Thursday, Jan 23, 2020

صفحه نخست » مدافعان وضع موجود: از رسانه تا سلبریتی

sadd.jpgکیهان لندن - یوسف مصدقی- تحولات چند ماه‌ اخیر در اوضاع و احوال جامعه ایران، چنان شتابی داشته‌اند که بدون تعارف، هیچ یک از ناظران و بازیگران این تحولات، نتوانسته‌اند پا به‌ پای جریان وقایع حرکت کنند و تصویری جامع از آنچه رخ داده، پیش چشم داشته باشند.

طی این مدت، پخش زنده رسانه‌های فارسی‌زبانِ دیداری و شنیداری، همچنین برنامه‌های ضبط شده آن رسانه‌ها، پر بود از تفسیرهای آبکی و اظهار نظرهای تکراری عده قلیلی به‌اصطلاح «کارشناسان» و «متخصص» که هیچ فرصتی را برای خودنمایی و لفاظی، از دست نمی‌دادند. چاشنی حرف‌های کهنه و تحلیل‌های نخ‌نمای این جماعت هم جوّزدگی و شتابزدگیِ حاصل از سرعت رخدادها بود و کمتر اثری از دقت و شکیبایی در تحلیل وقایع اخیر در اظهارات این «کارشناسان» به چشم می‌خورد.

خیزش سراسری آبان ماه ۹۸، نه‌تنها همگی «کارشناسان» و «صاحب‌نظران» مسائل ایران در رسانه‌هایی از قماش بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا را غافلگیر کرد بلکه تضاد میان واقعیت جاری در متن جامعه را با تصویر تخیلی و باسمه‌ای از شرایط ایران- که توسط این رسانه‌های استمرارطلب ساخته شده بود- به وضوح نشان داد. گستردگی اعتراضات مردمی و میزان خشونت حکومت برای سرکوب این اعتراضات، برای کوتاه مدتی، موجب شد که اداره‌کنندگان رسانه‌های فارسی‌زبانِ بودجه‌بگیر از دولت‌های خارجی (بی‌بی‌سی فارسی، رادیو فردا و...)، مجبور شوند تا حدی از حضور چشمگیر هواداران استمرار جمهوری اسلامی در این رسانه‌ها- که زیر نقاب اصلاح‌طلبی و اعتدال از حفظ وضع موجود دفاع و همزمان با وقاحتی مثال‌زدنی انواع تحریف و توهین را نثار دوران پهلوی می‌کنند- بکاهند. قتل قاسم سلیمانی اما بهانه‌ای شد که دوباره بساط مفتضح استمرارطلبان در این رسانه‌ها بر پا شود و سر و کله مدافعان وضع موجود، پر رنگ‌تر از گذشته، جلوی دوربین و میکروفون این رسانه‌ها، پیدا شود.

مطالب بیشتر در کیهان لندن

هرچند سیاست خارجی دولت‌های مالک بی‌بی‌سی و رادیو فردا نقش مهمی در جهت‌گیری‌های سیاسی آنها دارد ولی به هیچ وجه نباید از موضوع منافع شخصی و سلیقه سیاسی کارکنان فارسی‌زبان این رسانه‌ها غفلت کرد. بدیهی است که حیات رسانه‌هایی از این دست در گرو حفظ وضع موجود در ایران است. چون نیک بنگریم، علت اصلی اقبال به امثال بی‌بی‌سی فارسی، نه باور به افسانه بی‌طرفی این رسانه‌های ریاکار بلکه به واسطه فقدان رسانه‌های ملی، مستقل و توانمند در خارج و داخل کشور است.

تصور کنید که پس از سقوط جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام دموکراتیک در ایران، با شکل‌گیری رسانه‌های آزاد و مستقل، فلسفه وجود امثال بی‌بی‌سی فارسی به کلی از بین می‌رود و دستگاه عریض و طویل آن که از محل مالیات شهروندان بریتانیا اداره می‌شود، کاملا بدون استفاده خواهد شد. خب، این یعنی خراب شدن لانه شغال و تخته شدنِ ناندانی یک مشت آدم بی‌استعداد که هنری جز تلاش برای حفظ وضع موجود و نان قرض دادن به رفقای دسته دیزی خود ندارند. فلسفه وجود رسانه‌هایی از قماش بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا و امثال آنها، مدیریتِ ذهنِ مخاطبان در جهت منافع صاحبان این رسانه‌هاست. آسیب حضور چنین رسانه‌هایی در عرصه سیاست ایران، بارها بیش از منافع محدود و کوتاه‌مدتی است که ممکن است عاید هواخواهان براندازی جمهوری اسلامی کنند.

از لفاظی‌های دار و دسته «کارشناس» و «تحلیلگرِ» آویزانِ تلویزیون‌های فارسی که بگذریم، طی این چند هفته اخیر، واکنش‌ها و وراجی‌های سلبریتی‌های حزب باد وطنی هم، فضای مجازی و دنیای واقعی را آلوده کرده بودند. از بازیگران و کارگردان‌های سینما و تئاتر گرفته تا نویسندگان و ورزشکاران مشهور و نیمه‌مشهور، بدون هیچ اهلیتی، وظیفه خود دیده بودند که مواضع‌شان را در باب فجایع جاری مملکت، اعلام کنند.

