يكشنبه 7 دي 1382

چه دل ها بردي اي ساقي ز چشم فتنه انگيزت، شهرام عديلي پور

چه چيزهايي از دست مي دهيم . چه زيباياني ، چه زيبا آفريناني . ايرج بسطامي هم در زلزله رفت ، خواننده ي پرشور و عاشق ، و استاد يگانه ي موسيقي . درست ده سال و نیم پيش بود در يک شب بهاري بسطامي به اتفاق گروه عارف به سرپرستي پرويز مشکاتيان براي اجراي کنسرت به اصفهان آمده بود . کنسرت در سينماي تابستاني رو باز باغ نور در ساحل زاينده رود برگزار مي شد. شب بود و بهار و صداي قورباغه ها که ا ز زاينده رود همراه نسيم خنک بهاري مي آمد قورباغه ها ارکستر خود را با ارکستر مشکاتيان تنظيم کرده بودند. هم نشيني و پيوند تنگا تنگ طبيعت و انسان ، پيوند آب و ماهتاب و موسيقي و عود. چراغ ها خاموش بود و دورتا دور سن شمع هاي عود سوز مي سوختند. خنکاي نسيم و بوي عود و نغمه اش ، صداي قورباغه ها و گروه عارف که مقام صبر را اجرا مي کرد و مسعود حبيبي که مست و بي خود بي وقفه بر دف مي کوبيد و ايرج نازنين که چه مي کرد. سينماي روباز چرخ مي زد و در ملکوت مي رقصيد و ايرج چه مي کرد :

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
آري شود و ليک به خون جگر شود

يادش به خير آن نغمه هاي جاودانه : الا يا ايها الساقي ، رقص آتش ، همه دردم ، اي وطن ، گلپونه ها ، حرير مهتاب ، شباهنگام و چه دل ها بردي اي ساقي .

چه دل ها بردي اي ساقي ز چشم فتنه انگيزت
دريغا بوسه چندي بر زنخدان دل آويزت
دگر رغبت کجا ماند کسي را سوي هشياري
چو بيند دست در آغوش مستان سحر خيزت
جهان از فتنه و آشوب يک چندي بر آسودي
اگر نه روي شهر آشوب و چشم فتنه انگيزت

در اين سال نوي ميلادي و جشن جهاني سهم ما غم و اندوه ست در آستانه ي اين فصل سرد.

اي يار اي يگانه ترين يار
چرا مرا هميشه در ته دريا نگاه مي داري ؟
نگاه کن که اين جا
زمان چه وزني دارد
و ماهيان چه گونه گوشت هاي مرا مي جوند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2659

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'چه دل ها بردي اي ساقي ز چشم فتنه انگيزت، شهرام عديلي پور' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016