از جمله ويژگي هاي جالب توجه جشنواره فيلم فجر- منهاي عنوان بين المللي اش- كه خاصيت منحصر به فردي هم به آن بخشيده است، «ويترين» بودن آن نسبت به كارنامه سينمايي كشور است. طوري كه با مروري حتي گذرا بر عرصه هاي مختلف آن مي توان ارزيابي نسبتاً معقولي از سازوكارهاي مختلف حاكم بر اين سينما به عمل آورد و در مورد جنبه هاي گوناگون آن قضاوت كرد. در اين ميان آنچه موضوع اين گفتار است، نگاهي تحليلي بر مبناي آمارهاي موجود به ميزان و چگونگي حضور زنان در اين رويداد و به بيان ديگر سهم بانوان از سينماي كشور است. سهمي كه در طليعه ظهور سينماي نوين ايران، به واسطه سابقه شبه ستارگان زن سينماي فارسي مي رفت كه به كل انكار شود و حتي به بوته فراموشي برود. تماشاگران قديمي سينماي ايران حتماً فيلم هايي را به ياد دارند كه بالكل از حضور زنان در تيتراژ و صحنه هايشان بي بهره بودند. (سفير- فريبرز صالح) و يا به جاي سياهي لشكر زن از مجسمه هاي مومي استفاده مي كردند! (هزاردستان- مرحوم علي حاتمي) شايد به جرأت بتوان گفت آنچه كه موجد واقعي اين وضعيت عمومي به شمار مي رفت، باورهاي غلط و كليشه اي بود كه از حضور و نقش زن در سينما در اذهان شكل گرفته بودند چرا كه تلاش براي پرهيز از طرح مسئله و گونه اي كتمان لزوم پرداختن به مقوله را، نه تنها در آراي سياستگذاران كه حتي در جنس برخورد احتياط آميز دست اندركاران آن سال هاي سينما هم مي بينيم. در شرايطي كه حضور زن به مثابه يكي از شناسه هاي ابتذال سينمايي ارزيابي شود و در حضور پشت دوربين هم جايگاهي فراتر از مشاغل كليشه اي (نظير منشي صحنه و دستيار گريم و...) برايش تعريف نشده باشد، بروز موقعيت ابزوردي نظير آنچه در سال هاي نخستين سينماي نوين ايران بر بدنه اين سينما و تريبون ها و ويترين هاي شناخته شده و رسمي اش مي رفت دور از انتظار نبوده و نيست. وقتي نه تصميم گيران و نه دست اندركاران مجموعه اي فرهنگي نگاه مثبتي به جايگاه زنان در سينما نداشته و برنامه ريزي خاصي هم براي چگونگي تعيين مسير طرح نكرده باشند، بديهي است كه آينه تمام نماي مجموعه- در اين جا جشنواره فيلم فجر- هم حرف تازه اي براي گفتن ندارد و از اين ديدگاه است كه مي بينيم در تمام سال هاي گذشته، جشنواره شاهد تلاش و مبارزه دست اندركاران زن اين سينما براي حضور و اثبات موجوديت خويش است.
- در مسير تندباد
سال هاي طوفاني آغاز دهه شصت با بي اعتنايي مطلق نسبت به حضور زنان در سينما همراه بود. اين بي اعتنايي از «مردمحوري» محسوس در قالب هاي داستاني فيلم ها گذشته و به تأكيدي شفاهي بر حاشيه نشين كردن حضور زنان در فيلم ها انجاميد. آن چنان كه تا مدت ها نابازيگران تازه كار اين نقش هاي حاشيه اي را پوشش مي دادند بدون آن كه احساس خللي در ساختار كارها پيش آيد. اندك بازيگران حرفه اي زن كه به دليل حضوري متشخص ومتفاوت در تئاتر و سينماي قبل از انقلاب امكان كار در دوران جديد را يافته بودند نيز ناچار از تن دادن به پذيرش محدوده هايي شدند كه سازوكار سينمايي آن سال ها برايشان تعيين كرده بود.
