شنبه 11 بهمن 1382

جشنواره فيلم فجر ، جشنواره اليا کازان هايي که لو نرفته اند، مباحثه حميد نعمت الله، سامان مقدم و پيام فضلي نژاد

مباحثه‌اي كه ميان دو دستيار سابق مسعود کيميايي، و فيلمسازان کنوني با پيام فضلي نژاد انجام گرفته حول و حوش کارکرد جشنواره فيلم فجر، ستايش هاي جشنواره اي و چگونگي ورود فيلم ها به تاريخ سينما صورت‌بندي شده است

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

از راست به چپ: پيام فضلي نژاد، حميد نعمت‌الله و سامان مقدم
از راست به چپ: پيام فضلي نژاد، حميد نعمت‌الله و سامان مقدم

www.fazlinejad.com
[email protected]

حميد نعمت‌الله و سامان مقدم، دو دستيار قديمي مسعود كيميايي، اكنون در دو موقعيت متفاوت ايستاده‌اند. حميد سال 1382 پس از سال‌ها دستياري و ساختن فيلم كوتاه، نخستين فيلم بلند خود، بوتيك، را جلوي دوربين برد. فيلمي كه هيات انتخاب جشنواره فيلم فجر آن را در بخش مسابقه سينماي ايران نپذيرفت و بوتيك لاجرم به بخش مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم رفت. سامان مقدم تجربه كارگرداني سه فيلم بلند را پشت سر گذاشته و اكنون مقدمات توليد پوكر، چهارمين فيلم سينمايي خود را فراهم مي‌كند. سياوش و پارتي (دو فيلم اول سامان) فروش 600 ميليون توماني را در تهران و شهرستان‌ها از سر گذراندند و فيلم موزيكال مكس او كه مضموني سياسي و اجتماعي با مايه‌هاي طنز دارد، اكنون آماده اكران است.
دو دستيار سابق مسعود كيميايي هركدام روحيات به شدت متفاوت در كنار حساسيت‌ها و نوجويي‌هاي يكسان دارند. سامان مقدم فيلمسازي است كه به حيطه‌هاي سياسي قدم مي‌نهد و پرداخت مضموني تند و تيزي دارد، در حالي كه علايق حميد نعمت‌الله بيشتر فرهنگي و اجتماعي است و زير پوست حادثه را مي‌نگرد. اين وجه تمايز در گفتار آن‌ها بيشتر نمود مي‌يابد. مباحثه‌اي كه ميان پيام فضلي نژاد ، حميد نعمت الله و سامان مقدم انجام گرفته مضامين آن حول و حوش کارکردجشنواره فيلم فجر ، ستايش هاي جشنواره اي و چگونگي ورود فيلم ها به تاريخ سينماصورت‌بندي شده است.

پيام فضلي‌نژاد: جشنواره بيست و دوم روزهاي پرفراز و فرودي را سپري كرده است. فيلمسازان مستقلي بودند كه بنا داشتند در اين جشنواره حضور يابند؛ اما يا اين اتفاق نيفتاد، يا حضور فيلم‌هاي نوگرا، مستقل كه جست‌وجوگر حيطه‌هاي نو بودند كم ‌اهميت جلوه داده شد. سنجش‌هاي مضمون‌گرا و انتخاب‌هايي كه كمتر به وجه تكنيكال اثر پهلو مي‌زد سبب شد تا مثلا فيلم‌هاي ناف (محمد شيرواني)، بوتيك (حميد نعمت‌الله)، طلاي سرخ (جعفر پناهي) علي‌رغم اشتياق فيلمسازان‌شان براي حضور در جشنواره، پذيرفته نشوند و تنها فيلم بوتيك (حميد نعمت‌الله) پس از آن‌كه در بخش مسابقه جشنواره بيست و دوم پذيرفته نشد، قرار است در بخش مسابقه فيلم‌هاي اول و دوم نمايش داده شود.
وجود اين رويكرد مضمون‌گرا در جشنواره بيست و دوم سبب شده است تا سامان مقدم هم فيلم مكس را به جشنواره ارايه نكند، در حالي كه مراحل فني مكس به پايان رسيده و سامان ديگر درگير پيش‌توليد فيلم جديد خود، پوكر، است.
از سامان شروع كنيم. مكس يك اثر موزيكال اجتماعي و سياسي است كه بنا دارد مرز شوخي را در صورت‌بندي حاضر جامعه ايران بسنجد. چرا نخواستي اين مرز ابتدا در جشنواره سنجيده و ارزشگذاري شود؟!
سامان مقدم: بگذار اول در رابطه با فيلم حميد بگويم. بوتيك يكي از فيلم‌هاي واقعي جشنواره امسال است. اين‌كه مي‌گويم واقعي، يعني اين‌كه فيلم هنرمندانه‌اي است كه هم پرداخت مضموني قوي‌اي دارد و هم فيلم كارگردان و تكنيكال است. بوتيك درگير حواشي رويكردهاي مضمون‌گراي جشنواره شد كه تهيه‌كننده و كارگردان آن خيلي راحت ترجيح دادند از كنار آن حواشي بي‌سروصدا بگذرند؛ خصوصا اين‌كه تهيه‌كننده فيلم، تهيه‌كننده‌اي محافظه‌كار است و ترجيح مي‌دهد كه با شرايطي كاملا بي‌خطر از چنين بحران‌هايي عبور كند.
درباره مكس پرسيدي. من نمي‌دانم اين چندمين جشنواره است. چند سال است كه بعد از فيلم پارتي به سينما نرفته‌ام. مي‌تواند قهر باشد، مي‌تواند بهانه باشد. اما به‌هرحال مي‌توانست مكس به جشنواره برسد و اين‌كه عامدانه نرسيد، بخشي از آن مربوط به من است و بخشي از آن به تهيه‌كننده برمي‌گردد. تهيه‌كننده ملاحظاتي براي خود داشت...
پيام: چه بود آن ملاحظات؟!
سامان: تهيه‌كننده اعتقاد داشت كه اگر فيلم در جشنواره به نمايش درآيد و بلافاصله اكران عمومي شود، مي‌تواند موفقيت‌آميز باشد. همانند فيلم دوم من (پارتي) كه چنين شرايطي را داشت. دقيقا بعد از جشنواره تصميم گرفتيم كه پارتي، بدون هيچ‌گونه تبليغاتي، به نمايش عمومي درآيد...
پيام: اين‌ها كه دليل نيست. اولا مگر هر فيلمي بايد پس از جشنواره بتواند اكران بگيرد؟! دوم اين‌كه آيا چنين فرآيندي متضمن فروش يك فيلم است؟! سوم اين‌كه اگر همه تهيه‌كنندگان بخواهند چنين فكر كنند كه بايد شصت تا فيلم در اكران نوروز به نمايش درآيد...
سامان: تو جواب سوالت را خوب مي‌داني. مكس فيلمي موزيكال است و ده قطعه موسيقي در آن قرار دارد؛ فيلمي تند و تيز هست كه با همه شوخي مي‌كند و بنا دارد كه ببيند مرز شوخي در ايران امروز تا كجاست. متاسفانه بعد از جشنواره با ماه‌هاي محرم و صفر مواجه مي‌شويم كه امكان نمايش فيلم در اين دو ماه كاملا منتفي است...
پيام: در حقيقت تهيه‌كننده فرصت كنار تماشاگر حرفه‌اي سينما نشستن را به نفع تماشاگر عام سينما از تو گرفت و به نوعي خواسته است تا جشنواره محملي نشود براي جوسازي‌هاي كاذب حول و حوش مكس...
سامان: همين‌طور هست. در واقع دليلي كه دوست داشتم فيلم در جشنواره نمايش داده شود همان بودن در كنار تماشاگر حرفه‌اي سينما بود. جشنواره جايي است كه مي‌توان با مخاطبان واقعي سينما ديدار كرد، در سالن تاريك كنار آن‌ها نشست و فيلم ديد و نه چيز ديگري؛ اما از آن‌جا كه يك ماه پيش از جشنواره مي‌دانستم جشنواره، جشنواره ما نيست و قرار بر اين است كه اتفاقاتي در آن بيفتد. بنده هم دليلي نديدم كه پس از يك سال دوندگي‌در راهروهاي فارابي و... مكس را در جشنواره‌اي كه قرار است از فيلم‌هاي خاص حمايت و ستايش كند، جشنواره اي که متعلق به الياکازان هايي است که هنوز لو نرفته اند، نمايش دهم. ترجيح دادم مكس كه با بدبختي ساخته شده است در كنار فيلم‌هايي كه با حمايت‌هاي نهان و آشكار پيش رفته‌اند قرار نگيرد...
پيام: تو البته داري پيش‌داوري مي‌كني راجع به ستايش‌هاي جشنواره‌اي. البته جشنواره فيلم فجر گفته‌اند ويترين سياست‌هاي سينماي دولتي ايران است و حق هر آدم، فيلمساز و منتقدي است كه چنين ويتريني را نپسندد. به هر روي حضور در جشنواره صحه نهادن بر داوري دولتي است و ظاهرا تو به نوعي معترضانه از قرار گرفتن در اين سيستم پرهيز كرده‌اي. اما در نهايت تصور نمي‌كنم دليل تو و تهيه‌كننده‌ات درست باشد براي محروم كردن مخاطب حرفه‌اي و واقعي سينما از ديدن فيلمت در زمان جشنواره. دليل‌هايي مي‌تواند باشد، اما اين‌ها دليل تامي نيست...
سامان: اصلا من اين سوال را از تو دارم كه به چه دليل خيلي‌ها فكر مي‌كنند جشنواره فيلم فجر كه فقط در مقام يك جشن داخلي ارزش دارد و نه بيشتر و اتفاقا بنياد سينمايي فارابي تلاش دارد آن را بين‌المللي كند، اما نتوانسته است؛ يك نقطه شروع و سكوي پرش است؟! براي من تمام لذت دنيا در سانس نخست نمايش فيلمم خلاصه مي‌شود و فرقي نمي‌كند كه در جشنواره باشد يا جاي ديگر. جشنواره فقط همين را مي‌تواند داشته باشد براي من. جشنواره نه جايزه است نه ستايش است و... اما دليل ديگري هم بود و آن زماني است كه براي رساندن فيلم‌ها مقرر كرده‌اند. اين زمان و فينال مي‌تواند لطمات جبران‌ناپذيري به فيلم‌ها بزند و من البته حاضر نبودم مكس را در مسلخ زمان آقايان قرباني كنم...
پيام: اتفاقا اين فينال كه هيچ وقت جدي نبوده است، اما از سويي هم اسكار را يا كن را كه نگاه كني خلاصه يك فينال دارند. نكته اين‌جاست كه اين‌جا اصلا زمان فينال مهم نيست! داريوش مهرجويي دارد پرده پرده ميهمان مامان را به هيات انتخاب نشان مي‌‌دهد. اول چند پرده را مي‌بينند نمي‌پسندند و بعد دوباره چند پرده مي‌بينند نظرشان عوض مي‌شود و فيلم مهرجويي راهي بخش مسابقه مي‌شود. مسعود كيميايي هم توانسته با شش پرده از سربازهاي جمعه مجوز ورود به بخش مسابقه را بگيرد. پس زياد نه زمان فينال مهم است نه فيلم كامل. برداشت تو عجيب است...
