Saturday, Oct 10, 2026

صفحه نخست » بازی پوتین میان نجات جمهوری اسلامی و معامله با ترامپ

putin.jpgپوتین میانجی تهران و واشنگتن است یا در پی معاملۀ بزرگ‌تری با آمریکا؟

ناصر اعتمادی

رییس جمهوری روسیه در ملاقات با مسعود پزشکیان گفته است که حاضر است تمام توان خود را برای پایان دادن به جنگ میان تهران و واشنگتن به کار بگیرد. اما آیا مسکو در پی میانجیگری است یا می‌خواهد از نیاز جمهوری اسلامی به خروج از جنگ در معاملۀ بزرگ‌تری با آمریکا استفاده کند؟

دیدار ولادیمیر پوتین و مسعود پزشکیان در زمانی صورت گرفته که دو مسیر هم‌زمان در برابر جمهوری اسلامی باز شده است. از یک سو گفتگو و میانجیگری و از سوی دیگر تدارکات سنتکام برای ازسرگیری احتمالی حملات گسترده به رژیم تهران.

دونالد ترامپ گفته است پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر حملۀ تازه‌ای انجام نخواهد داد. این سخن بیش از آنکه احتمال حمله را منتفی کند، واقعی بودن تدارکات نظامی و تعویق تصمیم نهایی را تأیید می‌کند. در چنین وضعی، پیشنهاد پوتین برای کمک به پایان جنگ را نمی‌توان صرفاً یک ژست دیپلماتیک دانست.

پرسش نخست این است که مسکو از ایفای این نقش چه سودی می برد. ادامۀ بحران در تنگۀ هرمز و افزایش بهای نفت، دست‌کم از حیث قیمت انرژی، به زیان روسیه نبوده است. بنابراین اگر کرملین اکنون برای پایان جنگ اعلام آمادگی می‌کند، باید فرض کرد منفعت مهم‌تری در پایان آن می‌بیند. این منفعت شاید اساساً بیرون از پروندۀ جمهوری اسلامی باشد.

روسیه خود درگیر جنگی فرسایشی در اوکراین است. مسئلۀ پوتین فقط پایان دادن به جنگ نیست. او به راهی نیاز دارد که بدون پذیرش تصویر شکست از آن خارج شود. به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را تثبیت دستاوردها معرفی کند. همچنین باید بتواند نشان دهد روسیه همچنان قدرتی است که آمریکا ناگزیر از معامله با آن است. از این منظر، بحران جمهوری اسلامی می‌تواند برای مسکو به اهرمی در معاملۀ بزرگ‌تری با واشنگتن تبدیل شود.

جمهوری اسلامی نیز با مسئله‌ای مشابه روبرو است. البته از موضعی بسیار ضعیف‌تر. حکومت ایران پس از تحمل ضربات سنگین نظامی و فرسایش موقعیت منطقه‌ای خود به راه خروج «آبرومندانه» نیاز دارد. راهی که در داخل کشور بتواند آن را نه تسلیم، بلکه حفظ نظام و دفع خطر معرفی کند.

از این منظر روسیه برای رژیم ایران مزیتی دارد که قطر یا پاکستان و ترکیه ندارند. مسکو فقط حامل پیام نیست. پوتین طرف مستقیم واشنگتن است. رهبر یک قدرت هسته‌ای است. در پرونده‌های دیگر نیز چیزی برای معامله دارد.

از همین رو بعید نیست روی آوردن تهران به پوتین حاصل تصمیمی در سطح کل حاکمیت ایران باشد، نه ابتکار شخص پزشکیان. حتی می‌توان پرسید آیا این انتخاب بیش از همه با نگاه سپاه و دستگاه امنیتی نظام سازگار نیست. یعنی بخشی که روسیه را نزدیک‌ترین شریک راهبردی جمهوری اسلامی در میان قدرت‌های بزرگ می‌بیند.

دشوار است تصور کنیم که پزشکیان در چنین لحظۀ حساسی بدون پشتوانۀ مراکز اصلی قدرت وارد گفتگو با پوتین شده باشد. ورود او به این گفتگو خود می‌تواند گواه نگرانی و آگاهی حکومت از جدی بودن خطر ازسرگیری حملات نظامی گسترده باشد.

در این صورت مسئله فقط درخواست میانجیگری نیست. میانجیگری واقعی مستلزم اختیار است. اگر پوتین فقط سخنان تهران و واشنگتن را منتقل کند، امتیاز چندانی بر قطر ندارد. نقش او زمانی مهم می‌شود که بداند جمهوری اسلامی تا کجا حاضر است عقب‌نشینی کند. چه امتیازهایی را می‌پذیرد. خطوط قرمزش کجاست. در آن صورت، مسکو بخشی از مدیریت بحران را از جانب تهران در دست می‌گیرد.

به این ترتیب رابطۀ دو طرف از اتحاد به معامله نزدیک می‌شود. منافع روسیه و جمهوری اسلامی یکی نیست. پوتین ممکن است خواهان بقای جمهوری اسلامی باشد. اما نه به هر قیمت. اگر پروندۀ تهران بتواند در اوکراین، تحریم‌ها، انرژی یا مناسبات با آمریکا برای روسیه ارزش معاملاتی ایجاد کند، دلیلی ندارد منافع جمهوری اسلامی بر منافع روسیه تقدم پیدا کند. در چنین وضعی، تهران می‌تواند به جای شریک به یکی از کارت‌های مسکو تبدیل شود.

پس مسئلۀ اصلی این نیست که آیا پوتین می‌تواند جای قطر را بگیرد. مسئله این است که آیا روسیه می‌خواهد از نیاز جمهوری اسلامی به خروج از جنگ برای تقویت موقعیت خود در برابر واشنگتن استفاده کند. پوتین و جمهوری اسلامی هر دو به راه خروج نیاز دارند. اما توان چانه‌زنی آنها برابر نیست. روسیه هنوز اهرم‌های مستقل جهانی دارد. جمهوری اسلامی بیش از گذشته به حمایت بیرونی نیازمند شده است.

اما اگر میانجیگری مسکو نیز شکست بخورد، پرسش اصلی دوباره با شدت بیشتری بازخواهد گشت. آیا آمریکا پس از سوم نوامبر حملات خود را علیه جمهوری اسلامی از سر می‌گیرد؟ و اگر چنین کند، این بار برای چه؟ برای فشار بیشتر و رسیدن به آتش‌بسی دیگر؟ یا برای تحمیل شرایطی که جمهوری اسلامی دیگر نقش واقعی در تعیین آنها نداشته باشد؟

اگر ترامپ پس از شکست قطر، شکست روسیه و ناکامی مذاکرات بار دیگر گزینۀ نظامی را انتخاب کند، دشوار خواهد بود این تصمیم را صرفاً ادامۀ همان سیاست سابق دانست. چنین تحولی می‌تواند نشان دهد که گزینۀ معامله در واشنگتن عقب نشسته است. منطق تازه می‌تواند چیز دیگری باشد. رساندن جمهوری اسلامی به نقطه‌ای که میان پذیرش شرایط تحمیلی و به خطر افتادن بقای خود یکی را انتخاب کند.

از این منظر، دیدار پوتین و پزشکیان شاید مهم‌تر از ظاهر آن باشد. این دیدار می‌تواند نشان دهد جمهوری اسلامی تا چه اندازه برای خروج از جنگ به روسیه نیازمند شده است و پوتین تا چه اندازه حاضر است این نیاز را در خدمت معاملۀ بزرگ‌تر خود با آمریکا قرار دهد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy