سه شنبه 17 دی 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گفتگو با سيد علی صالحی: بگذاريد سخن بگوييم! بامداد خبر

بامداد خبر-گروه ادب و هنر: سيد علی صالحی نام آشنايی در پهنه‌ی شعر و ادبيات فارسی است. با او در باب رابطه‌ی ادبيات با عرصه‌ی عمومی و جامعه مدنی و انتظارات‌اش به عنوان يک شاعر ِ روشنفکر از بامداد خبر به گفتگو نشسته ايم. گروه ادب و هنر بامداد خبر در انتهای مصاحبه بيوگرافی کوتاهی از استاد سيد علی صالحی منتشر کرده‌است. عمرش دراز باد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 




مدت‌هاست که شاعران و نويسندگان ادبی در ايران به رغم غيبت اجباری و گاه اختياری در رسانه‌ها حضور ندارند. با اين حال حضور ادبيات در عرصه عمومی همواره و حتی در سخت‌ترين دوران‌ها غير قابل جلوگيری و انکار بوده‌است جناب‌عالی هم از جمله شاعران ارجمندی هستيد که با همه‌ی مصائب طی اين سال‌ها، با آثارتان در عرصه عمومی حاضر بوده‌ايد. به نظر شما فقدان رسانه‌های مستقل و آزاد چه اندازه در تضعيف نقش ادبيات در عرصه عمومی نقش داشته‌است و دارد؟
صالحی:
شما حتماً روشن تر از من می‌دانيد که نقش ادبيات در عرصه‌ی عمومی و اجتماعی از طريق سه مجرای کلی محقق می‌شود( به ويژه در جامعه‌ی ما): ۱- صنعت نشر و کتاب ۲- رسانه‌های مکتوب ۳- پايگاه اينترنتی. پرسش اين است که اگر جامعه از نعمت آزادی بيان محروم مانده‌باشد، دامنه‌ی اين محروميت تا چند لايه و کرانه می‌تواند به فروريزی خلاقيت ادبی منجر شود؟ يک نمونه می‌آورم، طی دو سه سال اخير به ويژه آفرينش و ارايه‌ی داستان( به عنوان يک نوع جدی در حوزه‌ی ادبيات) تا چه اندازه سقوط کرده‌است. در مقابل شبه‌داستان های پاورقی‌مآب با مضامين رقت‌برانگيز و سبک‌زبان و آشپزخانه‌ای، به وفور ويترين‌ها را مصادره کرده‌است. نبود آن آزادی نسبی، ‌زيان‌های خوفناکی در پی دارد، اين انقطاع و گسست‌هاست که فردا روز مارا تهی می‌کند. دل‌سردی و بی‌تفاوتی که مولود همين فشارهای فرهنگی است، افق آينده را با طبل یأس، تعريف خواهد کرد. رسانه‌ها (چه ديداری، چه شنيداری و...) نيز مشمول همين فضای حيرت‌آور می‌شوند. خودسانسوری، ترس از تعطيلی و حذف، و فقدان رسانه‌های مستقل و آزاد، نه تنها به کاهلی در خلاقيت دامن می‌زند، بلکه هر نوع نوآوری را نيز معطل خواهد کرد. نتيجه اين شکل زيستن کلامی، جامعه‌ی اهل کتاب و کلمه را به سوی نوعی تغذيه عاريه‌ای يعنی بازخورد ترجمه و ترجمه‌زدگی و در نهايت" دريوزگی فرهنگی از غير" تشويق می‌کند. دستاورد مهمان ديگران شدن، يعنی تضعيف ريشه‌های بومی و ملی نبود آزادی بيان، حتی نحو زبان را به مرور زمان تغيير می‌دهد. اما مطبوعات آزاد و گردش امانت‌مند خبر موثق و مستدل، نيروی خارق العاده‌ای دارد که پيش از هر چيز فساد را افشاء و کاستی‌هارا برملا می‌کند. جامعه‌ی ما بدون داشتن رسانه‌های آزاد و مستقل، هرگز "تصحيح " نخواهد شد. در اين ميان ادبيات و خاصه داستان در کنار ديگر عرصه‌های کلامی، هنری، فرهنگی و... به شدت تضعيف شده و می‌شود و اساساً از صندوق‌خانه‌ی مؤلف، راه به کوچه نمی‌برد، چه رسد به عرصه‌ی عمومی و فراخنای اجتماعی اين سکوت با گسست ميان هنر و هنرپذير شروع می‌شود و به نوميدی هنرمند می‌رسد. جامعه از اين حيث فقير و فقيرتر می‌شود، تا آن‌جا که نسبت به حفظ هويت تاريخی خويش بی‌تفاوت خواهد شد. اين بی‌تفاوتی، تلقين‌پذيری و تسليم را در پی دارد. خوشبختانه مردم ما تا سرحدات اين نوميدی فاصله‌ی بسياری دارند، اما دل‌سوزانه بايد هشدار داد:" بگذاريد سخن بگوييم!"

شما به عنوان يک شاعر روشنفکر، از يک سايت که تقويت عرصه‌ی عمومی و گشودن فضای گفت‌وگو بين جريان‌های فکری مختلف ايران را هدف قرار داده‌است، چه انتظاری داريد و به عقيده شما دانشجويان فعال در اين سايت چه نقشی می‌توانند داشته‌باشند؟
صالحی:
نخست به بخش پايانی پرسش شما جواب می‌دهم. حقيقت اين است که اگر از استثناء‌ها بگذريم، پير شدن يعنی چراغ سبز نشان دادن به قطار محافظه‌کاری. من وقتی جوانی را می‌بينم که از شور تهی است، درد می‌کشم و زمانی که پيری را می‌بينم هنوز در پی آرمان‌های عقيدتی خود می‌دود، حيرت می‌کنم. آرمان‌های سياسی- عقيدتی را می‌گويم. طبيعی است که جوانان صف مقدم هر انقلابی را تشکيل دهند. حتی جنگ‌ها قربانيان کلی خود را از ميان جوانان انتخاب می‌کند و دانشجو يعنی شور، يعنی همان شباب، همان ميل شديد به تغيير -از خود تا جهان- و امروز، يعنی سرآغاز هزاره‌ی سوم، اگر دانشجويان سربازان خرد و دلاوران دانايی در همه‌ی زمينه‌های علمی، فرهنگی، اقتصادی و سياسی، تحول‌خواه و پيشرو و فاعل نباشند، تنها به" انبار دانش تخصصی" تبديل خواهند شد، که البته هر کامپيوتری بهتر از او قادر به ذخيره‌سازی است. روشن است که پاسخ من مثبت است در اين مورد از پايگاهی که "تقويت عرصه‌ی عمومی و گشودن فضای گفتگو" را ميان همه‌ی نيروهای فکری جامعه، هدف قرار داده‌است، جز اجرايی کردن اين آرزو توسط بانيان آن، چه انتظار ديگری می‌توان داشت؟ هر دستاورد عملی، نخست يک "رويا" بوده‌است. آدمی اولاد روياهاست. برای رسيدن به فردايی روشن، بهتر آن که اين روياهای انسانی به سوی فعليت هدايت شوند، البته به شرط وجود حداقل مصداق‌های عينی و واقعی، که اگر جز اين باشد، رکود روياها به "توهم" تبديل می‌شود.

يک رسانه اينترنتی با مشی کلی تقويت عرصه‌ی عمومی و تشويق گفت‌وگو چه خصوصياتی بايد داشته باشد که استاد صالحی حاضر باشد روزی يک بار مطالب آن را مرور کند؟
صالحی: يقيناً پايگاهی که خود را از داشتن شعر بی‌نياز بداند، من بی‌وقت، حتماً سر وقت سراغ آن نخواهم رفت. چون سياسی نيستم. شاعرم و مستقل. مهم نيست که يک سايت و پايگاه چه مشی کلی يا معانی جزئی را دنبال می‌کند، جهان برای من شعر است، من اگر سنگ هم بتواند شعری را منعکس کند، آن را خواهم بوسيد. منظورم از شعر... "شعر" است، و نه هر حرف و حروفی ملقب به شعر!

آيا به سايت‌های "سيد علی صالحی" و " سيد ما" که علاقمندان شما و شعر شما راه‌اندازی کرده‌اند، سر می‌زنيد؟ هم‌کاری می‌کنيد؟
صالحی: گاهی اوقات سر می‌زنم، اما برای هم‌کاری، فرصت شيرين و کافی ندارم. اين کارها آرامش می‌خواهد.


سيد علی صالحی را بيشتر بشناسيم

بامداد خبر-گروه ادب و هنر: سيد علی صالحی در ۱ فروردين ۱۳۳۴ در روستای مَرغاب از توابع ايذه در خانواده‌ای کشاورز به دنيا آمد و در سال ۱۳۴۰ همراه با خانواده در مسجد سليمان اقامت کرده و در سال ۱۳۴۷ در همان شهر وارد دبيرستان شد. در سال ۱۳۵۳ به دلايل تنبيه و تهديد از سوی مدرسه و مقامات ترک تحصيل می‌کند و يک سال بعد باز به مدرسه برگشته و ديپلم رياضی را می‌گيرد.
اولين شعرهای او در سال ۱۳۵۰ به اهتمام ابوالقاسم حالت در مجله محلی شرکت نفت چاپ شد.
سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه چند نفر از شاعران هم‌نسل خود جريان «موج ناب» را در شعر سپيد پی‌ريزی می‌کند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از اين جريان پيش‌رو حمايت می‌کنند. و در سال ۱۳۵۷ از گروه موج ناب فاصله می گيرد.
وی در اردی‌بهشت سال ۱۳۵۸ برای اقامت دايم به تهران می‌رود و در پاييز ۱۳۵۸ در کنکور رشتهٔ ادبيات دانشکده هنرهای دراماتيک قبول می‌شود. در همين زمان با حمايت اسماعيل خويی، غلامحسين ساعدی، نسيم خاکسار و عظيم خليلی به عضويت کانون نويسندگان ايران درمی‌آيد و در مطبوعات آزاد مشغول به کار می‌شود.
وی در جريان انقلاب فرهنگی زخمی می‌شود و سپس در مسجد سليمان محاکمه شده و مورد کيفر قرار می‌گيرد.
در سال ۱۳۶۳ با نقض تقطيع سنتی و سطربندی کلاسيک در شعر سپيد، پيشنهاد «تقطيع هموار و مدرن» را مطرح کرد. سرانجام موفق می‌شود اين روش تقطيع را همه‌گير کند که تا امروز مورد قبول است.
يک سال بعد «جنبش شعر گفتار» را با ساده کردن زبان شعر معرفی می‌کند که با آغاز دهه هفتاد به جريانی مقبول در شعر فارسی تبديل شد. وی در اين باره گفته‌است:« ريشه شعر گفتار به گات‌های اوستا بازمی‌گردد. معمار نخست آن حافظ است و نيما و شاملو هم چند شعر نزديک به اين حوزه سروده‌اند. اما فروغ دقيقاً يک شاعر کامل در«شعر گفتار»است. من تنها برای اين حرکت «عنوانی دُرُست» يافتم و سپس در مقام تئوريسينِ مولف، مبانی تئوريک آن را کشف و ارائه کردم. همين!» از جمله آثار سيد علی صالحی می توان به:
سفر بخير مسافر غمگين پاييز پنجاه و هشت – ۱۳۷۵ /آسمانی‌ها – ۱۳۷۶ /روياهای قاصدک غمگينی که از جنوب آمده بود – ۱۳۷۶ /ساده بودم، تو نبودی، باران بود – ۱۳۷۷ /آخرين عاشقانه‌های ری را - ۱۳۷۸ /دعای زنی در راه که تنها می‌رفت – ۱۳۷۹ /چيدن محبوبه‌های شب را تنها به باد ياد خواهد داد – ۱۳۸۰ /دريغا ملا عمر... – ۱۳۸۰ /از آوازهای کوليان اهوازی (شعرهای دوران جوانی، ۱۳۵۷-۱۳۵۰) - ۱۳۸۲
و سمفونی سپيده‌دم اشاره کرد طرفدارن شعر صالحی چندين پايگاه اينترنتی را برای نشر افکار ادبی او تأسيس کرده‌اند که: http://www.seyedalisalehi.com از جمله‌ی آن‌هاست.





















Copyright: gooya.com 2016