خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس سينما
كامران شيردل، كارگردان فيلمهاي مستندي همچون «اون شب كه بارون آمد»، «تهران، پايتخت ايران»، «قلعه»، «ندامتگاه» با روزنامه «دنونيك» نودي ساد در يوگسلاوي مصاحبهاي انجام داده كه در ذيل ميآيد:
به گزارش ايسنا (خبرگزاري دانشجويان ايران)، كامران شيردل دربارهي نفوذ و شهرت سينماي ايران در سالهاي اخير، گفت: من سالهاي زيادي است كه خارج از جو سينما به سر ميبرم. به نظر من شرايط بعد از انقلاب مبني بر ممنوعيت ورود فيلمهاي آمريكايي، فرانسوي، ايتاليايي در اين امر تاثير داشته. در يك مقطع زماني، تصور شد كه سينماي ايران مرده است ولي سينما و فيلم ايراني نمرده بود بلكه ما فاقد آن سبك و مدل منفي فيلمسازي آمريكايي براي كسب پول بوديم.
وي افزود: بنابراين، كارگردانان جوان ما مثل امير نادري و عباس كيارستمي كه در ابتدا با آنان كار كردهام، در فكر جستجو و يافتن زبان فيلم خويش برآمدند و فكر ميكنم اين امر بسيار مثبت بود.
اين كارگردان سينماي مستند اظهار داشت: پدر من ليسانس مهندسي را در فرانسه دريافت كرده بود و يكي از اولين تحصيل كردههاي خارج از كشور بود، بنابراين من همراه وي به همه نقاط كشور سفر نمودم و از نزديك با فقر و دردهاي هموطنانم آشنا شدم، فقر در ايران بيداد ميكرد و به علت كمبود وسايل نقليه، شهرها بسيار دور بودند و در عين حال بدون توجه به اينكه پدرم مدير بود، در مدرسهاي بودم كه شاگردان آن از طبقه فقير جامعه بودند، لذا هنگامي كه با تئورياليسم برخورد نمودم و فكر من به نوعي شكوفا شد و عزيمت به ايتاليا براي تحصيلات معماري كه مورد خواست پدرم بود عشق من به تئورياليسم و فيلم را تقويت و مستحكمتر كرد.
وي در ادامه گفت: علاقهمند به تحصيل در آكادمي فيلم بودم ولي پدرم گفته بود، اگر چنين بكنم من را خواهد كشت بنابراين پنج سال تحصيل معماري در ايتاليا كمك زيادي به من در ساخت تركيب و ساختار دروني به ويژه در بخش زيباشناسي نمود و بر همين اساس دو مساله در ساختن فيلم براي من از اهميت خاصي برخوردار بود، يكي موسيقي و ديگري معماري يعني پايه و اساس مناسب و مطلوبي كه بر آن استوار ميشود، هر چند دو عنصر ياد شده در فرهنگ ايراني وجود دارد، ولي براي ما كه در ايتاليا تحصيل كردهايم به صورت ضرورت و اصل اولي متبلور شده، اين اوقات در دورهي زندگيام بسيار مهم بود. به گزارش ايسنا وي يادآور شد: در اين دوره تماشاي دو فيلم مسير زندگيام را تغيير داد يكي فيلم گودار به نام «تا آخرين نفس» و ديگري فيلم آنتونيوني به نام «فرياد» بود پس از تماشاي دو فيلم مذكور، در بخش فيلم و سينما ثبت نام كردم و اولين و آخرين يگانه فيلم غير مستندي كه ساختهام در واقع نوسازي «تا آخرين نفس» (با نام صبح روز چهارم) گودار ميباشد.
كامران شيردل درباره بازگشت به ايران و شروع به كار مستندسازي گفت: من براي آشنايي بهتر با جريانات و شكافهاي عميق اجتماعي در ايران، مدت زماني را به فيلم مستند اختصاص دادم تا همزمان با تكنيك فيلم نيز آشنا شوم و پس از دو سال تلاش، موفق به ساخت هفت فيلم مستند شدم.
كامران شيردل در پايان درباره انگيزههاي تاسيس جشنواره مستند در كيش، گفت: ديدم فيلم مستند در ايران در حال مردن است و كسي آن را حمايت و ياري نميكند، بنابراين اعتبار و حيثيت خودم را صرف تاسيس تنها جشنواره فيلم مستند در ايران كردم.