«سه ساعت پشت درهای بسته؛ آیا واشنگتن و تهران وارد فاز توافقسازی شدهاند؟»
خبر تازه، لحن جنگی ترامپ را وارد مرحلهای تازه میکند
حمید آصفی
ترامپ ساعاتی پس از سخنرانی در سازمان ملل گفت نمایندگان تیم او با هیئت ایرانی سه ساعت مذاکره کردهاند؛ جلسهای که به گفته خودش «بسیار خوب» و «بسیار سازنده» بوده است. او سپس از برگزاری جلسه دیگری در آینده بسیار نزدیک خبر داد و استیو ویتکاف و جرد کوشنر را بهعنوان اعضای تیم آمریکایی حاضر در این گفتوگو معرفی کرد.
این خبر را باید جدی گرفت؛ نه به خاطر عدد سه، بلکه به خاطر جلسه دوم.
سه ساعت گفتوگو میتواند یک تماس طولانی باشد. وقتی بلافاصله برای دیدار بعدی برنامهریزی میشود، پای یک مسیر سیاسی در میان است. هنوز از محتوای مذاکرات اطلاع دقیقی نداریم، اما استمرار گفتوگو نشان میدهد کانال ارتباطی میان دو طرف فعال مانده است. ترامپ نیز گفته است مذاکرات ادامه دارد و معتقد است در نهایت توافقی حاصل خواهد شد.
حالا سخنرانی ترامپ معنای دیگری پیدا میکند.
او چند ساعت پیش در سازمان ملل از احتمال «نابودی» جمهوری اسلامی حرف زد و همزمان گفت ایران در صورت توافق میتواند به کشوری بزرگ و قدرتمند تبدیل شود. این دو گزاره کنار هم اتفاقی نیستند. ترامپ در حال فشردن دو سر یک اهرم است: تهدید برای واداشتن، وعده برای کشاندن به میز معامله.
این همان منطق معاملهگری ترامپ است؛ فشار باید آنقدر بالا برود که طرف مقابل هزینه نپذیرفتن توافق را ببیند، اما راه خروج هم باید باز بماند.
در اینجا یک واژه اهمیت پیدا میکند: معامله.
هنوز توافقی شکل نگرفته است. هنوز معلوم نیست درباره غنیسازی، سطح بازرسیها، تضمینهای اجرایی، تحریمها، امنیت منطقهای و آینده برنامه هستهای چه چیزی روی میز گذاشته شده است. هیچ اعلام رسمی از توافق بر سر این جزئیات منتشر نشده است.
اما فضای سیاسی تغییر کرده است.
واشنگتن دیگر فقط از فشار حرف نمیزند؛ همزمان مشغول آزمایش ظرفیت معامله است.
در طرف ایرانی نیز نشانههایی از باز ماندن مسیر دیپلماسی دیده میشود. رویترز گزارش داده یک مقام ارشد ایرانی گفته است تهران در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر ایران، آمادگی بازگشایی تنگه هرمز را دارد و هیئت ایرانی حاضر در نیویورک اختیار پیگیری مذاکرات را دارد. این مقام همچنین گفته پیشنهاد پایان خصومتها پیشتر از طریق میانجیها به آمریکا منتقل شده است.
پس دو طرف، دستکم در یک نقطه به هم نزدیک شدهاند: هر دو میدانند ادامه وضعیت موجود هزینه دارد و هر دو کانال مذاکره را باز نگه داشتهاند.
اما گره اصلی هنوز باز نشده است.
ایران خواهان کاهش فشار و پایان جنگ است. آمریکا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای اصرار دارد. میان این دو خواسته، کوهی از جزئیات فنی و سیاسی قرار گرفته است. همانجا سرنوشت مذاکرات تعیین میشود.
ترامپ همزمان یک زمانبندی سیاسی ارائه کرده و از توافق پس از انتخابات میاندورهای آمریکا سخن گفته است. رویترز نیز گزارش داده که او دستیابی به توافق را پس از انتخابات سوم نوامبر محتمل دانسته است.
اگر این جدول زمانی جدی باشد، دیدارهای نیویورک میتواند نقش اتاق پیشمعامله را بازی کند؛ جایی برای سنجش خطوط قرمز، اندازه امتیازها و امکان ساختن یک توافق بزرگتر.
اینجا باید از هیجان خبری فاصله گرفت.
سه ساعت مذاکره، توافق نیست. جلسه بعدی هم توافق نیست. اما سه ساعت مذاکره و تعیین جلسه بعدی، دیگر یک خبر معمولی دیپلماتیک هم نیست.
در سیاست خارجی، گاهی تغییر بزرگ پیش از آنکه روی کاغذ بیاید، در رفتار طرفین دیده میشود.
امروز در نیویورک یک تصویر عجیب شکل گرفته است: ترامپ در تریبون عمومی از نابودی سخن میگوید و فرستادگانش پشت درهای بسته سه ساعت با ایرانیها مذاکره میکنند.
این تناقض نیست؛ دو لبه یک چانهزنی سخت است.
جنگ هنوز امکان واقعی سیاست است.
مذاکره هم دیگر یک احتمال دوردست نیست.
پنجره باز شده است؛ مسئله این است که تهران و واشنگتن میتوانند پیش از بسته شدن دوباره آن، از آن عبور کنند یا نه.

انفجار پیاپی خودروها در جایگاه سوخت
















