شنبه 14 بهمن 1385   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

مشکلات کمی و کيفی آموزش و پرورش ايران در قرن ۲۱ - بخش ۹، ژاله وفا


در دو شماره قبل به بررسی وضعيت پژوهش د ر آموزش و پرورش وآموزش عالی کشور پرداخته و نيز تبعات و انعکاس کم بها دادن به امر پژوهش را در آموزش عالی کشور گوشزد اهل خرد شدم.
اما از آنجا که دانش آموزان مصاديق اصلی آموزش و موضوع سيستم آموزش و پرورش کشور می باشند و عيوب اين سيستم بطور بلافصل و مستقيم بر روی روحيه و انگيزه و اذهان آنها است که اثر ميگذارد، لذا هيچ تحقيقی در اين زمينه بدون پرسش مستقيم از دانش آموزان و جويای نظراتشان در باره نکات قوت و ضعف سيستم آموزش و پرورش شدن ، کامل و جامع نميباشد. اما اينجانب در خارج از کشور بسر می برم لذا نظر سنجی آماری از داخل ،در حيطه امکانات اينجانب نبوده ونيست .اما روا نديدم از اين مهم نيز چشم بپوشم. لذا نظرات ۳ دانش آموز داخل کشور را در يک مصاحبه کتبی جويا شدم . هر سه در سال سوم دبيرستان هستند.يکی با نام مستعار پيمان در منطقه ای ضعيف از نقطه نظر امکانت شهری در اطراف تهران ، ديگری با نام مستعار پويا در يکی از بهترين دبيرستانهای تهران ، و ديگری دختر خانمی از يکی از مناطق متوسط تهران يعنی منطقه۸ با نام مستعار پروانه . پاسخ آنان را بی کم و کاست به اطلاع خوانندگان محترم ميرسانم.از آنجا که ۲۱ سوال را هر ۳ نفر پاسخ گفته اند ، اين پرسش و پاسخ اين شماره و شماره آينده مقاله را به خود اختصاص ميدهد. ترجيحا پاسخ هر سه نفر را بعد از هر پرسش ،يک جا می آورم تا امکان مقايسه برای خوانندگان گرامی ميسر گردد.
۱- لطفا مشخصات خود را بدون ذکر نام ،ذکر بفرماييد:
پيمان: کلاس سوم دبيرستان، رشته رياضی و فيزيک – ۱۶ سال دارم.
پويا: سوم دبيرستان ، رشته رياضی - فيزيک و ۱۷ سال دارم.
پروانه :کلاس سوم دبيرستان ، رشته علوم تجربی- ۱۶ ساله هستم. با اجازه شما خانم وفا در پاسخها از شيوه گفتاری استفاده ميکنم.

۲- لطفا مشخصات مدرسه خود را از قبيل اينکه مدرسه و کلاس شما چند تا شاگرد دارد ،در کدام منطقه قرار داردو آيا مدرسه ای دولتی يا غير انتفاعی است؟ ذکر نماييد . همچنين تجهيزات مدرسه از قبيل آزمايشگاه ، کامپيوتر، زمين ورزش و ... چگونه است؟
پيمان:کلاس ماحدودا ۲۴ نفر شاگرد دارد. در شهر ورامين ۴۰ کيلومتری تهران قرار دارد و دولتی است.آزمايشگاه کامپيوتر از امکانات نسبتا خوبی نظير: ۱-حدودا ۱۵ عدد سيستم پنتيوم ۴ با ۲۵۶ مگابايت رم، ۴۰ گيگابايت هارد داخلی، کارت شبکه D-Link ، مودم (بعضی از آنها)، مانيتور SAMSUNG ۱۷ اينچ، صندلی های غير استاندارد( البته نيازی به استاندارد بودنش نيست، زيرا دانش آموز وقت زيادی را حداکثر ۴۵ دقيقه در هفته را روی آنها نمی گذراند)، ميزهای سفيد و نو که از ارتفاع خوبی برخوردارند (تقريبا استاندارد)، و با زمينی پوشيده شده از موکت بسيار کثيف و بدبو که حاوی سکستليون ها تا ميکروب و باکتری های فعال است، تمام کامپيوتر ها با يکديگر شبکه بوده و از طريق يک کامپيوتر مرکزی (Server) تقريبا کنترل می شوند، و يا بهتر است بگويم که کامپيوتر ها اصلا نيازی به کنترل و بررسی ندارند زيرا کار خاصی به جزء نقاشی کردن و پازل بازی کردن و يا يک برنامه ی Q-Basic چيز ديگری وجود ندارد، مسئولين مدرسه حتی اجازه ی ورود به Run را برای ديدن و يا مناظره و يا حتی خرابکاری را نمی دهند، زيرا از خودشيرينی تعداد معدودی از دانش آموزان می ترسند!امکانات ورزشی در مدرسه نسبت به کارهايی که انجام می شود کافی است و ظاهرا دانش آموزان راضی هستند، زيرا به جزء ورزشهای واليبال، فوتبال، پينگ پنگ، شطرنج چيزاهای ديگری را نديده اند. البته اگر نظر شخصی خودم را در اين مورد بيان کنم، بايد بگويم که نياز اکنون کشور ما به ورزشکار نيست! بلکه به توليد کننده های علم است! و اين ها يعنی، اين ها هم از سر دانش آموزان زياد است.
پويا: مدرسه ما جزو بهترينهای تهران است و بين ۲۵۰ تا ۳۰۰ شاگرد دارد. واقع در منطقه ۳ تهران و غير انتفاعی ميباشد . آزمايشگاه بسيار نا مطلوبی دارد.بطوری که بيشترين بازده آن برای آزمايشات کتابهای درسی و کمک درسی به سختی به ۳۰ درصد ميرسد.از لحاظ امکانات کامپيوتری شرايط مناسبی دارد.چندين کامپيوتر برای استفاده و آموزش در مدرسه موجود است.مدرسه ای است با فضای بسيار کم. توان آموزشی بسيار بالا و صاحب دبيران نيرومند وتوانا.صاحب دانش آموزان توانا و هسته تمرکز کنکورو آمادگی دانش آموزان برا ی کنکور البته نوپا.
پروانه : کلاس ما حدودا ۲۶ نفر شاگرد دارد و دولتی دخترانه است و درمنطقه ۸ تهران واقع است. امکانات ورزشی کم ونا مناسب است. جززمين واليبال که اغلب هم در آن بازی نميشه و چند تايی شطرنج چيز ديگری موجود نيست. آزمايشگاه شيمی تقريبا دکور است. مدتی در دست تعمير و تکميل بود. جز ۱ بار وارد آن نشديم. ما شاگردان نيستيم که آزمايش ميکنيم . خانم معلم شيمی بطور نمايشی چند تا اسيد و باز را قاطی ميکنه و يا از پشت شيشه های قهوه ای عناصر معدنی را ميبينيم. تحت عنوان اينکه اين مواد خطر ناکند اجازه دست زدن هم نداريم.آنهم شاگرد سال سوم دبيرستان! جالبه که عنوان کتابمان هم هست " شيمی و آزمايشگاه" البته دختر خاله من در دبيرستانی ديگر درس ميخونه که غيرانتفاعی است.اونها که بايد بروند برای آزمايشگاه به مدرسه ديگر که عملا شدنی نيست. مدرسه جديدا از لحاظ کامپيوتر مجهز شده ولی چه فايده وقتی ما شاگردان اجازه کار با آن را نداريم و و معلمان بيشتر از اينکه کارکرد با کامپيوتر را عملا نشان دهد، تئوری ميگه و ميترسد کامپيوتر ها را بچه ها خراب کنند و او مسئول باشه.
۳- در سالهای قبل آيا شهريه پرداخته ايد يا خير؟و اگر آری چه مبلغی؟

پيمان :خير- ولی گه گداری مقداری پول برای تامين بعضی از مخارج مدرسه مانند لوله کشی آب (در بهار و تابستان)، خريد سوخت گازوئيل برای براه انداختن سيستم گرمايشی مدرسه و يا هزينه ی کپی و يا تهيه برگه های امتحانی!
پويا:بله . سال اول دبيرستان تقريبا بيشتر از ۱ ميليون تو مان. سال دوم تقريبا بيشتر از ۲ ميليو ن تومان. سال سوم نيز تقريبا ۳ ميليون تومان . جمعا در اين ۳ سال ۶ ميليون تومان شهريه داده ام.
پروانه:پولی بنام شهريه نميگيرند چون مدرسه دولتی است ولی تحت عنوان "کمکهای مردمی" برای برخی هزينه های مدرسه و تعميرات مدرسه مثل تعمير آزمايشگاه شيمی پول ميگيرند و اگر کسی نده زياد جالب نيست و بهش ميفهمونند! دختر خاله ام به يک دبيرستان غير انتفاعی ميره و سالی ۱ ميليون شهريه ميده ولی خوب براشون کلاس فوق برنامه ميگذارند.ولی مدرسه اشان در واقع يک خونه تنگ مسکونی است با حياط ۱۰۰ متری.که در آن ورزش هم بايد بکنند.او ميگه معلم رياضيمون سر کلاس خوب درس نميده يعنی به سوالها جواب نميده و ميگه کسی سوال داره بياد کلاس خصوصی من !
۴-رفتار معلمها با شاگردان چگونه است؟ خوش برخورد، مهربان، با حوصله، مودب و... و يا...؟!
پيمان :معلمان معمولا با حوصله هستند، ولی اصولا بی حال و ظاهری خسته دارند که بخواهند خوش برخورد باشند، ولی اگر دور از اغراق کردن باشد بايد بيان کرد که هميشه سر هر زنگ دانش آموزان با معلم مزاح می کنند، ولی معلم نمی گذارد که از حد بگذرد. ناظمين مدرسه اصولا بايد از صبر و تحمل بسيار بالايی برخوردار باشند ولی چون بعد از ظهر ها خيلی خسته کننده و کسل کننده است، رفتار خوبی را با دانش آموز ندارند ، شخصيت دانش آموز ناديده گرفته می شود و با او شوخی هايی را که اصلا در شان يک دانش آموز است انجام می دهند. آنها با در دست گرفتن ۵۰ سانتی متر شلنگ فشرده دانش آموزان را می ترسانند و دانش آموزان را مانند يک گله حيوان به اين سو و آن سو هدايت می کنند، از استفاده کردن جملات زيبا با حالت مودبانه معذورند و از شوخی های بسيار بی معنی و بد و با ناسزاگويی به دانش آموزان (تنها نقطه ضعف دانش آموزان ايرانی) آنها را ساکت و يا به عبارتی ديگردر کنترل آنها استفاده می کنند، که البته خود دانش آموزان هم در اين مورد ۴۰ درصد دخيل هستند، زيرا با نشان دادن فرهنگ و ذهنيت خود باعث مواجه شدن با چنين برخوردی از سوی ناظمان و يا معلمان می شوند!
پويا:عموما خوش برخورد و با حوصله اما استثنا نيز وجود دارد.
پروانه: خانم معلمها اغلب خسته اند. چون اغلب به قول خودشان ، فرزندانشان و همسرشان را نيز بايد اداره کنند و تمام کارهای خانه نيز بر دوششان است. يکی از آنها سر کلاس عملا هميشه خواب است ،چون بايد صبح ساعت ۵ بيدار شود برای فرزندانش و همسرش غذا را تهيه کند . و چون همسرش بيکار شده است حتی من ميدانم که برای مشتری های خصوصی خياطی هم ميکند با اين حقوق بخور و نمير فرهنگيان البته چاره ديگری هم ندارد.وضعيتشون قابل درک است .دور و برمان زياده نمونه هايش. معلم ديگری ميگويد با اينهمه سابقه کار۲۱۰ هزار تومان حقوق يک ليسانسه بسيار کمه .او با همسرش از يک دانشگاه فراغ التحصيل شدند شوهرش در يک شرکت خصوصی کار ميکنه ۲ و نيم برابر او حقوق ميگيره.پس دو شانس داره يکی اينکه مرد است ديگری اينکه فرهنگی نيست! ايشان هميشه از وضع زندگيش نالان است. و به ما که شاگردشيم توصيه ميکنه مبادا معلم بشويم. البته اين اطلاعات را سر کلاس نميگه بلکه چون من خانوادگی ميشناسمش وضعش را ميدانم ! ولی کسی نيست بگويد ما دانش آموزان چه گناهی کرده ايم ؟ اين خستگی اغلب آنها را عصبی ميکند و شخصيت شاگرد را تا خطايی ازش سرمی زند ، معلم کم حوصله با مسخره و طعنه خورد ميکند. آنهم روبروی بقيه. تنها معلم زيست شناسی ما است که روش جالبی بکار گرفته. سر کلاس که حاضر ميشه اول روی تخته سياه يک کاسه ميکشه. به ترتيبی که بچه ها شلوغ ميکنند چند قطره آب تو کاسه ميکشه. ما ميفهميم کاسه صبرش کی نزديکه لبريز بشه! و حد خودمان را ميفهميم . اينجوری نه کلاسش شلوغ و بی نظم ميشه و نه اينکه حرفهای ناجور به ما ميزنه.روش ساده ای است .کاش بقيه معلمها هم ابتکار بخرج ميدادند و بدون خورد کردن شخصيت ما که به هر حال دختريم قضيه را فيصله ميدادند. خوب شيطنت و شلوغ کاری در ذات جوان ۱۵- ۱۶ ساله است. اينجور نيست خانم وفا؟ نميشه که مثل مرده سر کلاس نشست؟ ناظم مدرسه ولی برای همه شاگردها حکم شمر را دارد. از بس که بد رفتاره و اهل توهين. کنجکاوی تو همه مسائل خصوصی دخترها.و جاسوس پرورش ميده در مدرسه. ولی خودشم نميداند که جاسوسهای دست پروده اش اونو وسط گذاشته اند!
۵-ميزان تحصيلات معلمان خود را ميشناسيد؟ اگر آری در چه سطحی هستند؟ ديپلم؟ ليسانس؟ فوق ليسانس؟ آيا فارغ التحصيل دانشکده تربيت معلم اند؟
پيمان :بله، تقريبا – بعضی از آنها ليسانس و بعضی از آنها هم فوق ديپلم هستند، نمی دانم که آيا فارغ التحصيل دانشکده تربيت معلم هستند يا خير- ولی در عين حال امسال بعضی از معلم های دروس تخصصی از بار علمی خوبی برخوردارند، در ابتدا بايد معلم درس حسابمان که بسيار صبور و خوش اخلاق و مودب است و تمامی دانش آموزان او را با استاد بزرگ خطاب می کنند بدون هيچ گونه حالت تمسخرآميزانه ای، و بدترين کلمه ای که تا کنون استفاده کرده مردک (مرد کوچک) بوده، در ضمن از حقوق بسيار بالايی هم برخوردار نيست! معلم درس شيمی که دست کمی از معلم درس حسابمان ندارد، بسيار جدی و مودب بوده و وظيفه خود را تا حد کتاب درسی به خوبی انجام می دهد، او فکر می کنم جانباز بوده و در زمان جنگ به مناطق محروم بوشهر برای تدريس اعزام شده بود، و معلم فيزيک که همين طور.
پويا:عموما ليسانس و فوق ليسانس و بسيار کمتر دکتری. عموما فارغ التحصيل دانشگاه تربيت معلم نيستند.
پروانه: فوق ديپلم ولی با سابقه و۵ تايی هم ليسانس و ۱ فوق ليسانس. گمان کنم آخری از دانشگاه تربيت معلم فارغ التحصيل باشه و تفاوت را ميشه در رفتارها فهميد که اين آخری "روانشناسی نوجوانان" دانشگاه تربيت معلم جزو درسهايش بوده. جالبه که معلم عربی ما رشته دانشگاهيش جغرافيا بوده است.
