دوشنبه 18 دی 1385   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گفتگوی ناهيد کشاورز با خشرو خاور درباره کمپين يک ميليون امضا، تغيير برای برابری

کمپين برای نخستين بار مسئله برابری جنسيتی در ايران را به يک مسئله ملی تبديل کرده است
گفتگو با فرهاد خسرو خاور، جامعه شناس ايرانی و استاد مدرسه عالی علوم اجتماعی پاريس


*اين بار طرح برابری جنسيتی در عرصه عمومی نه از طريق احزاب سياسی، سنديکاها و حتی روشنفکران که از طريق جنبشی صورت می گيرد که بانيان آن را زنان فعال از پايين تشکيل می دهند که چندان هم قابل رويت نيستند و به همين دليل بسيار تاثيرگذارند.

*مسئله عدالت و برابری زن و مرد، يک مسئله سياسی به معنای سنتی آن نيست. اما نگرشی که مردان و زنان نسبت به تغيير نقش تعيين شده شان در حوزه خصوصی و عمومی پيدا می کنند معنايی سياسی دارد و حتی عميقا خود سياست را درگير می کند

*اين کمپين جنبشی دمکراتيک است. جنبشی مدرن است که مانند جنبش ضد جهانی سازی و ديگر جنبش های معاصر از ابزارهای ارتباطی الکترونيکی به نحوی درخشان بهره می گيرد.

***

فرهاد خسروخاور، جامعه شناس ايرانی و استاد مدرسه عالی علوم اجتماعی پاريس از امضاء کنندگان بيانيه «کمپين يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيض آميز » است. در گفتگويی کتبی با او از دلايلش برای امضای کمپين پرسيدم و نيز برخی از انتقادهايی را که نسبت به کمپين ابرازشده مطرح کردم. ترجمه فارسی پاسخ های وی را در زير می خوانيد:

چرا شما بيانيه کمپين را امضاء کرديد؟

من بيانيه کمپين را امضاء کردم، زيرا فکر می کنم نيمی از جمعيت ايرانی بايد همان حقوق و وظايفی را داشته باشد که نيمه ديگر آن دارد؛ با توجه به اينکه نيمه ديگر يعنی زنان در حال حاضر از همان سطح تحصيلات و آگاهی برخوردارند که مردان.

به نظر شما اين کمپين چه ويژگی هايی دارد؟

اين نخستين بار است که مسئله برابری جنسيتی (در ايران) به يک مسئله ملی تبديل می شود و اين بار طرح اين مسئله در عرصه عمومی نه از طريق احزاب سياسی، سنديکاها و حتی روشنفکران که از طريق جنبشی صورت می گيرد که بانيان آن را زنان فعال از پايين تشکيل می دهند که چندان هم قابل رويت نيستند و به همين دليل بسيار تاثيرگذارند. اين فعالان شهروندانی هستند فارغ از برتری های سياسی يا اجتماعی خاص. در اين جنبش، با ظهور نسل جديدی از کنشگران فمينيست (زير ۳۰ سال) روبرو هستيم، نسلی که گرچه از شهرت فعالان نسل گذشته يعنی نسل مادران و مادر بزرگ های جنبش، فمينيست هايی همچون مهرانگيز کار و شيرين عبادی برخوردار نيستند اما از شيوه های نوين مبارزه ، يعنی شيوه های پراکنده تر و غير متمرکز مبارزه که حول شبکه ها و نشرياتی بناشده اند که در سطح ملی چندان شناخته شده نيستند، استفاده می کنند و به همين دليل بسيار تاثير گذارند. اين جنبش، همانند جنبشی که در سالهای گذشته سعی در برگزاری ۸ مارس، روز جهانی زن در ايران می کرد، از نسلی از زنان فعال خبر می دهد که می خواهند کنشی اجتماعی را در درون جامعه ای باز سازی کنند که سيستم سياسی و فرهنگی حاکم مشکلات خاصی را برای اين فعالان به وجود می آورد، مشکلاتی که نسل های گذشته فمينيست ها ، به ويژه فمينيستهای غربی با آن مواجه نبوده اند. در اين جنبش نه تنها با شيوه های نوآورانه در سازماندهی و حرکت اجتماعی روبرو هستيم بلکه در سطح فرهنگی نيز با جنبشی مواجه هستيم که در صدد تطبيق اسلام با فمينيسم است. اين کمپين جنبشی دمکراتيک است. جنبشی مدرن است که مانند جنبش ضد جهانی سازی و ديگر جنبش های معاصر از ابزارهای ارتباطی الکترونيکی به نحوی درخشان بهره می گيرد و در آخر، جنبشی است که مردان نيز، گرچه از نظر من هم چنان تعداد آن ها ناکافی است، در اين جنبش در کنار زنان فعاليت می کنند.

