مردم فقط از جنگ خسته نیستند؛ از زندگی در وضعیت دائمی نااطمینانی نیز خستهاند
حمید آصفی
صلح برای ملتی که سالهاست میان تنش خارجی، فشار اقتصادی و نااطمینانی سیاسی زندگی میکند، یک واژه تشریفاتی نیست. صلح یعنی شهروند بداند فردا قرار نیست ارزش دستمزدش فروبریزد، کسبوکارش با یک تصمیم ناگهانی یا قطع اینترنت متوقف شود، صدایش هزینه داشته باشد و آینده فرزندش در هالهای از ابهام بماند.
صلح فقط نبودن جنگ نیست؛ صلح، کیفیت زندگی در نبود ترس است. وقتی خانوادهای هر شب نگران قیمت فردای کالاهاست، جوانی آینده خود را بیرون از کشور جستوجو میکند و شهروند برای بیان یک نظر ساده باید هزینه احتمالی آن را محاسبه کند، جامعه در وضعیت صلح پایدار قرار ندارد؛ حتی اگر صدای گلوله شنیده نشود.
صلحی که در آن «امنیت» تنها به معنای استقرار نیروهای امنیتی در خیابانها باشد، صلح نیست؛ بلکه نوعی سکوت اجباری است که بر ویرانههای آزادی بنا شده است. امنیت انسانی با تعداد نیروهای مستقر در خیابان اندازهگیری نمیشود؛ امنیت یعنی شهروند از جنگ، فقر، سرکوب، بیثباتی و آینده نامعلوم در امان باشد. حکومتی که امنیت را فقط از زاویه بقای ساختار قدرت تعریف کند، ممکن است سکوت ایجاد کند؛ اما سکوت با صلح تفاوت دارد.
تنش خارجی نیز هزینهاش را از جیب جامعه میگیرد. تحریم، محدودیت تجارت، کاهش سرمایهگذاری، بیثباتی ارزی و افزایش هزینه مبادلات، به زبان اقتصاد منتقل میشوند و در نهایت به سفره مردم بازمیگردند. جنگ با موشک آغاز میشود، اما اثرش میتواند با کوچکشدن سفره ادامه پیدا کند.
اقتصاد بیثبات فقط فقیرتر نمیکند؛ آیندهزدایی میکند. وقتی درآمد امروز قدرت خرید فردا را ندارد، برنامهریزی از زندگی حذف میشود. ازدواج عقب میافتد، فرزندآوری دشوارتر میشود، آموزش و درمان به هزینههای سنگین تبدیل میشوند و مهاجرت از یک انتخاب به راه نجات بدل میشود. سقوط مداوم ارزش ریال و تعطیلی یا مهاجرت کسبوکارها، نمونههای ملموس همین ازدسترفتن امکان برنامهریزی برای آیندهاند.
در چنین شرایطی، آزادی و عدالت اقتصادی موضوعاتی فرعی نیستند. جامعهای که امکان نقد، رسانه مستقل، تشکلیابی و مشارکت سیاسی ندارد، ابزارهای اصلاح مسالمتآمیز بحرانها را نیز از دست میدهد. فشار انباشته، اگر راه گفتوگو نداشته باشد، دیر یا زود راههای پرهزینهتری پیدا میکند.
صلح پایدار برای ایران به چند تغییر همزمان نیاز دارد: کاهش تنش خارجی، ثبات اقتصادی، احترام به حقوق شهروندی، امکان فعالیت آزاد رسانهها و نهادهای مدنی، و حکمرانی پاسخگو. هیچ توافق خارجی بهتنهایی نمیتواند جامعهای را آرام کند که شهروندش آینده اقتصادی و حقوقی خود را قابل پیشبینی نمیداند. صلح، پروژه خاموشکردن جامعه نیست؛ پروژه قابلاعتماد کردن آینده است.
روز جهانی صلح باید یادآور همین حقیقت ساده باشد: مردم فقط از جنگ خسته نیستند؛ از زندگی در وضعیت دائمی نااطمینانی نیز خستهاند. صلح زمانی واقعی است که انسان بتواند بدون ترس از جنگ، بدون هراس از قدرت و بدون اضطراب فردا زندگی کند.
صلح یعنی حق داشتن فردا.
این یادداشت برای انتشار، با حفظ محتوای اصلی، اندکی ویرایش و کوتاه شده است.















