شنبه 5 ارديبهشت 1383

سينماي ما و جشنواره كن، علي معلم، وقايع اتفاقيه

بيش از 50 سال از برپايي جشنواره كن مي‌گذرد و اين جشنواره در طول سال‌هاي برگزاري خود با وجود تمام فراز و نشيب‌هايي كه پشت‌سر گذاشته توانسته به جايگاهي مقتدر و منحصر بفرد در ميان فستيوال‌هاي جهاني فيلم پيدا كند.

اين جشنواره باحضور بيش از 3700 خبرنگار و عكاس به‌عنوان نخستين فستيوال فيلمي كه در سال جديد ميلادي برگزار مي‌شود از چنان پوشش خبري مناسبي بهره مي‌برد كه تمام افكارعمومي جهان را به‌خود جلب مي‌كند.

اما دلايل اهميت جشنواره كن تنها به‌خاطر مكان برگزاري‌اش در آن شهر ساحلي كه از فقيرترين تا مقتدرترين فيلمسازان جهان در هتل‌هاي درجه 3 يا سوئيت‌هاي گران قيمت آن اسكان گرفته‌اند، نيست. چرا كه كن در طي سال‌هاي برگزاري خود به مكاني براي عرضه فيلم‌هايي تبديل شده كه برخلاف جهت سينماي غالب – يعني سينماي آمريكا – شنا مي‌كنند.

در واقع برگزاركنندگان جشنواره كن هميشه نيم‌نگاهي به فيلمسازان مستقل آسيا و آفريقا و حتي فيلم‌هاي مستقل اروپا و آمريكا داشته‌اند.

درخشش ستاره‌هايي چون «تارانتينو»، «جيم جارموش»، «كلينت ايستوود» از آمريكا و كساني چون كيارستمي و مخملباف نتيجه همين نگاه فرانسوي‌ها و اهميت‌ دادنشان به دنياي مستقل است. در زماني كه سينماي كشورهايي چون ژاپن، ايران و هند در بهترين حالت مي‌توانستند در مقياس منطقه‌اي بدرخشند، فستيوال كن همان سكوي پرتابي بود كه استعدادهاي فيلمسازي در گوشه و كنار دنيا مي‌توانستند در صورت رسيدن به آن، صداي خود را به‌گوش جهان برسانند.

اما داستان آشنايي ايرانيان با جشنواره كن برخلاف تصور عموم به دهه 90 ميلادي باز نمي‌گردد. دهه 90 سال‌هاي اوج‌گيري درخشش سينماي ايران در كن بود در حالي كه پيش از اين و در اواسط دهه 70 ميلادي، كيميايي و مهرجويي نيز در اين جشنواره جلوه‌اي از سينماي ايران را به‌رخ كشيده بودند.

به هرحال در دهه 90 دوباره برخي از فيلمسازان ايراني اين شانس را يافتند كه از طريق كن خود را به جهان معرفي كنند. كيارستمي به‌طور مشخص از اين دسته فيلمسازان بود كه اعتبار نمايش آثارش و توجه مجامع فيلمسازي فرانسوي توانست موفقيتي جهاني را براي او رقم بزند. در اين ميان كسان ديگري هم بوده‌اند مثل بهمن قبادي، سميرا مخملباف و حسن يكتاپناه كه باحضور در كن وجوه ديگري از سينماي ايران را به جهان معرفي كرده‌اند.

در چند ساله اخير موقعيت سينماي ما در هر 4 بخش جشنواره يعني مسابقه، نوعي‌نگاه، دو هفته كارگردانان و هفته منتقدين تثبيت شده است. موقعيتي كه سبب شده اگر سينماي ايران يك‌سال در اين جشنواره غايب باشد دست‌اندركاران آن را با چالش‌هاي بسياري از سوي رسانه‌ها و افكارعمومي روبه‌رو سازد، ولي پديد آمدن چنين شرايطي اصلاً به معناي اين نيست كه فستيوال كن به‌حضور فيلم‌هاي ايراني نيازمند است بلكه بايد گفت، جشنواره كن به‌عنوان يك فستيوال در زمينه كشف استعدادهاي فيلمسازي بخوبي وظيفه خود را انجام داده است.

با اين‌همه كن با همه اعتبار و جايگاهش از نقاط‌ضعفي هم رنج مي‌برد.

به عنوان مثال كانال‌هاي ارتباطي اين جشنواره در برخي دوره‌ها به‌صورتي بوده كه نتوانسته با تمام آثار ارزشمند سينماي ايران آشنا شود. از سوي ديگر سليقه و ديدگاه برگزاركنندگان اين جشنواره كه تفكر خود را در انتخاب آثار دنبال مي‌كنند نيز موجب شده كه بعضي از آثار درخور اعتناي ما از ديد آنها پنهان بماند. مجيد مجيدي از اين دسته از فيلمسازان است كه با اينكه در جوامعي مثل آمريكاي شمالي با استقبال روبه‌رو شد، اما در كن نتوانست بدرخشد.

