دوشنبه 25 خرداد 1383

كيومرث پوراحمد: آرزو دارم فيلم‌هايي برمبناي “كليدر” ، “همنوايي شبانه اركستر چوبها” ، “جايي ديگر” و “گاوخوني” بسازم، ايسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس فرهنگ و ادب - ادبيات
دومين نشست دفتر مطالعات ادبيات داستاني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با عنوان ارتباط متقابل سينما و داستان از سري نشست‌هاي 25 گانه صبح امروز با حضور احمد طالبي‌نژاد، كيومرث پوراحمد و مجيد اسلامي و به مديريت حسن محمودي برگزار شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين نشست كه به صورت پرسش و پاسخ با خبرنگاران برگزار شد، كيومرث پوراحمد درباره اين رابطه متقابل اظهار داشت: به نظرم در ايران بده بستاني بين ادبيات و سينما وجود نداشته است كه ناشي از چند مساله است؛ اول اينكه نويسندگان اصولاð در ايران خيري نديده‌اند از اينكه كتابهايشان به فيلم برگردانده شود، از سوي ديگر ظرفيت پذيرش اينكه اين قصه وقتي قرار است فيلم شود بايد تغير كند سختشان است، به همين دليل مقاومت مي‌كنند. نمونه‌اش كاري كه مسعود كيميايي از داستان خاك محمود دولت‌آبادي ساخته بود كه ارزشهاي اثر دولت‌آبادي فداي بها دادن به مخاطب شده بود و موجب نارضايتي دولت‌آبادي شد. يعني اهميت دادن به نويسنده‌ها از سويي و خودمحوري‌هاي كارگران و فيلمساز از سويي ديگر كه وقتي قصه را مي‌خرند ظاهراð فراموش مي‌كنند اين كار خالقي داشته است پارادوكسي ايجاد مي‌كند. بخش ديگر عدم استقبال كمتر از آثار ادبي در فيلمسازي، مساله سانسور است. مثلاð در قصه و رمان زمان قبل از انقلاب را خيلي راحت مي‌توانيم بياوريم، اما در فيلم اصلاð امكانش وجود ندارد.
پوراحمد افزود: ‌اساساð به صرف داشتن قصه خوب نمي‌توان گفت فيلمنامه خوب هم از آب در مي‌آيد و اين كار آدم باتجربه و بلد مي‌خواهد.
در ادامه مجيد اسلامي نيز با اشاره به سابقه نمايشنامه‌نويسي در غرب و سينماي آن اظهار داشت: در غرب پل واسطه‌اي وجود دارد بين ادبيات داستاني و سينما و آن ادبيات دراماتيك است و اين پل در ايران شكل دارد. يعني پل ادبيات دراماتيك بين ادبيات داستاني و سينما ضعيف است.
وي يادآور شد: در ايران هر كسي فيلمنامه مي‌نويسد، انگار مي‌خواهد خود را براي كارگرداني و فيلمسازي آماده كند و چون خيلي از كارگردان‌ها هم فيلمنامه نويس سراغ ندارند، خودشان مي‌نويسند. به دليل نداشتن سنت نوشتن نمايشنامه كلاسيك و پل ادبيات دراماتيك است كه خيلي از نويسندگان ما رمان نويس‌هاي برجسته‌اي هستند؛ اما فيلمنامه نويس‌هاي برجسته‌اي نيستند.
اسلامي گفت: هوشنگ گلشيري، محمود دولت‌آبادي و هوشنگ مرادي كرماني فيلمنامه هم نوشتند؛ اما موفق ننوشتند؛ چون با همان ديدگاه ادبي آمده‌اند سراغ مقوله‌اي كه كاملاð عيني است. خيلي از فيلمهاي برجسته ايراني فيلم‌هايي كاملاð دور از ادبيات هستند؛ مثل دونده‌ امير نادري يا كارهاي عباس كيارستمي.
احمد طالبي‌نژاد ـ منتقد سينما ـ نيز در سخناني توضيح داد: همشهري كين هم وامدار ادبيات است و هم تاثير گذار در ادبيات و سينماي مغرب زمين. متاسفانه در كشور ما رابطه بين نويسنده و فيلمساز و فيلمنامه نويس بسيار محدود و ضعيف است.
وي بيان كرد: سانسور از اصلي‌ترين معضلات ماست و هميشه كارگزاران فرهنگي نسبت به ادبيات داستاني موضع داشته‌اند و آن را محصول فكر دگرانديشان دانسته‌اند و گذشته از معضل سانسور در شكل‌هاي مختلف بخش‌هايي از ادبيات ما ديگر در سينما جايي براي عرضه ندارد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

طالبي نژاد گفت: قرار نيست حتماð به ساختار روايي اثر ادبي وفادار باشيم. از بينوايان بيش از سي اقتباس شده؛ اما بسيار متفاوت. معتقدم اولين سانسور در اقتباس ادبي نويسنده‌هايمان هستند كه مي‌گويند چرا داستانم را مخدوش كرديد.
وي يادآور شد: خيلي از نويسندگان معتبر ما رسانه سينما را خوب نمي‌شناسند. محمود دولت‌آبادي يا هوشنگ گلشيري كه در اين امر اعتراض‌هايي داشتند و البته حق هم دارند؛ اما سينما را خوب نمي‌شناسند.
اسلامي نيز در بخش ديگري از گفته‌هايش افزود: فيلم گاوخوني به نظر مي‌رسد كه به متن وفادار است؛ در حاليكه اصلاð وفادار نيست.
كيومرث پوراحمد گفت: فكر مي‌كنم اينكه اصلاð كسي كتاب نمي‌خواند هم مساله كمي نباشد؛ كانون كارگردانان نزديك به 300 نفر عضو دارد؛ اما مگر چند نفرشان واقعاð كتاب مي‌خوانند؟
احمد طالبي‌نژاد گفت: بيشتر رفيقان كيميايي همين نويسندگان و شاعران هستند؛ اما چرا داريوش مهرجويي جلو مي‌آيد و اقتباس را انجام مي‌دهد و كيميايي انجام نمي‌دهد؟ چون ارتباط كيميايي ارتباط ادبي محفلي است.
او ادامه داد: مدار صفر درجه احمد محمود اساساð دكوپاژ سينمايي دارد؛ چون در جنوب بوده و با سينما بزرگ شده؛ اما دولت‌آبادي در جايي زندگي كرده كه سينمايي وجود نداشته است.
در اين نشست كيومرث پور احمد در پاسخ به پرسشي درباره اينكه چرا شما از گاوخوني اقتباس ادبي نكرديد گفت: من نمي‌دانم چه كار مي‌كردم؛ اما وقتي گاوخوني را ديدم خوشحال شدم كه گاوخوني را يكبار ديگر مي‌شود ساخت. نمي‌خواهم بگويم فيلم بدي است؛ اتفاقاð خيلي متفاوت است. اما يكي از آرزوهايم اين است كه كتابهايي مثل كليدر و همنوايي شبانه اركستر چوبها و جايي ديگر را تبديل به فيلم كنم.

Copyright: gooya.com 2016