Saturday, Oct 17, 2026

صفحه نخست » «لُر بی‌سواد»؛ جنجال سخنان سعید لیلاز درباره کریم‌خان زند

laylaz.jpgخبرنامه گویا - اظهارات اخیر سعید لیلاز درباره کریم‌خان زند، از جمله توصیف او به‌عنوان «یک لُر بی‌سواد» و ادعاهایی درباره دائم‌الخمر بودن خاندان زندیه، واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخته است. لیلاز پس از بالا گرفتن انتقادها، اعلام کرد سخنانش تقطیع شده و قصد توهین به مردم لر یا خاندان زندیه را نداشته است. او همچنین عذرخواهی کرد. مطلب زیر، واکنش حمید آصفی به این اظهارات و نقد شیوه داوری تاریخی لیلاز است.

وقتی روشنفکر به تحقیر قومی پناه می‌برد؛ اعتراض به سعید لیلاز و دفاع از شأن تاریخی کریم‌خان زند

حمید آصفی

اظهارات اخیر سعید لیلاز، تحلیلگر سیاسی و اقتصادی، درباره کریم‌خان زند با واکنش‌های گسترده‌ای روبه‌رو شده است. لیلاز در بخشی از یک گفت‌وگو، بنیان‌گذار سلسله زندیه را «یک لُر بی‌سواد» توصیف کرد و مدعی شد اعضای خاندان او همواره مست بوده‌اند. انتشار این سخنان اعتراض‌هایی را، به‌ویژه درباره لحن تحقیرآمیز و اشاره به قومیت کریم‌خان، برانگیخت. لیلاز پس از بالا گرفتن انتقادها، توضیح داد که سخنانش تقطیع شده و قصد توهین به مردم لر یا خاندان زندیه را نداشته است. او همچنین بابت برداشت ایجادشده از اظهاراتش عذرخواهی کرد.

با این حال، مسئله تنها یک لغزش لفظی یا نیت شخصی گوینده نیست؛ با نمونه‌ای از ورشکستگی استدلال در لباسی از اعتمادبه‌نفس روشنفکرانه مواجهیم. این شیوه سخن‌گفتن، پرسشی جدی درباره مرز میان نقد تاریخی و تحقیر قومی پیش می‌کشد.

آقای لیلاز حق دارند کریم‌خان زند را نقد کنند، سیاست‌هایش را به پرسش بکشند و درباره ضعف‌های حکمرانی او داوری کنند؛ اما کمبود استدلال را نمی‌توان با تحقیر قومی جبران کرد. تفاوتی بنیادین میان بررسی انتقادی یک فرمانروا و فروکاستن شخصیت او به چند صفت توهین‌آمیز وجود دارد. اولی به شناخت تاریخ کمک می‌کند؛ دومی جای پژوهش را با قضاوت شتاب‌زده عوض می‌کند.

فرض کنیم کریم‌خان خواندن و نوشتن نمی‌دانسته است. خب که چه؟ آیا تاریخ سیاست را فقط باسوادان نوشته‌اند؟ آیا مدرک و دانش رسمی تضمین‌کننده عقل سیاسی، فهم جامعه و توانایی حکمرانی است؟ اگر چنین بود، جهان باید از حکومت‌های خردمند و مدیران کارآمد پر می‌شد؛ حال آنکه تاریخ مملو از فرمانروایان تحصیل‌کرده‌ای است که با تصمیم‌هایشان ملت‌ها را به ویرانی کشانده‌اند. سواد ارزشمند است، اما به‌تنهایی نه نشانه خرد است و نه تضمین‌کننده شایستگی سیاسی. پرسش تاریخی باید این باشد که یک فرمانروا چگونه قدرت را به دست آورد، چگونه آن را اداره کرد و چه پیامدهایی برای جامعه برجای گذاشت.

کریم‌خان زند در دوره‌ای به قدرت رسید که ایران از جنگ‌های داخلی، فروپاشی اقتدار مرکزی و رقابت خونین مدعیان سلطنت آسیب دیده بود. او توانست بخش بزرگی از کشور را زیر اقتدار خود قرار دهد، شیراز را به مرکز حکومتش تبدیل کند و مناسباتی نسبتاً باثبات برقرار سازد. اقدامات عمرانی و شهری او نیز بخشی از میراث تاریخی ایران شد. انتخاب عنوان «وکیل‌الرعایا» به‌جای شاه، بیانگر تصویری بود که می‌خواست از رابطه خود با مردم ارائه کند؛ هرچند حکومتش را نباید با دموکراسی به معنای امروزی یکسان گرفت.

البته کریم‌خان قدیس نبود و حکومتش نیز فراتر از نقد قرار نمی‌گیرد. می‌توان درباره خشونت‌های سیاسی، محدودیت‌های قدرت و تصمیم‌های او بحث کرد و حتی برخی اقداماتش را محکوم دانست. اما نقد تاریخی زمانی اعتبار دارد که بر سند، استدلال و شناخت شرایط زمانه تکیه کند. کسی که می‌خواهد کارنامه کریم‌خان را زیر سؤال ببرد، باید نشان دهد کدام تصمیم و کدام پیامد تاریخی مبنای داوری اوست؛ نه اینکه با چند صفت، پرونده یک فرمانروا را ببندد.

بخش حساس‌تر ماجرا آنجاست که «لُر بودن» در کنار «بی‌سوادی» قرار می‌گیرد؛ گویی تعلق به قوم لر خود نشانه‌ای از عقب‌ماندگی است. اگر چنین برداشتی از عبارت نقل‌شده حاصل شود، باید صریح گفت که قومیت نه نشانه نادانی است و نه مجوز تحقیر انسان‌ها. خاستگاه قومی یک شخصیت تاریخی را می‌توان بررسی کرد، اما نمی‌توان آن را به صفتی منفی تبدیل کرد و از مخاطب انتظار داشت که چنین کاری را تحلیل بداند.

قوم لر بخشی پرافتخار از تاریخ و فرهنگ ایران است؛ مردمانی با میراثی غنی از زبان، موسیقی، ادبیات شفاهی، سنت‌های اجتماعی و تجربه تاریخی. از زاگرس تا شهرهای بزرگ ایران، مردان و زنان لر در عرصه‌های فرهنگی، علمی، اقتصادی و سیاسی در ساختن جامعه ایرانی سهم داشته‌اند. شجاعت، استقامت و پیوند عمیق با سرزمین در روایت تاریخی این مردم جایگاهی برجسته دارد؛ اما ارزش قوم لر را نباید به این صفات نیز محدود کرد. احترام به مردم لر، پذیرش جایگاه آنان در تاریخ متنوع ایران است، نه امتیازی که دیگران به آنان اعطا کنند.

درباره ادعای دائم‌الخمر بودن نیز باید میان روایت تاریخی و ادعای اثبات‌شده تفاوت گذاشت. حتی اگر منبعی به مصرف شراب در خاندان زندیه اشاره کرده باشد، این موضوع به‌تنهایی ادعای دائم‌الخمر بودن اعضای آن خاندان را اثبات نمی‌کند. هرچه ادعا سنگین‌تر باشد، مسئولیت اثبات آن نیز بیشتر است. اعتبار رسانه‌ای یا تخصص در یک حوزه، جای سند تاریخی را نمی‌گیرد.

آقای لیلاز، اگر درباره کریم‌خان سندی دارید، ارائه کنید؛ اگر به شیوه حکمرانی او انتقاد دارید، استدلال کنید. اما تاریخ ایران را نمی‌توان با چند کلمه از حافظه مردم پاک کرد و شأن یک قوم را نمی‌توان به داوری یک تحلیلگر وابسته ساخت. کریم‌خان زند نه قدیس بود و نه فراتر از نقد؛ اما نقد او نیز به دانش و انصاف نیاز دارد. اعتراض به تحقیر قومی، دفاع بی‌قیدوشرط از یک فرمانروا نیست؛ دفاع از حق تاریخ برای داوری مستند و حق مردم برای برخورداری از احترام است.

.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy