Thursday, Oct 8, 2026

صفحه نخست » کابوس ۷ اکتبر؛ ف. م. سخن

IMG_7115.jpegتقدیم به خانم کیانی گرامی

ندیده ام تا کنون هیچ شاعری چهره ی وحشت را ترسیم کند.
حافظ ما گفته شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل و این اوج تجربه ی شاعر است از ترس و وحشت اما من که شاعر نیستم هرگاه یاد ۷ اکتبر می افتم که لشکریان حماس به خانه های مردم هجوم بردند و زدند و کشتند و سوختند و روی مغول را سفید کردند و یادم می آید که زن و مرد و پیر و جوان و کودک در اتاق های امن
با چشمان دریده از وحشت به صدای نعره های آدمخوران پشت در گوش می دهند و بر خود می لرزند و مرددند که آیا در را بگشایند و رحمانیت و راستگویی اسلام را باور کنند و یا در همان جا که هستند بمانند شاید کسی به کمک شان بیاید و نجات شان دهد.... باری می ترسم.

نه از آن ترس ها که دقایقی بعد از یاد می رود بل از آن ترس ها که به طور ناگهانی مو را سفید می کند.

تصاویر آن روز را که دیدم از خودم خجالت کشیدم که چرا نتوانستم از سال انقلاب شوم ۵۷ تا الان حکومت آدمخوران را از پای بیندازم تا شاهد چنین کشتاری نباشم.

من شرمنده ام از تو ای کودک ای زن ای مرد. من هم به خاطر بی عرضگی ام مسوول ام. ۵۰ سال جنگ بی پیروزی و سراسر شکست مرا هم فرسوده کرده است و جز چند قطره اشک برای جان ترسیده ات چیزی برای نثار به تو ندارم.




Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy