از نیروهای نیابتی تا شبکههای پنهان؛ الگویی برای فشار فرسایشی بر دشمنان قدرتمندتر
خبرنامه گویا - دو حادثه امنیتی اخیر در بریتانیا و یک پرواز عازم اسرائیل، بار دیگر توجهها را به یکی از قدیمیترین روشهای جمهوری اسلامی برای مقابله با دشمنان قدرتمندتر معطوف کرده است: «جنگ نامتقارن»؛ راهبردی که به جای رویارویی مستقیم و پرهزینه، بر عملیات محدود، نیروهای نیابتی، شبکههای واسطه و ایجاد فشار فرسایشی متکی است.
بازداشت چند نفر در نزدیکی پایگاه هوایی «فرفورد» بریتانیا، که نیروهای آمریکایی از آن در عملیات علیه ایران استفاده کردهاند، و حمله کمکخلبان به خلبان پرواز فلایدبی به مقصد اسرائیل، زمینه گزارش تازه آسوشیتدپرس درباره این راهبرد را فراهم کرده است.
با این حال، تحقیقات درباره هر دو حادثه همچنان ادامه دارد و تاکنون هیچ مدرک عمومی و قطعی درباره ارتباط تهران با آنها ارائه نشده است. مقامهای بریتانیایی از «قرائن محکم» درباره احتمال دخالت ایران در ماجرای فرفورد سخن گفتهاند، اما جزئیات این شواهد منتشر نشده است. تهران نیز هرگونه دخالت را رد کرده است. در پرونده فلایدبی نیز مقامهای آمریکایی از احتمال ارتباط مهاجم با ایران سخن گفتهاند، اما چنین ارتباطی تاکنون اثبات نشده است.
اگر ارتباط تهران با حادثه فرفورد اثبات شود، این پرونده با الگویی مطابقت خواهد داشت که مقامهای امنیتی غربی سالهاست درباره آن هشدار میدهند: استفاده از عملیات کمهزینه و غیرمستقیم برای ایجاد فشار بر دشمنی که از نظر توان نظامی متعارف بسیار قدرتمندتر است.
دکترین «جنگ نامتقارن»
مقامهای نظامی جمهوری اسلامی خود نیز «جنگ نامتقارن» را بخشی از راهبرد نظامی ایران میدانند. در این الگو، هدف لزوماً شکست آمریکا یا اسرائیل در یک نبرد کلاسیک نیست، بلکه افزایش هزینههای طرف مقابل، طولانی کردن درگیری، ایجاد ناامنی و حفظ توان ادامه جنگ است.
جمهوری اسلامی طی دههها این راهبرد را با مجموعهای از ابزارها توسعه داده است: پهپادها و موشکها، قایقهای تندرو و مینهای دریایی، حمله به کشتیها و همچنین استفاده از گروههای مسلح همپیمان در لبنان، یمن، عراق و دیگر نقاط منطقه.
این مدل به تهران اجازه میدهد بدون ورود دائمی به یک رویارویی مستقیم و تمامعیار، فشار نظامی و امنیتی بر دشمنانش را در چند جبهه حفظ کند.
از میدان جنگ تا شبکههای پنهان در اروپا
بخش جنجالیتر این راهبرد، اتهامهایی است که طی سالهای گذشته درباره عملیات پنهانی جمهوری اسلامی در اروپا و آمریکای شمالی مطرح شده است.
سازمان امنیت داخلی بریتانیا، امآی۵، در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد تنها طی یک سال بیش از ۲۰ طرح بالقوه مرگبار مرتبط با ایران را زیر نظر داشته است. اهداف این فعالیتها، بنا بر گزارشهای رسمی بریتانیا، شامل مخالفان جمهوری اسلامی، روزنامهنگاران، یهودیان و اسرائیلیها بوده است.
یکی از ویژگیهای این عملیات، به گفته مقامهای امنیتی غربی، استفاده از واسطهها و شبکههای تبهکاری محلی است؛ روشی که فاصله میان سفارشدهنده و عامل اجرایی را افزایش میدهد و اثبات مسئولیت مستقیم یک دولت را دشوارتر میکند.
کتابخانه مجلس عوام بریتانیا نیز در گزارشی درباره تهدیدهای منتسب به ایران نوشته است که علاوه بر نهادهای حکومتی از جمله سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات، گروههای تبهکاری نیز در برخی عملیات منتسب به ایران در بریتانیا و کشورهای دیگر مورد استفاده قرار گرفتهاند.
در آمریکا نیز وزارت دادگستری در نوامبر ۲۰۲۴ از خنثی شدن طرحی برای سوءقصد به دونالد ترامپ خبر داد و فردی را متهم کرد که به گفته دادستانها از سوی فردی مرتبط با حکومت ایران مأموریت گرفته بود. جمهوری اسلامی این اتهام را رد کرد.
چرا عملیات نیابتی اهمیت دارد؟
ویژگی اصلی چنین عملیاتی «قابلیت انکار» است. استفاده از واسطهها، شبکههای جنایی یا افرادی که حتی ممکن است از هویت واقعی سفارشدهنده مطلع نباشند، میتواند رابطه مستقیم با حکومت سفارشدهنده را دشوارتر کند.
به همین دلیل، اثبات نقش تهران در پروندههایی مانند فرفورد اهمیت ویژهای خواهد داشت. در مقابل، نسبت دادن هر حادثه امنیتی به جمهوری اسلامی پیش از انتشار شواهد نیز میتواند به گمانهزنیهای نادرست دامن بزند.
آنتونیو جیوستوزی، پژوهشگر مؤسسه خدمات متحد سلطنتی، میگوید حادثه فرفورد از نظر الگو میتواند با عملیات فشار و ارعاب سازگار باشد، اما درباره ارتباط جمهوری اسلامی با حمله داخل پرواز فلایدبی تردید جدی وجود دارد.















