خبرنامه گویا ـ اللهکرم مشتاقی، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی در لبنان، در مناظرهای با مجید شریفی، نگرانی درباره حمله به زیرساختهای کشور را در برابر آنچه «جنگ وجودی» خواند، کماهمیت دانست.
مشتاقی گفت: «دشمن زیرساخت میزند که میزند؛ خیلی حسابکتاب میکنیم که آقا اگر زیرساخت بزنند چهکار بکنیم؛ بابا ما وارد یک جنگ وجودی شدهایم که تأسیسات و زیرساخت و اینها اصلاً پیش آن چیزی نیست.»
او در ادامه، با بیان اینکه پیامدهای قطع برق و آب و آسیبدیدن راهها و سدها را درک میکند، استدلال کرد که در چنین جنگی چاره دیگری وجود ندارد.
اللهکرم مشتاقی در مناظره با مجید شریفی: دشمن زیرساخت میزند که میزند؛ خیلی حساب کتاب میکنیم که آقا اگر زیر ساخت بزنند، چهکار بکنیم؛ بابا ما وارد یک جنگ وجودی شدهایم معلوم بود که از کجا موشک به سمت رهبری شلیک شد؛ اگر من بودم همان زمان حاکم آن کشور را میکشتم قذافی کشته شد چی شد؟ دنیای عرب خیلی ذلیلتر از آن هست که ما فکرش را میکنیم فیلم کامل مناظره در لینک زیر https://t.co/MIw8mnYfhH
-- انتخاب (@Entekhab_News) November 4, 2026
در بخش دیگری از همین مناظره، مشتاقی از ادامه جنگ تا انتهایی نامعلوم دفاع کرد و گفت نمیداند «تهش کجاست». در مقابل، شریفی هشدار داد که بازسازی زیرساختهای تخریبشده ممکن است دههها طول بکشد و پرسید آیا چنین نتیجهای همان دستاوردی است که دنبال میکردند؟
واکنش حمید مروت؛ «وطنپرستان دوازدهروزه کجایند؟»
حمید مروت در واکنش به این سخنان، با طرح پرسش «وقتی بقای نظام از بقای ایران مهمتر میشود، وطنپرستان دوازدهروزه کجایند؟»، مواضع بخشی از جریانهای چپ، ملیمذهبی و نواندیشان دینی را به نقد کشید:
الله کرم مشتاقی، دیپلمات جمهوری اسلامی: مهم نیست که زیرساختهای برق و آب و نفت رو بزنن برای حفظ بقا چارهای جز این نیست.
وقتی بقای نظام از بقای ایران مهمتر میشود/ وطن پرستان ۱۲ روزه کجایند؟
در جریان جنگ دوازدهروزه و جنگ پس از آن، بخشی از جریانهای چپ، ملیمذهبی، نواندیشان دینی و ...، با تأکید بر مخالفت با حمله نظامی به ایران، مواضع تندی علیه جریان پهلوی اتخاذ کردند و هواداران پهلوی را به حمایت از جنگ، تخریب زیرساختهای کشور و حتی ویرانی ایران متهم کردند و عملا در کنار حاکمان سپاهی جنگ سالار قرار گرفتند.
اما اکنون پرسشی جدی در برابر این جریانها قرار گرفته است.
اظهارات این دیپلمات جمهوری اسلامی را مبنی بر اینکه حتی اگر زیرساختهای ایران هدف قرار بگیرند، مسئله اصلی همچنان یک تهدید وجودی برای نظام است، ببینید.
چگونه میتوان از یک سو مخالفان سیاسی را به بیاعتنایی به سرنوشت ایران متهم کرد و از سوی دیگر، در برابر سخنانی که تخریب زیرساختهای کشور را هزینهای قابل تحمل معرفی میکنند، سکوت کرد؟
نمیتوان از یک طرف دیگران را به دلیل مواضعشان درباره جنگ به بیوطنی متهم کرد و از طرف دیگر، توجیه ویرانی زیرساختهای کشور را نادیده گرفت.

چرا محسن رضایی به کاخ کرملین فرا خوانده شد؟

رقص مخصوص ایلهان عمر را از دست ندهید!

















