
ساقی، به جامِ عَدل بِدِه بادِه! تا گِدا
غِیرَت نَیاوَرَد، کِه جَهان پُربَلا کُنَد!
(حافظ)
الله؛ خالق جهان، جن و انس، مالک گنجها و ملایان، وکیلِ الله در این سِکولوم
میدانیم که طرفداران نظریه ولایت فقیه دوازدهامامی در ایران باور دارند که در دوران غیبت «امام معصوم»، فقیه عادل و جامعالشرایط، مصداق «اولیالامر» (قرآن) و صاحب فرمان است و مردم موظف به اطاعت مطلق از احکام حکومتی او هستند.
با وجود نظر کاملاً متضاد فقیهان دیگر، ملایان شیعه توانستند با اتحاد با چپهای کمونیست و ملیمذهبیها در ایران، به شیوه نیرنگ و خدعه، قدرت را پس از گذشت ۱۳۱۸ سال از قتل خلیفه چهارم مسلمین، امام اول شیعیان، به دست گیرند و خلافت را در ایران دوباره برپا کنند. حفاظت از این نظام را از اوجب واجبات بدانند؛ مخالفان را اعدام کنند و احکام الهی قرآن را در صورت نیاز ساقط و لغو نمایند. مُلک و مردمان ایران را غنیمت جنگی قلمداد کنند و گنجهای زمینی را به نام خدا تصاحب نمایند؛ ایران، مملکت ملایان و قزلباشان؟
این فاجعه در ایران، نتیجه اتحاد نامیمون اسلامگرایان خداشناس، چپهای کمونیست بیخدا و ملیمذهبیهای میانهخواه بود.
● آیا ایرانیان بهتنهایی قادر به براندازی این نظام فاجعهبار هستند؟
هر کسی با نیروی طبیعی خدادادی خود و با اندکی کوشش میتواند به این پرسش پاسخی سنجیده پیدا کند. نیازی به بهرهگیری از نظریه فیلسوفان و دانشمندان جامعهشناس هم نیست. نگارنده در اینجا فشرده و فهرستوار دلایل خود را میآورد. این عوامل، از یک سو بازدارنده اقدام خود ایرانیان هستند و از سوی دیگر، نیاز به یاریرسانی خارجی برای براندازی نظام ستمگر را توجیه میکنند:
-
پهلویستیزی مفرط ملایان و دشمنی با تاریخ شاهنشاهی چند هزارساله ایران پیش از اسلام، با ترویج دروغ و تهمت،
-
دینخویی خود ایرانیان در طول تاریخ و تغذیه و باج دادن به ملایان،
-
نفوذ مستمر، دیکته کردن و دخالت ملایان شیعه دوازدهامامی به مدت بسیار طولانی در همه ارکان و شئون زندگی ایرانیان، ترویج خرافات و... (ازدواج، طلاق، مرگ، جهنم و بهشت و...)،
-
دست یافتن ملایان شیعه به قدرت مطلق و ثروت در ایران،
-
چپاول، حاتمبخشی و فقیر کردن پنجمین سرزمین ثروتمند جهان، با موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد،
-
ظهور و قدرت گرفتن الیگارشهای بیفرهنگ و خانوادههای ستمگر نوین،
-
شناخت و مهارت ملایان در ایجاد تفرقه، چنددستگی و بیاعتمادی میان مردمان ایران و به خدمت گرفتن بعضی از آنان،
-
هماهنگ شدن با روسیه، چین و کره شمالی علیه غرب،
-
عشق و عطش به قدرت پس از قرنها در اقلیت بودن تشیع، سرکوب گسترده اقلیتهای دینی و سیاسی و...،
-
وحشت بزرگ از فروپاشی؛ ایجاد رعب و وحشت، فدا کردن مُلک و ملت، پناه بردن به ملیگرایی کاذب و بیآبرو کردن بزرگان و نمادهای جامعه،
-
لجاجت و پایداری مطلق و کورکورانه بر ایدئولوژی آخرالزمانی.