۶-توانايی معلمها در انتقال درس چگونه است؟
پيمان :توانايی اکثر معلمان برای انتقال درس در حد کتاب به طور ميانگين در حد متوسط بوده و می توان سطح تقريب قدرت بيان آنها را زير ۴۵ درصد در نظر گرفت!
پويا:توانايی معلمها در انتقال درس عموما بسيار با لا است. اما گاهی معلمها در رساندن مفهوم دچار مشکل ميشوند. اما کلا در اين امر بسيار توانا هستند .
پروانه: با همه احترامی که برای معلمانم و درگيرهايشان در زندگی قائلم ولی بايد گفت نحوه تدريس دارای کيفيت بد تا حد متوسط است.حس من اين است که برای رفع وظيفه تدريس ميکنند.به جز يکی دو استثنا که با وجدان درس ميدهند و ميخواهند شاگرد محتوای درس را جدا بفهمد و به خود زحمت ميدهند در انتقال مفاهيم.ولی بی تفاوتی اغلب معلمان باعث اشاعه اين روحيه بی تفاوتی ميشود.البته اغلب معلمان دوست دارند ميزان قبولی مدرسه و شاگردان آنها در کنکور زياد باشه.ولی اين هم شد هدف؟ من در درس ادبيات ميخواهم بتونم مهارت نوشتن را ياد بگيرم تا افکارمو به نسل خودم انتقال دهم ومعلم ما نميتواند آنقدر حوصله به خرج بدهد که توانايی ما چند نفر را در طول يک سال تشخيص بدهد و مناسب با نياز ما با ما بر روی ادبيات کار کند.حتی در تکاليف شب نگاهی به توانايی و ضعفهای ما بکند نه اينکه همه يکسان مشق بگيرند.من ميتونم برای نمونه با ۲-۳ سبک يک داستان را بنگارم و يا گزارشی تهيه کنم و معلم نظر بدهد و اشتباهات من را رفع نمايدو دوست کنار دستيم که بيشتر بايد روی دستور زبان فارسی کار کند انواع زمان مضارع را در يک متن تشخيص دهد.ولی نه ! همه بايد چه بدانند و چه ندانند عينا روی متن کتاب پيش بروند و اين وحی منزل است!
۷- درسها را اغلب بايد از حفظ کرد و يا اجازه ابتکار هم به شاگردان داده ميشود؟ اگر آری چه نوع ابتکاری؟
پيمان:درس ها را هميشه بايد حفظ ميکرديم و هم اکنون هم بايد حفظ کنيم، در دوره دبيرستا ن دانش آموزان روحيه ابتکاری و حس خلاقيت خود را فراموش و رفته رفته از دست می دهند به طوريکه قادر به تشخيص مرز بين خلاقيت و مطلب حفظ شده نيستند، و نمی توانند در مورد آن نظر کاملا درستی ارائه کنند! دانش آموزان هميشه اجازه ابتکار را داشتند! ولی چون ابتکار داشتن رابطه مستقيمی با هدف دانش آموزان دبيرستانی (برنده شدن در مسابقه کنکور) ندارد از آن صرف نظر می کنند و فقط به روابط و قوانين داخل کتاب درسی بسنده می کنند!
پويا: در واقع بيشتر بايد درسها را حفظ کرد. در مورد کل درسها تمرکز بسيار زياد بر روی تئوريهای حجيم است و اين از نظر من اشکال دارد.
پروانه: تکيه بر حفظيات محض است. بطوريکه شاگرد با مفهوم ابتکار رفته رفته و بتدريج نامانوس ميشه و در سنين من ديگه فراموش ميکنه ابتکار چی است؟ تا اينکه با سوال شما مواجه ميشه !و غريب آشنا يادش مياد ! و حس ميکنی ابتکار نيرويی است که در درونت عاطل و باطل مانده و در نهان آزارت ميده که نميتونه خودنمايی کنه و رشد خودش را بکند.در فيزيک خوانده ايم" انرژی جنبشی توپ در حين بالا رفتن کاسته ميشود." وقتی از معلم سوال ميکنم ولی چرا در انسان و جامعه اين قانون صدق نميکنه؟ و انسان در جامعه هر چه بيشتر رشد ميکنه ، انرژی جنبشيش افزايش ميابد. تا تبديل بشه به انقلاب جمعی و بعد تا عده ای نپرند رو کولش هلش بدهند پايين انرژيش کاسته نميشه؟وآدم ميبينه معلمم ته نگاهش راضيه از سوال ولی ميگه با اين سوالات هم منواز نان و آب مياندازی هم اجازه ميدی انرژی جنبشی تو را هم بکاهند. آيا ديگه رغبتی و فضايی برای طرح سوالات برای آدم باقی ميماند ؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 





۸- اجازه سوال در مورد مواد درسی و يا سوالهای بالاتر از سطح درس به شاگردان داده ميشود؟
پيمان :بله- اجازه سوال در مورد مواد درسی به شاگردان داده می شود و دانش آموزان می توانند سوالاتی را از قبيل چگونه حفظ کردن، چگونگی بارم بندی دروس، و يا آيا اين سوال در امتحان می آيد يا نه بکنند، البته بايد اين را هم متذکر شد که اين بدان معنا نيست که دانش آموزان نمی توانند در مورد عمق مطالب درسی سوالاتی را بپرسند، بلکه اين بدان معناست که اصلا دانش آموزان هيچ گونه علاقه خاصی را به عمق و خود درس نمی دهند، و فقط به دنبال کسب يک نمره خوب در سطح بالا از آن درس هستند، هيچ فرقی نمی کند که چه درسی باشد، و يا از چه روشی آن را کسب کرد فقط مهم اين است که معدل کتبی و کل بالا و قابل تشويق باشد. با اين مصائب فکر نمی کنم که جايی برای سوال های بالاتر از سطح درس بماند! زيرا دانش آموز هيچ گونه نيازی را در خود راجع اين مطالب حس نمی کند.
پويا :بله اجازه سوال پرسيدن به دانش آموزان داده ميشود. ابتکار را کمتر ميتوان انجام داد.اکثرا در دروس رياضيات و فيزيک ميتوان از ابتکار استفاده کرد. آنهم در حل مساله. اما در جريان درسهای مختلف ابتکاری از طرف دانش آموزان وجود ندارد. سوالات بالا تر از سطح کلاس بسيار خوب پاسخ داده ميشوند.اما دانش آموزان معمولا می خواهند بطور آماده سوال ذهنشان را بدون تلاش شخصی، از طريق معلم دريابند.
پروانه: سوال اگر ساده باشه بله. اما اگر معلم بداند که شاگرد ميداند که معلم نميداند،شاگرد بايد بداند که بهتر است که نداند! تا نه عرض خود برده باشد و نه زحمتی برای معلم داشته باشد.
۹-به متن کدام يک از کتابهای درسی ايراد وارد است به نظر شما؟ و چرا؟
پيمان:به متن هيچ گونه از کتابهای درسی ايرادی وارد نيست و همه در کيفيت و مطالب سطح خوبی تهيه و توزيع شده اند.
پويا: کتابهای دستور زبان فارسی اشکال آموزشی و غلط دارند. جدول مندليف در شيمی کتاب ما غير از استاندارد جهانی است.
پروانه :به کدام يک ايراد وارد نيست؟ همه به کنار کتاب تاريخ ما در قصه جنگ پادشاهان خلاصه شده است.من بر روی ديوار اتاقم کلمات قصار امام علی (ع )را زده ام. فرموده است تاريخ را برای بهتر شناختن مردم گذشته و زمانه خودتان عميق مطالعه کنيد. آيا اگر بخواهيم اين گفته را عملی کنيم ،شناخت از مردم را تنها با حفظ کردن فتوحات نادر شاه و ناپلئون بدست می آوريم؟

ارزيابی اين نظرات را به بعد از پايان يافتن پاسخها واگذار مينمايم.





















Copyright: gooya.com 2016