Saturday, May 23, 2026

صفحه نخست » تهران در آستانه «صلح اضطراری»

asefi.jpgخاورمیانه وارد فاز ائتلاف‌های پنهان شده است

حمید آصفی

خاورمیانه دیگر در وضعیت جنگ کلاسیک نیست؛ وارد مرحله‌ای شده که می‌توان آن را «تعلیق انفجاری» نامید. همه بازیگران می‌دانند جنگ گسترده می‌تواند منطقه را وارد بحران اقتصادی و امنیتی بی‌مهار کند، اما هیچ‌کدام نیز حاضر نیستند از مواضع راهبردی خود عقب‌نشینی کامل کنند. به همین دلیل، منطقه در میانه‌ی دیپلماسی فشرده و تهدید فشرده‌تر گرفتار شده است.

ورود مقامات عالی‌رتبه پاکستان به تهران، هم‌زمان با تحرکات قطر، فقط یک رفت‌وآمد دیپلماتیک عادی نیست. این‌ها نشانه‌های شکل‌گیری «دیپلماسی مهار آتش» هستند؛ تلاشی برای رسیدن به فرمولی که بتواند هم برای تهران قابل تحمل باشد و هم برای واشنگتن قابل فروش. پاکستان به‌خوبی می‌داند که هرگونه برخورد مستقیم میان ایران و آمریکا می‌تواند جنوب آسیا و خلیج فارس را وارد بی‌ثباتی مزمن کند. اسلام‌آباد اکنون بیش از هر زمان دیگری نگران امنیت انرژی، سرمایه‌گذاری‌های چینی و شکاف‌های فرقه‌ای در منطقه است.

در این میان، مشکل اصلی فقط اختلافات سیاسی نیست؛ مسئله، زبان سیاسی است. ترامپ همچنان با ادبیاتی تند و مبتنی بر فشار سیاسی سخن می‌گوید. این نوع گفتار، فضای تصمیم‌گیری را در تهران پیچیده‌تر می‌کند. تندروهای داخلی ایران از همین ادبیات تغذیه می‌کنند و هر موضع‌گیری تند از واشنگتن می‌تواند در فضای داخلی ایران به ابزار بسیج سیاسی تبدیل شود. هرچه لحن ترامپ خشن‌تر می‌شود، امکان مانور نیروهای عملگرا در داخل ایران محدودتر می‌شود.

اما در ساختار قدرت ایران، واقعیت به‌وضوح دیده می‌شود؛ نظام به‌دنبال جلوگیری از جنگ فراگیر است. حتی جریان‌های مقاومت می‌دانند ورود به درگیری بلندمدت با آمریکا می‌تواند اقتصاد، امنیت داخلی و انسجام منطقه‌ای ایران را تحت فشار قرار دهد. این وضعیت را می‌توان «واقع‌گرایی اجباری» نامید؛ جایی که بقا مهم‌تر از شعار می‌شود.

با این حال، سناریوی شکست مذاکرات همچنان جدی است. اگر دیپلماسی فروبپاشد، آمریکا ممکن است به مدل جدیدی از عملیات نظامی حرکت کند؛ مدلی که در آن کشورهای عربی اعلام کنند هیچ خاک، بندر یا حریم هوایی را در اختیار حمله قرار نداده‌ و نخواهند داد. حمله می‌تواند از مدیترانه، دریای سرخ، دیه‌گو گارسیا یا از ظرفیت‌های دوربرد آمریکا انجام شود، بدون آن‌که هیچ کشور عربی در جایگاه «شریک جنگ» قرار بگیرد.

اینجاست که معادله برای تهران پیچیده می‌شود. اگر ایران در واکنش، کشورهای عربی را هدف قرار دهد، وارد «تله مشروعیت» خواهد شد. در افکار عمومی جهانی این پرسش شکل می‌گیرد که چرا کشوری که رسماً مشارکت در حمله را انکار کرده، هدف پاسخ قرار گرفته است. در چنین شرایطی، ایران بخشی از سرمایه سیاسی خود را از دست می‌دهد و رقبایش آن را عامل گسترش جنگ معرفی می‌کنند.

این همان الگوی جدید جنگ است؛ قدرت‌ها بدون پذیرش مسئولیت، از درگیری بهره می‌برند و هزینه را به رقیب می‌اندازند. نبرد آینده فقط نظامی نیست؛ در میدان «روایت‌سازی بین‌المللی» تعیین می‌شود.

در چنین شرایطی، پاکستان می‌تواند وارد «مشارکت امنیتی-نظامی فعال» با عربستان شود. ترکیه نیز به دلیل نزدیکی به قطر و نگرانی از تغییر آرایش قدرت، احتمالاً در موقعیت واکنش قرار خواهد گرفت.

منطقه وارد عصر «ائتلاف‌های بدون اعلام رسمی» شده است؛ کشورها بدون پذیرش هزینه سیاسی، در میدان حضور دارند، اما همه در شکل‌گیری بحران نقش دارند.

ایران اکنون در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است؛ میان حفظ ایدئولوژی و ضرورت بقا. شکاف میان نیروهای ایدئولوژیک و جریان‌های عملگرا آشکارتر شده است. مسئله اصلی دیگر فقط تقابل ایران و آمریکا نیست؛ مسئله این است که آیا خاورمیانه به «صلح اضطراری» می‌رسد یا نه.

اکنون همه‌چیز به چند روز آینده گره خورده است؛ روزهایی که می‌تواند سرنوشت منطقه را تغییر دهد. این فرصت دیپلماتیک شاید آخرین پنجره پیش از بازگشت به چرخه درگیری باشد. به‌زودی مشخص خواهد شد که تهران و واشنگتن، حتی در سطحی محدود و موقت، به توقف تنش می‌رسند یا منطقه دوباره وارد فاز آتش و پاسخ متقابل خواهد شد.

و شاید مهم‌ترین واقعیت همین باشد،
قدرت‌های منطقه دیگر از آغاز جنگ نمی‌ترسند؛
از ناتوانی در پایان دادن به آن می‌ترسند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy