننده تلقی شده و در تامین نیازهای اولیه زندگی دچار مشکل بود. پس از آن در دوره جاهلیت اعراب به زن به عنوان ننگ خانواده می نگریستند. در اروپای قدیم نیز زن به عنوان جنس فروتر ماننده اموال منقول (MOBIL) داد و ستد می شد. در حال حاضر در آمریکای متجدد زن به عنوان موتور اقتصاد سرمایه داری مطرح است و برای بازاریابی انبوه کالاهای تولیدی مصرفی و تجملی از زنان استفاده می شود. وی ادامه می دهد: در کشورهای فقیر این پدیده با شدت بیشتری رواج دارد و زنان مجبورند کارهای داخل و خارج خانه را تواما انجام دهند. اما در کشورهای اسلامی به ویژه در شیخ نشین ها زن بیشتر به لحاظ جاذبه جنسی خود مطرح است .در این کشورها عرف چند زنی وجود دارد که زنان اول برای همسر گزینی های دوم ، سوم و چهارم شوهرانشان اقدام می کنند. در کشورهای آفریقایی که به نظر عقب مانده تر از سایر کشورها هستند نوع برخورد با زنان به طور نسبی از سایر نقاط جهان بهتر است. وی در خصوص پدیده همسر آزاری در ایران خاطر نشان می کند: در ایران با وجود اقشار مختلف و اقوام متفاوت تنوع رفتاری زیادی در این خصوص دیده می شود.به دلیل افزایش بی رویه جمعیت خانوار، وجود فاصله طبقاتی بین همسران ، ادامه فرهنگ مردسالاری ملی ـ مذهبی و شبیخون فرهنگی غربی و عربی این پدیده در ایران با شدت زیادی وجود دارد. این رفتار شناس اجتماعی درباره خشونت های متداول علیه زنان در ایران اظهار می دارد: در حال حاضر بیشتر مردان نگاه تحقیر آمیزی به زنان دارند به عنوان مثال در بعضی از فیلم ها و به ویژه در برنامه های صدا و سیما زنان در نقش هایی ضعیف ظاهر می شوند.در سطح اجتماعی نیز توهین و متلک پراکنی به زنان راننده به خصوص در پشت چراغ قرمز رواج دارد. ربایش زنان و دختران توسط مردان و ندادن نقش های شایسته مدیریتی به زنان از دیگر ناهنجاریهای شایع در ایران است. وی ادامه می دهد: خشونت علیه زنان شکل های متفاوتی دارد. برخوردهای آمرانه و مردسالارانه و توقعات نابخردانه از زنان در بیشتر خانواده ها رایج است. در اغلب موارد زنان با فحاشی ، توهین و آزارهای جسمی و ضرب و شتم همسران خود رو به رو هستند. در زمینه مسایل زناشویی مردان از همسران خود انتظار دارند ناملایمات رفتاری و درخواست تمکین های ناممکن جنسی را تحمل و قبول کنند. در حال حاضر زنان زیادی به دلیل هرزگی همسران خود به بیماری ایدز مبتلا می شوند.برخی آزارهای خانگی زنان اشکال متفاوتی دارد که در جایی منعکس و مطرح نمی شود. باهر در خصوص رابطه بین همسر آزاری و میزان تحصیلات و منزلت اجتماعی مردان تصریح می کند: انتظار می رود که میزان همسر آزاری رابطه ای معکوس با میزان تحصیلات مردان داشته باشد اما لزوما چنین نیست و سطح تحصیلات در ایران تاثیری در ارتقای سطح بینش و معرفت مردان ندارد و حتی گاهی اوقات اثر عکس دارد و مردان تحصیلکرده با روش های جدیدتر و پیچیده تری اقدام به همسر آزاری می کنند. وی یادآور می شود : همسر آزاری در بین طبقات پایین اجتماعی و به خصوص خانواده هایی که دچار عارضه دوگانگی فرهنگی هستند بیشتر است. گاهی اوقات دیده شده که بعضی افراد به دلایلی چون اطمینان از تمکین زن، جبران زخم های غرور و یا زمینه سازی برای ازدواج مجدد این گونه اعمال شنیع را مرتکب می شوند. این رفتار شناس درباره میزان شیوع زن آزاری در استان های مختلف کشور خاطر نشان می کند: در استان های محروم که سیستم بسته اجتماعی وجود دارد عکس المعمل های احساسی و برخوردهای خشن با زنان رواج بیشتری دارد. باهر می گوید: زنان واکنش های متفاوتی در برابر اقدامات خشن همسران خود دارند. در حال حاضر بیشتر زنان به دلیل ترس از جدایی و نگرانی از وضعیت معاش خود آزارهای وارده را تحمل می کنند تعدادی نیز با درد و دل و شکایت به پدر و مادر و دوستانشان از نظر روانی خود را تخلیه می کنند اما بعضی از زنان که مشکلات روانی دارند برای انتقام جویی از همسر خود و "انتقال درد" وارده به کودکان خود صدمه می زنند.تعدادی از زنان نیز به عنوان راه آخر به دادگاه مراجعه می کنند. وی با بیان اینکه مشاوره درمانی نقش زیادی در کاهش این پدیده دارد اعلام می کند:در حال حاضر آمار مراجعه زنان به مراکز مشاوره افزایش داشته است اما متاسفانه اکثر مراجعین خانم ها هستند و همسران آنها به دلیل اینکه نمی خواهند حرف های ناموسی و خانوادگی را در نزد مشاور مطرح کنند به این مراکز مراجعه نمی کنند. وی حمایت های قانونی از زنان آسیب دیده را ضعیف می داند و می گوید: حمایت های قانونی یا وجود ندارد و یا مغفول مانده است فقدان قوانین مناسب و ناآگاهی زنان از حقوق قانونی خود باعث تجری مردان همسر آزار شده است.در این شرایط علاوه بر تهیه و تدوین قوانین حمایتی مناسب و تفهیم آنها به مردم ، سطح فرهنگ عمومی باید ارتقا یابد همچنین به دلیل اینکه بیشتر زن آزاری ها از اقتصاد خراب خانواده نشات می گیرد ، بهبود اقتصاد خانواده ها و وضع معیشتی آنها در کاهش این پدیده موثر است. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||