بنابراين عجيب نيست كه بازي هاي قوي و متفاوت سوسن تسليمي و فريماه فرجامي (مرگ يزدگرد و خط قرمز- هردو ۱۳۶۱) در اولين جشنواره فيلم فجر تحت الشعاع تصميم غريب داوران ناشناس (عدم اعلام جوايز براي بخش مسابقه فيلم هاي بلند) قرار گيرد و در دومين فجر سينمايي ايران، هيچ بازيگر زني در جمع برگزيدگان نباشد. در واقع داوران اين دوره اصلاً تمايلي به اعلام جوايز جداگانه براي بازيگران مرد و زن از خود نشان ندادند و به راحتي حضور شهلا ميربختيار (در نقشي متفاوت، نقش روح يك قرباني در «هيولاي درون») و محبوبه بيات (بازجويي يك جنايت) در نقش هاي اول و آنيك شفرازيان (در نقشي كوتاه اما تأثيرگذار در نقطه ضعف) و هيلدا پيرزاد (رهايي) را ناديده گرفتند. البته شايد با در نظر گرفتن جو آن زمان و ميزان انتظارات سياستگذاران فرهنگي از چگونگي حضوري آرمان گرايانه براي بازيگران زن بتوان توجيهي براي اين بي تفاوتي يافت ولي شايد لازم مي بود كه خطوط اين سياست ها به شكلي روشن و عيان طرح شود نه آن كه به خاطر اختلاف سلايق در كاركردهاي هنري يا رسانه اي سينما، بر توانمندي هاي بازيگران زن خط بطلاني كشيده شود. خوشبختانه در جشنواره دوم دست كم در بين برگزيدگان بخش آماتوري نام يك فيلمساز زن (تهمينه اردكاني- بچه هاي بالاچلي) به چشم مي خورد كه بيانگر حداقل ميزان سهم خواهي هنرمندان زن از آينده اين سينماست. ضمن آن كه فراموش نمي كنيم نام يكي از اثرگذارترين زنان فيلمساز را در تيتراژ يكي از فيلم هاي آن سال ها نام تهمينه ميلاني به عنوان دستيار كارگردان خط قرمز (مسعود كيميايي- ۱۳۶۱).
- اشك، آه و سانتي مانتاليسم
در پي آرام تر شدن جو سياسي كشور و تمايل مسئولان فرهنگي به توجه تدريجي به نيازهاي روحي و تفريحي مخاطبين، شاخه فيلم هاي ملودرام مورد توجه قرار مي گيرند و داوران سومين جشنواره فيلم فجر در بهمن ماه ۱۳۶۳، بيشترين جوايز را به اين فيلم ها اختصاص مي دهند. بديهي است كه مقوله بازيگري زن به علت محوريت خانواده در داستان هاي ملودرام غيرقابل انكار است بنابراين نام بازيگران دوم و اول زن فيلم هاي مترسك و گل هاي داودي به عنوان اولين زنان برگزيده جشنواره فجر ثبت مي شود. قابل ذكر است از ميان بيست فيلم بلند بخش مسابقه اين سال كه عمدتاً مضامين تاريخي، مبارزات سياسي و جنگ تحميلي داشتند، ۵ فيلم (۲۵ درصد كل فيلم ها) را آثار خانوادگي تشكيل مي دهند كه رقم قابل ملاحظه اي است و طليعه اي براي حضور بيشتر دست اندركاران و هنرمندان زن در سال هاي بعد، همچنين قابل ذكر است كه در بخش فيلم هاي كوتاه بخش مسابقه، جايزه بهترين فيلم مستند هم به يك فيلمساز زن تعلق مي گيرد: هلن حقاني راد براي فيلم نساجي.
اين روند در سال ۶۴ و جشنواره چهارم فجر به تقويت مضامين غيرجنگي و كمتر سياسي مي انجامد و سهم فيلم هاي خانوادگي را به حدود ۴۰ درصد از كل آثار بخش مسابقه مي رساند. ولي هيأت داوران در يك حق كشي آشكار، هيچ كدام از بازيگران زن را لايق دريافت جايزه نقش اول نمي دانند و به اين ترتيب بار ديگر حضور قدرتمند سوسن تسليمي در ماديان (علي ژكان) ناديده گرفته مي شود. حق كشي- شايد- بزرگ ديگر خارج ماندن فيلم شهر موش ها- يكي از پرفروش ترين و تأثيرگذارترين فيلم هاي آن سال ها در محدوده سينماي كودك- از بخش مسابقه و ناديده ماندن سهم مرضيه برومند در كارگرداني هنري آن بود. تنها برگزيده زن آن سال مهري مهرنيا براي فيلم تنوره ديو (كيانوش عياري) بود كه خوشبختانه كسي در حقانيت او براي دريافت جايزه شك نداشت. اما پافشاري تصميم گيران و داوران جشنواره پنجم- كه نقطه عطفي از نظر كيفيت وكميت بالاي محصولات سينمايي در سال هاي پس از انقلاب به شمار مي آيد- بر ناديده انگاشتن توانايي هاي بازيگران زن، ترديدها را كنار زد و آشكار ساخت كه سياست هاي نانوشته اي در كار است كه چند و چون امور جاري را بر مبناي مصلحت هايي ناپيدا تعيين مي كند. اجحاف آشكار در حق سوسن تسليمي (طلسم- داريوش فرهنگ) و هما روستا (گزارش يك قتل- محمدعلي نجفي) به عنوان بازيگران نقش اول و بازيگران زن فيلم اجاره نشين هاي داريوش مهرجويي (نياز سليمي، نسرين قاسم زاده، كتايون رياحي و حميده خيرآبادي) كه هركدام مي توانستند انتخاب نقش دوم زن باشند، نمود واضح اين قبيل مصلحت ها بود. ضمن آن كه درخشش فاطمه معتمدآريا، افسانه بايگان، فرزانه كابلي، فرجامي و زهره سرمدي به واسطه بيرون ماندن فيلم هاي جدال (محمدعلي سجادي)، دبيرستان (اكبر صادقي)، كنار بركه ها (يدالله نوعصري)، بي پناه (عليرضا داودنژاد) و تيغ و ابريشم (مسعود كيميايي) و دستفروش (محسن مخملباف) از گردونه داوري، از نظرها دور ماند و در خاطره سينمايي تماشاگران حرفه اي آن سال ها خلاصه شد. اما در عين حال حضور دو فيلمساز زن در بخش هاي مسابقه (پوران درخشنده- رابطه) و مرور يكسال سينماي ايران (تهمينه اردكاني- گلبهار) نويد حضوري ديگرگونه از هنرمندان زن در مناسبات حرفه اي سينماي كشور را مي داد. همچنين در نمايشگاه پوسترهاي سينمايي جشنواره پنجم هم به نام يك گرافيست زن (مهرنوش معصوميان- شهر موش ها) بر مي خوريم كه نمايانگر مشاركت بيشتر زنان هنرمند در اين سوي دوربين هاي فيلمبرداري است. ضمناً فراموش نكنيم كه براي اولين بار در سينماي ايران، فيلمي در جشنواره پنجم فجر به نمايش درآمد كه در كنار مديرفيلمبرداري، از وجود يك فيلمبردار زن سود جسته بود: پروانه زرفام فيلمبردار فيلم دبيرستان (اكبر صادقي) موردي كه تا جايي كه حافظه ياري مي كند سابقه در سال هاي بعد هم نيافت! يقيناً با مراجعه به آمار و اطلاعات ثبتي در تيتراژ فيلم ها، مواردي بيشتر از پيش، از حضور و همكاري دست اندركاران زن در ساخت آنها به دست خواهد آمد.
در واقع به نظر مي رسد كه جاده ها هموار شده بودو ذهنيت هاي متحجر در كار تفاهم با شرايط ديد و مقدورات الزامي بودند.
