جمعه 6 دی 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

تب کنکور در ميان پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها، ترانه بنی يعقوب، همشهری عصر

"پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها به دانشگاه می روند و درس می خوانند تا نااميدی را از جوانان دور کنند و با اين تحرک شان به همه بگويند عدد و رقم شناسنامه چندان مهم نيست ".اين گفته تعداد زيادی از دانشجويان بالای ۶۰ سال دانشگاههاست که چند روز پيش دور هم جمع شده بودند تا جشن ورودشان به دانشگاه ها را جشن بگيرند

پدر بزرگها و مادربزرگهائی که موفق شده اند در سنين ميانسالی از سد آهنين کنکورسال ۸۷ دانشگاه ها عبور کنند و امروز به عنوان دانشجو پشت نيمکت های کلاس درس بنشينند.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




پنجمين دوره مراسم ره پويان علم که هدفش تقدير از پذيرفته شدگان بالای ۶۰ سال دانشگاهها بود توسط فرهنگسرای سالمند در سالن سفيد رنگ الهادی که با پرده های قرمز رنگ تزئين شده برگزار شد .سالن مملو از جمعيت سالمندانی بود که مشتاقانه برای تشويق همسن و سالهای با انگيزه شان آمده بودند هروقت نامی از اين سالمندان برده می شد پيرزن ها و پيرمردهائی که در سالن حضور داشتند با شور و اشتياق برای شان کف می زدند و با لبهائی که خنده يک لحظه ازشون دور نمی شد با کلماتی مثل خدا قوت و خسته نباشيد از آنها قدردانی می کردند.

در کل شهر تهران ۹۴ دانشجوی زن بالای ۶۰ سال و ۱۳۲ مرد بالای اين سن در سال ۸۷ وارد دانشگاه شده اند و آن گونه که احمد نوريان رياست سازمان فرهنگی شهرداری تهران می گويد آمار قبولی های دانشگاه در ميان سالمندان در شهر تهران نسبت به سالهای گذشته سه برابر افزايش يافته است.

به عقيده نوريان اين نهضت تاثيراتش را برهمه سطوح جامعه به ويژه قشر جوان می گذارد واراده و همت را به جامعه تزريق می کند و جوانان را از انفعال دور می کند.

دانشجوی ۶۸ ساله :نوه هايم مشوق اصلی ام بودند

فاطمه رهبری مانتوی گل بهی و روسری همرنگش را به سر دارد. ۶۸ ساله است اما خيلی جوانتر از سنش به نظر می رسد .لوح طوسی رنگی را که به عنوان تقدير چند دقيقه قبل از مسئولان فرهنگسرای سالمند به يادگار گرفته در ميان تشويق سالمندانی که تا بيرون آمدن از سالن مدام با کلمات پر محبتشان تشويقش می کنند در دست می فشارد.

خنده يک لحظه هم از لبانش دور نمی شود در رشته مترجمی زبان دانشگاه کرج پذيرفته شده است . سالهای دراز خانه داری و بچه داری فاطمه را که سه فرزند دارد هيچگاه از مطالعه زبانهای مختلف بازنداشته بود تا اينکه روزی مصم شد با دانشی که طی سالها کسب کرده در کنکور شرکت کند و دانسته هايش را اين بار آکادميک کند.

با صورتی که از اميد می درخشد می گويد :"هيچوقت نمی توانم بيکار بنشيينم يا وقتم را به بطالت بگذرانم .علم و دانش را به هر کار ديگری به ويژه حرف زدن با ديگران ترجيح می دهم و هيچگاه بيکار نمی مانم." "

او هر روز پس از اذان صبح و خواندن نماز مطالعه دروس کنکور را برای ورود به دانشگاه شروع می کرد تا آروزی ديرينه اش راکه سالها ی سال در دل داشت اما به دليل ازدواج زود هنگام موفق به اجرای ان نشده بو د بالاخره تحقق دهد . چهار نوه فاطمه برای شرکت در کنکور ان قدر تشويقش کردند که بالاخره مادربزرگ شان در سن ۶۸ سالگی به ارزوی بزرگش رسيد . آرزوئی که سالها در حسرتش بود. نشستن پشت نيمکتهای دانشگاه.

حالا مادر بزرگ با نوه های دانشجويش اوقات خوشی را می گذراند. هر هفته دو بار برای شرکت در کلاسها راهی شهر کرج می شود و بعد از برگشتن از کلاس هم بلافاصله با کمک نوه ها درس هايش را حاضر می کند . نوه ها بودند که دفترچه های مختلف شرکت در کنکور را برايش خريدند و ثبت نامش می کردند.

روسريش را بر سر جابه جا می کند :"نوه ها برنامه هايم را تنظيم می کنند و مرتب با دو نوه بزرگم در ارتباط درسی ام و از تجربيات شان استفاده می کنم. پنج شنبه ها هميشه باهم زبان انگليسی می خوانيم .آنها از اشتياق من خوششان می آيد و مدام تشويقم می کنند. "

حضور فاطمه در کلاسهای درس موجب شوق همکلاسيهايش شده آنها می گويند با ديدن او به زندگی اميدوار شده اند.

او می گويد :"هر گز از سن و سالم نترسيده ام شناسنامه به نظر من دفترچه ای است که در آن عددی نوشته شده اما ان عدد سن واقعی ما نيست .سن واقعی من حرکت و شور من است."

دانشجوی ۶۶ ساله : با برنامه ريزی به آرزويم رسيدم

تعداد دانشجوهای مسن دانشگاهها مدام در حال افزايش است. به جز بالای ۶۰ ساله ها در سال جاری ۱۲۹ دانشجوی بالای ۵۰ سال نيز وارد دانشگاههای سراسری کشور شده اند حضور ۷۷۹ نفر دانشجوی همسن آنان در دانشگاه آزاد هم نشان دهنده شوق سالمندان به تحصيل است.

نقی مير علی جانی دانشجوی رشته رياضی شده است . ۶۶ ساله است و ارام و با طمانينه سخن می گويد پس از گفتن چند جمله مدام اضافه می کند :"جوانان نبايد فقط تلويزيون نگاه کنند . مطالعه واجب تر است علاقه و انگيزه که باشد همه مشکلات حل می شود."

قدبلند است و کت و شلوار سرمه ای رنگ مرتبی بر تن دارد .رتبه ۳۱ کنکور دانشگاه آزاد را کسب کرده است :"من قبلا به رياضی آشنائی داشتم و سالها تدريس خصوصی رياضی می کردم علاقه زيادم به اين رشته موجب شد همه مشکلات را تحمل کنم و در کنکور پذيرفته شوم . با علاقه و انگيزه همه سختی ها آسان می شود."

او در گفته هايش مدام از جوانان سخن می گويد و درباره آينده انها نگران است :" جوانان بايد برای کارهايشان برنامه ريزی داشته باشند . با برنامه ريزی و تقسيم وقت هر کاری آسان می شود." .

او از کلاس کنکورش می گويد. کلاسی که او تنها پير مرد ش بود ه است و همه استاد را از حضور او ترسانده بودند:"به استاد گفته بودند يک پير مرد در کلاس هست که حسابی اذيتت می کند"

اما دو جلسه از برگزاری کلاسها نگذشته بود که استاد به همه شاگردانش هشدار داد: "يک رقيب جدی داريد و بايد حسابی مواظبش باشيد ." او سپاسگذار اين استاد است که به قول خودش" پير فهم" درس داده است.

قبولی ام را از فرزندانم پنهان کرده ام

شمسی کاظمی ۶۴ ساله رشته فلسفه دانشگاه آزاد تهران را برای تحصيلش انتخاب کرده است . او که قبلا ليسانس علوم سياسی اش را از دانشگاه تهران گرفته طی سالهای بازنشستگی آن قدر فلسفه خواند که روزی مصمم شد مدرک دومش را در اين رشته دريافت کند.

آنقدر کتاب می خواند که فرزندانش که هر دو در خارج از ايران به سر می برند گاهی نگران سلامتش می شوند تا آنجا که شمسی پس از قبولی در دانشگاه مجبور شد موضوع قبولی اش را از فرزند پسرش پنهان کند

صدايش را پائين می آورد انگار پسرش که آن سوی مرزهاست صدايش را می شنود :"نگران سلامتم است می گويد مامان درس و تحصيل بس است . چقدر کتاب می خوانی به همين خاطر تاکنون قبولی ام را از او پنهان کرده ام. به دخترم هم با ترس و لرز خبر قبولی ام را دادم گفتم دعوام نکنی در کنکور قبول شدم او هم خوشحال شد و تبريک گفت."

او نگرانی های فرزندانش را بی مورد می داند چون به قول خودش هيچوقت درس خواندن و مطالعه مانع ورزش يا رسيدگی به کارهای ديگرش نشده است :"به همه کارهايم می رسم فقط درس خواندن مانع از مهمانی رفتنم شده است."

او در دانشگاه الگوی همکلاسی هايش شده است گاهی که همکلاسی هايش مبحث درسی را نمی فهمند به او مراجعه می کنند و او برای شان با زبان ساده دروس را توضيح می دهد.

در سالن سفيد رنگ مجموعه الهادی صدای موسيقی سنتی به گوش می رسد و سالمندان با شوق زياد به آن گوش می دهند . بعد از پايان مراسم چند پيرمرد دور هم جمع شده اند و با ذوق و شوق درباره همسالان دانشجويشان سخن می گويند يکی از آنها که محاسن سفيد رنگی دارد روبه جمع دوستانش می گويد از همين امروز خودم را برای کنکور سال بعد يا سالهای بعد آماده می کنم مگر ما چه کمتر از اين پيرمردها و پيرزن ها داريم . صدای خنده شادی آفرين آنها شنيده می شود که با خوشحالی سالن را ترک می کنند. .


به نقل از همشهری عصر





















Copyright: gooya.com 2016