
«شما نور زيادي به اين فيلم تابانديد... چه كاري انجام داديد؟ واقعاً شگفتزده و خوشحالم. فقط ميتوانم بگويم مرسي اين اولين حرفهاي مايكل مور پس از اعلام نامش به عنوان برنده نخل طلاي كن در مقابل ميكروفن بود. پس از آنكه او آرامتر شد و سكونت سالن را فراگرفت گفت «اين جايزه باعث ميشود كه تعداد بيشتري از آمريكاييان اين فيلم را ببينند». وي همچنين گفتهاي از آبراهام لينكن را تكرار كرد «تا زماني كه مردم از واقعيت آگاه باشند جمهوري را خطري تهديد نميكند». مايكل مور فيلم فارنهايت 11/9 را به كودكان عراق و آمريكا و تمام كساني كه به خاطر وجود حكومت بوش در جهان زجر كشيدهاند تقديم كرد.
مايكل مور حالا به جايزه بردن عادت كرده است، او و فيلمهايش حالا توجهات زيادي را به خود جلب ميكنند. فيلم قبلي او «بولينگ براي كلمباين» كه تنها چهار ميليون هزينه ساخت آن شده بود در ايالات متحده پنجاه و پنج ميليون دلار و در ساير نقاط جهان شصت و هفت ميليون دلار فروش كرد كه براي يك فيلم مستند يك ركورد محسوب ميشود. اما فارنهايت قطعاً از آن فيلم جنجاليتر- و شايد حتي پرفروشتر- هم خواهد شد گرچه هنوز هيچ پخشكنندهاي حاضر به پخش آن نيست. فارنهايت 11/9 احتمالاً جنجاليترين فيلم سالهاي اخير سينما خواهد بود.
اين فيلم شيوه معمول فيلمهاي مور را دارد، تركيبي از صحنههاي مستند، فيلمهاي تلويزيوني و يكي دو صحنه بازسازي شده و البته چند صحنه فيلمبرداري شده در زمان حال، اين فيلم يك محور دارد و آن محور هم «بوش» است، در واقع در فيلم مور تمام محورها به مركزيت خانواده بوش ترسيم ميشود. اكثر اين محورها غافلگيركننده و غيرمنتظره هستند هرچند برخي از آنها پيشتر هم موردتوجه قرار گرفتهاند. آنهايي كه براي تماشاگران تازگي دارند عبارتند از: ملاقات جورج بوش و شاهزاده بندبن سلطان- سفير عربستان سعودي در آمريكا كه بعداً از جريان يازدهم سپتامبر وجود رابطهاي ميان همسرش و برخي از تروريستها مورد ترديد قرار گرفت، ورود گروهي از اعضاي خانواده بنلادن به آمريكا بدون آنكه مورد بازرسي و بازجويي FBI قرار بگيرند آن هم درست در روزهاي بعد از يازدهم سپتامبر و نيز رابطههاي تجاري دو خانواده بوش و بنلادن در طي دو دهه.
در اين فيلم گزارشهاي روزنامههاي نيويوركتايمز و واشنگتن پست، كتاب «خانه خانواده بوش» كرگ اونگر و نيز كتاب «رفيق، كشور من كجاست؟» خود مايكل مور مورد استفاده قرار گرفته است. اما هنر مور در اين است كه اين منابع را با طنز تلفيق ميكند و از زاويهاي به مجموع اين عناصر نگاه ميكند كه تماشاگرش را خسته نميكند و جذابيتهاي تصويري و روايي فيلم را براي او حفظ ميكند.
مايكل مور همراه يك گروه بيست نفره- كه به نظر ميرسيد دو تز از آنها محافظان شخصي او باشند- به كن سفر كرد، البته خودش معتقد است كه از مرگ نميترسد «من از مرگ نميترسم، فقط دوست ندارم كه به خاطر افكار اشتباهات چند احمق بميرم!»
مور در جشنواره كن امسال حتي بيشتر از ستارههاي مثل تام هنكس و كامرون دياز و براد پيت موردتوجه قرار گرفت، مسألهاي كه حتي موجب تعجب خود او هم شد «نميدانم عكاسها چگونه ميتوانند عكسي از من را براي روي جلد مجلات و روزنامههايشان پيدا كنند، من اصلاً شباهتي به ستارههاي سينما ندارم... يك مسأله مهم ديگر هم اين است كه اينجا رسانهها به راحتي صحبتهاي مرا پخش ميكنند در حالي كه در آمريكا اينگونه نيست، در آمريكا فقط اخباري پخش ميشود كه رؤساي شبكهها فكر ميكنند براي بينندگان جالب است...»
مايكل مور نگاهي موشكافانه براي شكار سوژهها و كنار هم قرار دادن آنها دارد، در فيلمي كه در مورد سياست و آمريكاست او با هوشمندي رديفي از تصاوير را در كنار هم قرار ميدهد كه تماشاگرش را ميخكوب ميكند. تصاويري پيشتر ديده نشده از شكنجه و سوءاستفاده زندانبانان آمريكايي از زندان عراق، مصاحبه با خانواده سربازان آمريكايي كه در عراق كشته شدهاند و صحبتهاي نمايندگان سناي آمريكا كه فرزندانشان از خدمت نظام وظيفه فرار كردهاند، تركيب هوشمندانه اين فصول فيلم را به شدت تأثيرگذار ميكند «من يك مستندساز هستم، يك مستندساز بايد مثل يك عكاس باشد، سوژه را در لحظه پيدا كند و به تصوير بكشد، خوشحالم كه در هم آميختن آنچه كه پيدا ميكنم با طنز براي مردم خوشايند است...»
نماي نزديك
مايكل مور متولد سال 1954 در فلينت ميشيگان است. اولين فيلم او راجرومن (1989) فيلمي در مورد تلاشهاي او براي مصاحبه با راجر اسميت رئيس كمپاني جنرال موتورز بود. پس از ساخت اين فيلم مور مدتي را به عنوان نويسنده در مجلات گذراند. سپس دنبالهاي بر اين فيلم ساخت به عنوان بازگشت به فلينت (1992) كه در شبكههاي تلويزيوني به نمايش درآمد فيلم بعدي او يك فيلم داستاني با بازي كوين پولاك، آلن آلدا و ريپ تورن بود (1994). اما اين فيلم داستاني نتوانست موفقيتهاي فيلمهاي مستند او را تكرار كند. كار بعدي او يك نمايش تلويزيوني بود. «ملت تلويزيون» كه سپس دنبالهاي به نام «تجربياتي در مورد ملتي كه با تلويزيون زندگي ميكند» هم بر آن ساخته شد. وي در سالهاي واپسين دهه نود و سالهاي آغاز هزاره جديد در بسياري از ميزگردها و برنامههاي سياسي تلويزيوني آمريكاي شمالي حضور يافت و به عنوان يكي از اصليترين منتقدان حوزه سياستهاي عمومي دولتهاي آمريكا درآمد. فيلم بعدي او «بولينگ براي كلمباين» (2002) يك موفقيت بينظير بود، اين فيلم در سرتاسر جهان به نمايش درآمد جايزه ويژه جشنواره كن به همراه يك جايزه اسكار را به دست آورد و به پرفروشترين فيلم مستند تاريخ سينما بدل شد. انتظار ميرود كه فيلم جديد مور «فارنهايت 11/9» در صورت پخش در ايالات متحده حتي پرفروشتر از آن فيلم هم شود.