- سال هاي آتش زيرخاكستر
با نگاهي به آمارهاي به جا مانده از جشنواره هاي ششم تا نهم، گام هاي بلندي كه زنان با حضور در آثار سينمايي آن سال ها برداشته اند ديده مي شود. در اين سال ها زنان فيلم ساز و همتايانشان در ساير بخش هاي توليدي توانستند بخشي از تابوهاي موجود را شكسته و توانايي شان در به سامان رساندن پروژه هاي سينمايي را به اثبات برسانند. در اين مسير هر چند كه داوري هاي جشنواره اي كماكان به يكي به دو و لج بازي با دستاوردهاي آنان مشغول بود ولي در عين حال دستاوردهاي اين گروه نيز به راحتي قابل كتمان نمي نمود. في المثل در جشنواره ششم (۱۳۶۶) اعطاي جوايز نقش دوم و اول زن به آنيك شفرازيان (سرزمين آرزوها) و پروانه معصومي (شكوه زندگي و جهيزيه براي رباب) ضمن آن كه بهانه نوعي تقدير و بزرگداشت را يدك مي كشيد اما نوعي دهان كجي به نقش آفريني هاي گلچهره سجاديه، هما روستا، سوسن تسليمي، مهناز افضلي، رويا ميرافشار و مهرانه مهين ترابي در نقش زناني با شخصيت هاي قوي و جوياي تغيير شرايط پيرامونشان هم تلقي مي شود. اما از طرف ديگر با حضور مجدد دو فيلمساز زن در بخش اصلي يعني رخشان بني اعتماد (خارج از محدوده) و پوران درخشنده (پرنده كوچك خوشبختي) كيان حرفه اي زنان هنرمند محفوظ مي ماند. علي الخصوص كه پوران درخشنده جزو كانديداهاي بهترين كارگرداني اعلام مي شود و در بخش فيلم هاي كوتاه هم جايزه ويژه هيأت داوران براي بهترين فيلم به نفيسه رياحي (از طهران تا تهران) تعلق مي گيرد. حضور فيلمسازان زن در بخش فيلم هاي كوتاه بخش اصلي و مرور هم افزايش يافته و در عوض در نگاه به خط داستاني فيلم ها، جلوه نقش هاي زن را كمرنگ تر و دور از محوريت ماجرا مي بينيم. در عوض دستكم ۳ فيلم شاخص جشنواره (شايد وقتي ديگر، پرنده كوچك خوشبختي و پرستار شب) بر محور زنان ساخته شده و در چند اثر مهم ديگر مثل ايستگاه، جهيزيه براي رباب، آن سوي آتش، يار در خانه و ... نيز زنان حضوري مهم و اثرگذار دارند.
در جشنواره هفتم زنان فيلمساز حضوري كمرنگ تر دارند (زردقناري- رخشان بني اعتماد) اما جلوه دستاوردهاي آنان در بخش هاي ديگر پررنگ تر مي شود. به غير از سيمرغ هايي كه به فاطمه معتمدآريا (برهوت)، رويا نونهالي (عروسي خوبان) و فريماه فرجامي (سرب) مي رسد، مطرح شدن نام هاي فرح اصولي (پوستر فيلم يار در خانه) و غوغا بيات (عكاس پرنده كوچك خوشبختي) و ميترا محاسني (عكاس تحفه ها) بخش ديگري از كميت و كيفيت كار زنان درگير با شاخصه هاي مختلف صنعت فيلمسازي را نشان مي دهد. هرچند كيفيت بالاي زردقناري به عنوان يكي از معدود كمدي هاي اجتماعي موفق در آن سال ها به تنهايي براي دادن نمره مثبت به فعاليت زنان فيلمساز كافي است ولي بدون شك سيمرغ بلورين بهترين تدوين كه نصيب ژيلا ايپكچي براي فيلم ناروني مي شود، ارزنده ترين دستاورد حضور زنان در جشنواره هفتم فجر است و گامي ديگر در راستاي تثبيت توانايي ها و امكاناتي كه توانستند در اختيار سينماي نوين ايران قرار دهند.
جشنواره هشتم بار ديگر عرصه قدرت نمايي زنان قرار گرفت: چهار فيلم از فيلمسازان زن در بخش هاي اصلي بودند و دو فيلمنامه نويس مستقل و يك تدوين گر، دو سازنده نمونه (آنونس فيلم) و يك عكاس زن نيز بخش ها را همراهي مي كردند. يك فيلمنامه نويس و يك تدوين گر زن جزو نامزدهاي بهترين ها بودند و سازنده نمونه فيلم نيز به عنوان بهترين برگزيده شد. همچنين يكي از انتخاب هاي بهترين فيلم اول نيز به كار يك فيلمساز زن تعلق يافت. [فيلم ها: عبور از غبار (پوران درخشنده)، پول خارجي (رخشان بني اعتماد)، بچه هاي طلاق (تهمينه ميلاني)، كاكلي (فريال بهزاد)- فيلمنامه نويسان: انسيه شاه حسيني (دل نمك) و بهرامي (جست وجوگر)- تدوين گر: شيرين وحيدي (پول خارجي)- عكاس: ميترا محاسني (زرد قناري) و سازندگان آنونس: فرشته طائرپور (گلنار- اثر برگزيده) و ژيلا ايپكچي (ناروني)] داوري ها در بخش نقش آفريني كمي دور از انتظار بود و به دليل تقدير از مرحومه رقيه چهره آزاد (مادر) تعدادي بازي خوب (بيتا فرهي در هامون، فاطمه معتمدآريا در ريحانه و هما روستا در همه وسوسه هاي زمين) در حد نامزد باقي ماندند. با اين حال مخاطبيني كه به سياست هاي كلان جشنواره عادت داشتند اين داوري ها را نيز به عادت سال هاي قبل پذيرفتند و با استقبال از حضور متفاوت بازيگراني چون گوهرخيرانديش (زيربام هاي شهر) و اكرم محمدي (مادر) و گلچهره سجاديه (دندان مار) عملاً بر اهميت جايگاه آنان در بطن سينماي حرفه اي ايران مهر تأييد زدند.
مجموعه اين اتفاقات زمينه مناسبي شد تا سرانجام در نهمين جشنواره فيلم فجر سرانجام به رسمي ترين شكل بر حضور هنرمندان زن در عرصه اين سينما صحه گذاشته شود و براي اولين بار با اختصاص يك بخش مستقل به سينماي فيلمسازان زن ايراني (۹ فيلم بلند و ۱۵ فيلم كوتاه) از مجموعه دستاوردهاي آنان تقدير به عمل آيد. ضمن آن كه براي بار نخست شاهد حضور دو داور زن (پروانه معصومي و رخشان بني اعتماد) در بين داوران يكي از بخش هاي اصلي، يعني مسابقه فيلم هاي اول و دوم هستيم. همچنين علاوه بر استمرار حضور و تقدير از هنرمندان زن در ديگر عرصه هاي توليد ( از جمله سيمرغ بلوريني كه به طور مشترك براي چهره پردازي «پرده آخر» نصيب مژده شمسايي شد)، شاهد گسترش مضمون عشق و به تبع آن پررنگ شدن نقش محوري و مثبت زنان در ساختار داستاني فيلم ها نيز مي باشيم. مضموني كه در ۹ فيلم از ۱۲ فيلم بخش مسابقه و ۶ فيلم از ۱۰ فيلم خارج از مسابقه خود نمايي مي كند. فراموش نمي كنيم كه جشنواره نهم، دومين نقطه عطف در سينماي پس از انقلاب به شمار مي آيد. هم به لحاظ جهش كيفي فيلم ها و هم از اين نظر كه براي نخستين بار هيأت داورانش را خالي از مقامات بلندپايه و مديران فرهنگي كشور مي بينيم و طيف اعضاي آن را صددرصد هنرمندان عرصه هاي مختلف سينما تشكيل مي دهند.
به هر حال سير تكاملي حضور زنان فيلمساز در جشنواره هاي فيلم فجر در جشنواره دهم كامل مي شود بدين قرار كه در ميان گستره فيلم هاي مختلف با مضامين و ساختارهاي متنوع زنان فيلمساز با سه فيلم جاه طلبانه، خواه از لحاظ توليد (دره شاپرك ها- فريال بهزاد) يا درون مايه (نرگس- رخشان بني اعتماد) و يا از هر دو نظر (ديگه چه خبر- تهمينه ميلاني) در كنار فيلمسازان حرفه اي مختلفي از نسل هاي قبل و بعد از انقلاب حضور دارند و آثارشان به اين توفيق دست مي يابند كه ضمن حضور در اكثر رشته ها به عنوان نامزدهاي دريافت جايزه، يكي از مهم ترين سيمرغ هاي جشنواره يعني جايزه بهترين كارگرداني را نصيب خود سازند (رخشان بني اعتماد، در رقابت با بهرام بيضايي، مهدي صباغ زاده، عليرضا داودنژاد و محسن مخملباف) به اين ترتيب روند تثبيت حضور و درخشش هنرمندان زن در عرصه جشنواره هاي فيلم فجر به كمال مي رسد و زنان سينماگر مي روند كه در دوره هاي بعدي، عرصه هاي جديدي را تجربه كنند. چه از لحاظ انتخاب مضامين و چه به عنوان نمايندگان نيمي از جامعه در عرصه هنر.
ادامه دارد