دوشنبه 29 دي 1382

تحصن در فيلم «100سالگي پارلمان» ثبت مي شود، گيسو فغفوري، ياس نو

منيژه حكمت كارگردان «زندان زنان» كه اين روزها براي ساختن فيلم «100 سالگي پارلمان» به مجلس مي رود، اينك با تحصن نمايندگان مجلس، فرصتي يافته است تا تصوير تجربه اي كم نظير در تاريخ مجلس را نيز ثبت كند. گفت و گو با اين فيلم ساز را مي خوانيد

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

ما همزماني تحصن را با ساختن فيلم 100 سالگي پارلمان به حساب خوش شانسي منيژه حكمت مي گذاريم، اما او خود، حرف هاي ديگري دارد.
حكمت درباره اين فيلم مي گويد:
- قصه مال خودم بود. حدود 6 ماه پيش فهميدم كه پارلمان در ايران 100 ساله شده. فكر كردم كه ما براي نسل آينده چي گذاشته ايم، براي نسل هايي كه مي خواهند بدانند چه خبر بوده است. در گذشته چي گذشته است. در اين زمينه شديداً فقر فرهنگي داريم. فقر آثار داريم. فقر تصوير داريم. از اين دوره ها چي باقي مانده چي داريم؟

- چرا سراغ اين موضوع رفتيد؟
- ما يك فيلم مستند خوب از اين موضوع نداريم. از اين اتفاقات سياسي، اجتماعي كه در اين مملكت افتاده- حالا چه خوب و چه بد-، فيلم خوبي نداريم. اين يكي از دلايل من بود. يكي هم اين كه پارلمان افتخار ماست. پارلمان ايران 100 ساله مي شود. در خاورميانه اين اتفاق براي هيچ كشور ديگري نيفتاده است. كشور ما جداست. اين تعريف دارد. وجود پارلمان نشانه روند دموكراسي در جامعه است، براساس رأي مردم. حالا چقدر پارلمان ما انتصابي بوده و چقدر انتخابي بوده، آدم مي تواند آن را تجزيه و تحليل كند. چقدرمردم نقش داشتند و چقدر نقش نداشتند مي توان آن را تجزيه و تحليل كرد. حدود 100 سال پيش چه كساني چي به ذهنشان رسيده كه اين پارلمان را به وجود آوردند. شرايط سياسي، اجتماعي، اقتصادي آن زمان چه بوده، ادامه اش چي بوده. بايد اين ها مطالعه شود. بايد اين تاريخ مرور شود و اين تاريخ بايد درست مرور بشود. تعريف درستي از آن داده بشود و كاملاً بايد بي طرفانه باشد. نمي توان تاريخ جانبدارانه را تصوير كرد.

- مگر از آن چيزي كه 100 سال پيش اتفاق افتاده، مدارك كافي داريم. وقتي مدرك كافي نباشد، بايد بازسازي كنيم و اين احتمال دارد بيطرفي را از بين ببرد.
- ... مجموع محققاني كه كار را انجام مي دهند، نگاهي بي طرفانه اي از آن ها خواستيم. تمام كساني كه در پروژه كار مي كنند، هر ذهنيتي كه دارند بايد كنار بگذارند و از نگاه تصوير و نگاه تاريخ به اين مطالب بپردازند. هيچ كس اجازه ندارد با ذهن جانب دارانه كار كند.

- پس اين كار، يك كار گروهي است!
- ...بله، يك گروه تحقيق تشكيل داده ايم. من يك چيزي به ذهنم رسيد، اينكه چه چيزي داريم؟ چه فيلمي داريم؟ اگر نسل جوان ما، نسل 100 سال آينده ما خواست بگويد كه حالا پارلمان ما شده 200 ساله، 100 سال پيش چي گذشته؛ وظيفه ما است كه جواب بدهيم! ما يك ابزاري داريم به نام دوربين و يك تعريف داريم به نام تصوير. اگر از اين ابزار خوب استفاده كنيم، مي توانيم بگوييم ما براي 100 سال گذشته اين را داريم. سعي كرديم نگاه بي طرفانه اي داشته باشيم كه در فيلم معلوم مي شود. 100 سال را ما اين طور ديديم. زماني كه ما بوديم و نسل ما بود، پارلمان در ايران اين بود و تعريف آن اين بود. مجموعه اين چيزها بود كه به ذهن من رسيد و اين قدر درگير كارها و چند تا فيلم مستند و سفرهاي مختلف شدم و اين موضوع دائم به تعويق مي افتاد، تا اينكه تصميم گرفتم كار را جدي بگيرم، سفرها را لغو كردم و گفتم كه مي روم دنبال اين كار كه ببينم مي توانم مجوز بگيرم يا نه؟

- از وزارت ارشاد؟
- نه اول به روابط عمومي مجلس نامه دادم و گفتم كه من چنين قصدي دارم، گفتم مي خواهم بيايم اين فيلم را در صحن مجلس بسازم، مجلس ششم را بسازم مجلس هفتم را بسازم و به هر حال بخشي را كه هستم بسازم و بقيه را هم تعريف كنيم، تا بتوانيم براي 100 سالگي پارلمان در ايران يك فيلم خوب بسازيم، يك فيلم جامع و درست. اين بود كه نامه زدم به روابط عمومي، گفتند بايد برود هيأت رئيسه. نامه فرستاديم براي هيأت رئيسه و خوشبختانه موافقت شد كه دوربين هاي ما وارد پارلمان بشود. اين موافقت براي من خيلي خوشايند بود و از روشنگري و روشنفكري هيأت رئيسه مجلس حكايت مي كند. آنها به هر حال فكر مي كنند كه بايد يك جوري اين ها ثبت بشود، تعريف بشود، يك جايي به عنوان يك فيلم مستند بماند.

- مجلس از اين فيلم حمايت مي كند؟
- من به مجلس هم گفتم كه نگاه من يك نگاه كاملاً بي طرفانه است، براي همين هم با هزينه خودم مي خواهم اين فيلم را بسازم. چون هر كسي كه كمك كند به هر حال چشم داشت دارد. من نمي خواستم هيچ كسي، هيچ چشم داشتي به اين كار داشته باشد. آن ها هم با اين شرايط موافقت كردند.

- كار را از كي شروع كرديد؟
- ما حدود 14 روز پيش شروع كرديم. و از همه چيز فيلم برداري كرديم، نقطه نظرات افراد را گرفتيم، مخصوصاً كساني را كه چند دوره در مجلس بودند، اين باعث شد كه هم خودم به يك شناخت رسيدم و هم تصويرهايي را كه مي خواستيم گرفتيم. تا رسيديم به تحصن مجلس.

- پس اين تحصن شانس بزرگي بود براي كار شما.
- ببينيد شايد اين تحصن براي من زياد خوشايند نباشد، خوشايند براي من اين بود كه هر نماينده اي مي خواست وارد مجلس مي شد. رأي مردم و رأي آگاهانه مردم مي آمد وسط. كاش در اين مملكت احزاب قوي بود و مردم براساس يك حزب ديرپا و يك حزب شناخته شده مثل تمام كشورهاي دنيا كه براساس اعتقادشان به يك حزب رأي مي دهند، رأي مي دادند. براي من اين تحصن خوشايند نيست.
براي ما كه مي گوييم پارلمان 100ساله شده، خيلي خوشايند نيست كه بشنويم 80 نماينده را ردصلاحيت كرده اند.

- اما به هرحال از اين نظر كه اين ها دارند، حق خود و مردم را مطرح مي كنند، خوشايند است.
- من از اين جهت نگاه نمي كنم. كاش حق داده مي شد. اگر حقي دارند بايد اين حق داده مي شد. وقتي مي گوييم پارلمان 100 ساله، يعني اين كه در اين 100 سال ملت ايران به اين حق ها بايد رسيده باشند. نماينده ها، دولتي ها و حكومت ايران هم بايد به اين حق ها رسيده باشند. چرا نرسيده ايم؟ خودش جاي بحث دارد. چرا در اين 100 ساله ما به اينجا نرسيده ايم. قوانين خوبي نبوده يا علت چيز ديگري بوده. نمي دانم مشكل كجاست، همه دم از قانون مي زنند. يكي از سؤال هاي من اين است كه قانون چه مي گويد؟ آن طرفي كه ردصلاحيت كرده اند مي گويند قانون مي گويد، اين طرف هم مي گويند قانون مي گويد. قانون براي مردم هم توجيه شده نيست.

منيژه حکمت

من آدم سياسي نيستم و نمي خواهم باشم. نگاه من كاملاً اجتماعي است، حتي به پارلمان. به نظر من عدالت اجتماعي وقتي محقق مي شود كه نماينده هاي مردم، خواسته ها و مطالبات مردم را برآورده كنند. نماينده اي كه مردم مي فرستند مجلس براي طرح و برآورده كردن مطالباتشان است، براي رسيدن به عدالت اجتماعي باز بحث من، بحث اجتماعي است. خيلي جالب است. مشكل فرهنگي مردم ما اين است. كه نماينده هايي را كه مي فرستند مجلس از آنها نمي پرسند براي ما چه كاري انجام داديد.
اينها بايد اين چراها را به مردم جواب بدهند. مي گويند تريبون نداريم.
مي گويند تلويزيون پخش نمي كند. بايد به مطالبات مردم جواب داده شود. مردم با رأي آگاهانه مجلس ششم را انتخاب كردند. بايد بگويند چرا نمي شد. حق طبيعي هر ايراني است كه اين را بخواهد.
من يك نماينده اي انتخاب كردم به او رأي دادم و از او مي خواهم كه براي من چه كرده. اين حق من است. نماينده بايد بيايد توضيح بدهد. شفاف هم بايد براي من توضيح بدهد. اين حقوق شهروندي است.
خوب خيلي چيزها را گفتند، مثلاً در كميسيون اصل 90 درباره قتل خانم كاظمي آمدند خواندند، مثلاً در موضوع تحقيق و تفحص صدا و سيما آمدند و گفتند، اما چه اتفاقي افتاد؟
اين ها بايد مي آمدند به مردم مي گفتند كه ما اين قدر دستمان باز است. اين قدر مي توانيم كار كنيم. اين قدر مي توانيم مطالبات شما را برآورده كنيم و لاغير. به اين دلايل، مردم ما نمي دانند. الان برويد در همين خيابان بپرسيد كه نماينده هاي شما چه كاري انجام مي دهند و شما از آن ها چه مي خواهيد. آيا شما مي دانيد آنجا چه خبر است. چه مي گذرد. چه اتفاقي مي افتد. بايد براي آن ها مهم باشد. اين برمي گردد به مشكل فرهنگي جامعه در تمام دنيا مردم نماينده مي فرستند مجلس و تمام خواسته هايشان را مطرح مي كنند، مطالباتشان را مي گويند و مي خواهند، اما مردم ما رأي مي دهند و نمي خواهند. اصلاً پيگير اين ماجرا نيستند. تعريف پارلمان در بين مردم جانيفتاده است. اصلاً نمي دانند. فكر مي كنند فقط بايد رأي بدهند. خوب خيلي ها هستند كه به خاطر اين كه گفته شده تكليف شرعي شما هست رأي مي دهند و آنها شركت مي كنند... خوب مي گويم مسأله فرهنگي ماست. حالا خود من هم چند وقت قبل خيلي مسأله داشتم، خيلي سؤال داشتم. چيزي كه به آن رسيدم اين است كه مردم ما بايد آگاهانه و هوشمندانه مطالباتشان را از نماينده بخواهند. نماينده بايد پاسخگو باشد. بايد تريبوني داشته باشد و اعلام كند، با مردم ارتباط داشته باشد. چون تنها نماينده مردم است كه در تمام قوانين كشور، در دادخواهي مردم و مطالبات مردم، در شرايط اجتماعي اقتصادي مردم در همه جا حضور دارد. پس بايد جوابگو باشد. ما نماينده ها را نمي فرستيم مجلس كه بنشينند پشت ميز و صندلي. ما اصلاً وقتي نماينده را مي فرستيم، نبايد بنشينند پشت صندلي، اين قدر كار دارند كه وقت نشستن نداشته باشند.

- شما اين سؤال را مطرح كرديد حالا بين آنهايي كه چند دوره در مجلس بودند آنها چه پاسخي دادند؟
- متأسفانه، يكسري ديالوگ هاي تكراري وجود دارد. به غير از بخشي از اعضاي مجلس كه نمي توانيم درباره آنها چيزي بگوييم و آدمهاي باسواد، باشعور، با دانش هستند كه براي كارشان تعريف دارند. اكثراً يك سري ديالوگ دارند كه براي خودشان تكرار مي كنند.

- درباره اين دوره مجلس و مجالس آينده كه خوب فيلم برداري مي كنيد و مستند است حالا درباره 100 سال گذشته چه جوري تحقيق مي كنيد و تصويرهايش را از كجا تهيه مي كنيد؟
- بله. ما تنها منبعي كه داريم آرشيو فيلم هاست كه بايد تمام اين آرشيوها را جمع كنيم.

- اين آرشيو كجاست؟
- مال اين 25 سال كه دست مجلس است. قبل از آن هم شنيده ايم كه رفته مجمع تشخيص مصلحت نظام كه سعي مي كنيم از آن طريق بگيريم. فيلم خانه هم يك سري چيزها دارد. حالا بايد به هر طريقي از هر جايي اين ها را جمع آوري كنيم تا بتوانيم به آن تعريف درستي كه مي خواهيم برسيم.

- پس اين يك پروژه خيلي بزرگ است؟
- بله اين پروژه يك ساله است. يك سالي طول مي كشد تا تعريف تاريخي درستي از آن دربيايد.

- فكر مي كنيد زمان فيلم چقدر بشود؟
- اصلاً نمي دانم.

- گروهي كه با شما همكاري دارند چند نفر هستند؟
- گروه تصويربرداري كه صحنه هاي حاضر را مي گيرند 10 نفر هستند. سه اكيپ فيلم برداري و سه اكيپ صدابرداري داريم.

- از قسمتهاي مختلف مجلس فيلم برداري مي كنيد؟
- بله. از قسمت هاي مختلف فيلم مي گيريم، با افراد مختلف مجلس مصاحبه مي گيريم. اميدوارم شوراي نگهبان هم با اين كار موافقت كند. به هر حال تاريخ دارد بيان مي شود، اميدوارم همه اين را حس كنند كه در اين تعريف تاريخي حضور داشته باشند. چون من اصلاً دوست ندارم كه يك گروه باشد و يك گروه نباشد. چون نگاه من، نگاه بي طرفانه است. سراغ مسؤولان ديگر هم مي رويم و همين طور جلو مي رويم.

- در مورد نحوه كار تحقيقي هم توضيح بدهيد.
- گروه تحقيق يك گروه حدود 15 نفره را شامل مي شود كه در كتابخانه ها مدارك و مطالب را استخراج مي كنند و كار آن ها خيلي گسترده است، تا به يك جمع بندي برسند.

- شما گفتيد كه نگاهي كه به مجلس داريد، يك نگاه اجتماعي است، در حالي كه مجلس به سياست...
- نگاه كنيد، مجلس به وجود آمد براي اينكه مطالبات اجتماعي مردم را برآورده كند. در قانون گذاري به شكل قانوني به مطالبات مردم بپردازد. مطالبات مردم بحث اجتماعي به وجود مي آورد، بحث سياسي كه به وجود نمي آورد. حتي اگر قرار است آزادي بيان هم باشد، اين بحث اجتماعي است، بحث سياسي نيست. ما در اين مملكت متأسفانه هر كاري مي كنيم به سياست ربط مي دهيم. اصلاً سياست زده هستيم. همه چيز را سياسي مي بينيم. در صورتي كه اصلاً اين طور نيست. اين حق طبيعي مردم است كه از نماينده هايشان مي خواهند و رابط هستند بين مردم و دولت و قوانيني كه قرار است اجرا شود. اين رابطه بحث اجتماعي است. خواسته مردم بحثش اجتماعي است. حالا اين در قوه قضائيه است يا در قوه مقننه يا قانون گذاري بحث مردم اجتماعي است. ما متأسفانه همه چيز را سياسي مي بينيم. بحث سياسي بحث ديگري است. مجموعه حركت هايي كه در ايران مي شود ريشه اجتماعي دارد. كاش يك سري كارشناس مي نشستند مسائل اجتماعي و مطالبات اجتماعي مردم را تعريف مي كردند. مطالب سياسي را هم تعريف مي كردند. آن وقت مي ديديم كه 99 درصد مطالبات، مطالبات اجتماعي است كه همه اين مطالبات را در مسائل سياسي مي گنجانيم.

- در اين كار به چه مشكلاتي برخورديد؟ مثلاً جايي رفتيد كه نگذارند كار كنيد؟
نه، خيلي خوب داريم كار مي كنيم. خيلي راحت كار مي كنيم و مشكلي نداريم. البته متأسف مي شوم وقتي مي بينم بعضي روزنامه ها عليه من دروغ مي نويسند.

- چي مينويسند؟
- مي نويسند مثلاً از كسي پول گرفته ام. من پيشينه ام مشخص است كار و روش مشخصي دارم. اين دغدغه من نبايد باشد كه بخواهم راجع به پارلمان بسازم. اين دغدغه كساني بايد باشد كه هم پول دارند هم امكانات دارند، نه اينكه من با فقر كامل بخواهم يك فيلم تاريخي بسازم. بعد بيايند انواع و اقسام برچسب ها را به من بزنند. به نظرم تا وقتي نگاه اين جوري داريم به هيچ جايي نمي رسيم. تا وقتي به همه چيز و همه كس مشكوك هستيم به هيچ جايي نمي رسيم.
اين فيلم مستند ساخته مي شود. اگر شما مي خواستيد يك فيلم داستاني يا سينمايي بسازيد هم بايد فيلمنامه تصويب مي شد هم فيلم...
اون هم مشكلات خودش را دارد. ما عادت كرديم متأسفانه هيچ كارمان آسان و راحت انجام نگيرد. پوست ما هم كلفت شده.

- صرف انرژي در اين كارها چه تأثيري بر كار شما دارد؟
- حداقل 60 درصد انرژي ما را مي گيرد، درحالي كه وقتي ما مي رويم سر فيلمبرداري به ما مي گويند كارگردان. ما آدم هاي هوشمندي هستيم، ما هم آدم هاي عاقلي هستيم ما هم تفكر داريم. قرار نيست به ما كه سابقه مان از خيلي كسان ديگر بيشتر است، خدمت هايمان هم خيلي بالاتر است، همه اش زير ذره بين باشيم همه اش بايد خودمان را اثبات كنيم و غير خودي به حساب بياييم. كارگردان شأن دارد منزلت دارد. در تمام دنيا از فقيرترين كشورهاي دنيا تا بالاترين كشورهاي دنيا و پيشرفته ترين كشورهاي دنيا شأن و مقام دارد. من در اين مملكت بايد مدام خودم را ثابت كنم به همه كس و همه چيز.

- خودتان را سانسور هم بايد بكنيد؟
- من خودم را سانسور نمي كنم. من از چيزي نمي ترسم چون كار صادقانه انجام مي دهم. سعي مي كنم كار صادقانه انجام دهم، حرف صادقانه بزنم. ولي فيلم خودم را مي سازم. من به خودم اعتقاد دارم. من مديرهاي مختلفي را پشت ميزها ديده ام كه آمده اند و رفته اند، اما من هستم! من كارم را انجام مي دهم. من با يك هنديكم خانگي هم فيلمم را مي سازم. هر چقدر مي توانند جلوي من را بگيرند. اين كار من است، عمر من است، زندگي من است، نان سفره من است، عشق من است. كم هزينه اي بابت آن نداديم كه كسي بيايد به ما بگويد تو مي تواني اين كار را انجام بدهي يا نه. يا پشت در بسته اتاق آقايان بنشينم. يك ابزاري داريم كه اگر قدر ابزارمان را بدانيم به بهترين وجه ممكن كارمان را انجام مي دهيم. مهم هم نيست. همه به آدم بدبين هستند. ما در مديريت هايمان آدم جديدي نمي آيد. مي روند پست جديدي مي گيرند. توي اين مملكت قحط الرجال است. براي ما ديگر بس است شناسنامه هايمان را نگاه كنيد، ما ديگر توان نداريم كه خودمان را ثابت كنيم و بگوييم ما هستيم. به ما كه هيچ وقت امكاناتي داده نمي شد ما هميشه غير خودي هستيم. هيچ امكاناتي نداريم. در بدترين شرايط بايد فيلم بسازيم. در بدترين شرايط بايد كار بكنيم. باورتان نمي شود در زماني كه بايد بروي سر فيلمبرداري كه بايد تمام تمركزت روي فيلم باشد كه با 10 يا 20 درصد تمركزشان كار را انجام مي دهند واقعاً به كارگردان هاي ايران بايد اسكار داد. چون شايد 80 درصد تمركز و وقت و انرژي شان سر درگيري هاي وام فارابي، وسيله و امكانات، مجوز و مشكلات ديگر هدر مي رود. فكر كرديد اگر اين كارگردان با 100 درصد انرژي اش فارغ از اين بايد و نبايدها به پشت دوربين برود چه شاهكاري خلق مي كند.

- آنها فكر مي كنند جايزه هايي كه كارگردانان ايراني در خارج از كشور مي گيرند بيشتر به خاطر ساخت فيلم هاي سياهي است كه ساخته مي شود؟
- سياه يعني چه؟ من سياه را نمي فهمم اين از آن ديالوگ هايي است كه باب شده. من يك شهروند ايراني هستم دغدغه مشكلات مردم ايران مسأله من است. اگر سياه است شما سفيدش كنيد تا ما سفيد آن را بسازيم. مملكت را سفيد كنيد! مشكلي اگر هست آمارهاي تصاعدي اعتياد، دختران فراري، بي خانمان ها و بيكاري را سرو سامان بدهيد. سفيد كنيد ما هم سفيد مي سازيم. ولي وقتي سير صعودي اين آمارها ديوانه ات مي كند، مگر مي شود دغدغه ما نباشد. خوش به حال آن مسؤولاني كه شب مي توانند راحت بخوابند من كه مسؤول نيستم، هيچ كاره هستم، من شب نمي توانم بخوابم. خوش به حال وجدان اين ها واقعاً خوش به حال وجدان آن ها.
اين ها دغدغه من است. چون من يك ايراني هستم ايران براي من مهم است. شرايط زندگي مردم ايران براي من مهم است. خانواده من در اين جامعه هستند بچه من در اين جامعه است مگر مي تواند دغدغه من نباشد.

- ولي نظر مديران فرق دارد مثلاً وقتي از آقاي حيدريان پرسيده مي شود كه چرا به طلاي سرخ مجوز داده نمي شود مي گويد كه آدم نمي رود دست شويي خانه اش را به يك مهمان نشان دهد، آدم كه نبايد چيزهاي سياه را نشان بدهد يا اين كار را نكنيد و يا نبايد در اختيار همه مردم قرار بدهيد مثلاً خانواده هايي هستند كه از اين موضوع ناراحت مي شوند تحت تأثير قرار مي گيرند؟
- عصر ارتباطات است ماهواره از آن بالا تا توي اتاق من كه دارم روزنامه مي خوانم وارد مي شود چه چيزي را قرار است نشان بدهيم چه چيزي را قرار است نشان ندهيم خوش به حال آن ملتي و موفق آن ملتي كه عيب خودشان را مي بينند و خوب هم مي بينند و رفرم مي كنند. چون تا وقتي نبينند هيچ كس متوجه آن نيست وظيفه و رسالت و تعهد من است كه اين را نشان بدهم كه مسأله زندان ها در روزنامه ها مطرح بشود و دغدغه بشود. دغدغه مسؤولان بشود بحث آن باز شود و شكسته شود و بگويند كه بچه هم در زندان ها داريم. اين بچه ها را بياوريم بهزيستي در زندان نگذاريم بدانيم.

- يعني در ايران اين را نمي دانند؟
- حتماً مي دانند، فقط بايد به تصوير در بيايد كه گفته شود، نمي دانم دست شويي خانه يعني چه؟ چرا ما دستشويي خانه مان اين قدر برق نيفتد، اين قدر زيبا نباشد كه نتوانيم نشان بدهيم.

منيژه حکمت

- البته اين نظر فقط برخي از مديران نيست. بعضي از سينماگران هم چنين نظري دارند.
خيلي ها مي روند در شوراهاي آن ها مي نشينند، حتي...
- ما به اين عادت كرده ايم چيز تازه اي نيست.

- اگر فشارها اين قدر زياد باشد كه نتوانيد فيلم بسازيد.
- من گفتم با هندي كم خانگي فيلم مي سازم.

- خب فيلم سينمايي كه نمي شود ساخت.
- به هر حال من ضبط مي كنم و تصور مي كنم.

- براي چند نفر مي توانيد نشان بدهيد. تعدادش كم مي شود.
- مهم نيست. چون مي ماند. بعد هم ما مي نشينيم و نگاه مي كنيم. نظاره مي كنيم. هميشه دوران يك جور نيست. ما خيلي چيزها ديديم. حتي آقايان و مسؤولان هم خيلي چيزها به چشم هاي خودشان ديدند. هيچ وقت براي فيلم سازي دير نيست. كار ما سن ندارد من مي توانم در 9 سالگي هم پشت دوربين باشم و فيلم بسازم. ما مشكل نداريم. نگاه مي كنيم تا موقع آن برسد دوباره فيلم مي سازيم.

- احساس مي شود در بخش حمايت هم به اين فيلم ها توجه نمي شود، نظر شما چيست؟
- به هر حال مسأله اين است كه دوست ندارند، فيلم اجتماعي ساخته شود. اگر مي بينيد بنياد فارابي براي قسمت هاي مختلف بودجه گذاشته، فيلم هاي اجتماعي جزو آن نيست، يعني نمي خواهد ساخته شود. سينماي اجتماعي بيشتر از همه بودجه مي خواهد. بيشترين دغدغه بايد باشد. ما نمي توانيم روي يك گوشه خانه را بپوشانيم و بگوييم نبينيد. الان كه نصف خانه ما اين مشكل را دارد از يك جايي بيرون مي زند.
به هر حال اين قدر نيروهاي جوان آمدهاند دارند با اين ويدئوها كار ميكنند، خيلي راحت كار ميكنند، روشنگري ميكنند، اين هم يك مدت دارد بعد آن چي؟ هر وقت توانستيم جلوي سير تصاعدي اين اتفاقات و ناهنجاريهاي جامعه را بگيريم آن وقت فيلم هم نسازيم مهم نيست.

- اما دو سال پيش گفته بوديد بهترين راه نجات سينماي ايران اين است كه تعطيل شود؟
- الان كه تعطيل است. مي بينيد كه معلوم است. من حساب كردم سه تا فيلم پرفروش امسال داشتيم.

- زندان زنان خيلي فروش كرد درست است؟
- 300 ميليون تومان.

- پس خوب بود.
- بله اگر آقاي پزشك آن را پايين نياورده بود، خيلي بيشتر هم فروش داشت، آن هم بدون تبليغ تلويزيون.

- نظرتان درباره جشنواره امسال چيست؟
- من سينماي ايران را دنبال نمي كنم.

- چرا؟
- خسته ام از آن.

- از همكارانتان؟
- نه همكاران من آدم هاي خوبي هستند، از مجموعه خسته ام.

- اما بعضي ها مي گويند اين اتفاقاتي كه دارد در حوزه سينما مي افتد اتفاقات خوبي است.
- ... اين نظر آن هاست.

- براي انتخابات مجلس چه مي كنيد؟
- هنوز تصميمي نگرفته ام. فقط به مجموعه شرايط فكر مي كنم.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/3615

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'تحصن در فيلم «100سالگي پارلمان» ثبت مي شود، گيسو فغفوري، ياس نو' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016