ولي بحث اصلي من در اين يادداشت تأثيرات منفي جشنواره كن بر جريان فيلمسازي در ايران است. مضراتي كه در اصل نه به ذات فسيتوال كن بلكه به معضلات فرهنگي كشور ما برمي‌گردد.

ما همواره مقلد بوده‌ايم،‌نه تنها در زمينه هنر كه در ساير زمينه‌ها نيز مثل سياست دست به تقليد زده‌ايم و اين يكي از بزرگترين معضلات جامعه ماست. بروز اين مشكل در رابطه با فستيوال كن در عرصه سينماي ايران اما آنجا ظاهر مي‌شود كه ما هر سال شاهد ساخت فيلم‌هايي براساس معيارهاي موردنظر برگزاركنندگان اين جشنواره در ايران هستيم. اين يك بيماري است؛ بيماري‌اي كه فقط و فقط باعث خلق آثار غيراصيل در عرصه سينماي ايران مي‌شود. بسياري از فيلم‌هاي ما در سال‌هاي گذشته براي كن ساخته شد ولي هيچ‌كدام راه به كن نبرد، چرا كه ما وقتي از اصالت سينمايي دور مي‌افتيم و مقهور فستيوال‌ها مي‌شويم تا براساس سليقه فلان داور در فستيوال كن يا مونترآل فيلم بسازيم، طبيعي است كه دستمان در برابر آنها گشوده شود و آنها به غيراصيل بودن اثرمان واقف شوند. اشكال اصلي ما در اين است كه جشنواره‌ها به جاي اينكه مكاني براي طرح يك ايده خالص هنري باشند به مقصدي براي فيلمسازي تبديل شده‌اند.

برگزاري هر جشنواره بايد بتواند به كشف استعدادهاي جديد و آثار ارزشمند منتهي شود ولي وقتي سوداي راه يافتن به اين جشنواره‌ها مانع بروز خلاقيت و آفرينش‌ اثر هنري شود ديگر آن جشنواره راهي به‌سوي موفقيت نيست، بلايي است گريبانگير خلاقيت و شكوفايي استعدادها.

ولي آيا به راستي برگزاركنندگان جشنواره‌اي مثل كن آنقدر از ذكاوت و وقت بهره مي‌برند كه براي تأثير گذاشتن بر سينماي ايران

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

از چنين راهي وارد شوند و برنامه‌ريزي كنند؟ و آيا آنها اصلاً نياز به چنين كاري دارند؟

تنها كمي تأمل كافي است تا هر صاحب خردي به اين سؤال پاسخ منفي دهد. اشكال از خود ماست. از ما و سوء مديريت فرهنگي‌مان كه نمي‌داند چطور بايد با استعدادهايش برخورد كند و چگونه محملي براي ظهور و بروز اين استعدادها فراهم نمايد.

دنباله‌روي و تقليد و ساخت فيلم بر اساس معيارهاي يك جشنواره خارجي زماني در كشور رخ مي‌دهد كه سينماي مستقل آن آماج حمله‌ها و بي‌توجهي‌ها باشد. وقتي مادر به فكر كودك نيست اين طبيعي است كه كودك به دنبال دايه‌اي مهربان‌تر از مادر بگردد. اشكال از جشنواره‌اي مثل كن نيست، اشكال از ما و مديريت فرهنگي ماست كه انگار هميشه در تلاش است به سوي يكسان‌سازي حركت كند.

به هر حال سينماي ايران با يك تفاوت باز هم در جشنواره كن حضور دارد.

اگرچه در ليست فيلم‌هاي مسابقه امسال جشنواره كن، اثري از فيلم‌هاي ايراني ديده نمي‌شود و تنها در بخش نوعي نگاه دو فيلم از كيارستمي حضور دارند.

اما قضاوت در مورد اين مسأله به زماني بازمي‌گردد كه فيلم‌هاي بخش مسابقه به نمايش دربيايند تا ببينيم آيا داوران امسال جشنواره نير مثل سال گذشته بد عمل كرده‌اند يا فيلم‌هاي ايراني متقاضي در بخش مسابقه در رقابت با ديگر حريفان خود، ضعيف بوده‌اند. بايد زمان بگذرد تا بتوان قضاوت كرد.

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/6801

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'سينماي ما و جشنواره كن، علي معلم، وقايع اتفاقيه' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016