در همين زمينه
30 اردیبهشت» پناهيان:"عشق"، یک اشتباه بین المللی و نقشه صهیونیست هاست، عصرایران26 بهمن» بی خيال سياست، عشق را عشق است! همنشين بهار
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! جشن سن ولانتن يا جشن عشاق، راديو بين المللی فرانسهجشن سن ولانتن يا جشن عشاق، مانند بسياری از سنت ها، ترکيبی است از آئين ها و مراسم مذهبی و غير مذهبی متعلق به دوره های مختلف تاريخ. در روم باستان، در همين ايام سال، يعنی نزديک به يک ماه پيش از بهار، جشنی بود برای بزرگداشت بارآوری و نيايش به درگاه خداوند رمه ها و چراگاه ها. در قرن سوم ميلادی، روز چهاردهم فوريه را به نام يکی از شهدای مسيحيت که کشيشی بود که عشاق را ، پنهانی، بنا بر ائين مسيح به ازدواج يکديگر در می آورد، روز سن ولانتن ناميدند. حدود ده قرن بعد يکی از پاپ های کاتوليک اين روز را رسماً روز عشاق ناميد. از نظر مردم شناختی، روز عشاق روزی است که طی آن می توان بند ها و اجبار های اعتقادی و اجتماعی را ناديده گرفت و به راه دل رفت. در دورانی که ازدواج ها عموماً بر پایۀ ملاحظات و مصلحت های قبيله ای، مالی و خانوادگی سر و سامان می گرفت و در واقع معامله می شد. روز عاشقان فرصتی بود که ابراز عشق در خارج از اين محدوده مجاز شمرده می شد.و دلدادگان می توانستند با آسايش خيال در شادخواری ها و جشن ها به هم نزديک شوند، هديه ای رد و بدل کنند و قرار و مدار هايی بگذارند. امروز که در کشور های غربی آزادی پيوند های عاطفی و آزادی جنسی نسبتاً گسترده است، جشن سن ولانتن، يک فرصت اجتماعی و عمومی برای بيان عشق است و البته جنبۀ تجارتی آن بسيار قوی است.در اين روز نان گل فروش ها ، جواهر فروش ها ،شرکت های تلفن و رستوران ها در روغن است. پيام های عاشقانه به شکل های مختلف در رفت و آمدند. شهرداری ها زيبا ترين پيام های عاشقانه را به روی اکران های بزرگ نورانی در ميدان ها به نمايش می گذارند. هستند کسانی هم که تنها هستند و يا اعتقادی به چنين مراسمی ندارند و يا با معشوقشان دعوا کرده اند و قهرند. گل فروشی می گفت که يک بار مردی در اين روز دسته گل سرخی از او خريده است ولی گفته است سر گل ها را ببرد و فقط ساقه ها را برای معشوقش بفرستد. سن ولانتن در کشور های غير غربی هم رخنه کرده است. در ژاپن، زنان، به ويژه در ادارات، به مردان شوکولات هديه می دهند. اخيراً در کشور های مسلمان مانند پاکستان و عربستان سعودی اين مراسم رايج شده است و واکنش خشمگينانۀ برخی محافل را بر انگيخته است. اسطورۀ عشق "عشق چگونه زاده شد؟ در زادروز الهۀ زيبائی (آفروديت يا ونوس Aphrodite/Venus) خدايان جشن گرفته بودند. در طول جشن خدای چاره فرزند خدای حکمت در باغ زئوس به خواب می رود. خدای فقر او را می بيند و بر آن می شود که به بالين وی رود و درزادروز خدای زيبائی از او دارای فرزندی شود. بدينسان است که اروس (Eros) ، الهۀ عشق که نه خدا و نه انسان و يا هم خدا و هم انسان است پا به هستی می گذارد. اروس هم چون مادرش همواره زير آسمان کبود، خانه به دوش و پا برهنه است. اما هم چون پدرش هميشه به دنبال زيبائی ها و شيدای نوآوری و جستجوگر هوشمند راه حل ها است. طبيعت اروس نه ميرنده است و نه جاودانه. در يک روز می تواند هم شکوفا و هم پژمرده شود. آنگاه که چاره می يابد دوباره زنده می شود. اروس همواره از جهل به سوی دانائی روان است. همواره در اشتياق سيری ناپذير زيبائی و دانش است." اين است اسطورۀ عشق در فلسفۀ يونان به قلم افلاطون. (کتاب جشن خدايان) عشق در فلسفۀ يونانی نيروئی می آفريند که مارا از آنجا که هستيم به سطوح بالا تری بر می کشاند. عشق در ادبيات فارسی هزاران برگ از ادبيات فارسی با جوهرعشق نوشته شده است. يک نمونه آن را درداستان رودابه و زال در شاهنامه می خوانيم. در اين چند بيت دقت و ظرافت توصيف حالت های عاشقانه را می بينيم : زال و رودابه بر آورد مرزال را دل بجوش چنان شد کزورفت آرام و هوش ... زديدنش رودابه می نارميد بدزديده در وی همی بنگريد... همی بود بوس و کنار و نبيد مگر شيرکوگور را نشکريد... همی هرزمان مهرشان بيش بود خرد دور بد آرزو پيش بود... پس آن ماه را زال بدرود کرد تن خويش تار و برش پود کرد. عشق امروزی در بسا موارد عشق معشوق را از لباس واقعيت های روزمره بيرون می آورد و به آن پيراهن روياهای عاشق را می پوشاند. چنين عشقی می تواند عشاق را به ورطۀ ناکامی بکشاند، چه بسا عشق به معنای مدرن و امروزين آن عشقی است که می تواند زندگی را از دريچۀ رابطۀ من و تو بنگرد و به جای روياهای دست نيافتنی به زندگی واقعی جذابيت و معنا ببخشد. عشق آن گوهری است که مرا از بودنم آگاه می کند، رابطۀ متقابل من و تو. اين معنا را شايد بتوان در اين قطعه از شعر فروغ فرخ زاد باز يافت: "به چمن زار بيا به چمن زار بزرگ و صدايم کن، از پشت نفس های گل ابريشم همچنان آهو که جفتش را. " فريبا پژوه سرخ ...سرخ ...سرخ...انگار رنگ پاشيده اند به همۀ مغازه ها و مراکز خريد شهر... بسياری از پاساژها و مراکز خريد شهر تهران مملو از جمعيت شده اما اينبار نه برای خريد شب عيد نوروز! هيچ کس به طور رسمی از روز "ولنتاين " سخن نمی گويد اما در طلا فروشی ها و حتی داروخانه ها هم نمادی از روز عشاق به چشم می خورد. هر چند شايد هنوز پای خرس های وارداتی چينی با آن قلب های سرخشان به شهرستانهای کوچک ايران نرسيده باشد، اما اين روزها نه تنها در کلان شهر تهران بلکه در شهرهای کوچک ايران، مانند خلخال در استان اردبيل، جوانان از روز ولنتاين می گويند و خود را برای اين روز آماده می کنند. در تهران و در محلۀ امام زاده حسن، در جنوب شهر، نيز غوغايی به پاست .اسکناس های سبز و آبی می روند وبه جای آن، خرس کوچک يا بزرگ قرمز يا جعبه شکلات با يک قلب قرمز در ميان آن، می نشيند در دستان دختران و پسران جوان و لبخندی از رضايت که ميهمان صورت هايشان می شود. با اينکه نام جشن های متفاوتی چون جشن "شکر گزاری" و يا "هالوين" دنيای غرب به فارسی ترجمه شده است اما شايد به يقين بتوان گفت که جشن ولنتاين طی چند سال اخير بيش از ساير جشن ها جای خود را در ميان ايرانيان جوان باز کرده است. هرچند برخورد حکومت مذهبی ايران با ولنتاين بيشتر به ناديده انگاشتن آن محدود شده است و مسوولان فرهنگی کشور نيک می دانند که شمار بسياری از جوانان امروز در کافی شاپ ها و رستورانهای شهرهای بزرگ جمع می شوند تا ولنتاين را به يکديگر تبريک بگويند، اما به نظر می رسد قرار نيست آنچه در عربستان رخ داد در ايران تکرار شود و برخوردی با مغازه داران و صاحبان کافه ها صورت پذيرد. چنانچه در غروب و شب روز گذشته-چهارشنبه- مرکز خريد بزرگ خيابان گيشا-نصر- در تهران پر بود از جوانان و گاهی ميانسالانی که پس از خريد شکلات و عروسک و گلهای سرخ مخملی، در صفی طولانی برای کادو کردن خريد هايشان به انتظار ايستاده بودند و ماموران پليس ارشاد نيز تنها نظاره گر اين جنب و جوش خود جوش بودند. با اين همه به نظر می رسد در پس اين سکوت و ناديده انگاشتن روز ولنتاين توسط مسوولان فرهنگی حکومت ايران ، نوعی نارضايتی پنهان وجود دارد .چنانچه جواد آرين منش عضو اصولگرای مجلس شورای اسلامی از اين آداب و رسوم به عنوان يک "وصله نچسب" ياد کرده است. وی تاکيد می کند که "اين رفتارها اگر رفتارهايی مبتنی بر روابط ناسالم و نا مشروع دختر و پسر باشد از نظر اسلامی مذموم است اما می تواند اشکال سالمی نيز داشته باشد." عضو کميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بيان اينکه هديه گرفتن و هديه دادن با يک روابط مشروع راه حل خوبی است، پيشنهاد می کند " دختر و پسری که وارد دانشگاه می شوند با يک عقد موقت به صورت شرعی می توانند با هم رابطه برقرار کنند و اين رابطه چهار سال تداوم داشته باشد. پس از اتمام اين دورۀ چهار ساله اگر توانستند با هم ازدواج کنند و اگر نه،اتفاق خاصی نيفتاده است." به هر روی اين نمايندۀ محافظه کار مجلس به طور کلی ولنتاين را ضد ارزش معرفی می کند. سالومه، عکاس خبری است که در راهپيمايی سالروز پيروزی انقلاب حضور داشته است. وی می گويد" در طول مسير راهپيمايی، حد فاصل خيابان های آزادی،زنجان و آذربايجان، بسياری از دست فروشان باد کنک ها و قلب های سرخ رنگی را در ميان تظاهر کنندگان می فروختند و به نظر می رسيد که از فروش خود نيز راضی بودند." با اين همه طی چند سال گذشته زمزمه هايی شنيده شد که ولنتاين با سنتهای اسلامی آميخته شود. محمد رضا زايری يکی از روحانيون فعال در امور فرهنگی که در صف محافظه کاران رده بندی شده از کسانی بود که پيشنهاد داد سالروز ازدواج حضرت علی، امام اول شيعيان و حضرت فاطمه همسرش را به عنوان روز عشق ورزی نام گذاری کنند که به نظر می رسد از اين پيشنهاد به گرمی استقبال نشد. حسين، دانشجوی دانشگاه آزاد، واحد رودهن، در اين باره می گويد "امسال در دانشگاه ما جشن بزرگی به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه برگزار شد و در تبليغات وسيعی سعی می شد که از اين روز به عنوان روز عشق ياد شود." گذشته از ازدحام در مراکز خريد به مناسبت روز "عشق"، بار ترافيکی زيادی نيز در اس.ام.اس(پيامک) های تلفن های همراه وجود دارد و بسياری با فرستادن پيامهای کوتاه به تبريک اين روز به يکديگر می پردازند و البته برخی نيز از فضای مجازی ديگری چون وبلاگ ها برای يادآوری روز ولنتاين استفاده می کنند. در ميان اين هياهو تنها با نگاهی به قيمتهای سرسام آور سبد های گل چند طبقه و تزيين شده با عروسک و شکلات و نوارهای سرخ و قلب های کوچک و بزرگ در گل فروشی حاشیۀ ميدان محسنی-مادر- می توان دريافت تب ولنتاين که به سرعت از تهران به شهرهای ديگر ايران نيز سرايت کرده است شايد بيش از اينکه بهانه ای برای بيان احساسات و عشق باشد، به مد روز بدل شده است. اما با اين همه و با مخالفت های آشکار و نهان با برگزاری روز عشق انتظار می رود که بتوان جوانان ايرانی بسياری را ديد که امروز –پنجشنبه – روز ولنتاين خوب و آرامی خواهند داشت و برخورد مشهودی نيز با آنان به مناسبت اين