سامان: من تصور نمي‌كنم هيچ‌كدام از دو فيلم مهرجويي و كيميايي به جشنواره برسد و اينان باهوش‌تر از آنند كه فيلمشان را فداي نمايش در جشنواره كنند. من نمي‌خواستم يك فريم فيلمم به خاطر جشنواره صدمه ببيند، جشنواره‌اي كه قرار نيست در آن اتفاق مهمي براي من بيفتد...
پيام: يعني چه سامان جان، مگر قرار است براي هر فيلمي در جشنواره اتفاق مهمي بيفتد و آيا اگر براي فيلمت اتفاق مهمي مي‌افتاد حاضر بودي چند فريم آن، به واسطه آن اتفاقات مهم، صدمه ببيند؟! ظاهرا مساله تو بيشتر قضاوت است...
سامان: نه، واقعا مساله اصلي من اين نيست. قرار است سرمايه‌گذاري‌ها روي فيلم‌هاي ديگر شود. به اتفاقي كه براي فيلم‌هاي حميد نعمت‌الله، جعفر پناهي، ماني حقيقي و... افتاده، نگاه كن...
پيام: يك مساله هم كه هراس‌انگيز بوده براي فيلم‌ها، مميزي هيات انتخاب است. يعني چون اين مميزي با تعجيل فيلمساز بايد انجام شود، برخي را دچار نگراني مي‌كند...
سامان: دقيقا اين نكته‌اي است كه براي پارتي اتفاق افتاد. مميزي اگر در شرايط عادي‌تري، غير از شرايط هنگام جشنواره، اعمال شود، فيلمساز هم فرصت چانه‌زني دارد و هم مي‌تواند با فراغ بال صحنه‌هايي را كم يا اضافه كند. در مدت كوتاه بازبيني فيلم‌ها براي جشنواره حتي نگراني‌هاي مسوولين هم افزايش پيدا مي‌كند و اين نگراني‌ها مي‌تواند اصلاحيه‌هايي را براي فيلم‌ها ايجاد كند كه در شرايط طبيعي‌تر غير از جشنواره، چنين اصلاحيه‌هايي امكان دارد اعمال نگردد. پارتي درگير اين موقعيت شد. چند سكانس فيلم لطمه خورد و برخي نريشن‌هاي فيلم تغيير كرد؛ به ويژه فصل آخر فيلم و سكانس فينال فيلم. تغييراتي كه سريع آن هنگام در پارتي صورت گرفت سبب شد تا پارتي از هر سو مورد هجمه واقع گردد...
پيام: چطور آن هنگام زمان فينال جشنواره و سياست‌گزاري‌ها و... براي تو مهم نبود؟! آن جشنواره آيا جشنواره تو بود؟!
سامان: براي مكس اگر شرايط پارتي اتفاق مي‌افتاد، موقعيت خطرناك‌تري آفريده مي‌شد؛ كما اين‌كه تهيه‌كننده اثر دوست داشت پارتي در جشنواره به نمايش درآيد و من هم مخالفتي نداشتم، اما اكنون دغدغه‌هاي فراسينمايي نيز ذهن هيات انتخاب و هيات داوران را مشغول كرده است، تصور مي‌كنم شرايط مناسبي براي مكس مهيا نباشد...
پيام: در كنار نگراني‌هاي سامان، حميد هم امسال نخستين سال حضور در جشنواره فيلم فجر را سپري مي‌كند. فيلم بوتيك ابتدا شايسته حضور در بخش مسابقه سينماي ايران جشنواره دانسته نشد و از اين طرف و آن طرف شنيده مي‌شد كه پرماجرا بودن مضمون فيلم سبب عدم انتخاب آن گشت؛ اما تعجب اين‌جاست كه تمام فيلم‌هاي اول و دوم به‌طور اتوماتيك در بخش ويژه خود قرار مي‌گيرند، كه دير پذيرفتن بوتيك در اين بخش نگراني‌هايي آفريد...
حميد نعمت‌الله: بوتيك اولين فيلم من است و آرزو داشتم در جشنواره به نمايش درآيد. براي همين اگر بوتيك نمايش داده شود در اين لحظه و اين شرايط براي من مهم‌ترين مساله است...
پيام: پس اولين آرزوي هنري‌ات برآورده مي‌‌شود...
حميد: وقتي من صادقانه كلمه آرزو را استفاده مي‌كنم، تو فتيله‌اش را بالا نكش. اين احساس خيلي طبيعي‌اي است. من الان شب‌ها خواب اين را مي‌بينم كه رنگ فيلم به سرعت دارد مي‌پرد و صدايش از بين مي‌رود. البته شايد اين خواب به خاطر ديجيتالي بودن فيلم باشد. من فقط مي‌خواهم بلايي از هيچ سو سر اين فيلم نيايد و نمايش داده شود. حق من اين است كه اين فيلم صحيح و سالم اكران شود. اين‌كه بد است يا نمي‌فروشد ديگر حق من است. حق ابتدايي من كه بوتيك با تصوير و صداي مناسب در سينما اكران شود.
پيام: تو برخلاف سامان زياد به موقعيت بوتيك در جشنواره فجر فكر نمي‌كني و گويا مهم‌ترين اتفاقي كه مي‌توانست در ذهن تو براي فيلمت بيفتد همان نمايش در جشنواره بود؟! انگار آن تصور سامان از اتفاقات بزرگ براي يك فيلم در جشنواره را نداري؟!
حميد: ما سياست‌هاي جشنواره فيلم فجر را مي‌دانيم. اكثريت آدم‌هايي كه در هيات‌هاي انتخاب و داوري وجود دارند را مي‌شناسيم، مي‌دانيم آن‌ها چگونه فكر مي‌كنند و عقيده‌شان به چه چيزهايي دور و نزديك است. جشنواره يك هندوانه دربسته نيست كه وضعيت مبهمي داشته باشد. جشنواره چه خوب و چه بد مشخصات ويژه‌اي دارد. كيست كه بتواند بگويد جشنواره فيلم فجر در تمام سطوحش يك فستيوال كاملا آزاد و سينمايي است؟! طبيعي است كه من همه اين‌ها را مي‌دانم. مي‌‌دانم آدم‌ها بر اساس دوري و نزديكي با عقيده‌هاي غالب انتخاب و ستايش مي‌شوند و با علم به اين شرايط فيلمم را به جشنواره مي‌فرستم...
پيام: يعني مقاومتي مثل سامان در برابر شرايط جشنواره نداري...
حميد: نه. خيلي ساده، نه!
پيام: و اصلا هم برايت فرقي نمي‌كرد كه فيلم در بخش مسابقه سينماي ايران پذيرفته شود يا نشود...
حميد: خب وقتي نشده من واقعا چه كار مي‌‌توانم بكنم؟!
سامان: من تصور مي‌‌كنم بوتيك آن‌قدر غبطه‌برانگيز است كه نتوانند توجيه كنند كه به دلايل تكنيكي در بخش مسابقه سينماي ايران قرار نگرفته است. معمولا به واسطه چند فيلم كه روي آن‌ها سرمايه‌گذاري مي‌شود، فيلم‌هايي كه مي‌توانند درخشش داشته باشند تحت‌الشعاع قرار مي‌‌گيرند. شايد بايد به آن‌ها حق داد كه ستايش‌هايشان را بيشتر معطوف به فيلم‌هايي كنند كه خود سرمايه‌گذاري كرده‌اند، كاري هم نمي‌شود كرد.
براي من هم البته اهميت ندارد كه فيلمم اگر در جشنواره حضور پيدا مي‌كند به بخش مسابقه برود يا نرود. من قبل از ساخت اولين فيلمم نيز اعتقاد داشتم كه بزرگ‌ترين تشويق، ستايش مردم است. سالن با نفس تماشاگر گرم مي‌شود و نه با هيچ چيز ديگري. مردم سينماي مستقل از سينماي دولتي را تميز مي‌دهند، راجع به فيلمي كه با مشقت و عرق‌ريزان روح ساخته شده قضاوت مي‌كنند..
پيام: من البته اين‌گونه فكر نمي‌كنم. درباره سينما برآيند فهم عمومي مخاطبان چنين نيست. مردم داخل سالن سينما مي‌روند و اصلا هم برايشان مهم نيست كه سر كارگردان يا تهيه‌كننده فيلم چه آمده يا نيامده است. اغلب حرف‌هاي من و تو را هم نمي‌خوانند و براي خيلي‌ها هم كه مي‌خوانند مهم نيست كه چه اتفاق‌هايي افتاده است...
حميد: مردم كاري به اين حرف‌ها ندارند كه كدام فيلم حمايت شده و كدام فيلم نشده است. مردم اما غالبا فيلم‌هايي كه حمايت دولتي نشده‌اند را بيشتر دوست دارند...
پيام: يعني شرط قطعي اين است كه مردم از سينماي دولتي گريزانند؟!
حميد: نه. اين يك سليقه است. به نظر مي‌آيد فيلم‌هايي كه حمايت دولتي مي‌شود، سليقه آن آثار با سليقه مردم لزوما منطبق نيست.
پيام: جشنواره و جوايزش چه تاثيري در ثبت يك فيلم در خاطره سينماي ايران دارد؟
حميد: اما در مورد اين‌كه اساسا چه فيلمي مجوز ورود به تاريخ سينماي يك كشور را مي‌گيرد، يك مجوز با ارزشي وجود دارد كه آراي منتقدان ستايش جشنواره‌ها و حتي نظرات مردم هم به تنهايي كافي نيست. مجموعه‌اي از تمام اين نظرات، احوالات و احساسات سبب مي‌شود كه فيلمي مجوز ورود به حافظه و تاريخ سينماي مملكتي را بگيرد. اين ربطي به جوايز جشنواره‌اي اصلا ندارد. خيلي از فيلم‌ها بوده‌اند كه جايزه گرفته‌اند، اما در حافظه سينماي ايران نماندند، يا برعكس. اين‌كه چگونه فيلم‌ها مجوز ورود به تاريخ سينماي يك كشورار مي‌گيرند راز پيچيده و در عين حال منصفانه‌اي است؛ يعني حتما هميشه فيلم‌هايي چنين داراي ارزش‌هايي بوده‌اند و اين حق را داشته‌اند. فيلم گوزن‌ها و قيصر اين حق را پيدا مي‌كنند، اما اعتراض كيميايي اين حق را پيدا نمي‌كند. فيلم گاو و اجاره‌نشين‌هاي مهرجويي اين حق را پيدا مي‌كنند، اما آقاي هالو نه. فيلم باشو غريبه كوچك بيضايي اين مجوز را پيدا مي‌كند. مسافران و سگ‌كشي پيدا نمي‌كند و...
پيام: مثلا فيلم كيميا (احمدرضا درويش) علي‌رغم اين‌كه در جشنواره فيلم فجر ستايش شده است اين حق را پيدا نمي‌كند كه وارد حافظه و تاريخ سينماي ايران شود...
حميد: از يك سو آژانس شيشه‌اي حاتمي‌كيا هم ستوده مي‌شود و هم اين حق را پيدا مي‌كند كه وارد حافظه سينماي ايران شود؛ اما فيلم خاكستر سبز كه حمايت منتقدان را هم داشت، اين حق را پيدا نكرد، يا ارتفاع پست. راجع به جشنواره گفتي. بله، جشنواره هيچ وقت و هيچ كجا مجوز ورود فيلم‌ها را به تاريخ سينماي يك كشور صادر نمي‌كند. اما جشنواره اگر لجبازي نكنيم اتفاق مهمي در سينماي ماست. مردم و سينماگران در اين ده روز بيشتر از هر وقت ديگر به هم مربوط مي‌شوند. مردم درباره فيلم‌ها قضاوت جدي مي‌‌كنند و در زندگي روزمره‌شان در اين مدت درباره سينما صحبت مي‌كنند، مطبوعات و ساير رسانه‌ها به شكل گسترده و رايگان براي فيلم‌ها و سينما تبليغ مي‌كنند. هركدام از ما هم كه به نوعي بعدا جشنواره را در دلمان تحريم كرده‌ايم از قضا آدم‌هايي بوده‌ايم كه حرفه‌اي شديم در سينما؛ اما هركدام به نوعي نوستالژي جشنواره را داشته‌ايم. پس همه آدم‌هايي كه در ايران به سينما مربوطند، نمي‌توانند بگويند كه جشنواره فيلم فجر اهميتي براي ما ندارد؛ كما اين‌كه وقتي قهر مي‌كنند حواس‌شان جمع است كه من قهرم. يعني وقتي كسي مي‌گويد كه اين فيلم را ديدم يا آن فيلم را، او يادآوري مي‌
كند كه قهر است و هيچ فيلمي را نديده است يا اگر ديده كسي زوري او را به سينما برده. به‌هرحال در اين ده روز همواره يادمان است كه جشنواره‌اي هست. حتي اگر قهر باشيم دوست داريم كه اين جشنواره باشد، منصفانه باشد، بيشتر به سينما مربوط باشد. مخالف‌ترين‌هاي جشنواره، حتي تو و سامان، از تعطيل شدن جشنواره فيلم فجر در تنهاترين لحظه خودتان ناراحت مي‌شويد...
سامان: نمي‌دانم. شايد خسته‌ايم، شايد داريم بهانه مي‌گيريم. اما نكته‌اي از حرف پيام در ذهنم مانده كه بايد اشاره كنم. پيام گفت مردم كاري ندارند چه فيلمي مستقل ساخته شده يا چه فيلمي دولتي و مردم برآيند فهم عمومي‌شان به اين سنجش ارتباطي ندارد. من اين را قبول ندارم. مردم اين ظرافت‌ها را درك مي‌‌كنند و اتفاقا رفتاري مي‌كنند كه نشان از درك آن عرق‌ريزان روح دارد...
پيام: مثال بيار. كدام سينماي مستقلي بوده كه مردم با اطلاع و با ملاحظه اين‌كه فلان فيلم، فيلم مستقلي است كه با مشقت و عرق‌ريزان روح كارگردان و تهيه‌‌كننده ساخته شده، از آن حمايت كرده باشند. اين خيلي شوخي است...
حميد: حالا چرا اصرار داري كه مثال بياورد؟!
پيام: نمي‌‌شود كه انتزاعي تحليل كرد. ملموس بايد بشه...
سامان: دليلي نمي‌بينم كه مثال بياورم...
پيام: چرا؟!
سامان: چون نمي‌خواهم راجع به فيلمسازها حرف بزنم...
حميد: تو مثال بزن كه تيوري سامان رد بشه...
پيام: من در مقام پرسشگرم، لازم نيست براي تيوري ناقص سامان مثال سلبي بياورم تا مثال ايجابي نياورده...
سامان: من وقتي مي‌گويم فيلمساز دولتي مشخص است...
پيام: نه تو مي‌گويي مردم تشخيص و تميز مي‌دهند مستقل‌ها را از غيرمستقل‌ها در سينما. كليت‌شان اصلا اين تشخيص را ندارند. مگر همين مثال حميد - آژانس شيشه‌اي - حمايت نشد، جايزه هم گرفت و مجوز ورود به تاريخ سينماي ايران را نيز كسب كرد؟!
سامان: تو فكر كن كه من دارم مثال‌هايم را پشت بغضم پنهان مي‌كنم، چه اصراري داري آن‌ها را بگويم؟!

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/4103

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'جشنواره فيلم فجر ، جشنواره اليا کازان هايي که لو نرفته اند، مباحثه حميد نعمت الله، سامان مقدم و پيام فضلي نژاد' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016