این فهرست میتواند کاملتر شود!
برافتادن و آینده نظام ملایان در ایران
هیچ معلوم نیست که مردمان شریف و شجاع ایران تا چه اندازه و تا کجا باید هزینه جانی و مالی بپردازند تا طایفه ملایان از ادعای ایدئولوژیک بیجا، ناحق و ایرانسوز خود دست بردارند. چه باید بشود تا دست این طایفه از دین خدا کوتاه شود و نهایتاً به حجره، مکتبخانه و مسجد خود بازگردند؟
آشکار است که حکومت از شعلهور شدن آتش زیر خاکستر جامعه آگاه شده و به هراس افتاده است. علاوه بر ایجاد رعب و وحشت، مشغول مجهز کردن هواداران و پابرهنهها به سلاحهای گرم و سرد برای رویارویی و مقابله با قیامها و شورشهای گسترده احتمالی مردمی است؛ امری که خود نشان از هراس قدرتمداران و ناتوانی آنان در کنترل اعتراضات دارد. از ملت عذرخواهی کردن، شرافتمندانهتر و شجاعانهتر از به راه انداختن جنگ داخلی است.
بیچاره نفت و گاز و کریمخان زند ایران
گوش فرادادن به خواستههای معترضان، شرافتمندانهتر از به میدان فرستادن مهرههای سوختهای مانند استاد تاریخ دانشگاه و اقتصاددان ورشکستهای است که میگفت: «به نظر من کل نظام بانکی ایران و تمام بانکهای کشور به هیچ وجه حتی در معرض تلاطم هم نیستند، تا چه رسد به ورشکستگی یا فروپاشی.»
این در حالی است که امروز دلار هفتتومانی گذشته از مرز دویست و هفتاد هزار تومان هم گذشته و همزمان مسئولان بانکی متواری شدهاند و...
این تحریف تاریخ است که استادی روانپریش از یک دانشگاه را به میدان بیاورند تا کریمخان زند را، به دلیل عیاشیهای شبانه در اواخر عمرش، دائمالخمر جلوه دهد؛ در حالی که بسیاری از مورخان غربی و شرقی (مانند جان ملکم و ادوارد اسکات وارینگ)، کریمخان را یکی از دادگرترین و مردمیترین حکام تاریخ ایران دانستهاند که هرگز خود را «شاه» ننامید و لقب «وکیلالرعایا» (نماینده مردم) را برگزید.
و یا اینکه نفت و گاز و منابع زیرزمینی سرزمین هزارانساله مردمانی را که نسل اندر نسل روی آن کار و زندگی کردهاند، از اموال الله و رسولالله و امام زمان ناپیدا بدانند و خود را همزمان «وکیل الله» روی زمین جا بزنند؛ این یعنی دزدی و بالا کشیدن اموال و بیتالمال مردم.
شرمآور نیست که ملایی خدایی را روزانه پنج بار عبادت کند و همزمان اعتبار وی را تا مقام یک شهردار محلی و مأمور کنترل قیمت کالاهای مصرفی روی زمین پایین بیاورد؟
راه رستگاری ستمگران
ایرانیان هزاران سال است که در سرزمین شیر و خورشید خود زندگی میکنند، آن هم پیش از پیدایش موسی، عیسی و محمد.
پایان دادن به رفتار و کردار زشت و ناپسند و ستمگری در حق مردم، از این مردمان شریف، شجاع و بزرگوار پوزش خواستن، درخواست عفو کردن و سپردن کار آنها به دست خودشان، بهتر از هر «جنگی» است و احتمالاً تنها راه رستگاری است که برایتان باقی مانده باشد.
عالم را زیر و زبر کردهای
تا تویی، آخر چه هنر کردهای؟
(مخزنالاسرار، نظامی گنجوی)
پاینده بماند ایران

