روز صورت نخواهد گرفت. گفته های خودمانی در بارۀ عشق : در مراجعه به افراد مختلف، از آنها خواستيم بگويند عشق را چطور معنا می کنند و ديديم که معنا کردن عشق بدون کمک گرفتن از کلمات قصار بزرگان کار آسانی نيست. برخی از اين کار طفره رفتند، برخی خجالت کشيدند، کسانی گفتند اين سئوال را بايد از دانشمندان پرسيد. بعضی ها هم با کم و بيش سادگی يا طنز پاسخی دادند. جاويد، ۲۰ ساله، کابل : - عشق دوستی است ومحبت و وفا. کسی که عشق می ورزد بايد دنبال تقاضای دل خودش برود. به حرف خانواده گوش نکند. در جامعۀ افغانستان عشق خيلی دور است. در افغانستان، حرف اول را خانواده می زند. آسيه، تهران : - عشق، ضربان قلب است. کنار گذاشتن رابطۀ عقلانی و منطقی و دل به دريا زدن است. سام ۹ ساله، حومۀ پاريس : - عشق يعنی بوسه روی لب. ملکه، تهران: - عشق، رنج شيرين، صبح بی فردا، عمر گل، عشق : فاصلۀ يک نگاه و خاکستر. کاوه، ۲۵ ساله کابل: - عشق واقعی، همان عشقی است که آدم به خدا دارد والا عشق های ديگر را نمی شود راحت معنا کرد. آزاده ۲۹ ساله، تهران: - گذشتن از تمام حواس ۵ گانه را عشق مينامند، پرواز و در اوج بودن کيميا، ۹ ساله، حومۀ پاريس: - سن ولانتن، هم برای عاشق هاسات و هم جشن دوستی است. دوستی يعنی آدم می تواند اسرارش را به دوستش بگويد و رويش حساب کند سياوش، ۳۳ ساله تهران: - عشق، يگانه وسوسه رنج آوری است که " Homo Sapiens " را به درک لحظه لذت هيولاوار "Homo habilis" قادر ميسازد. حميد رضا ۳۳ ساله، تهران: - عشق، يعنی گذشتن، برای او و به خاطر او زندگی کردن. ای کاش آدم ها معنای عشق را می فهميدند و بعد خودشان را عاشق می ناميدند. - عشق خيلی والاست، سوختن و رفتن. عاشق يعنی "حلاج" وقتی می گويد : " ان الحق". پروانه، ۲۷ ساله، تهران : - چيز مزخرفی است. همه ادايش را در می آورند. نيوشا، تهران : - عشق در کلام نمی گنجد. نيلوفر، تهران : - عشق، خود خواهی است. نيلوفر ۳۹ ساله، ساری: - عشق تند مثل تب داغ زود سرد می شود. عشق های امروزی توخالی است. کسری ۶۰ ساله : - عشق، تنها چيزی است که در دنيا ارزش دارد. بايد عاشق شد و عاشق ماند. عشق نفس زندگی است. حسين، ۲۸ ساله: - يک احساس غريزی است که بسته به رشد عقلی، احساسی و تجربی فرد، دستخوش تغيير و يا حتی دستخوش تنفر می شود. سحر۳۳ ساله، تهران: - ترديد و نا امنی. فيروز ۵۰ ساله، ساری: - عشق، مرحلۀ رها شدن و پيوستن به خود است. عشق : مرحله، دلهره، ترس و تفکر، مجموع همۀ تضادها، دادن ها و گرفتن ها است. ليلا، ۲۵ ساله ، تهران : - عشق عبارت است از خنده، هيجان، خوشحالی، نگرانی، ناراحتی، گريه، پشيمانی، غصه، درد، تنهايی، انزوا....و يک عمرافسوس. آوا، ۶ ساله، حومۀ پاريس: - عاشق ها با هم به پارک می روند و می توانند به سينما هم بروند و ذرت بوداده بخورند. کاوه ،۷۵ ساله، پاريس عشق حالتی است روحانی که در آن عاشق از نثار همه چيز خود به معشوق لذت می برد. حتی اگر از جانب معشوق پاسخی نيابد.او با اين نثار احساس وجد می کند. محسن، ۵۲ ساله ، تولوز، فرانسه عشق حالتی است روحانی که عاشق خود را در معشوق می يابد و دوست می دارد و در اصلاح و اعتلای خود می کوشد. مريم، ۴۴ ساله، رشت عاشق کسی است که همه چيز معشوق را زيبا می يابد، گرچه بداند که در چشم ديگران زيبا نيست. Copyright: gooya.com 2016
|
||||||