شنبه 1 آذر 1382

کلاهی از نمدِ تبعید! گیسو شاکری

[email protected]

تبعیدی تفسیرندارد. آن کس که نتواند به دلایل سیاسی در میهن خویش زندگی کند و به دیاری دیگر پناهنده می شود، تبعیدی نام دارد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

انجمن فرهنگ زیر نام "هنر در تبعید" و باعنوان"زن ، صدا ، مقاومت" با تعبیری رندانه و تصویری مجازی از واژه "تبعید" هنرمندانی را از ایران برای اجرای برنامه دعوت کرده است.
واین در حالی است که هنرمندان تبعیدی بیشماری در سراسر جهان حضورفعال دارند . نادیده انگاشتن
دست اندرکاران هنر در تبعید وجایگزین کردن کسانی که در میهنشان زندگی می کنند
و به فعالیت هنری مشغولند زیر نام تبعید، غیر منصفانه و توجیه نا پذیرا ست و توهینی ست به هنرمندانی که از کشورشان گریخته اند تا صدای مردم بی " صدا " ی خود باشند.
گرفتن چنین امکاناتی با نام "هنر در تبعید" ، تجاوز به حقوق هنرمندانی ست که برای اعتلای هنر در تبعید تلاش می کنند و هنر در تبعید چیزی نیست جز خلق آثاری که حاکمان سرزمین ها نمی خواهندو با شکستن قلم و قطع دست و زبان هنرمندان، از حضور چنین هنری جلوگیری می کنند. این امکانی است که باید به هنرمند تبعیدی داده شود تا برای رشد هنری که با تبر سانسور ، تهدید و ترور از ریشه کنده شده است ، در سرزمینی دیگر از نو بروید و بالنده شود.
. آ یا هنرمندان در تبعید، در" تبعید" نیزباید تحت فشار و سانسور باشند ؟!!
سال گذشته امید داشتم که در گفتگوی تلفنی با مسئول انجمن فرهنگ آقای رسول نژاد مهر ، ایشان را متوجه اشتباهشان سازم وکلمه ی تبعید را برایشان معنی کنم. . اما امسال دیدم که گویا برپایی چنین جشنواره ای – بهر قیمتی – برای این انجمن از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
این بار مسئول انجمن فرهنگ پا را فراتر گذاشته و بجای انتقاد از خود باردیگر در کمال بی مسئولیتی نسبت به معنای تبعید وتبعیدیان، به تکرار ماجرا پرداخته است.
مخدوش کردن مرز هنرمند در تبعید و هنر در تبعید، برای امرار معاش ، پشت پا زدن به اصول اخلاقی است واگر فقط سوء استفاده از سادگی مسئولان فرهنگ و هنر کشور میزبا ن نباشد،

نوعی میانجی گری است برای رد و بدل کردن پیام دوستانه با سردمداران کشوری که در عین حال که دنده ی مردم را زیر چرخ سانسور و تهدید نرم کرده اند ، به اخته کردن کلمه ی تبعید نیزپرداخته اند و در روزنامه هایشان * فستیوال جهانی هنر در تبعید را جارمی زنند و حضور دو گروه از هنرمندان وطنی را در کنار کلمه ی تبعید می نهند و بدین گونه تبعید را از بار معنوی اش خالی می کنند.
سئوال من اینست :
چگونه می توانید هنرمندانی را ( هر چند خوش آواز و سرشناس و نواساز ) با نام تبعید، گرد جهان بگردانید در حالی که همزمان کارشناس موسیقی وزارت ارشاد اسلامی* هستند وبا هیچ چسبی به دنیای پر مخاطره ی تبعید نمی چسبند؟ می پندارید که آنان سطح هنر در تبعید را اعتلا می بخشند!؟
اینک در این نامه ی سرگشاده همه ی تبعیدیان، بویژه هنرمندان تبعیدی ، کانونهایی که نام تبعید بر خود نهاده اند را فرا می خوانم که در مقابل این گونه اعمال و سودجویی ها خاموش ننشینند و اعتراض کنند .
گیسو شاکری - آوازخوان
استکهلم 17 نوامبر 2003

رجوع شود به:
* روزنامه ی صبح تهران ( روزنامه ی اعتماد)
* ماهنامه هنر موسیقی سال چهارم /شماره 31/آبان1380
و سال ششم/ شماره 46/ مرداد 1382

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/1529

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'کلاهی از نمدِ تبعید! گیسو شاکری' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016