فرزانه روستایی
کم نبودند جوانان سلحشور ایرانی که با اذان صبح به طناب دار سپرده شدند و کسی در این نظام آنها را انسان به حساب نیاورد. تحریم های جدید ترامپ علیه جمهوری اسلامی نیز همینقدر بی رحم است و شبیه آسی که وسط جنگ ها رو می کنند.
وقتی ترامپ تحریم جدید را D Day می نامد تا یادآور پروژه آغاز شکست تاریخی فاشیسم در اروپا باشد می شود به این فکر کرد که چیزی بدتر از محاصره دریایی در حال شکل گرفتن است که توان ج ا بشدت تحلیل می برد. ترامپ در طرح جدید خود همسایگان ایران و طرف های تجاری ایران را از هر گونه مبادله و روابط مالی پولی صرافی تجاری فرودگاهی بانکی و بیمه و خدمات و مبادلات رمز ارز منع و متخلفان را به تلافی تهدید کرده است.
اگر امارات به عنوان یک حلقه مهم تحریم های جدید ارتباط خود را با ج ا قطع نمی کرد و به اجبار تابع آمریکا نمی شد طرح ترامپ معنا و قابلیت اجرایی نمی یافت.
امارات مرکز همه روابط پنهان و همه پولشویی و همه شرکت های صوری و تو در تویی است که با پرچم کشورهای مختلف برای مافیای سپاه دلالی و پولشویی و کمک کرده است تا تحریم ها دور زده شوند. ۳۰ ٪ واردات ج ا از مبدا امارات بوده است و امروز بحش مهمی از آن واردات و صادرات تحریم شده اند. تصمیم امارات برای قطع روابط با ج ا بی شک آینده امنیت سرمایه گذاری در این کشور را با چالش و علامت سوال مواجه و مجموع بنادر جنوب ایران را نیز با رکود دچار می کند، اما جنگ اقتصادی بهتراز نابودی زیرساختارها در جنگی است که سپاه سفارش داده است.
امارات و دوبی به احتمال بسیار زیاد در معادلات بین المللی به عنوان سوپاپ اطمینان تنفس اقتصاد تحریم شده ایران مورد توافق قرار گرفته بود. وگرنه جامعه بین الملل هیچگاه نسبت به این حجم از مبادلات سیاه و سفید ج ا و مافیای سپاه و کسانی که تحریم ها را دور می زدند سکوت نمی کرد. همان ها که تصمیم گرفتند تا فعالیت های سیاه و خاکستری ج ا در امارات را نادیده بگیرند این بار تصمیم گرفتند فرش را از زیر پای مافیای اقتصاد ایران بکشند.
در این میان، از دست رفتن تنگه هرمز را نمی توان رخداد کم تاثیری به حساب آورد. سپاه با تبلیغات کر کننده خود تهدید کشتی ها در تنگه هرمز را نماد پیروزی در جنگ و شکست دادن آمریکا می داند، اما آنچه عملا شاهد آن هستیم عادی شدن ورود و خروج کشتی ها از مسیر نزدیک عمان است که حفاظت آمریکا را نیز با خود دارد. به این ترتیب، مافیای سپاه به غیر از شکست های ادواری و زنجیره وار در جریان جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه عملا تنگه هرمز را نیز از دست داده است همانگونه که در آینده فعالیت هسته ای و ذخاير اورانیوم ۶۰٪ را نیز از دست خواهد داد.
با از سر گرفته شدن محاصره دریایی، از دست رفتن کنترل تنگه هرمز و نیز بحران بنزین که در ایران نقش یک سونامی خاموش را بازی میکند بتدریج بحران های منشوری در ایران سر باز می کند. نمی شود مانند انور خوجه رهبر کمونیست و مجنون آلبانی با همه دنیا جنگید و ۴۷ سال توهم توطئه علیه امپریالیسم داشت و در نهایت کشور را به قلمروی ورشکسته و فقیر تبدیل کرد و انتظار داشت که جامعه سکوت کند تا مسئولان ج ا هر کابوسی را که شب ها می بینند و رویای جنون آمیزی را که روزها در ذهن دارند در کشور پیاد ه کنند. دیر یا زود ج ا شاهد عکس العمل مردم نسبت به سیاست های اقتصادی خود خواهد بود، زیرا مردم دیگر حتی نمی توانند به استاندارد زندگی ۹ ماه پیش خود برگردند.
هنوز باید دید تحریم های جدید آمریکا چقدر توانایی دارد تا به لایه های پنهان و شناسایی نشده پولشویی مافیای اقتصاد ایران نفوذ کند. اما وقتی مدل D Day و تحریم های بین المللی و محاصره دریایی رادر کنار یکدیگر بچینیم ترکیبی شکل می گیرد که بعید است اقتصاد هیچ کشور فلاکت زده ای توانایی تحمل یا مدیریت آن را داشته باشد. به همین دلیل، پروژه هایی که خزانه داری آمریکا درحال فعال کردن آنهاست بسیار شبیه اذان صبح پیش از اعدام است که ایرانیان طی چند ماه گذشته تجربه کردند.
















