سه شنبه 9 دي 1382

آسمان غم مي بارد، ابوالفضل وصالي

آسمان غم مي بارد، خورشيد از بيدارشدن خجل است و خدايا تو بگو كه اين زمين
ستمكار از چه بي رحمانه كام بر انسان ها مي گشايد.
هاي، اي زمين نابكار باز چه شوريدي، چه مي جويي، چه مي خواهي… واي بر ما، واي بر
تو، واي بر … آه چه مي گويم…!
دختركم … چشم باز كن، مگر نمي داني تا زنگ مدرسه دمي نمانده، آي مادر، آفتاب سر
زده از چه چشم نمي گشايي مگر ضجه هاي طفلت را نمي شنوي، واي… واي … بر شماها چه
آمده است، چرا شهر خون مي گريد، چرا آسمان مبهوت است، چرا، چرا، چرا … .
خدايا بنگر اين مصيبت را، پناه بر تو از روزگار بدسرشت. آخر اين رسم جوانمردي
است كه زمين بي رحم شبانه بر كودكان و مادران بشورد و هستي و حيات هزاران انسان
را به يك جا فنا كند؟
لعن و نفرين بر تو اي زمين كه خونابه اي و خون خوار، نفرين يتيمان بر تو.
و اينك «بم» تلي از خاك است و آوار، گورستاني براي هزاران كودك و پير و جوان،
ناله گاه مادران و ضجه هاي جان سوز يتيمان، امروز بر شهر بم باران گريه مي بارد،
گريه خون.
و حال مائيم و يك ماتم و بيچارگي. چه مي توان كرد بر اين فاجعه عظما جز گريستن و
مرثيه اي براي يك شهر ويران و بي روح.
اما زندگي همچنان جاري است تا اين زمين ستم پيشه باز خروشي برآرد و كام برگشايد
و اين بار شايد بر من و تو.
آنجا در آن شهري كه ديگر نيست، سرماي جان سوز بر صورت كودكان يتيم و مادران
دلشكسته و پدران داغديده در بي پناهي تازيانه مي زند. و اينك مائيم و دريايي
مسئوليت اگر انسانيم، كه آن جا به هر گامي محتاج است.
ابوالفضل وصالي
سردبير روزنامه نداي آذرآبادگان

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/2773

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آسمان غم مي بارد، ابوالفضل وصالي' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016