خبرنامه گویا - حسین آقایی، کارشناس مسائل نظامی و امنیتی، در گفتوگو با شبکه ایران اینترنشنال ، با بررسی تحرکات اخیر جنگندههای اسرائیلی و احتمال حمله دوباره به ایران، از افزایش خطر وقوع دور تازهای از جنگ سخن گفت:
مجری: گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد آمریکا به سمت حمله پیشدستانه متمایل شده است. از سوی دیگر، شاهد مانورهای اخیر جنگندههای اسرائیلی بودهایم. با توجه به این تحولات، منطقه اکنون در چه وضعیت نظامی قرار دارد؟
حسین آقایی: به نظر میرسد وقوع دور تازهای از درگیریها تقریباً اجتنابناپذیر و حتی میتوان گفت تقریباً قطعی است؛ مگر اینکه اتفاقات خاصی رخ دهد. برای مثال، جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا شکست سنگینی بخورند یا بنیامین نتانیاهو بار دیگر نخستوزیر اسرائیل نشود. چنین تحولاتی میتواند بر تصمیم سیاستگذاران و استراتژیستهای آمریکا و اسرائیل تأثیر بگذارد. بنابراین، نمیتوان نقش انتخابات این دو کشور را در تصمیمگیریهای نظامی نادیده گرفت.
مانور اخیر جنگندههای اسرائیلی که تا نزدیکی ایران پیش رفتند، بسیار مهم است و نشانه آشکاری از تمرین برای عملیات نظامی آینده محسوب میشود. سه ماه پیش از عملیات «طلوع شیران» نیز اسرائیل مانور مشابهی انجام داده بود که طی آن جنگندهها از اسرائیل به سمت سوریه و عراق پرواز کردند و بازگشتند.
این اقدامات بخشی از مرحلهای است که در اصطلاح نظامی «مرحله صفر جنگ» نامیده میشود. ما اکنون در همین مرحله قرار داریم؛ مرحلهای که شامل تمرینهای عملیاتی و راهبردی، افزایش آمادگی رزمی و پایش اطلاعاتی است. در مراحل بعدی وارد فاز جنبشی یا همان عملیات نظامی مستقیم خواهیم شد.
جنگندههای شرکتکننده در این مانور احتمالاً از نوع اف-۳۵ نیروی هوایی اسرائیل بودهاند که تعدادی هواپیمای سوخترسان نیز آنها را همراهی میکردند. هدف این مانورها علاوه بر نمایش قدرت هوایی و توان بازدارندگی اسرائیل، ارزیابی سرعت رسیدن به صحنه نبرد، میزان مصرف سوخت، ظرفیت حمل مهمات و همچنین بررسی وضعیت پدافند هوایی جمهوری اسلامی و محیط دفاعی منطقه است.
با توجه به هشدارهای بسیار جدی روز گذشته بنیامین نتانیاهو به جمهوری اسلامی و همچنین مفاد دکترین امنیتی جدید اسرائیل که بر حملات پیشدستانه و پیشگیرانه تأکید دارد، معتقدم اگر نتانیاهو تنها تصمیمگیرنده بود، تا همین امروز حملاتی علیه جمهوری اسلامی انجام میداد.
به نظر میرسد در حال حاضر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، و ایال زامیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، از جمله کسانی هستند که توصیه به احتیاط میکنند. اما به اعتقاد من، پس از انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، ایران شاهد حملات بزرگی خواهد بود.
مجری: نیویورک تایمز نیز به سناریوی یک کارزار بمباران ۷۲ ساعته اشاره کرده است. با توجه به توضیحاتی که دادید، این سناریو را چقدر جدی میدانید و به نظر شما جنگ احتمالی چه ابعادی خواهد داشت؟
حسین آقایی: نیویورک تایمز تنها به یکی از سناریوهای محتمل اشاره کرده است؛ یک کارزار بمباران هوایی سهروزه که طبق این گزارش، دو هدف را دنبال میکند: نخست، وارد کردن شوک اقتصادی و ایجاد زمینه فروپاشی اقتصادی جمهوری اسلامی، و دوم، وادار کردن حکومت به مذاکره و تسلیم.
اما به نظر من، در تصویر کلی دو سناریوی اصلی، دو سناریوی فرعی و چهار وضعیت نهایی احتمالی برای ایران وجود دارد.
سناریوی نخست، حملات سنگین هوایی با دامنه محدود است؛ برای مثال، حمله به تأسیسات هستهای و موشکی، مراکز فرماندهی و کنترل و مغزهای متفکر سپاه پاسداران. در چنین شرایطی، دونالد ترامپ میتواند پس از انجام عملیات اعلام پیروزی کند.
سناریوی دوم، حملات سنگین هوایی با دامنه گسترده است. در این حالت، علاوه بر تأسیسات هستهای و موشکی، ممکن است شاهد حذف فیزیکی مقامات جمهوری اسلامی و حمله به بخشی از زیرساختهای انرژی ایران باشیم.
این سناریوی دوم خود دو شکل دارد. نخست، بمباران هوایی به سبک یوگسلاوی در مارس ۱۹۹۹ که هدف نهایی آن وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم در میانه جنگ است.
شکل دوم، بمباران هوایی به سبک جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ است که دیگر هدف آن تسلیم حکومت نیست، بلکه تغییر رژیم و از میان برداشتن جمهوری اسلامی است.
به نظر من، هدف اسرائیل نابودی جمهوری اسلامی است؛ مشابه آنچه بر سر حکومت صدام حسین در عراق یا آلمان نازی در پایان جنگ جهانی دوم آمد. اما درباره آمریکا مطمئن نیستم که هدف نهایی آن به اندازه اسرائیل، تغییر رژیم باشد. اگر واشینگتن با اسرائیل همسو شود، ممکن است این هدف را دنبال کند؛ در غیر این صورت، احتمال دارد الگوی یوگسلاوی و وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم را در پیش بگیرد.
در نهایت، چهار وضعیت اصلی برای آینده ایران قابل تصور است: نخست، تبدیل یا دگرگونی ساختار رژیم؛ دوم، تغییر کامل رژیم؛ سوم، بیثباتی مدیریتشده؛ و چهارم، گرفتار شدن ایران در آشوب، سیاهچاله و برزخ ژئوپلیتیکی.
آنچه اهمیت زیادی دارد، محاسبات دو طرف در جریان جنگ است. جمهوری اسلامی در ساعات و روزهای نخست بررسی خواهد کرد که آمریکا با چه شدت و اهدافی حمله میکند.
اگر حکومت به این نتیجه برسد که آمریکا قصد دارد زیرساختهای ایران را هدف قرار دهد، مردم را به خیزش گسترده دعوت کند و به سمت تغییر رژیم حرکت کند، احتمالاً تلاش خواهد کرد جنگ را طولانیتر کند.
واکنش جمهوری اسلامی در این میان بسیار تعیینکننده است. جمهوری اسلامی حاضر است تا مرز نابودی و ویرانی ایران پیش برود، فقط برای اینکه در قدرت باقی بماند.
پیروزی زمانی به دست میآید که این تصور از ذهن جمهوری اسلامی کاملاً از بین برود.
***

















