خبرنامه گویا - در حالی که گمانهزنیها درباره پایان ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما شدت گرفته، نام یکی از مدیرانی که در دوره او اخراج شد، بهعنوان گزینه جانشینیاش مطرح شده است؛ مصطفی محمدی، مدیر سابق مرکز طرح، برنامه و بودجه صداوسیما که به نوشته رویداد۲۴، پس از اختلاف با جبلی از این سازمان اخراج شد.
محمدی در دوران ریاست عبدالعلی علیعسگری به یکی از سمتهای مهم مدیریتی صداوسیما رسید و در تصمیمگیریهای مالی و برنامهریزی این سازمان نقش داشت. او همچنین در مناقشه حق پخش تلویزیونی مسابقات فوتبال، نماینده صداوسیما در مذاکرات و مناظرهها با مسئولان فوتبال بود؛ اختلافی که در نهایت به نتیجه مشخصی برای باشگاهها نرسید.
با روی کار آمدن پیمان جبلی و قدرت گرفتن وحید جلیلی، برادر سعید جلیلی، در مدیریت صداوسیما، ترکیب مدیریتی این سازمان تغییر کرد. محمدی نیز در پی اختلاف با جبلی اخراج شد و فعالیت خود را بهعنوان مشاور قرارگاه قرب ادامه داد.
اکنون مطرح شدن نام این مدیر اخراجی برای جانشینی جبلی، همزمان با افزایش انتقادها از مدیریت فعلی صداوسیما، توجه رسانهها را جلب کرده است. جبلی و وحید جلیلی در سالهای اخیر به دلیل آنچه منتقدان تبدیل صداوسیما به تریبون جریانهای نزدیک به جبهه پایداری و نادیده گرفتن دیدگاههای بخش بزرگی از جامعه میدانند، با انتقاد روبهرو بودهاند.
دوره پنجساله ریاست جبلی هفتم مهرماه به پایان رسید. روزنامه جمهوری اسلامی نیز در گزارشی به نقل از منابع غیررسمی مدعی شده که تغییر رئیس صداوسیما قطعی است؛ هرچند هنوز حکم رسمی تازهای اعلام نشده است.
در میان گزینههای مطرح، نام افرادی چون علی دارابی، عبدالرضا رحمانیفضلی و محسن اسماعیلی نیز دیده میشود. رویداد۲۴ شانس مصطفی محمدی را برای تصدی ریاست صداوسیما چندان بالا ارزیابی نکرده و او را مدیری باتجربه اما کمتر شناختهشده توصیف کرده است.
مطرح شدن نام مدیری که در دوره جبلی اخراج شد، این پرسش را مطرح کرده است که آیا تغییر احتمالی ریاست صداوسیما به معنای پایان نفوذ وحید جلیلی و جریان نزدیک به جبهه پایداری در این سازمان خواهد بود؟
این تصمیمات در جمع چهارنفره مصطفی محمدی، در کنار علیعسگریِ پدر، علیعسگریِ پسر و رهبریفر، رئیس مرکز صیانت و حفاظت، گرفته میشد.
یکی از نمودهای بیرونی این تصمیم در دوران جبلی منعکس شد؛ جایی که صداوسیما با ستاد مبارزه با مواد مخدر تفاهمنامه همکاری امضا کرد.
محمدی درباره این همکاری به رسانهها گفت:
«در دوره جدید، هدف و نتیجهگرایی در دستور کار قرار دارد و بر اساس رویکرد جدید مدیریت سازمان، در چارچوب طرح عملیات مشترک رسانهای، دستگاهها برای نیل به اهداف و تعالی کشور مورد حمایت قرار میگیرند. ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز جزء دستگاههای مهم و در اولویت اول سازمان صداوسیما است که از سالهای قبل اقدامات مشترکی را انجام دادهاند. در این دوره، هر دو نهاد یک اتاق مشترک خواهند داشت تا ماهانه خروجی کارها را بررسی و بر مبنای آن برنامهریزی جدید انجام شود تا به آن نقطه هدفی که آگاهسازی، اطلاعرسانی و فرهنگسازی است، با سرعت بیشتری دست پیدا کنیم.»
اما جای دیگری که نام مصطفی محمدی در رسانهها بیش از گذشته مطرح شد، حضور او در برنامههای مختلف و مناظره با مدیران فدراسیون فوتبال بر سر حق پخش تلویزیونی به باشگاههای حاضر در لیگ برتر فوتبال ایران بود.
محمدی در مناظره با محمدرضا ساکت مدعی شد که صداوسیما به وظایف قانونی خود در این حوزه عمل کرده است:
«در سالهای ۱۳۹۹، ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ بندی اضافه شد که تمام درآمدهای صداوسیما ناشی از حق پخش به حساب خاصی در خزانه واریز شود و با نسبت ۷۰ درصد سازمان صداوسیما و ۳۰ درصد وزارت ورزش عودت بشود. اما عددی که ما پرداخت کرده بودیم را، حتی سهم خودمان را، به ما برنگشت ندادند. حالا برای وزارت را نمیدانیم.»
او سپس بهصورت مستقیم پیشنهادات سازمان صداوسیما برای پرداخت حق پخش را مطرح کرد و گفت:
«نکته اول در حوزه حق پخش این است که عدد حق پخش در مسابقات ورزشی که یکی از آنها هم فوتبال است، چقدر است؟ عملاً باید فدراسیونها و وزارت ورزش عددش را دربیاورند. برای ما تفاوتی نمیکند. در واقع، وزارت ورزش و فدراسیونها باید مشخص کنند که خدماتشان ۱۰ میلیارد میارزد یا هزار میلیارد یا بیشتر. بودجه ما هم دولتی است.»
اما ماجرا در نهایت به همان جایی ختم شد که همیشه سازمان صداوسیما به سمت آن میرفت؛ بودجه:
«در نتیجه، پیشنهادی که ما به دوستان (دولت و مجلس) دادیم این است که یک ردیف بودجه مستقل برای حق پخش بهصورت سالیانه با عدد تفاهمشده در فدراسیونها و وزارت ورزش تصویب بشود و در اختیار سازمان صداوسیما قرار بگیرد تا با مدلی که خود وزارت ورزش و فدراسیون میگوید، در اختیار باشگاههای ورزشی قرار داده بشود.»
البته مسئله حق پخش بهطور کامل رفع نشد و محمدی هم در دوران مدیریت خود این فرصت را پیدا نکرد تا باشگاهها به حق خود در این زمینه برسند.
محمدی هم خیلی زود با جبلی به مشکل خورد و از سازمان صداوسیما کنار رفت تا به فعالیتهای فرهنگی دیگر خود بهعنوان مشاور قرارگاه قرب بپردازد.
در میان گزینههای ریاست سازمان صداوسیما، محمدی بسیار پرسابقه اما کمنامونشان است. در کارنامهاش جنجال خاصی دیده نمیشود، جز اینکه به دلیل اختلاف با جبلی از سازمان جدا شده است.
حضور او در سمتهای کلان اجرایی سازمان میتواند یک مزیت و ارزش افزوده باشد، اما آیا چهرهای مانند او توانایی هدایت صداوسیما در این شرایط جنگی و ایجاد وفاق در جامعه را دارد؟
خیلی بعید است. نه به خاطر اینکه محمدی مدیر خوب یا بدی است، بلکه به این خاطر که شرایط بهگونهای نیست که چهره کمسروصدایی بتواند این کشتی بهگلنشسته را به سرمنزل مقصود برساند.

















