چهارشنبه 20 خرداد 1383

آرزوي اكبر عبدي : روي كره زمين جنگ نباشد، بين كشورها مرز نباشد، در دنيا گرسنه نباشد، آدم خيلي سير هم نباشد، شهروند

گفت و گوي شهروند با اكبر عبدي

گفت و گو: حسين افصحي ـ تورنتو

اكبر عبدي در تورنتو به سر ميبرد و خود را براي نمايش "سوپر بقالي ايراني" آماده ميكند، پس فرصتي پيش آمد كه بتوانيم با او گفت و گو كنيم. از خودش، از كارهايش و از اين نمايشي كه قرار است اجرا شود.
نمايش "سوپر بقالي ايراني" در روزهاي 12 و 13 جون در تورنتو و 20 جون در مونتريال و 27 جون در ونكوور اجرا ميشود و سپس تور اروپايي آن آغاز ميشود.
نام؟
ــ اكبر

نام خانوادگي؟
ــ عبدي

وضعيت؟
ــ ازدواج كرده

چند‌ بار؟
ــ‌ يك بار براي هميشه، چون اگر بخواهم هم نميشود.

چرا؟
ــ دختر دائيمه، باهام دعواش ميشه.

فرزند
مثل همه آدمهاي حسابي يكي.

چند‌ سالشه؟
ــ 16 سال و از همين جا چون متولد خرداد ماه است، تولدش را تبريك ميگويم.

خودت چند‌سالته؟
ــ متولد 4 شهريور 1339 شمسي يا 1960 ميلادي هستم.

از اينكه دنيا آمدي راضي هستي؟
ــ بله، ولي دوست داشتم با همين خانواده در تهران قديم (100 سال پيش) دنيا ميآمدم.

چرا؟
ــ‌ چون آن موقع آدمها كودك تر بودند، دوست داشتن ها پررنگ تر بود، دوربين فيلمبرداري و عكاسي و ويدئو هم نبود.

خب حسنش براي تو چي بود؟
ــ آدم براي خودش زندگي ميكرد.

اختلاف سني تو و همسرت چند ‌سال است؟
ــ 8 سال

چند‌ساله بودي ازدواج كردي؟
ــ 26 ساله

فكر ميكني همسرت از تو راضيه؟
ــ بايد از خودش بپرسيد (در ضمن طفلكي چاره اي ندارد بايد مرا تحمل كند چون خيلي از من بهتر است).

او هم هنرمند‌ است؟
ــ تو شوهرداري، خانه داري، بچه داري بله. چون آدم اگر نزديك 20 سال با مادرشوهر زندگي كند، خيلي بايد هنرمند باشد.

چرا مجبور است با مادرشوهر زندگي كند؟
ــ مجبور نيست، چون 2 سال جدا زندگي كرديم، احساس كرديم يه كساني با ما نيستند و جاي آنها خالي است و برگشتيم با هم توي يك خانه. (چون مادرشوهرش عمه اش است).

در اولين كار هنري، فكر ميكردي به شهرت امروز برسي؟
ــ ‌تو اولين كاري كه انجام دادم، از يك مهماني برگشتيم و اداي همه مهمانها را درآوردم. اون موقع مشوق من مادرم و دايي ام بود. ولي فكر بيشتري نميكردم چون بچه بودم. ولي بعد از اولين كار جدي حرفه اي تئاتري، كه با تو ]حسين افصحي[ بود در تئاتر شهر، تصميم گرفتم كه اگر تو اين كار ماندم، آدم پررنگي بشوم وگرنه برگردم سر همان كار تراشكاري.

اگر هنرپيشه مطرح امروز نميشدي، علاقه ات به چه شغل و حرفه ديگري بود؟
ــ صنعتي

چه رشته صنعتي؟
ــ‌ تراشكاري

همان رشته اي كه تحصيلش را كردي، چرا ادامه ندادي؟
ــ همزمان با تئاتر حرفه اي كه اوايل انقلاب كار ميكردم يكي دو سالي كار ميكردم ولي وقتي وارد كار تلويزيون شدم به دليل ساخت سريال ميبايست از تهران خارج ميشدم موقتي آن كار را رها كردم و يك وقت متوجه شدم كه 10 سال است از تراشكاري دور شدم و در سينما هم جا افتادم.