میان این جماعت، وقیح‌ترین‌هاشان درباره قتل قاسم سلیمانیِ تروریست، مرثیه نوشتند و بیانیه صادر کردند و در غم فقدان این جنایتکار شیعه، فغان کردند. برخی دیگر از این مشاهیر مذبذب که هوا را پس دیده بودند، تصمیم گرفتند که با حسابگری و رعایت فاصله امن، به ظاهر کنار مردم بایستند و با قربانیان خیزش آبان ماه و بازماندگان مقتولین هواپیمای اوکراینی همدردی کنند. آنچه اما در غوغای بیانیه‌ها و اعلام مواضع غایب بود، محکوم کردنِ عامل اصلی تمام این جنایات و سیاهکاری‌ها بود.

علت سکوت سلبریتی‌های مفلوک وطنی در قبال جنایات تبهکاران حاکم روشن است. سلبریتی‌ها بنا به شرایطی که وضعیت زیستی‌شان را شکل می‌دهند، فاقد هوشیاری حداقلی نسبت به مسئولیت اجتماعی‌شان هستند و معمولا به خاطر کسب منافع مالی و همچنین استفاده از رانت رابطه با صاحبان قدرت، تن به همکاری با گانگسترهای حکومتی می‌دهند. این جماعت، معمولا با یکی دو واسطه، تبدیل به ابزار فعالیت‌های مجرمانه و ضدمردمی فرقه تبهکار حاکم می‌شوند.

بیشتر سلبریتی‌های شاغل در حوزه سرگرمی اعم از هنرمند یا ورزشکار، به خوبی می‌دانند پولی که از تهیه‌کنندگان یا مدیران باشگاه‌هاشان دریافت می‌کنند، بسیار بیشتر از ارزش کار و استعداد هنری یا فنی آنهاست. این پول، مستقیم یا غیرمستقیم از بیت‌المال مردم ایران دزدیده شده و برای رد گم کردن و پاک شدن به عرصه سرگرمی وارد گردیده است. از آنجا که این جماعت متوهم برای کارشان زحمت خاصی نمی‌کشند و صرفا از روابط و مفاسدشان به چنین درآمدهای هنگفتی رسیده‌اند، طبیعی است که برای حفظ منافع مالی و روابط رانتی خود یا با وقاحت به میدان می‌آیند و تمام‌قد از فرقه تبهکار دفاع می‌کنند و یا با گرفتن ژست‌های مردم‌فریب، در برابر جنایتکاران اصلی سکوت می‌کنند.

این سلبریتی‌های ریاکار، چون از یکسو از استانداردهای اولیه حرفه‌ای که در پیش گرفته‌اند بی‌بهره‌اند و از سوی دیگر به پول مفت و کلانی که سرداران فاسد و دزدان بیت‌المال به حلقومشان می‌ریزند عادت کرده‌اند، تمام تلاش خود را برای حفظ وضع موجود به کار می‌گیرند و در این راه از هیچ وقاحتی رو گردان نیستند.

سال‌ها پیش، در میانه دهه سیاه و خونین شصت خورشیدی، دلخوشی بسیاری از مردم افسرده ایران در صبح‌های جمعه، شنیدن برنامه «صبح جمعه با شما»- نسخه نیمه‌جان و اسلامی شده برنامه «شما و رادیو»ی پیش از انقلاب- بود. زنده‌یاد منوچهر نوذری که آن سال‌ها بیشترِ بار آن برنامه را به دوش می‌کشید، معمولا در بخشی از آن، شخصیتی به نام آقای مُلَوَّن* را بازی می‌کرد که نماینده ریاکاری موجود در جامعه ایران بود. گفتار و رفتار آقای ملوّن مجموعه‌ای از بی‌شرمی و تناقض را نمایش می‌داد که بدون کمترین خجالت و عذاب وجدانی، با نیش باز و وقاحتی مثال‌زدنی به چشمان مخاطبش زل می‌زد و به آنی حرفش را عوض می‌کرد. اگر مرحوم نوذری فرصت بازگشت به این جهان فانی را می‌یافت، با دیدن سلبریتی‌‌های جامعه امروز، نیازی به خرج خلاقیت و تیپ‌سازی نمی‌داشت و می‌توانست با تقلید رفتار و گفتار هر کدام از این سلبریتی‌های وطنی، نهایت ریاکاری و وقاحت را بازنمایی کند.


*«مُلَوَّن» در دستور زبان عربی، صیغه مبالغه از ریشه «لون» به معنی رنگ است که به فارسی می‌شود آدم بوقلمون‌صفت و رنگارنگی که شخصیت باثباتی ندارد و براساس منافع آنی‌اش رنگ عوض می‌کند.



Copyright© 1998 - 2020 Gooya.com - Contact: info@gooya.com Ads: advertisement@gooya.com