به نظر شما اين حرکت چه مشکلاتی دارد؟

دشواری های اين جنبش در ابتدا همان دشواری هايی هستند که تمام جنبش های اجتماعی و فرهنگی در ايران از آن رنج می برند: نداشتن سازمان، نا آشنايی شهروندان ايرانی با حرکت های جمعی از پايين، دشواری کار مشترک که گرچه نسبت به گذشته پيشرفت کرده است اما هم چنان اين پيشرفت ها بسيار ناکافی است، نبود ارتباط و تعامل کافی ميان زنان لاييک و مذهبی هم چنان که ميان مردان و زنان، از ضعف های اين جنبش است. و در آخر، نبود احزاب سياسی ای که از اين گونه مطالبات به نام عدالت اجتماعی و برابری حقوقی بين زنان و مردان حمايت کنند.

برخی از منتقدين ما، کمپين را يک حرکت ليبرالی می دانند و معتقدند بورژوازی از طريق چنين حرکت هايی سعی در انحراف جنبش زنان دارد. آنان می گويند خواست تغيير قوانين، خواستی حداقلی و ناچيز است و گامی به عقب. ستم جنسيتی در ساختارهای اجتماعی بازتوليد می شود و حتا با حذف قوانين جنسيت‎گرا در وضعيت غالب زنان تغيير محسوسی به وجود نخواهد آمد، نظر شما در اين باره چيست؟

سرزنش جنبش زنان به نام حرکت «ليبرالی» از طرف «چپ قديمی» سرزنشی کلاسيک است. اما اين انتقادها کاملا غيرقابل توجيه است. مسئله عدالت و برابری زن و مرد، يک مسئله سياسی به معنای سنتی آن نيست. اما نگرشی که مردان و زنان نسبت به تغيير نقش تعيين شده شان در حوزه خصوصی و عمومی پيدا می کنند معنايی سياسی دارد و حتی عميقا خود سياست را درگير می کند. بايد از اين گونه سرزنش ها دست برداشت و گرنه برای دستيابی به برابری بايد به انتظار آخر زمان نشست. به جای اين گونه انتقادها، چپ می بايست به اين جنبش بپيوندد و هم زمان مفهومش از سياست را مورد بازبينی قراردهد.

در قسمتی از طرح کمپين آمده است که «برابری حقوقی زن و مرد مغايرتی با اسلام ندارد». اين فراز از کمپين با واکنش بخش هايی از نيروهای«لاييک» جامعه مواجه شد. نظر شما در مورد حقوق زن در اسلام چيست؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 





اسلام فی نفسه تنها به خدا بر می گردد. هيچ کس حق انحصاری تفسير اسلام را ندارد و اين نکته ای است که بسياری از اسلام شناسان سنی و شيعه بيان می کنند. در اين صورت، يک قرائت برابری خواهانه از اسلام ممکن است و افراد مذهبی همچون آيت الله صانعی در ايران اين پروسه را آغاز کرده اند، گرچه تا ارائه تفسيری کاملا برابری خواه از اسلام راه درازی در پيش است. اگر در جمهوری اسلامی يک زن می تواند نماينده مجلس و يا وزير باشد، بی معناست که از همان حقوقی بی بهره باشد که خود در نقش قانونگذار برای مردان وضع می کند در حالی که از نظر مفهوم حقوقی با همکاران مرد نماينده و يا وزير خود برابر است.

مطالبه «تفسيری مترقی» از اسلام با اين انتقاد مواجه است که اين مطالبه باعث تاخير در رسيدن به يک دولت سکولار می شود، شما چه فکر می کنيد؟

تفسير مترقی از اسلام می تواند به رژيم های دمکراتيک منتهی شود، چنان که در بخش بزرگی از جهان مسيحی که پيوندهايش را با مسيحيت قطع نکرده، به ويژه در کشورهای پروتستان، اتفاق افتاده است. مدل گسست از مذهب (مدل انقلاب فرانسه) و برخی ديگر از کشورها، عمومی ترين مدل نيست. از طريق تفسير پيشرو از مذهب بود که بسياری از کشورهای پروتستان توانستند رژيم های سياسی دمکراتيک سکولار را بر سر کار آورند. ايران می تواند اين مدل را انتخاب کند. اين مدل غير موثر تر از مدلی که به کل از مذهب گسست پيدا کرده است، يعنی مدل انقلاب فرانسه نيست.





















Copyright: gooya.com 2016