قبل از انقلاب هم سينما ميرفتي، به سينما علاقمند بودي؟
ــ بله، چون برادر بزرگتر بودم، هميشه خواهر و برادرم را من ميبردم سينما. توي محله مان يك سينما بود در نازي آباد كه اسمش شرق بود. و اولين فيلمي كه ديدم با بابام بود كه اسمش ماسيس بود. يادم است كوچولو بودم، وقتي كه ماسيس قصر را خراب كرد و با دو دست ستونها را ريخت پايين از ترسم رفتم زير صندلي، چون فكر ميكردم الان سينما خراب ميشود. در حالي كه الان سينما خراب شده روي سرمان.

آن وقتا دلت ميخواست جاي چه كسي باشي؟
ــ اميروي فيلم سازدهني استاد امير نادري. بعدها كه در سينما بودم اين فيلم را دوباره ديدم، و متوجه شدم كه ايشان خيلي هنرمندانه بازي كرده است. و بعد به اين نتيجه رسيدم كه اگر من بازي ميكردم به هنرمندي ايشان نميتوانستم بازي كنم.

چند تا فيلم بازي كردي؟
ــ حدود 50 فيلم سينمايي

چند ساعت كار تلويزيوني بازي كردي؟
ــ حدود 600ــ 500 ساعت

با كدام كارگردان ها كار كرده اي؟
ــ با داود ميرباقري (امام علي ــ معصوميت از دست رفته ــ آدم برفي)

زنده ياد علي حاتمي (مادر ــ دلشدگان)، محسن مخملباف (ناصرالدين شاه ... هنرپيشه)، ابوالحسن داودي (سفر جادويي ــ نان عشق موتور 1000)، رحمان رضايي (غريبه و كچل خوش شانس)
با بعضي ها هم يك فيلم كار كردم ولي به اندازه 5 تا فيلم تجربه كسب كردم، مثل استاد ناصر تقوايي، داريوش مهرجويي، مجتبي راعي و...

از كدام بازيگر در نقش مقابلت راضي تر بودي؟
ــ چون من در مقابل همه راحت بودم، و مشكلي نداشتم بنابراين همه، چه مرد و چه زن راحت بودم.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

چه نوع فيلمي را دوست داري ببيني؟
ــ فيلم هاي ايتاليايي عشقي

از چه هنرپيشه غيرايراني خوشت مي آيد و يا الگوي توست؟

ــ الگوي خارجيها به درد ما نميخورد، چون فرهنگ آنها با فرهنگ ما فرق ميكند. ولي كار همه ي هنرپيشه ها را از نقش اول تا سياهي لشگر، دوست دارم و قبول دارم. و از ميان همه، مارلن براندو، رابرت دنيرو و...

به عنوان هنرپيشه كمدي چه كسي در ذهنت هست؟

ــ باستر كيتون ــ چارلي چاپلين ــ لورل و هاردي، وودي آلن، رابن ويليامز و...
و از ايراني ها: ظهوري، ارحام صدر، همايون و سعدي افشار( به صورت فوق العاده استثنايي مرحوم فني زاده)

آرزوي بزرگ زندگي ات چيست؟

ــ روي كره زمين جنگ نباشد، بين كشورها مرز نباشد، در دنيا گرسنه نباشد، آدم خيلي سير هم نباشد.
الميرا دخترم، مهدي و دانيال بچه هاي اصغر برادر خدابيامرزم همه جوانهاي دنيا سالم، خوشبخت و عاشق باشند.

آقاي عبدي...

براي اين شماره فكر ميكنم كافيه، باقي را بگذاريد براي هفته بعد. چون خوابم مي آيد و فردا هم تمرين دارم براي اجراي 12 و 13 جون در تورنتو

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/8732

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آرزوي اكبر عبدي : روي كره زمين جنگ نباشد، بين كشورها مرز نباشد، در دنيا گرسنه نباشد، آدم خيلي سير هم نباشد، شهروند' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016