Thursday, Sep 24, 2026

صفحه نخست » «وقتی مخالفان شاهزاده رضا پهلوی، فرضیات را جای نقد می‌نشانند»، ارشان آذری

خبرنامه گویا: این مقاله برای رعایت معیارهای تحریریه درباره حجم مطالب کوتاه شده است

azaribanner.jpgوقتی برای نقد یک شخصیت سیاسی حرف مستند، تناقض روشن و عملکرد قابل استنادی پیدا نمی‌شود، بعضی‌ها به ساده‌ترین و در عین حال بی‌انصافانه‌ترین روش پناه می‌برند: فرضیه می‌سازند، احتمال می‌تراشند، چند «اگر» و «شاید» از جیب خود بیرون می‌آورند و بعد همان ساخته‌های ذهنی را به‌عنوان نقطه‌ضعف طرف مقابل عرضه می‌کنند.

این روزها در بخشی از نوشته‌هایی که علیه شاهزاده رضا پهلوی منتشر می‌شود، دقیقاً با همین پدیده روبه‌رو هستیم. افرادی که خود را تحلیلگر سیاسی، دموکرات، آزادی‌خواه و مخالف جمهوری اسلامی معرفی می‌کنند، به جای آنکه یک جمله مشخص، یک تصمیم مشخص یا یک عملکرد مشخص شاهزاده را روی میز بگذارند و همان را نقد کنند، آینده‌ای خیالی می‌سازند و بعد شاهزاده را بابت اتفاقاتی که هنوز رخ نداده است بازخواست می‌کنند.

اگر فردا قدرت را تحویل نداد چه؟ اگر نتیجه انتخابات را قبول نکرد چه؟ اگر به وعده‌هایش عمل نکرد چه؟

کسی که ادعای تحلیل سیاسی دارد باید تفاوت میان «واقعیت»، «احتمال» و «اتهام» را بداند. احتمال را نمی‌توان جای واقعیت نشاند و بعد از شخص دیگری خواست بابت خیال ذهنی نویسنده از خودش دفاع کند.

امروز مخاطب می‌تواند در چند دقیقه سخنرانی، مصاحبه، سند و موضع قبلی هر شخصیت سیاسی را پیدا کند و تناقض‌های خود نویسنده را نیز کنار یکدیگر بگذارد. بنابراین اگر کسی ابتدا می‌نویسد شاهزاده رضا پهلوی بارها حق مردم برای تعیین نوع حکومت را پذیرفته، و چند خط بعد می‌پرسد «اما از کجا معلوم اگر مردم جمهوری خواستند قبول کند؟»، باید بداند خواننده امروز این تناقض را می‌بیند.

اتفاقاً شاهزاده در مواضع علنی سال ۲۰۲۶ بارها گفته است که شکل حکومت آینده باید از طریق فرایندی دموکراتیک و انتخابات آزاد تعیین شود. در سخنرانی ششم ژوئیه در پارلمان هلند نیز صریحاً گفت بحث بر سر جمهوری یا پادشاهی نیست، بلکه بر سر رسیدن به انتخاباتی آزاد است که مردم ایران در آن آینده سیاسی خود را تعیین کنند. در پیام سالگرد فرمان مشروطیت نیز بر انتخابات آزاد، حاکمیت رأی ملت و مجلس مؤسسان تأکید کرد. بنابراین اگر منتقدی مدعی است این مواضع صادقانه نیست، بار اثبات بر دوش همان منتقد است.

یک نقد منصفانه باید بگوید: شما در فلان تاریخ این را گفتید و در فلان تاریخ برخلاف آن عمل کردید. باید بگوید: این بند از برنامه شما چنین پیامدی دارد و دلیل من هم این است. باید سندی نشان دهد که میان حرف و عمل فاصله‌ای وجود دارد.

اما اینکه بنویسیم «شاید فردا چنین کند» و بعد با همان شاید برای امروز پرونده درست کنیم، چیزی جز بازی با ذهن خواننده نیست. اگر این روش را بپذیریم، دیگر هیچ‌کس در دنیا از اتهام مصون نمی‌ماند. می‌توان به هر جمهوری‌خواهی گفت شاید فردا انتخابات را لغو کنی؛ بعد هم می‌توان ده صفحه مقاله درباره خطر همان اتفاق خیالی نوشت.

هیچ‌کس نمی‌گوید شاهزاده رضا پهلوی نباید نقد شود. برعکس، هر فردی که ادعای نقش سیاسی دارد باید در برابر پرسش‌های سخت پاسخگو باشد. اما پاسخگویی یک اصل دوطرفه است. منتقد نیز مسئول است. او هم باید بابت ادعای خود سند بیاورد.

اگر شاهزاده رضا پهلوی سخن غلطی گفته، نشان دهید. اگر تناقضی دارد، دقیقاً نقل کنید. اگر برنامه‌ای ایراد دارد، بند مربوط را مشخص کنید. اگر عملکردی قابل اعتراض دارد، سندش را بیاورید.

هیچ سیاستمداری ضمانت‌نامه صدساله برای رفتار آینده خود صادر نمی‌کند. آنچه جامعه می‌تواند بسنجد، سابقه، مواضع، اسناد، برنامه‌ها و عملکرد موجود است. برای آینده نیز قانون، نهادهای دموکراتیک، انتخابات آزاد و محدودیت قدرت است که باید ضمانت ایجاد کند، نه حدس و گمان نویسندگان.

شاهزاده رضا پهلوی را نقد کنید، شدید هم نقد کنید، اما بابت چیزی که واقعاً گفته یا انجام داده است. اگر سند دارید، روی میز بگذارید. اگر ندارید، فرضیات خودتان را به جای واقعیت به مردم نفروشید.

ساختن پرونده از اتفاقاتی که هنوز رخ نداده‌اند نقد سیاسی نیست. این پیش‌داوری است که لباس تحلیل پوشیده است.

ارشان آذری



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy