دوشنبه 1 تير 1383

ميم‌ها، جهان 3 و آينده فرهنگ در ايران، دكتر علي پايا

1ـ براي فرهنگ تعاريف مختلف و متنوعي ارائه شده است. اين مفهوم را مي‌توان در كلي‌ترين معناي آن به منزله «مجموعه همه برساخته‌هاي بشري» در نظر گرفت.

2ـ آينده‌انديشي در مقام معرفتي كه از درون آينده‌هاي ممكن به جست‌وجوي آينده‌هاي محتمل برمي‌خيزد تا براي تحقق مطلوب‌ترين آنها، زمينه‌سازي كند، بيش از هر حوزه معرفتي ديگر با فرهنگ در معناي عام آن و نيز تجليات خاص اين حوزه ارتباط دارد.

3ـ از زمان مطرح شدن نظريه تطور انواع در قرن نوزدهم، متفكران بسياري ازجمله خود داروين به اين نكته تفطن پيدا كردند كه «فرهنگ» به عنوان محصول تعامل موجوداتي زنده با يكديگر و با زيست‌محيطي كه مستمراً درحال تطور است، به نوبه خود احياناً با شيوه‌ها و صورت‌هايي كم و بيش مشابه آنچه كه در تطور ارگانيزم‌هاي جاندار به چشم مي‌خورد، دستخوش تحول مي‌شود.

4ـ گرته‌برداري از نظريه تطور انواع در قلمرو تكاپوهاي نظري منجر به ظهور معرفت‌شناسي خاصي موسوم به معرفت‌شناسي تطوري شده است. در عرصه علوم اجتماعي نيز بهره‌گيري از الگوهاي ملهم از نظريه تطور، در مواردي به روشنگري‌هاي تئوريك كمك كرده است. براي مقصودي كه در اين مقاله دنبال مي‌شود از يك الگوي تطوري حداقلي، در كنار برخي رهيافت‌هاي نظري ديگر، براي پژوهش در راز و رمزهاي پديدار شگرف فرهنگ استفاده به عمل آمده است.

5ـ در رهيافت حداقلي مورد اشاره از واژه رايج «مهم Meme» به عنوان عنصري از يك فرهنگ استفاده مي‌شود كه به شيوه‌هاي غيرژنتيكي، مثلاً از راه تقليد يا بهره‌گيري از سرمشق و نمونه، انتقال مي‌يابد. به اين اعتبار هر ميم نوعي رو گرفت بردار اطلاعات informational replicator است كه خود نيز از سنخ اطلاعات به‌شمار مي‌آيد. ميم‌ها به تمثيل و تناظر با ژن‌ها تعريف شده‌اند. همانگونه كه ژن‌ها رو گرفت بردار اطلاعات درون ژنوم‌ها هستند، ميم‌ها نيز در مغز آدميان و درون فرهنگ‌ها چنين مي‌كنند.

رويكرد حداقلي مورد استفاده در اين مقاله تحويل‌گرايانه و فروكاهنده نيست: چنين نيست كه بتوان همه تحولات فرهنگي را با فرو كاستن به تحولات ژنتيكي توضيح داد و تبيين كرد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

براي استفاده از تمثيل ژن، ميم ضرورتي ندارد كه ميم‌ها به دقت تعريف شوند. ميم‌هاي با محتواي اطلاعاتي اندك نظير گزاره‌ها متناظر با ژن‌ها هستند و سيستم‌هاي ميمتيك پيچيده نظير نظام‌هاي ديني شبيه سيستم‌هاي ژنتيك پيچيده (ژنوم‌ها) در نظر گرفته مي‌شوند. ميم‌ها نظير ژن‌ها درون يك جمعيت پراكنده مي‌شوند و به اصطلاح حاملاني دارند. حضور در اين جمعيت سبب بقا و يا تكثير آنها مي‌شود. ميم‌ها و سيستم‌هاي ميمتيك ارتباطي نزديك با مفهوم جهان 3 پوپر دارند. واژه ميم به هر نوع اطلاع فرهنگي در اشكال مختلف آن ارجاع دارد: ايده‌ها، رفتارهايي كه اين ساختارهاي مغزي توليد مي‌كنند و نتايج آنها در قالب كتاب‌ها، نقشه‌ها، فيلم‌ها، موسيقي‌ها و... يعني همان جهان 3 پوپر، جهان 3 كه جهان عيني مجموعه توليدات «فرهنگي» آدمي است به صورت سلسله مراتب از اطلاعات ساده به اطلاعات پيچيده تقسيم‌بندي مي‌شود. مكانيزم انطباق adaptation در سطح ميم‌ها به يك اعتبار مشابه مكانيزم انطباق ژنتيكي است. همانگونه كه در موجودات زنده آموزه‌ها و دستورالعمل‌ها از درون ارگانيزم‌ها و در واكنش به تحولاتي كه در زيست‌محيط رخ مي‌دهد، عرضه مي‌شوند، در حوزه ميم‌ها و جهان 3 نيز جهش‌ها و تغييرات از درون ساختار ظاهر مي‌شوند: تحولات بيروني امكانات دروني ساختارها را بالفعل مي‌سازد. جهان 3 از طريق نرون‌هايي كه متعلق به جهان 1 هستند بر جهان 2، كه حوزه انديشه ذهني و شخصي است، تأثير مي‌گذارد.

6 نكته اخير را مي‌توان دقيق‌تر كرد: هرچند هيچ مدل واحدي براي توضيح نحوه انتقال فرهنگ از يك جمعيت به جمعيت مجاور يا بعدي وجود ندارد اما اگر ميمتيك ازجمله ناظر به اين امر است كه آموزه‌ها و دستورالعمل‌هايي كه بر فينوتايپ اثر مي‌گذارند چگونه از ذهني به ذهن ديگر از طريق تقليد و يا آموزش انتقال مي‌يابند، آنگاه مي‌توان ميان اين آموزه‌ها و دستورالعمل‌ها، خواه بصري، خواه زباني، خواه به صورت نوشته، خواه به وسيله پدر و مادر، معلمان، همسالان، مثال به داوكين يادآور شد كه كساني كه دين را ويروس مي‌دانند از اين نكته غفلت مي‌ورزند كه دعويشان مي‌تواند ناظر به موضع خود ايشان نيز باشد. اما صرفنظر از انتقاداتي كه به نظر داوكين وارد است، بر اين واقعيت نمي‌توان چشم پوشيد كه برخي از ايده‌ها و انديشه‌ها همچون ويروس‌هاي مخرب در درون جوامع به تباه‌سازي «حرث و نسل» مي‌پردازند. شناسايي اين ويروس‌هاي فرهنگي و مقابله با آنها كار آساني نيست به ويژه اگر به اين نكته توجه شود كه اين ويروس‌ها نيز همانند همتاهاي ژنتيكي خود مي‌توانند با رنگ عوض كردن‌هاي سريع، پادزهرهاي كهنه را بي‌اثر سازند.

ظاهراً در حوزه فرهنگ نيز همچون حوزه بيولوژي يكي از مناسب‌‌ترين راه‌هاي مقابله با ويروس‌هاي مضر و مهلك، پيشگيري و ايجاد مصونيت در افراد است. در قلمرو فرهنگ اين امر به معني تربيت افرادي است كه از آموزه‌هاي عقلانيت انتقادي بهره‌مند هستند و شيوه زندگي خود را بر مبناي اين آموزه‌ها تنظيم مي‌كنند. يافتن ساز و كارهاي مناسب براي ترويج اين شيوه زيست در گرو پژوهش‌هاي اساسي است.

ـ 3 ـ‌7 پوپر معتقد بود كه هر نظريه به منزله يك ارگان يا عضو تازه به ما امكان مي‌دهد جهان را در پرتو نور تازه‌اي مشاهده كنيم (پوپر، 1994/1382). يك نظريه ابطال شده نظير يك عضو قديمي يا شبيه DNAهاي ظاهراً به درد نخور قديمي است كه مي‌تواند در شرايط تازه‌اي مورد استفاده واقع شود. تطور فرهنگي و توليد نظريه‌ها ناشي از فرآيندهاي رقابتي درخصوص تنوع (وارياسيون) ميم‌ها و گزينش ميان آنهاست. همانگونه كه تنوع ژنتيكي واجد اهميت است تنوع ميمتيكي نيز اهميت دارد. زيست‌بوم‌هايي كه فاقد تنوع فرهنگي هستند، نظير كشاورزي‌هاي تك محصولي، به شدت در برابر تحولات بيروني آسيب‌پذيرند (پايا، 137.)5

7ـ4ـ بقاي اصلح در قلمرو امور فرهنگي نيز داراي معناي محصل است. پويايي و زايايي يك فرهنگ در گرو استمرار فرآيند نوآوري است و تحقق نوآوري مستلزم ايجاد زيست‌بوم بهينه نوآوري است (پايا، 1382 ج). براي ايجاد چنين زيست بومي اما به گرد آمدن عوامل متعددي نياز است: بسط جامعه مدني، تحكيم شالوده‌هاي مردمسالاري، ترويج رويكردهاي معرفت بنياد (پايا، 1382 ب) و برقراري توازن ميان پايبندي به حقيقت در تكاپوهاي معرفتي و توجه به مصلحت در رويكردهاي اجتماعي (پايا، 1383) از زمره اين عواملند. آينده فرهنگ در هر اجتماع، با الگوهاي شخصي و نظاير آن با رفتاري كه اين آموزه‌ها ديكته مي‌كنند تفاوت گذارد. حاملان ميم‌ها اذهان آدميانند كه دستورالعمل‌ها را در خود نگاه مي‌دارند. رفتارهاي آنان كه از اين دستورات ناشي مي‌شوند خواه پختن شيريني باشد خواه خواندن آواز، خواه اجراي مناسك شرعي خواه عقد يك قرارداد و... نتايج فينوتايپي ميم‌ها هستند. البته لازم نيست كه دستورالعمل به معناي منطقي كلمه الزام‌آور deontic باشد يا به صورت تشريحي و توصيفي جزئيات عمل را در بر داشته باشد.

7ـ استفاده از رهيافت تطوري / ميمتيكي به فرهنگ نكات تازه‌اي را در ارتباط با آينده فرهنگ مطرح مي‌سازد. به برخي از نكات در ذيل به اجمال اشاره مي‌شود:

ـ1ـ7 ريچارد داوكين كه واژه مهم را بر سر زبان‌ها انداخت (داوكين، 1998)، اصطلاح حوضچه ميم‌ها را، به تناظر با حوضچه ژن‌ها، مطرح كرد. يك گونه زيستي ممكن است از مجموعه‌اي از ژن‌هاي درون يك حوضچه ژنتيكي واحد به وجود آمده باشد يا ژن‌هاي مختلف از حوضچه‌هاي متفاوت خواه به نحو مجزا و خواه پيوسته در ساختمان آن موجود باشند. در مورد حوضچه ميم‌ها نيز وضع كم و بيش به همين منوال است: مجموعه ميم‌هايي كه در هر زمان در اختيار يك جمعيت يا بخش‌هاي كوچكي از آن است، ممكن است نظير حوضچه ميم يك قبيله منزوي، از نظر ژنتيكي محدود و داراي تنوع اندك باشد و يا آنكه به واسطه برخورداري از امكانات حوضچه‌هاي ژنتيكي مختلف بر تنوع دروني آن افزوده شده باشد. در زمانه كنوني پديداري نظير جهاني شدن مي‌تواند در آن واحد دو تأثير متعارض ايجاد تنوع فرهنگي و يا تحمل الگوهاي يكسان فرهنگي را به همراه داشته باشد. نقش فرهنگ‌هاي بومي و محلي در شكل‌گيري يكي از اين دو روند متعارض حائز اهميت فراوان است.

2ـ7ـ داوكين مدعي است كه ميم‌ها نيز نظير ژن‌ها احتمالاً خودخواه هستند و بنابراين مي‌توانند به عوض آنكه خواهان ترويج حقيقت باشند خواهان تكثير خودشان باشند. داوكين اين نوع ميم‌هاي خودخواه را ويروس‌هاي ذهني مي‌نامد و دين و انديشه‌هاي جزم‌گرايانه را به عنوان نمونه‌هاي آنها معرفي مي‌كند. البته مي‌توان درخصوص دعوي داوكين در مورد دين مناقشه كرد. به خصوص كه داوكين رويكردي به شدت ضدديني دارد و برخلاف ماركس براي دين هيچ نوع ارزش اجتماعي يا فردي قائل نيست و خواهان حذف آن از صحنه فرهنگ است. مي‌توان به عنوان رفتارهاي حاملان فرهنگ در آن جامعه ارتباط مستقيم دارد. منطق موقعيت مي‌تواند به اين حاملان در اتخاذ سنجيده شيوه‌هاي رفتاري مدد رساند (پايا، 1382 الف)


مآخذ:

1989، Richard Dawkin, The Selfish Gene, Oxford University Press,

علي پايا، «جامعه مدني و هويت اسلامي: كدام اسلام، كدامين هويت؟»، كيان، 1375.

علي پايا، «ابهام‌زدايي از منطق موقعيت(1)، نامه علوم اجتماعي، شماره‌‌هاي 21 و 22، 1382.

علي پايا، نهادهاي مولد انديشه، دفتر برنامه‌ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي وزارت، معاونت فرهنگي و اجتماعي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، زمستان 1382.

علي پايا، «جهاني شدن، علم، تكنولوژي و توسعه»: ملاحظاتي از منظر آينده‌انديشي، سخنراني ارائه شده در همايش سياست‌ها و مديريت برنامه‌هاي رشد و توسعه در ايران، تهران، 16ـ19 اسفند 1382.

علي پايا، آينده‌انديشي و ترويج علم در جامعه، دفتر برنامه‌ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي وزارت، معاونت فرهنگي و اجتماعي، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، 1383.

كارل پوپر، اسطوره چارچوب، طرح نو، 1382.

* اين مقاله در كارگاه آينده‌انديشي ارائه شده است.

در همين زمينه:

دنبالک:
http://mag.gooya.com/cgi-bin/gooya/mt-tb.cgi/9177

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'ميم‌ها، جهان 3 و آينده فرهنگ در ايران، دكتر علي پايا' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016